مدیریت عملکرد سازمانی

دانلود پایان نامه

عملکرد سازمانی

تعریف و اندازه گیری عملکرد سازمان بسیار حیاتی است. زیرا بهبود عملکرد در قلب مدیریت استراتژیک قرار دارد و عملکرد کسب و کاریک زیر مجموعه از مفهوم کلی اثربخشی سازمانی است( ونکاترمنو رامنجم[1]،1986).

آرمسترانگ و بارون[2] در سال 2004 بیان می کنند که تعریف عملکرد مقدمه و پیش شرط لازم برای اندازه گیری و اداره سازمان است. اتلی در این رابطه معتقد است که عملکرد را انجام کارها و دستیابی به نتایج تعریف می کنند.

مون و فیتزگرالد[3] در سال 1996 ادعا کردند که عملکرد یک سازه چند بعدی است و اندازه گیری هر متغیر آن به چندین فاکتور متفاوت که آن را تشکیل داده اند بستگی دارد.

راجرز عملکرد را پیامد کارها تعریف می کند زیرا این پیامدها ارتباط قوی با اهداف استراتژیک سازمانی ،رضایت مشتری و فاکتورهای اقتصادی دارد.مستونو ومنترز[4] در سال 2000 بیان کردند که عملکرد را نباید فقط عملکرد اقتصادی در نظر گرفت بلکه باید فاکتورهای غیر اقتصادی  از جمله رضایت مشتری ،حفظ مشتری،پذیرش اجتماعی وتصویر بنگاه را نیز در نظر گرفت . در سال 1993 نیز کوهلی و جاورسکی[5] تعهد سازمانی کارکنان و روح یگانگی را به عنوان عملکرد های غیر اقتصادی در نظر گرفتند.

پژوهشگران مختلفی بر توضیح عملکرد شرکت و شناسایی منابع وتفاوت  های عملکرد درون شرکتی تمرکز کرده اند و نظرات متفاوتی در این باره وجود دارد(مکگاهن و پورتر[6]،1997)

به طور کلی عملکرد سازمانی معیاری برای اندازه گیری میزان دستیابی خوب و مؤثریک اقدام بر اهداف تعیین شده ،تعریف می شود که می تواند به وسیله کارایی و اثر بخشی سازمان در دستیابی به اهداف برآورد شود.(استونر[7]،1986)

عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد،بنابراین عملکرد سازمانی یک سازه کلی است که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی اشاره دارد. معروفترین تعریف عملکرد توسط نوبل[8] و همکاران (2002)ارائه شده است:”فرآیند تبیین کیفیت اثربخشی و کارایی اقدامات گذشته”طبق این تعریف نیز، عملکرد به دو جز تقسیم می شود:

مطلب مشابه :  مشکلات اقتصادی

1.کارایی که توصیف کننده چگونگی استفاده سازمان از منابع در تولید خدمات یا محصولات است،یعنی رابطه بین ترکیب واقعی و مطلوب دروندادها برای تولید بروندادهای معین;

2.اثربخشی که توصیف کننده درجه نیل به اهداف سازمانی است(رهنورد،1387)

اما مولین[9](2002) در تعریف خود از سنجش عملکرد بر چگونگی مدیریت و ارزش آفرینی به شرح زیر تاکید دارد:”ارزشیابی چگونگی مدیریت سازمان ها و ارزش آفرینی آنها برای مشتریان و دیگر ذینفعان”

همان طور که پرات[10](2005) تاکید می کند ، تعریف مولین از غنای بیشتری برخوردار است.زیرا واژه “ارزشیابی” هم کیفیت و هم کمیت را پوشش می دهد .در ضمن همان طور که خود نیلی نیز (2005) اشاره می کند،ارزش آفرینی برای ذینفعان در موفقیت سازمانی نقش کلیدی دارد.بی شک ،مدیران نیاز دارند بدانند ذینفعان کلیدی سازمان،آنها را چگونه ادراک می کنندو تصریح این امر در تعریف عملکرد،سازمان را به سنجش ادراک ذینفعان ترغیب می کند(رهنورد،1387)

در واقع اشخاصی که درون یا بیرون سازمان هستند،می توانند تعاریف متفاوتی برای عملکرد ارائه دهند.تعاریف ارائه شده توسط فردی از  درون سازمان،بر ایجاد نتایج از طریق اعمال انجام شده تمرکز دارد.در این حالت اگر افراد داخل سازمان ،دیدگاههای متفاوتی به عملکرد نداشته باشند،یک تعریف یکتا و مشترک از عملکرد ارائه خواهد شد که در عمل کاری بس دشوار است.در مقابل یک فرد خارج از سازمان به شاخص های عمومی بر مبنای تعاریف آماری محتمل و از قبل تعیین شده،نظیر آنچه در آنالیزهای مالی پیدا می شود،نظر دارد و کارهای واقعی سازمان در جعبه سیاه باقی خواهد ماند.در این صورت تعریف عملکرد توسط چنین فردی ،بر پیش بینی اعمال و نیز بر تخمین احتمال نتایج مشخص آینده تمرکز دارد.(پاتون[11]،2010)

2-4-1) سنجش عملکرد سازمانی

سنجش عملکرد سازمانی عنوانی است که بیشتر مورد بحث قرار می گیرد،اما کمتر تعریف می شود(نیلی و آدامز[12]،2001).

مطلب مشابه :  رضایت از زندگی زناشویی، راهبردهای مقابله دینی، سندرم روده تحریک پذیر

سیستم های سنجش عملکرد به عنوان ابزاری برای پایش و اعمال نظارت طراحی شده اند.سنجش عملکرد عبارتست از فرآیند حصول اطمینان از اینکه یک سازمان راهبردهایی را دنبال کند که به تحقق اهداف منجر شود(نانی اتال[13]،1990)سینک[14](1991) سنجش عملکرد را یک وظیفه پیچیده،مشکل،چالش برانگیز و مهم می داند.سطح عملکرد یک سازمان تابعی است از کارایی و اثر بخشی عملیات سازمانی،بنابراین سنجش عملکرد عبارتست ازفرآیند تعیین کمیت کارایی و اثربخشی یک سازمان.

بی شک سنجش عملکرد یک هدف نیست،اما ابزاری است برای مدیریت اثربخش.نتایج سنجش عملکرد نشان می دهد که چه اتفاقی افتاده است،اما چرایی آن را نشان می دهد.به منظور استفاده مناسب از یافته های سنجش عملکرد،یک سازمان نیازمند انتقال از “سنجش” به “مدیریت” است.این مفهوم به عنوان مدیریت عملکرد، در تحقیقات مدیریت عملکرد سازمانی معروف است(آمراتونگا[15]،بالدری[16]،2002)

معیارهای اندازه گیری عملکرد را با توجه به مفاهیم حسابداری و مفاهیم اقتصادی می توان به دو دسته حسابداری و اقتصادی تقسیم کرد.در معیارهای حسابداری عملکرد شرکت با توجه به داده های حسابداری ارزیابی می شود در حالی که در معیارهای اقتصادی عملکرد شرکت با توجه به قدرت کسب سود دارایی های موجود و سرمایه گذاری بالقوه و با عنایت به نرخ بازده ونرخ هزینه سرمایه ارزیابی می گردد (صفدری،1391)

در بیانی دیگر عملکرد سازمان ها به دو روش اصلی می تواند اندازه گیری شود :الف-ذهنی ب-عینی

معیارهای عملکرد عینی از منابع اطلاعاتی بیرون شرکت و منابع ثانویه استفاده می نمایند و در بیشتر موارد کمّی می باشند(کرونین[17] ،1992)

در مقابل معیارهای عملکرد ذهنی  طبعا” کیفی بوده و از دیدگاه و نقطه نظرات شخص پاسخ دهنده استفاده می گردد.

اندازه گیری هم با منابع داخلی و هم با منابع خارجی سازمان صورت می گیرد .

بیشتر محققان تنها از معیار  عملکرد ذهنی استفاده می کنند(مانسونو[18] و همکاران،2003) زیرا به این توافق رسیده اند که :

1-دستیابی  به معیارهای  عملکرد عینی کاملا” غیر ممکن است .

2-معیارهای عملکرد ذهنی  در اکثر تحقیقات صورت گرفته مورد استفاده قرار گرفته است .