راهبردهای کوستاو برای پرورش فراشناخت، فرآیندهای شناختی، دستور زبان فارسی

دانلود پایان نامه

راهبردهای کوستاو برای پرورش فراشناخت
آرتور کوستا راهبردهای زیر را برای تقویت مهارت‌های فراشناخت پیشنهاد می‌کند. لازم است، این راهبردها از سوی معلمان مورد عنایت و توجه قرار گیرد.
1- طرح راهبرد. معلمان باید پیش از هرگونه فعالیت یادگیرنده برای فراگیری، راهبردها و گام‌هایی را برای رویارویی او با مسئله‌ها آماده کند و اصولی را برای به یادسپاری و به یادآوری و پی‌گیری فعالیت‌ها پیش‌بینی کنند. دانش‌آموزان راباید هدایت کرد تا راهبردهای آماده شده در جریان یادگیری را در نظر داشته باشند. معلمان می‌توانند در فرآیند یادگیری از دانش‌آموزان بخواهند تا پیشرفت‌های خود را در یادگیری مفهوم‌ها، به دیگران نیز ارایه دهند و فرآیندهای فکری خود را باز نمایند. همچنین آنان می‌توانند از دانش‌آموزان بخواهند تا درک و فهم خویش را درباره‌ی رفتاری که نشان می‌دهند، بازگو کنند. آگاهی‌هایی که دانش‌آموزان ارایه می‌کنند یک طرح شناختی دلخواه برای معلم پی می‌ریزد که او را برای انجام کارهای یادگیری انفرادی یاری می‌دهد.
پس از پایان فعالیت یادگیری، معلمان می‌توانند از دانش‌آموزان بخواهند تا نحوه‌ی پی‌گیری قواعد، راهبردها و … را ارزشیابی کنند.
2- طرح سئوال. در هرموضوع درسی، از دانش‌آموزان بخواهید تا پیش از آغاز درس و مطالعه‌ی کتاب، و نیز در هنگام خواندن کتاب و پس از پایان درس، به طرح سئوال بپردازند. اینگونه طرح سئوال از سوی فراگیرنده،درک مطلب را آسان و او را برای اندیشیدن به موضوع درس دلگرم می‌کند. مجموعه‌ی این فعالیت به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا به خودآگاهی دست یابند و بر مطالعه‌ی خود، بازبینی آگاهانه داشته باشند.
3- انتخاب آگاهانه. معلمان می‌توانند با یاری به دانش‌آموزان در زمینه‌ی شرح نتیجه‌ی انتخاب‌ها و تصمیم‌های خود، فراشناخت را تقویت کنند. فراگیرندگان باید قادر باشند رابطه‌ی علّی بین انتخاب، فعالیت‌ها و نتیجه‌ی کارهای خود را بیابند.
4- ارزشیابی با معیارهای چندگانه. معلمان می‌توانند فراگیرندگان را وادارند تا کارهای خود را بر پایه‌ی دو یا چند معیار ارزشیابی طبقه‌بندی کنند، و از این راه فراشناخت را تقویت کنند. فراگیرندگان باید برای دلبستگی داشتن یا نداشتن به یک موضوع دلیل داشته باشند. همچنین، آنان باید برای وارسی کردن کارهای خود دلیل‌های موجهی ذکر کنند. فراگیرندگان باید معیارها را در ذهن خود داشته باشند و آنها را در نظام طبقه‌بندی چندگانه به کار گیرند.
5- اعتباریابی. معلمان باید از دانش‌آموزان خود بخواهند تا تعیین کنند، هر کاری را تا چه اندازه به درستی انجام داده‌اند؛ همچنین، آنان باید از «همتایان» خود بازخورد کارکرد خویش را بجویند. این کار سبب می‌شود تا فراگیرندگان به رفتارهای خود آگاهی کافی به دست آورند و معیارهای درونی بر کارکردهایشان داشته باشند.
6- ممنوع خواندن «من نمی‌توانم». معلمان باید به دانش‌آموزان بگویند که سخنانی چون «من نمی‌توانم، «من نمی‌دانم چگونه…» من خیلی کند و کودنم…» پذیرفتنی نیست. آنان باید از فراگیرندگان بخواهند تا اطلاعات، مهارت‌ها و مواد یادگیری لازم را تعیین کنند. دانش‌آموزان باید دانسته‌ها و ندانسته‌های خود را معین سازند؛ این کار سبب می‌شود، فراگیرنده مانع‌ها را بشناسد و امکانات موجود را دریابد.
7- معنی کردن یا نمایاندن اندیشه‌ی دانش‌آموزان. آموزگار می‌تواند با گفتن سخنانی چون. «آنچه از کار شما می‌فهمم، طرح نقشه‌ای برای»، «آنچه شما انجام می‌دهید، نیاز به تجربه‌ای دارد که…» برای دانش‌آموزان ایجاد اندیشه کند، و یا اندیشه‌ی آنان را گسترش دهد، و یا برای پیشبرد کاری مشترک، از اندیشه‌ی آنان بهره‌گیری کند. این‌گونه کارهای دوسویه، دانش‌آموزان را وا می‌دارد تا یافته‌ها و اندیشه‌های خود را با آموزگار در میان بگذارند و از رهنمودهای او سود برند.
8- برچسب زدن به رفتارهای دانش‌آموزان. معلمان با برچسب زدن به رفتارها یا فرآیندهای شناختی فراگیرندگان، آنان را از اعمال خود آگاه می‌سازند. برای مثال؛ آنچه شما انجام می‌دهید، «تجربه» نامیده می‌شود. و یا … این نمونه‌ای از «همیاری» است.
9- روشن کردن اصطلاح‌های مورد استفاده‌ی دانش‌آموزان. فراگیرندگان معمولاً از واژگان گنگ، کلی، غیرتخصصی و مبهم استفاده می‌کنند. برای مثال، ممکن است دانش‌آموزان در تعیین ارزش چیزی، بگویند: «آن مناسب نیست»، «آن خوب نیست»، «او محدود است». معلمان باید عبارت‌های کلی و مبهم را آشکار کنند. مثلاً «آن کار برای دست‌یابی به هدف ذکر شده مناسب نیست». و یا، «او در برخورد با مسایل محدود فکر می‌کند یا سعه صدر نشان نمی‌دهد».
10- نقش‌بازی یا وانمودسازی. نقش بازی کردن می‌تواند فراشناخت را تقویت کند، زیرا زمانی که دانش‌آموز نقش دیگران را می‌پذیرد، آگاهانه ویژگی‌های آنان را حفظ می‌کنند. نمایش و بازی مانند یک پیش فرض یا پیش‌بینی، کمک می‌کند دانش‌آموزا فعالیت‌های مربوط به نقش یک فرد را در موقعیت‌هایی معین، شناسایی کند. بازی نقش به کاهش خود محوری نیز کمک می‌کند.
11- گزارش‌نویسی. نوشتن و به تصویر کشیدن باورهای شخصی و روی‌دادهای روزانه، تجربه‌ای است که سبب می‌شود دانش‌آموزان اندیشه‌ها و کارهای خود را گردآوری و آنها را به شکل نمادین درآورند. یادداشت‌ها زمینه را برای بازنگری اندیشه‌های اولیه آماده می‌سازد. همچنین، از این طریق امکان مقایسه دگرگونی‌ها و دریافت‌ها هم فراهم می‌آید.
12- نمونه‌سازی. به احتمال قوی، نمونه‌سازی معلم، اثر بخش‌ترین روش پیشنهادی برای پرورش مهارت فراشناخت می‌باشد. معلمان که خود آیینه‌ی فعالیت‌های مربوط به دانش‌ فراشناخت‌اند، نمونه‌ای برای دانش‌آموزان خواهند بود. دانش‌آموزان معمولاً از رفتار و منش بزرگتران نمونه می‌گیرند، در بین نمونه‌های رفتاری برای دانش‌آموزان، معلمان همیشه نقش برجسته‌ای داشته‌اند. برخی شاخص‌های همگانی رفتار فراشناختی معلمان، عبارت‌اند از: دعوت از دانش‌آموزان برای مشارکت در برنامه‌ریزی، بیان هدف‌های کلی و جزیی، بیان ایرادها، ارایه‌ی طریق برای حذف لغزش‌ها، جستجوی راه‌هایی برای اصلاح کنش‌ها، ارزشیابی راه‌حل‌ها، شروع کارها یا برنامه، درخواست از دانش‌آموزان برای ارزشیابی روش‌های او، ارایه‌ی توصیفی روشن از نظام ارزشی خود و تصمیم‌گیری براساس روشن کردن رویکرد خود به درس یا درس‌ها، و داشتن و حدت رویه و …
انگیزه، انگیزش و انگیزه پیشرفت
کلمه انگیزه از نظر دستور زبان فارسی به معنی « سبب و علت » است. واژۀ انگیزش از مصدر برانگیختن است و در لغت نامه ی دهخدا به معنای « جنباندن و به تحرک درآوردن » آمده است. به طور خلاصه انگیزه یک حالت درونی و انگیزش حالتی است که بر اثر انگیزه در انسان بوجود می آید. مثلا کمبود مواد غذایی در بدن، انگیزه و احساس گرسنگی و تشنگی انگیزش ناشی از آن است. انگیزش باعث بروز رفتار در انسان می شود. انگیزش علت و عامل اصلی رفتار است، چه آن را شرایط موجود در محیط ایجاد کرده، چه از تظاهرات رفتاری، فیزیولوژیکی و گزارش شخصی استنباط شده باشد، انگیزش را می توان به عنوان عامل نیرو دهنده و هدایت کننده رفتار تعریف کرد(گیج و برلاینز، 1984). انگیزش را به بیان ساده جهت و شدت تلاش فرد تعریف کرده اند. منظور از جهت تلاش روشی است که در آن فرد قصد دستیابی به موقعیت های خاصی را دارد، و منظور از شدت تلاش مقدار کوششی است که از فرد سرمی زند(وینبرگ و گوآلد، 1995: 108). به نظر پِروین(2005) مفهوم انگیزش به طور سنتی برای تبیین و جهت فعالیت افراد به کار می رود. برخی انگیزش را ایجاد انگیزه در افراد می دانند و معتقدند انگیزه مجموعه پیچیده ای از نیروها، میل ها و نیازها، حالات تنشی و یا سایر مکانیزم های روانی است که سبب شروع فعالیت و ادامه ی آن به سوی میل به هدف های مشخصی می شود (شاملو، 1384). انگیزش حالت فرضی در درون ارگانیسم است که رفتار را برمی انگیزد و ارگانیسم را به طرف یک هدف سوق می دهد(راتوس، 1380). انگیزش را می توان به عنوان عامل نیرودهنده، هدایت کننده و نگهدارنده رفتار تعریف کرد. هم چنین انگیزش یک تمایل یا گرایش به عمل کردن به طریقی خاص است. و انگیزه، نیاز یا خواست ویژه ای است که انگیزش را موجب می شود(سیف،1380).
انگیزش از پر اهمیت‌ترین پیش‌نیازهای آموزش و یادگیری و از متغیرهای عمده‌ای است که بر فرایند آموزش، بازده یادگیری و عملکرد دانش‌آموز کارساز می‌افتد. مبحث انگیزش پیشرفت به انگیزه‌های اجتماعی مربوط می‌شود و متناسب با دسته‌بندی بالا، ‌عمدتاً یک انگیزه درونی محسوب می‌گردد. موری نیاز به پیشرفت را غلبه کردن بر موانع، رسیدن به استانداردهای عالی، رقابت با دیگران و پیشی‌گرفتن از آن‌ها تعریف نمود(بک، 1983، به نقل از زارع، 1373). اتکینسون و راینر دو نوع انگیزه پیشرفت را مطرح می‌کنند. یکی انگیزه پیشرفت و دیگری انگیزه گریز از شکست(فرانکن، 2002). کورمن انگیزه پیشرفت را عبارت از آرزو برای پیشی گرفتن در یک رفتار ویژه می داند که آن رفتار ویژه به صورت ملاک یا معیار در آمده باشد(1977، ترجمه شکر کن1370، به نقل از محمد زاده1384).
جنبه های انگیزشی نقش مهمی را در کسب دانش جدید و یادآوری دانش قبلی در موقعیت جدید ایفا می کنند و یکی از مهمترین انگیزه های اجتماعی که بر رفتار انسان تأثیر می گذارد انگیزۀ پیشرفت است که می توان آن را در پیش بینی و تبیین رفتار انسان مورد توجه قرار داد(الیوت، 1977). گیج و برلاینر (1992) انگیزه پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه به موفقیت کلی یا موفقیت در یک زمینه خاص تعریف کرده اند. انگیزۀ پیشرفت عبارت است از گرایش همه جانبه به ارزیابی عملکرد خود با توجه به عالی ترین معیارها ، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است. وایتن در مورد انگیزه پیشرفت می گوید : انگیزه پیشرفت با نیاز به تسلط بر تکالیف دشوار ، بهتر از دیگران عمل کردن و پیروی کردن از معیارهای بالای برتری ارتباط دارد(گنجی. 1378). موری انگیزه پیشرفت را چنین تعریف می کند : کار دشواری را با موفقیت انجام دادن، تسلط یافتن، دستکاری کردن، انتظام بخشیدن به اشیا ، آدمها و افکار ، انجام دادن کارها با حداکثر سرعت و استقلال عمل، گذشتن از موانع و نیل به بالاترین معیارها ، سرآمد بودن، رقابت کردن و پیشی جستن از دیگران، بالا بردن عزت نفس و بکار گرفتن موفقیت آمیز استعدادها(وینبرگ و گوآلد، 1995 به نقل از پِروین،2005). در واقع انگیزه پیشرفت انگیزه ای است درونی در فرد برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف و رسیدن به یک هدف یا دست یابی به درجه معینی از شایستگی در کار (برونو، ترجمه یاسایی، 1373). بنا بر تعریف رابینز(1993) انگیزه پیشرفت عبارت است از سایقی برای پیشی گرفتن بر دیگران، دستیابی به پیشرفت با توجه به ملاک های مشخص و تلاش برای کسب موفقیت.
در بررسی انگیزه پیشرفت نظریه‌های بسیار متفاوتی مطرح شده است. به دنبال نظریه‌های مورای، ‌ملک کللند، اتکینسون و راینر نظریه های رزن، مارتین میهر مطرح شد. در نظریه‌های اخیر، سعی شد تا سرشت شخصیت با عوامل موقعیتی به صورت دو سویه در هم آمیخته شوند. اسپنس تلاش نمود تا دیدگاه چند جانبه‌ای از مفهوم پیشرفت ارایه دهد. در اوایل دهه1980 زمینه‌ها، پنداشت‌ها و اندیشه‌های تازه‌ای در حوزه پژوهش‌های انگیزه پیشرفت پدیدار شدند. این اندیشه‌های تازه از سازه‌ها و مولفه‌های سنتی مطالعه در انگیزه پیشرفت مانند ترس از شکست یا امید به موفقیت و مانند آن دوری گزیدند و پیشرفت شیوه یا سبک رفتار پیشرفت را مورد بررسی قرار دادند (فرانکن، 2002).
نیازها و انگیزش
عده ای از روانشناسان معتقدند نیازها ، منشأ اساسی انگیزش ها محسوب می شوند. بنابراین برای شناخت انگیزش ها باید به کمبودها و نیازهای آنان پی برد(شاملو، 1384). از بین نظریه هایی که در زمینه رابطه ی نیازها و انگیزش ها اظهار نظر نموده اند، نظریه مزلو بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. او نیازها را به پنج سطح یا طبقه تقسیم می کند. مزلو معتقد است که در میان نیازها ، سلسله مراتب و تقدم و تاخر وجود دارد و بر طبق نظریه او ، نیازهای انسان از نیازهای جسمی و مادی شروع و به نیازهای خودشناسی ختم می گردد. او می گوید قوی ترین نیازها ، تعیین کننده رفتار هستند و وقتی نیازی ارضا شد، از شدت و قوت می افتد و سایر نیازها و به خصوص قوی ترین نیاز بعدی، جای نیاز ارضا شده را می گیرند و عامل رفتار یا رفتارهای جدید می شوند(همان منبع). سلسله مراتب نیازهای مزلو به ترتیب زیر است :
نیازهای فیزیولوژیکی : این نیازها ، نخستین نیازهای انسان به شمار می آیند. غذا ، هوا ، خواب، دفع، تولید مثل و نظایر آن .

مطلب مشابه :  کدام خوشبخت‌ترند؟ مجردها یا متاهل‌ها