راهبردهای فراشناختی

دانلود پایان نامه

پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انگیزش تحصیلی بر پایه تاب آوری، سبک های والدگری و نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه در دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه شهر مهریز انجام شد. روش مورد استفاده همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه شهر مهریز در سال تحصیلی 94-93 و مادرانشان بودند و روش نمونه گیری به دلیل پراگندگی جامعه مورد مطالعه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود و حجم آن نیز به روش کوکران محاسبه گردید بنابراین 156 دانش آموز و 156 نفر از مادران آن ها نمونه پژوهش را تشکیل دادند. ابتدا دانش آموزان سه پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (AMS)، تاب آوری کونور و دیویدسون CD-RIS و نگرش نسبت به مدرسه SAAS-R را تکمیل نمودند. سپس مادران آن ها پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند را تکمیل نمودند ضمن آنکه پرسشنامه دانش آموز با مادر دارای یک کد بود. پس از تکمیل پرسشنامه ها و استنتاج نتایج از طریق تحلیل رگرسیون، یافته های پژوهش نشان دادند که بین تاب آوری و انگیزش تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بین سبک والدگری مستبدانه با انگیزش تحصیلی رابطه ای وجود ندارد و بین سبک والدگری سهل انگار و انگیزش تحصیلی رابطه منفی وجود دارد همچنین بین نگرش نسبت به معلم و کلاس، انگیزش/خودنظم دهی، نگرش نسبت به مدرسه، ادراک خود تحصیلی و ارزش گذاری هدف ها با انگیزش تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتیجه 1: تاب آوری، انگیزش تحصیلی را پیش بینی می کند. به استناد جدول شماره 4-4، 51.2 درصد از واریانس متغیر انگیزش تحصیلی توسط تاب آوری تبیین می شود بنابراین متغیر تاب آوری با انگیزش تحصیلی همبستگی مثبت و معناداری دارد.
این نتیجه با تحقیقات رضایی (1392)، طاهری نسب (1391)، قاسم و همکاران (1391)،Martin & Marsh (2006) و Waxman et al(1997، به نقل از Waxman et al 2003,) همخوانی دارد.
در تبیین نتیجه فوق باید گفت با توجه به این که تاب آوری خصوصیتی خاص نوجوانانی است که با وجود مواجهه با استرس و شرایط ناگوار در زندگی شان، تسلیم افت تحصیلی، مشکلات تحصیلی، جسمی و روحی نمی شوند و به پیشرفت و موفقیت دست می یابند. و این که دانش آموزان تاب آور دارای ویژگی های شخصیتی همچون علایق خاص، جهت گیری هدفمندانه، انتظارات سالم، آرمان های تحصیلی، پشتکار، امیدواری، انعطاف پذیری، جدیت، تعهد به کار، خودمختاری بالاتر، کارآمدی بالا، خوش بینی، معنامندی و انگیزه مندی می باشند و همچنین ادامه تحصیل می دهند و ترک تحصیل نمی کنند و به آینده امیدوار می باشند و به دلیل اعتماد به نفس و خودکارآمدی بالاتر می توانند در مدرسه نتایج بهتری کسب کنند آنها با غلبه بر شرایط استرس می توانند عملکرد درسی خود را افزایش داده و پیشرفت بهتری نیز داشته باشند و در نتیجه نسبت به دانش آموزانی که از تاب آوری پایینی دارند از انگیزش تحصیلی بالاتری برخوردار می باشند و همچنین این دانش آموزان کنجکاوند و سخت کوش و پر تلاش می باشند و به راحتی موانع و مشکلات را پیش پای خود بر می دارند زمان بیشتری برای مطالعه و انجام تکلیف های مدرسه صرف می کنند مطالب بیشتری می آموزند، بنابراین با توجه به ویژگی های بیان شده و این که دانش آموزان با انگیزه نیز دارای چنین ویژگی هایی می باشند می توان نتیجه گرفت که دانش آموزان تاب آور دارای انگیزش تحصیلی بالایی می باشند.
نتیجه 2: سبک والدگری مقتدر، انگیزش تحصیلی را پیش بینی می کند. به استناد جدول 6-4، 23.8 درصد از واریانس متغیر انگیزش تحصیلی توسط نمرات سبک والدگری مقتدر تبیین می شود بنابراین متغیر والدگری مقتدر با انگیزش تحصیلی همبستگی مثبت و معنادار دارد.
این نتیجه با تحقیقات تنهای رشوانلو و حجازی (1388)، عابدی و عریضی (1384)، Attaway & Buri (2004)، Fonten (1994) و Grolnick & Ryan (1989) همخوانی دارد و با خانلاری (1390) همخوانی ندارد.
در رابطه با این موضوع می توان گفت که والدین مقتدر با تشویق فرزندان به هدف گرایی انگیزش تحصیلی را در آن ها درونی می کنند و همچنین بچه ها با والدینی که مقتدر هستند، دارای انگیزه بیشتری در پیشرفت تحصیلی هستند، کفایت بیشتری داشته و پیشرفت گرا هستند. سبک والدگری مقتدرانه با پافشاری در کار، پیشرفت تحصیلی، پختگی اجتماعی، عزت نفس و اعتمادبه نفس بالا، اتکای به خود در انجام وظایف جدید و خودکنترلی در ارتباط است. نوجوانان والدین مقتدر افرادی مستقل، اجتماعی و باجرئت، هدف دار و جویای موفقیت هستند و از خود صمیمیت، خلاقیت، اصالت، سازندگی و کنجکاوی نشان می دهند این والدین به صورت عقلانی و منطقی روی فرزندان خود نظارت داشته و به نظرات معقول و منطقی آن ها احترام می گذارند و با حمایت گری و انتظارات معقول که خاص این سبک است نقش مهمی در انگیزش تحصیلی فرزندان خود دارند
نتیجه 3: سبک والدگری سلطه جو، انگیزش تحصیلی را پیش بینی می کند. به استناد جدول 8-4، 0.1 درصد از واریانس متغیر انگیزش تحصیلی توسط نمرات سبک والدگری سلطه جو تبیین می شود بنابراین متغیر والدگری سلطه جو با انگیزش تحصیلی همبستگی مثبت و معنادار ندارد.
این نتیجه با تحقیقات خانلاری (1390) رشوانلو و حجازی (1388)، عابدی و عریضی (1384)، Attaway & Buri (2004)، Fonten (1994) و Grolnick & Ryan (1989) همخوانی دارد.
در رابطه با نتیجه فوق باید گفت از آنجایی که در روش مستبدانه تلاش کودک برای حمایت نادیده گرفته شده و به ندرت تقویت مثبت می شود؛ نظارت زیاد باعث می شود آن ها در مورد توانایی های خود باورهای کمتری داشته باشند و والدین مستبد رفتار فرزندان خود را کاملاً با خواسته ها و معیارهای خود شکل داده و نظارت می کنند. در نتیجه استعداد ذاتی آن ها شکوفا نمی گردد و نوجوانان نیز از اعتماد به نفس، ابتکار عمل، کنجکاوی و خود تنظیمی پایینی برخوردارند. والدگری استبدادی، خلاقیت، مهارت های اجتماعی و استقلال رأی فرزندان را تحت تأثیر خود قرار می دهد. سبک والدگری استبدادی با نوروزگرایی فرزندان نیز ارتباط مستقیم دارد و موجب بروز اضطراب به علت عدم اعتماد به خود، در آن ها می شود. مجموعه این عوامل بر انگیزش تحصیلی دانش آموز اثر منفی می گذارد.
نتیجه 4: سبک والدگری سهل انگار، انگیزش تحصیلی را پیش بینی می کند. به استناد جدول 10-4، 6.9 درصد از واریانس متغیر انگیزش تحصیلی توسط نمرات سبک والدگری سهل انگار تبیین می شود بنابراین متغیر والدگری سهل انگار با انگیزش تحصیلی همبستگی منفی و معنادار دارد.
این نتیجه با تحقیقات خانلاری (1390) رشوانلو و حجازی (1388)، عابدی و عریضی (1384)، Attaway & Buri (2004)، Fonten (1994) و Grolnick & Ryan (1989) همخوانی دارد.
در تبیین این نتیجه می توان گفت که هر اندازه میزان نظارت و کنترل والدین سهل گیر کم می شود به همان اندازه انگیزش تحصیلی فرزندانشان پائین می آید و با توجه به یافته این پژوهش رابطه این دو متغیر منفی و معکوس می باشد. والدین سهل گیر فرزندان خود را کنترل نمی کنند و هیچ نظارتی روی فرزندان خود ندارند و از آن ها توقعی ندارند، فرزندان این خانواده ها کمتر در یادگیری شرکت داشته و وضعیت تحصیلی خوبی ندارند آن ها رشدنیافته تر بوده و خودکنترلی و خوداتکایی کمتری نیز دارند و عملکرد ضعیفی در مدرسه دارند زیرا نسبت به تکالیف پافشاری کمتری از خود نشان می دهند. از سویی کنترل کم والدین سبب می شود فرزندان احساس نمایند که می توانند به هر طریقی عمل کنند و چارچوب هایی نیز برای آن ها اعمال نمی شود، در نتیجه این عامل باعث می شود که نسبت به تکالیف درسی خود بی تفاوت بوده و کوشا نباشند. مجموعه این عوامل بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان اثر منفی می گذارد.
نتیجه 5: نگرش نسبت به معلم و کلاس، انگیزش تحصیلی را پیش بینی می کند. به استناد جدول 12-4، 21.9 درصد از واریانس متغیر انگیزش تحصیلی توسط نمرات متغیر نگرش نسبت به معلم و کلاس تبیین می شود بنابراین متغیر نگرش نسبت به معلم و کلاس با انگیزش تحصیلی همبستگی مثبت و معنادار دارد.
این نتیجه با تحقیقات رشید و همکاران (1391)، عارفی و همکاران (1389)، عباس زاده و همکاران (1387)، کاوسیان و همکاران (1386)، مولوی و همکاران (1386) و Mc coach & Siegle (2003) همخوانی دارد.
در رابطه با این موضوع می توان بیان کرد که معلمان همان گونه که اعتقادها و ارزش های خود را به شاگردان القاء می کنند، به همان شیوه نیز باورهای خود را درباره اهمیت پیشرفت، انگیزه بخشیدن و ایجاد اشتیاق برای یادگیری را القاء می کنند. معلمان، محیط های مؤثر آموزشی را به وجود می آورند و آموزش را تحقق می بخشند. آن ها نقش بسیار مهمی در ایجاد انگیزش در یادگیرندگان دارند. شخصیت معلمان می تواند انگیزش تحصیلی را در دانش آموزان تقویت نماید بسیاری از دانش آموزانی که پیشرفت تحصیلی پایینی دارند و بی انگیزه هستند با معلمان و سایر کارکنان مدرسه مشکل دارند همچنین لازم است که فراگیران یک جو مثبتی کلاسی را احساس کنند. جو اجتماعی کلاس درس به این امر اشاره دارد که فراگیر تا چه حدی احساس مقبولیت اجتماعی می کند و تا چه حد می تواند با بقیه هماهنگ شود و مورد حمایت آن ها قرار گیرد که همه این موارد در بالابردن انگیزش دانش آموزان اثر دارد. دانش آموزانی که معلمشان را به عنوان فردی حامی استقلال و خودمختاری و گرم و صمیمی، تصور می کنند، به نظر می رسد بیشتر درون انگیخته می باشند و احساس شایستگی بیشتری می کنند و دارای عزت نفس بالایی در مقایسه بادانش آموزانی که معلمشان را منفی ارزیابی می کنند، هستند. عدم تطابق محیط کلاس درس تأثیر منفی بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان دارد و توصیه می شود که باید به تطابق بین نیازهای دانش آموزان نوجوان و فرصت هایی که به آن ها در دبیرستان داده می شود، توجه کرد. به دلیل این که امروزه، بیشتر معلمان از روش تدریس یادگیرنده محور استفاده کرده و در تصمیم گیری های مربوط به درس با دانش آموزان مشورت می کنند و سعی دارند تا رابطه ای دوستانه با آن ها برقرار نمایند، محیط کلاس برای دانش آموزان جذاب و خوشآیند بوده و آن ها بدون داشتن تنش و ترس از برخورد نامناسب معلم، می توانند در بحث های کلاسی شرکت کنند و این باعث افزایش انگیزش تحصیلی آنان می شود.
نتیجه 6: انگیزش/خود نظم دهی، انگیزش تحصیلی را پیش بینی می کند. به استناد جدول 14-4، 23.7 درصد از واریانس متغیر انگیزش تحصیلی توسط نمرات متغیر انگیزش-خودنظم دهی تبیین می شود بنابراین متغیر انگیزش-خودنظم دهی با انگیزش تحصیلی همبستگی مثبت و معنادار دارد.
این نتیجه با تحقیقات یوسفی (1391)، عابدی (1386)، مولوی و همکاران (1386) و Mc coach & Siegle (2003) همخوانی دارد.
در رابطه با این یافته می توان گفت دانش آموزان خودتنظیم در فرایند یادگیری فعالانه شرکت می کنند، از راهبردها مختلف یادگیری استفاده می کنند و به طور مداوم به پیشرفتشان نظارت می کنند. این دانش آموزان در تلاش های یادگیری شان مداومت دارند و این دانش آموزان با استفاده از راهبردهای فراشناختی (خودپرسشی، خودکنترلی و خودارزیابی) از کیفیت یادگیری شان آگاه می شوند. خودنظم دهی به دانش آموزان امکان می دهد که رفتارشان را مشاهده و کنترل کنند. یادگیرندگان خودتنظیم به احتمال بیشتر دارای شناخت انطباق یافته تر، پیامدهای انگیزشی بیشتر و پیشرفت تحصیلی بیشتری نسبت به همکلاسی هایشان که در خودتنظیمی دچار شکست شده اند هستند. این دانش آموزان خود شروع کننده یادگیری هستند و اهداف قابل وصول و دست یافتنی برای خود تعیین می کنند و آنچه که برای رسیدن به اهداف خود نیاز دارند را مستقیماً برنامه ریزی، نظارت و ارزیابی می نمایند. فراگیران هر چه قدر هم که ازلحاظ شناختی و راهبردهای یادگیری برای یادگیری موضوعی آمادگی داشته باشند؛ بازهم لازم است که این توانش ها و راهبردها را با انگیزش ترکیب کنند تا این توانش ها و راهبرها بتوانند مفید واقع شوند. یادگیرندگان باانگیزه کارها را به خوبی انجام می دهند و از چگونگی مقابله با فشارهای روانی مرتبط با یادگیری آگاه هستند. این فراگیران برای یادگیری ارزش قائل هستند و احساس می کنند ازلحاظ توانایی یادگیری باکفایت هستند.
نتیجه 7: نگرش نسبت به مدرسه، انگیزش تحصیلی را پیش بینی می کند. به استناد جدول 16-4، 19 درصد از واریانس متغیر انگیزش تحصیلی توسط نمرات متغیر نگرش نسبت به مدرسه تبیین می شود بنابراین متغیر نگرش نسبتبه مدرسه با انگیزش تحصیلی همبستگی مثبت و معنادار دارد.
این نتیجه با تحقیقات رشید و همکاران (1391)، عارفی وهمکاران (1389)، عباس زاده و همکاران (1387)، عابدی (1386)، کاوسیان و همکاران (1386) و Mc coach & Siegle (2003) همخوانی دارد.

مطلب مشابه :  گردآوری اطلاعات، اختلالات رفتاری، همسانی درونی