ذهن آگاهی مؤلفه کلیدی در این مداخلات

پذیرش و تعهد درمانی: تحت این فرضیه ابداع شد که آسیب روانی ارتباط وسیعی با کنترل یا اجتناب از افکار و عواطف منفی فرد دارد. پذیرش و تعهددرمانی به آموزش مهارتهای لازم جهت کاهش اجتناب تجربه ای می¬پردازد و زمانی رخ می¬دهد که فرد از برقراری تماس با تجارب شخصی خاص خود اکراه دارد مانند حالات بدنی ، عواطف، افکار، خاطره¬ها و گرایشات رفتاری . گام¬هایی نیز در جهت اصلاح شکل این رویدادها و زمینه¬هایی که در آن رخ می¬دهند برداشته می¬شود (هایس، استروساهل و ویلسون ،1999). ذهن-آگاهی اشتیاق را به وسیله افزایش آگاهی با استفاده از خودمشاهده¬گری گسترش می¬دهد که این نیز به نوبه خود شفاف¬سازی افکار و عقاید را پرورش میدهد. گرچه پذیرش و تعهد درمانی بطور ویژه ذهن¬آگاهی را به عنوان یک مؤلفه درمانی یا تکنیک رشد نمی¬دهد ولی رویکرد کلی، شیوه¬ها و تمرین¬های آن با رویکردهای مبتنی بر ذهن¬آگاهی همسو و هم جهت می باشد (بائر،2003). در پژوهش¬های مختلف کارایی موفقیت¬آمیز پذیرش وتعهددرمانی برای افسردگی (زتل و هایس ،1986؛ زتل و رانیس ،1989)، استرس محل کار (بوند و بروس ،2000)، درد مزمن (گیسر ،1992)، اسکیزوفرنیا (باخ و هایس ،2002؛ گودیانو، دالریمپل و هربرت ،2002)، ترک سیگار (گیفورد ،2002) و سوءمصرف مواد (هایس، ویلسون، گیفورد، بیست، باتن و پی یاسکی ،2002) نشان داده شده است. همچنین در زمینه اختلالات اضطرابی، تحقیقات بلاک (2002) و بلاک و ولفرت (2000)، سودمندی موفقیت آمیز پذیرش و تعهد درمانی را تأیید نموده است.

رفتاردرمانی مناظره ای: که در آن عناصری از رویکردهای شناختی ـ رفتاری سنتی با فلسفه ذن به منظور درمان اختلال شخصیت مرزی ترکیب شده¬اند. رفتاردرمانی مناظره¬ای، رفتار بدکارکرد را نتیجه عملکرد بد سیستم تنظیم هیجانی می¬داند که با احساسات منفی و عدم توانایی برای تغییر این احساسات مربوط است. در رفتاردرمانی مناظره¬ای تغییر رفتار در زمینه پذیرش خود صورت می¬گیرد و از ذهن¬آگاهی به عنوان راهبرد اصلی جهت افزایش پذیرش استفاده می¬شود. ذهن¬آگاهی که بر عدم داوری و عدم ارزیابی تأکید دارد مثل راهبرد مواجهه¬ای عمل کرده و موجب کاهش اجتناب خودکار از هیجان و پاسخ¬های ترس می¬شود (لینهان ،1993).
ذهن¬آگاهی در رفتاردرمانی مناظره¬ای در مقایسه با سایر روان¬درمانی¬های ذهن¬آگاهی¬محور از سازمان¬دهی متفاوتی برخوردار است. به این صورت که در رفتاردرمانی مناظره¬ای به آموزش مهارتهای چیستی ذهن¬آگاهی (یعنی مشاهده، توصیف، مشارکت) و مهارتهای مربوط به چگونگی آن (یعنی غیرقضاوتی بودن، ذهن¬آگاهی فردی و اثربخشی آن ) پرداخته می¬شود. تمرینات ذهن¬آگاهی شامل خیال¬پردازی برای مشاهده افکار، احساسات و حالات بدنی، مشاهده تنفس یا شمارش یا هماهنگ گام برداشتن، آگاهی ذهن¬آگاهانه در خلال فعالیت¬های روزمره می¬باشد (بائر،2003).
در زنان دارای اختلال شخصیت مرزی که رفتاردرمانی مناظره¬ای دریافت نمودند کاهش رفتارهای فراخودکشی ، خشم و از هم گسیختگی و کاهش زمان بستری شدن مشاهده شد؛ ضمن آنکه دوام درمانهای انجام شده در آنها بالا بود (لینهان، آرمسترانگ، سوارز، آلمان و هیرد ،1991).
تحقیقات نشان می¬دهند مهارتهای رفتاردرمانی مناظره¬ای که دربرگیرنده ذهن¬آگاهی هستند در زمینه پرخوری عصبی (تلچ، آگراس و لینهان،2002) و سوءمصرف مواد (لینهان و همکاران ،1999) نیز موفق نشان داده است.

پیشگیری از بازگشت: نیز یک بسته آموزشی درمانی است که برای ممانعت از بازگشت سوءمصرف کنندگان مواد توسط مارلات و گوردون (1985) طراحی شده است. از ذهن-آگاهی به عنوان تکنیکی جهت مقابله با امیال نیز استفاده می¬شود. مثلاً از استعاره «موج سواری بر امیال »، برای تشویق مراجع جهت پشت سر گذاشتن امواج و این که به میل اجازه بدهند بدون آنکه تسلیمش شوند بگذرد، استفاده می¬شود. علاوه بر این، پیشگیری از عود، از ذهن¬آگاهی جهت آموزش این مطلب استفاده می¬کند که امیال را نمی¬توان رد کرد بلکه می¬کوشد تا مشاهده و پذیرش امیال را در مراجعان پرورش دهد (بائر،2003).
رشد و تکامل درمانهای ذهن¬آگاهی¬محور، نقطه عطف ترکیب مطالعه ذهن¬آگاهی در حیطه-های بالینی و پژوهشی می¬باشد؛ زیرا با توجه به تأکید رفتاردرمانی بر تجربی¬نگری، امکان مطالعه¬ی ذهن¬آگاهی در روانشناسی کاربردی و روانشناسی تجربی فراهم شده است. در خلال چند سال گذشته علاقه افراد نسبت به ذهن¬آگاهی در روانشناسی بالینی علمی رو به افزایش است. مثلا در لیست پذیرش و تعهد¬درمانی که توسط هایس در دانشگاه نوادا رنو ، در سال 2002 پایه¬گذاری شده است نزدیک به 800 عضو ثبت نام کرده¬اند. در لیست خدمات «ذهن آگاهی» که در سال 2002 توسط فرسکو در دانشگاه ایالتی کنت پایه¬گذاری شده است بیش از 220 نفر عضو ثبت نام نموده¬اند. همچنین افزایش علاقه به ذهن¬آگاهی با تشکیل گروه ذهن¬آگاهی و گروه علاقه خاص به پذیرش در انجمن ارتقاء رفتاردرمانی در سال 2002 جلوه¬گر شد. از همان ابتدای شکل¬گیری گروه علاقه خاص به پذیرش، بیش از 150 نفر برای پیوستن به آن ابراز تمایل کردند (کارداسیوتو،2005).