دیوان بین المللی دادگستری

دانلود پایان نامه

حقوق بین الملل ابزارهای حمایت دیپلماتیک را براساس نظم خارجی ملاحظات حقوقی و … از موردی به مورد دیگر محدود می نماید . در صورت وجود تکالیف قراردادی – برای مثال تجویز داوری به عنوان تنها طریق عملکرد جهت حل و فصل اختلاف و یا رجوع به دیوان بین المللی دادگستری و … به عنوان ابزاری از حمایت – وفق مفاد و مندرجات قرارداد منعقده بین طرفین اقدام می گردد . اما در غیاب تکالیف معاهداتی ، حمایت دیپلماتیک محدود به حقوق بین المللی عرفی می گردد حقوق بین المللی عرفی نیز محدودیت هایی را در استفاده از طرق ، همچنین نوع ابزارهای حمایت قائل است که مهمترین محدودیت مربوط به استفاده از زور می باشد .
آنچه که حائز اهمیت است رجوع به هریک از طرق و ابزارهای حل و فصل اختلاف توسط دولت متبوع شخص متضرر ، جهت وصول خسارات وارده از تابع متخلف ، منوط به رعایت تشریفاتی (قاعده رجوع به مراجع داخلی و ارکان ذیصلاح ) از ناحیه شخص حقوقی متضرر می باشد .
علی ایحال ، طرق عملکرد در حل و فصل اختلاف در آیین حمایت دیپلماتیک به صورت عمل می گردد:
بند اول – طرق مسالمت آمیز که خود نیز به دو دسته تقسیم می شود .
الف ) طرق سیاسی ب) طریق حقوقی
بند دوم- طرق غیر مسالمت آمیز
الف- طریق سیاسی
هنگامی که دولت متبوع شخص متضرر ، اجرای عدالت را در خصوص تبعه خود در مقابل تابع خاطی به طور رسمی به عهده می گیرد و به اصطلاح حمایت دیپلماتیک خود را نسبت به شخص متضرر اعمال می نماید ، ممکن است این اعمال حمایت به طرق سیاسی و با استفاده از ابزارهای مربوط در این چهارچوب ، نمود پیدا کند . در این طریق ، طرفین اختلاف ، خود راسا و یا با دخالت یک عامل ثالث در خصوص شرایط حل مسئله توافق نموده ، اقدامات و کوشش هایی را در جهت حل و فصل اختلاف و در نتیجه جبران خسارات وارده به شخص معمول می نمایند . همانطور که ادعاهای زیادی بدین صورت به طور مثبت یا منفی پایان می پذیرد ابزارهای معمول در طرق سیاسی معمولا به اشکال ذیل تجلی پیدا می نماید . 1) مذاکره 2) انعقاد موافقتنامه های خاص راجع به قواعد و میزان غرامت .
1) مذاکره
« مذاکره » به عنوان یکی از معمول ترین ، مفید ترین و موثرترین شیوه حل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی و به عنوان یک ابزار غیر رسمی و غیر نهادین قلمداد می گردد . روش مزبور که مبین یک ضرورت عینی است ، از گفتگوهای مستقیم و بی واسطه بین طرفین اختلاف ، به منظور نزدیک ساختن نظرات متباین با حداقل درک مواضع مختلف یکدیگر در جهت نیل به یک تفاهم و سازش مستقیم شروع می شود و نتایج آن در برخی موارد به انعقاد یک موافقتنامه ( در خصوص قواعد و میزان غرامات ) منتهی می گردد .مذاکره ، علاوه بر اینکه خود روش فعالی در جهت حل و فصل دعاوی بین المللی تلقی می گردد ، معمولا مقدمه ای برای دیگر فرایندهای حل و فصل نیز محسوب می گردد . در واقع شکست مذاکرات به منزله شرط اصلی و اولیه توسل و مراجعه طرفین اختلاف به دیگر طرق و ابزارهای حل و فصل اختلاف است . حل اختلاف از طریق مذاکره ، دارای مزایایی از جمله حسن نیت ، انعطاف پذیری و سری بودن و معایبی نظیر عدم ارائه عینی مسائل و فقدان نقش تعدیل کننده طرفهای ثالث جهت جلوگیری از طرح ادعاهای مبالغه آمیز می باشد . موقعیت و دایره نفوذ این روش محدود است و تاثیر واقعی آن هنگامی است که :
اولا ) طرفین با تفاهم و سازش مایل به رفع اختلاف موجود میان خود باشند .
ثانیا) نیروهای سیاسی آنها تا حدودی برابر باشد . در غیر اینصورت ، طرف ضعیف دستخوش امیال و نظریات طرف قوی قرار می گیرد .
لزوم حل اختلاف از طریق مذاکره پیش از رجوع به طریق حقوقی و توسل به ابزارهای آن ( داوری ، قضایی ) که یکی از قدیمی ترین اصول رایج حقوق بین الملل است در قضیه « امتیازات ماوروماتیس » توسط دیوان دائمی دادگستری بین المللی مورد تایید و تاکید قرار گرفت آنجا که دیوان مقرر داشت : « پیش از رجوع به دیوان جهت حل اختلاف ، می بایست موضوع اختلاف از طریق مذاکره مشخص شده باشد » .
باید خاطر نشان ساخت که رجوع به طرق سیاسی و توسل به ابزار مذاکره جهت حل و فصل اختلافات الزامی نبوده و در واقع هیچ ساز و کار یا مجازاتی جهت اجبار طرفین اختلاف به توسل به ابزار مزبور وجود ندارد. اما طرفین معمولا ترجیح می دهند قبل از شروع به هر عمل رسمی و غیر انعطاف تری به این ابزار رجوع نمایند و گاه رجوع طرفین اختلاف به انجام مذاکره ، ناشی از تکالیف قراردادی – برای مثال موافقتنامه دو یا چند جانبه – می باشد . بدیهی است تعهد به مذاکره بدین نحو ، تعهده به ادامه روند مذاکره با تلاش موثر جهت دستیابی به یک توافق و نتیجه مشخص نیز می باشد ( تعهد به وسیله ) هرچند ممکن است منجر به نتیجه ای نگردد . روند مذاکره ، ممکن است از هنگام بروز اختلاف در چهارچوب حمایت دیپلماتیک آغاز و حتی پس از طرح دعوی نزد مراجع بین المللی نیز تداوم یابد . چنانچه مذاکره منجر به رفع اختلاف میان طرفین دعوی گردد ، مرجع رسیدگی کننده از اعمال صلاحیت خودداری می نماید . علی ایحال نتایجی را که می توان به مذاکره مترتب نمود :
اولا ) ترک دعوی ، انصراف مدعی از ادعای حقی که برای خود و تبعه متضررش قائل است .
ثانیا ) تمکین ، پذیرش ادعای مدعی از طرف مدعی علیه
ثالثا) مصالحه ، حصول توافق بین طرفین اختلاف جهت خاتمه دادن به اختلاف موجود .
رابعا ) تمهید یک راه حل جدید ، قبول طرفین مبنی بر اینکه اختلاف خود را به طریق دیگر رسیدگی ، ارجاع دهند .
2) انعقاد موافقتنامه حل و فصل دعاوی
انجام مذاکره بین طرفین اختلاف در برخی موارد منجر به انعقاد موافقتنامه ای جهت حل و فصل دعوی و جبران خسارت وارده به شخص متضرر می گردد .
در اینگونه موافقتنامه ها طرفین اختلاف ، شرایط مرضی الطرفین را در خصوص مبلغ مصالحه « میزان غرامات» پیش بینی می نمایند ، سپس درخواست مشترک خود را به مرجع داوری یا قضایی ارجاع و تسلیم و طی آن تقاضا می کنند که مرجع رسیدگی کننده بدوا موافقتنامه مزبور را ( به عنوان حل و فصل قطعی و نهایی دعوی بدون حق طرح مجدد ادعا و یا ادعای متقابل ) ثبت و تنفیذ ، سپس اقدام به صدور حکم صرفا مبتنی و منطبق با مفاد و شروط مقرر در موافقتنامه مزبور نمایند . در واقع موافقتنامه مزبور به عنوان رای داور یا قاضی است .
صدور حکم مبتنی بر شرایط مرضی الطرفین منوط به پرداخت مبلغ مصالحه ، به مدعی است . بنابراین پرداخت مبلغ مصالحه ، به مدعی ممکن است قبل و یا همزمان با تسلیم و ثبت موافقتنامه حل و فصل در مرجع مدنظر باشد . معمولا در این موافقتنامه ها یک پروسه زمانی مشخص درخواست مشترک پس از امضای موافقتنامه به مرجع رسیدگی مدنظر ، پیش بینی می گردد که چنانچه موافقتنامه درخواست مشترک ظرف مدت معین به مرجع مزبور جهت تصویب تسلیم نگردد ، موافقتنامه بلااثر و کان لم یکن گردد . بدیهی است ، پس از ثبت و تصویب موافقتنامه ، مفاد و شروط مقرر در آن جهت طرفین لازم الاجرا است و پایه و اساس این قدرت الزامی در پذیرش و توافق قبلی طرفین اختلاف می باشد .
قابل ذکر است که پس از انعقاد موافقتنامه حل و فصل و ارجاع و تسلیم موافقتنامه به مرجع داوری یا قضایی بین المللی مرجع مزبور اساسا بررسی نمی کند که آیا توافق و سازش معموله صحیح صورت گرفته معقول می باشد یا نه ، بلکه صرفا مبادرت به صدور حکم منطبق با مفاد و شروط مقرر در موافقتنامه می نماید ، اما مرجع مزبور در خصوص صلاحیت خویش می تواند اقدام نماید .

مطلب مشابه :  مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری