رابطه بین فرصت‌های سرمایه‌گذاری و انتخاب خط‌مشی شرکت

دانلود پایان نامه

قسمتی از سود حسابداری، نقدی می باشد. یعنی وجه نقد حاصل از عملیات شرکت در داخل این سود قرار دارد، و قسمتی از آن را اقلام تعهدی تشکیل می دهد. بخش تعهدی سود به مراتب از بخش نقدی آن دارای اهمیت بیشتری در ارزیابی عملکرد شرکت می باشد. وجه نقد به دست آمده در طی یک دوره مالی، اطلاعات مربوطی به حساب نمی آید، چون وجه نقد شناسایی شده، از مشکلات زمان بندی و تطابق رنج می برد و در نتیجه نمی تواند منجر به اندازه گیری صحیح عملکرد شرکت شود. برای کاستن از این مشکلات، اصول پذیرفته شده حسابداری در این مورد رهنمودهایی دارد تا دقت در اندازه گیری عملکرد شرکت را به وسیله ی استفاده از اقلام تعهدی افزایش دهد تا مشکلات زمانبندی و تطابق شناسایی گردش وجه نقد در سود حسابداری را اصلاح کند(رسائیان و حسینی،1387).
اقلام تعهدی تعدیلات موقتی هستند که جریان های نقدی را طی دوره های زمانی انتقال می دهند. نفع عمده ی این انتقال آن است که ارقام تعدیل شده، تصویر درست تری از عملکرد اقتصادی شرکت ارائه می دهند(دیچو و دایچو، 2002). به عنوان مثال، ثبت یک حساب دریافتنی، شناخت یک جریان نقدی آتی را به حال سرعت می بخشد. با این وجود، منافع اقلام تعهدی به بهای پذیرش مفروضات و برآوردهایی است که باید بعداً در اقلام تعهدی آینده اصلاح شوند. به عنوان مثال، اگر عواید خالص حاصل از حساب های دریافتنی کمتر از برآورد اولیه باشند، این اشاره بر آن دارد که برآورد اولیه شامل یک خطای برآورد بوده و ثبت مربوط به بستن حساب ها، هم تحقق جریان نقدی و هم اصلاح خطای برآوردی تحقق یافته را ثبت می کند. از آنجا که خطاهای موجود در برآوردها و اصلاحات بعدی آنها اساساً خلل کم معنایی در اقلام تعهدی هستند، نقش منفعتی اقلام تعهدی را می کاهند. بنابراین، کیفیت اقلام تعهدی و سود در دامنه ی خطاهای برآوردی اقلام تعهدی کاهش می یابد. به عبارت دیگر، هدف اصلی اقلام تعهدی، کاهش مشکلات زمان بندی و ناانطباقی در جریان های نقدی زیربنایی است(دیچو و دایچو، 2002).
در نهایت، کیفیت اقلام تعهدی از نظر سرمایه گذاران به معنی نزدیکی سود حسابداری به وجه نقد می باشد. بنابراین کیفیت ضعیف اقلام تعهدی باعث می شود که مبهم بودن اطلاعات افزایش یافته و ریسک سرمایه گذاری نیز در پی آن افزایش داشته باشد(فرانسیز و دیگران، 2005).
2-6-7. تشابه انتظارات سرمایه گذاران
سرمایه گذاران مختلف بسته به اطلاعات قبلی و میزان توانایی آنان در تحلیل اطلاعات صورت های مالی، انتظارات متفاوتی درباره سودهای دوره های آتی شرکت ها دارند. به هر حال، تا اندازه ای که سرمایه گذاران انتظارات خود را بر مبنای منابع اطلاعاتی مشترک – مثلاً اجماع پیش بینی های تحلیلگران – شکل می دهند، این تفاوت ها کاهش خواهد یافت. به طور مثال در زمان اعلام سود یک شرکت، هر سرمایه گذار بسته به انتظارات خود، این اطلاعات را به عنوان GN یا BN قلمداد خواهد نمود؛ بنابراین برخی تمایل به خرید سهم داشته و برخی اقدام به فروش خواهند کرد. به هر حال، هر چه انتظارات سرمایه گذاران به هم نزدیکتر باشد، آنان تفاسیر مشابهی را نسبت به اخبار جدید خواهند داشت. مثلاً چنانچه سرمایه گذاران انتظارت خود در مورد سودها را براساس اجماع پیش بینی های تحلیلگران شکل دهند، و سود دوره جاری کمتر از رقم پیش بینی شده باشد، تمامی سرمایه گذاران این حالت را BN قلمداد کرده و بیشتر تمایل به فروش سهم خواهند داشت تا خرید آن. بنابراین هر چه انتظارات سودها مشابه تر باشد، اثر یک دلار سود غیرنرمال بر قیمت سهم بیشتر خواهد بود. این بدین معنی است که در صورت برابر بودن سایر شرایط، هر چه پیش بینی های تحلیلگران دقیق تر باشد، انتظارات سرمایه گذاران در مورد سودها مشابه تر بوده و ERC بزرگتر خواهد بود (اسکات، 2003).
2-6-8. آگاهی بخشی قیمت
قیمت بازار سهام خود تا حدی درباره ارزش آتی شرکت آگاهی بخش است. خصوصاً، قیمت سهم درباره سودهای آتی آگاهی دهنده است. دلیل این امر اینست که قیمت بازار تمام اطلاعات در دسترس عموم درباره شرکت را – که بسیاری از آنها را سیستم حسابداری با یک وقفه زمانی شناسایی می کند – در خود دارد. در نتیجه، هر چه قیمت سهم آگاهی بخش تر باشد، محتوی اطلاعاتی سودهای حسابداری دوره جاری کمتر خواهد بود و بنابراین در صورت برابر بودن سایر شرایط، ERC کوچکتر خواهد بود.
یک نماینده برای آگاهی بخشی قیمت، اندازه شرکت است چرا که در اخبار به شرکت های بزرگتر بیشتر پرداخته می شود. به هر حال استون و زمیسکی (1989) نشان دادند که اندازه شرکت متغیر توضیحی معنی داری برای ERC نیست. احتمالاً دلیل این امر اینست که اندازه شرکت نماینده سایر ویژگی ها از جمله ریسک و رشد نیز می باشد. با کنترل این عوامل، اندازه شرکت دیگر رابطه معنی داری با ERC نداشت (اسکات، 2009).
در ادامه به یکی از این عوامل که مورد نظر این تحقیق است، به طور مفصل تر می پردازیم.
2-7. مجموعه فرصت های سرمایه گذاری
2-7-1. تعریف فرصت های سرمایه گذاری و شاخص های آن
مفهوم مجموعه فرصت های سرمایه گذاری یک مفهوم تازه در ادبیات دانشگاهی نیست. مایرز (1977) یک شرکت را به عنوان ترکیبی از داراییهای سرمایه گذاری شده و فرصت های سرمایه گذاری (فرصت های رشد) تعریف می کند. فرصت های سرمایه گذاری که مایرز در مورد آنها بحث می کند دو ویژگی اساسی دارند. اولاً، فرصت های سرمایه گذاری نشان دهنده پروژه های دارای خالص ارزش فعلی مثبت هستند. ثانیاً، ارزش فرصت های سرمایه گذاری به مخارج اختیاری آتی بستگی دارد. این دو ویژگی این امکان را فراهم می کند که به فرصت های سرمایه گذاری به عنوان اختیارهای خریدی نگریسته شود که قیمت اعمال آن معادل سرمایه گذاری آتی است که برای تحصیل دارایی به آن نیاز داریم. بنابراین، ارزش دارایی های سرمایه گذاری شده مستقل از راهبرد سرمایه گذاری شرکت است اما ارزش اختیارهای سرمایه گذاری به مخارج اختیاری آتی توسط مدیریت بستگی دارد. این صلاحدید مدیریت در مورد مخارج اختیاری آتی، داراییهای سرمایه گذاری شده را از فرصت های سرمایه گذاری متمایز می کند. نمونه هایی از فرصت های سرمایه گذاری شامل ابتکارات محصول، توسعه کارخانه، تبلیغات، و نگهداری داراییهای موجود است(گاور و گاور، 1993).
کریسناواتی(2006) نیز عنوان می دارد که فرصت های سرمایه گذاری نشان دهنده سرمایه گذاری های اختیاری هستند که ناشی از تصمیمات تولید، سرمایه گذاری و تامین مالی هستند، تصمیماتی که انتظار می رود نرخ بازده آنها بالاتر از بازده معمولی باشد. مجموعه فرصت های سرمایه گذاری شرکت فهرستی از پروژه های دارای خالص ارزش فعلی مثبت است که در دسترس شرکت هستند.
شاخص های بسیاری وجود دارد که می تواند برای اندازه گیری مجموعه فرصت های سرمایه گذاری بکار رود که برخی از آنها عبارتند از:
(1) نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری هر سهم؛
(2) نسبت سود به قیمت هر سهم؛ و
(3) کیو توبین که برابر است با نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری دارایی ها(نسبتهای کیو توبین بالا نشان دهنده فرصت های سرمایه گذاری سودآور است در حالی که نسبتهای کیو توبین پایین نشان دهنده عدم وجود چنین فرصت های سرمایه گذاری است)؛
طبق کار آدام و گویال (2001) نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری داراییها مفیدترین شاخص است. کریسناواتی(2006) بر کیو-توبین تمرکز می کند. اسکینر(1993) نیز در تحقیق خود از چهار متغیر برای اندازه گیری مفهوم مجموعه فرصت های سرمایه گذاری استفاده کرد: (1) نسبت ارزش دفتری اموال، ماشین آلات و تجهیزات به ارزش بازار آنها، (2) نسبت هزینه تحقیق و توسعه به فروش خالص، (3) نسبت کیو توبین، و (4) بتای شرکت.
مجموعه فرصت های سرمایه گذاری، فرصت هایی است که به عنوان یک عامل پیش بینی کننده رشد شرکت عمل می کند. فرصت های رشد شناسایی شده در پروژه های جدید که بوسیله فعالیت تحقیق و توسعه پشتیبانی می شوند، برای اجرای یک پروژه جدید ضروری هستند. این فرصت ها باید باورپذیر و قابل مشاهده باشند. هرچه شاخص های مجموعه فرصت های سرمایه گذاری که می تواند گروهها یا ویژگی یک شرکت را تعیین کند بیشتر باشد، بیشتر می توان اشتباهات در تعیین طبقه سطح رشد شرکت را کاهش داد.
کریسناواتی(2006) شاخص های فرصت های سرمایه گذاری را به سه دسته طبقه بندی کرد:
1. شاخص های مبتنی برقیمت: این شاخص ها مبتنی بر این ایده از دورنمای یک شرکت هستند که در آن قیمت شرکت بسیار بیش از قیمت واقعی داراییها بیان می شود.
2. شاخص های مبتنی بر سرمایه گذاری: این شاخص ها مبتنی بر این ایده هستند که یک سطح بالا از سرمایه گذاری با ارزش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری در یک شرکت همبستگی مثبت دارد.
3. معیار انحراف: این شاخص مبتنی بر این ایده هستند که یک اختیار در صورتی که از معیارهای تغییرپذیری برای برآورد مبلغ رشد اختیار استفاده کند، به مبلغ بیشتری ارزشیابی می شود، مانند تغییرپذیری بازده به عنوان مبنایی از افزایش دارایی ها.
2-7-2. رابطه بین فرصت های سرمایه گذاری و انتخاب خط مشی شرکت

مطلب مشابه :  مزایای عمده مدیریت دانش