راهبردهای یادگیری

دانلود پایان نامه

06/4412
1
06/4412
77/41
001/0
60/0
همان گونه که در جدول 4-17 آمده است، بین نمرات استاندارد ریاضی پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد، و این بدان معنی است که مداخله انجام شده بر نمرات استاندارد ریاضی آزمودنیها تاثیر معناداری داشته است.
فصل پنجم
بحث و نتیجهگیری
فصل پنجم
بحث و نتیجهگیری
بحث و نتیجهگیری
از میان تمامی ناتوانیهای یادگیری، مشکلات ریاضی از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ این بدین دلیل است که همه کودکان در سالهای اولیه دبستان ملزم به انجام محاسبات ریاضی هستند، ولی موضوعات سایر دروس را بعدها انتخاب میکنند و محاسبات ریاضی نقش اساسیتری در زندگی روزمره ایفاء میکنند؛ در واقع اصطلاح اختلال یادگیری همواره در ادبیات، مربوط به مشکلات ریاضی مطرح بوده است. بنابراین، عجیب نیست که اختلالات یادگیری به کرات به عنوان یکی از عوامل مهم اثرگذار بر عملکرد و یادگیری ریاضی معرفی شده است.
هر چند که پژوهشهای متعددی در زمینه اختلال یادگیری ریاضی انجام گرفته است، اما احساس میشود که اهمیت این اختلال بیشتر است و نیازمند توجه بیشتر پژوهشگران است، بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه تقویت دقت و توجه و ارتقاء ادراک حسی- حرکتی بر بهبود عملکرد ریاضی در بین پسران پایه سوم و چهارم ابتدایی شهر کرمانشاه انجام گرفت.
نتایج پژوهش نشان داد که تقویت دقت و توجه و ارتقاء ادراک حسی- حرکتی بر نمرات استاندارد آزمون ریاضی آزمودنیها تاثیر گذار است. یعنی مداخله انجام شده توانسته است نمرات ریاضی آزمودنیهای گروه آزمایش را افزایش دهد. نتایج پژوهش با پژوهش های پیشین همخوان است. نتایج پژوهش های گیری (2004)، مودی و همکاران (2000)، مکوبای و هایگن (2000؛ به نقل از اهرمی، 1390)، مازاکو (2001)، کت و همکاران (2003)، کیبی و همکاران (2004)، دوکر (2005)، گیری (2006)، سوانسون و جرمن (2006)، مک کلوسکی و همکاران (2009)، پنیگتون (2009)، مایر و همکاران (2010)، جردن و هانیچ (2010)، گیری (2010)، عابدی و همکاران (1391)، هونجانی (1386) و اهرمی (1390) نشان داد که برنامههای تقویت دقت و توجه بر دانشآموزان دارای اختلال ریاضی تاثیر گذار است. در جهت پژوهش های انجام گرفته در مورد ارتقاء ادراک حسی- حرکتی نیز نتایج پژوهش حاضر با پژوهشهای رینولدز و رینولدز (2010)، ویلیامز (2000)، نریمانی و سلیمانی (1392)، تقوی (1380)، عبدالحسین زاده (1382)، اسدی دوست (1387)، مسعود نیا (1387)، اخواست (1388)، وصالی ناصح (1388) همخوان است.
اما نکته قابل ذکر این است که پژوهش های پیشین به شکلی انجام گرفته است که هر کدام از برنامه های تقویت و توجه و ارتقاء ادراک حسی- حرکتی به شکل جداگانهای انجام گرفته است اما در پژوهش حاضر هدف بررسی تاثیر همزمان تقویت دقت و توجه و ارتقاء ادراک حسی- حرکتی بر اختلال ریاضی بوده است.
مهارتهای روانی- حرکتی مجموعهای پیچیده و چند بعدی از تواناییهای رشدی در کودک است که در دو جنبه اصلی (ادراک و حرکت) یکپارچه و سازمان مییابند. حرکت کلید زندگی است و در تمام جوانب زندگی بشر وجود دارد. چیزی که در نگاه اول در رشد کودکان بیشتر از همه به چشم میآید، تغییرات سریع در حوزه حرکتی کودکان است. همزمان با رشد حرکت، رشد ادراک توسعه مییابد. پیامد رشد حرکت در کودک تحول ادراک است. بنابراین این دو جنبه مکمل همدیگر هستند و با ادامه رشد هر کدام و تاثیر متقابل بر همدیگر به مرحلهای میرسند که وجودی یکپارچه (روانی- حرکتی) میشوند. بنابراین توجه به جنبههای حرکتی کودکان از مهمترین حوزههای رشدی است که از همان ابتدا توجه بسیاری از نظریه پردازان رشد کودک را به خود جلب کرده است. اهمیت رشد حرکتی به گونهای است که پیاژه براین اصل وفادار مانده است که زیربنای ساخت ذهنی کودک فعالیت حرکتی است که در دو سال اول زندگی انجام میدهد. پرورش مهارتهای روانی- حرکتی از طریق مداخلات حرکتی نه تنها موجب بهبود رشد ذهنی و شناختی میشود، بلکه موجب آرامش، ثبات و لذت کودک میگردد.
برای تبیین نتایج پژوهش میتوان به این نکته اشاره کرد که یکی از دلایل اختلال ریاضی مربوط به اختلال در مراحل رشدی کودک است. بدین معنی که کودک مراحل رشد خود را به خوبی طی نکرده و یا خیلی دیر به این مرحله رسیده است. مثلا کودک در نه ماهگی هم قادر به نشستن نبوده است و یا والدین وی را مجبور کردهاند که در چهار ماهگی بنشیند (این مرحله از رشد میبایستی در شش ماهگی اتفاق بیفتد) و بسیاری موارد دیگر که اصطلاحا به آن «تاخیر در رشد» میگویند. لذا برخی از تمرینات انجام شده در برنامه ارتقاء حسی- حرکتی جهت جبران مراحلی است که کودک به خوبی طی نکرده است. این تمرینات جهت تقویت نیمکرههای مغزی به کار میروند که نهایتا در بهبود عملکرد مغز و در نتیجه پیشرفت در ریاضیات تاثیر فراوان دارند. یعنی کار بدین صورت است که یادگیری و انجام این حرکات که سبب ارتقاء ادراک حسی- حرکتی میشود، در نیمکرههای مغز نیز تاثیرگذار میشود و با توجه به اینکه نیمکرههای مغز دارای ساختار جانبی شدن هستند (بر اساس پژوهشها نیمکره راست بیشتر در کنترل ساخت و ایجاد تشخیصهای پیچیده دیداری و فرآیندهای غیر کلامی و آگاهیهای ادراکی نظیر موسیقی، و رموز ریاضی نقش دارد) و بر اساس پژوهشها کودکان مبتلا به اختلالهای یادگیری و از جمله اختلال در یادگیری ریاضی نیز در این بخش یعنی جانبی شدن مشکل دارند، علاوه بر تکمیل شدن فرآیند جانبی شدن در آنها، نیمکرهها تاخیر رشدی لازم را جبران کرده و یادگیری ریاضی میسر میشود.
نظریهها و پژوهشهای مربوط به رشد کودک، نشان میدهد که کودکان از بدو تولد تا بلوغ، از مراحل مختلف رشدی میگذرند. در خلال شیرخوارگی و کودکی، اول مرحله حسی- حرکتی پشت سر گذاشته میشود. در این مرحله، کودک به مدد حس و جنبش و در حیطه حرکتی درباره محیط اطراف خود به تجربه میپردازد. کودکان با لمس کردن، چنگ زدن و گرفتن، رها کردن، حفظ تعادل، سینه خیز رفتن یا خزیدن و راه رفتن به تدریج به سوی مرحله ادراکی میروند. هر چند حس شنوایی و عضلانی لمسی نیز در مرحله ادراکی نقش مهمی دارد، اما واسطه اصلی یادگیری در این مرحله به طور معمول ادراک دیداری است. هر دو مرحله مذکور پایه و اساس پیشرفت و ارتقای کودک به سطح شناختی است. در این مرحله، توانایی درک مفاهیم و کسب مهارتهایی مانند نمادی کردن، انتزاع، بیان کلامی، خواندن و غیره در کودک پدید میآید که همگی به تکالیف درسی مربوط میشوند. از این رو، برخورداری کودکان از زمینه غنی و استوار از تجربیات حرکتی ادراکی به عنوان پایهای برای یادگیری ریاضی، اهمیت زیادی دارد، در کودکانی که با تاخیر رشدی مواجه هستند این مهارتها که بیان شد به خوبی یاد گرفته نشدهاند و نقایض ادراکی و حسی زیادی دیده میشود که با برطرف کردن این نقایض یادگیری ریاضی و مولفههای آن امکانپذیر میشود.
همچنین کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ریاضی در یک سری زمینهها از جمله درک روابط فضایی، درک تصویر بدنی از خود، توانایی دیداری- حرکتی و دیداری- ادراکی، زبان و خواندن، جهت و زمان، به یاد سپاری، راهبردهای یادگیری ریاضیات مشکل دارند. بنابراین اگر مشکل اساسی آنها در این بخشها بوده باشد و علت مشکل در یادگیری ریاضی آنان به همین دلایل باشد با توجه به این که برنامه ارتقاء ادراک حسی- حرکتی در تک تک این موارد یاد شده تاثیرگذار است، بنابراین با رفع این مشکلات، یادگیری ریاضی در آنان در مسیر طبیعی قرار میگیرد.
از سوی دیگر عدهای از نظریهپردازان معتقدند که ناتوانیهای یادگیری از جمله ناتوانی در یادگیری ریاضی معلول مشکلات ادراکی ناشی از اختلال در کارکرد مغز و سیستم اعصاب مرکزی میباشد و آنها دارای ویژگیهایی همچون عدم توانایی کپی کردن طرحهای هندسی و عدم توانایی رونویسی از تخته سیاه نیز هستند، موارد یاد شده به عنوان شاخصهای نقص ادراکی به شمار میروند، زیرا که در تمامی این موارد لازم است فرد از طریق حس بینایی اطلاعات را دریافت کند، آنها را با اطلاعات پیشین خود تلفیق نموده و پاسخ حرکتی مناسبی را ارائه دهد (به نقل از نظری و همکاران، 1392). با توجه به این مسئله نیز نتایج پژوهش قابل تبیین است، زیراکه برنامه ارتقاء ادراک حسی- حرکتی در آزمودنیها سبب آموزش و اصلاح موارد یاد شده نیز میشود.
نکته مهم در تبیین نتایج این است که در راستای اهداف درمانی، آیرز (به نقل از غنایی چمن آباد و همکاران، 1387) اظهار داشته است که افراد از طریق مشارکت در فعالیتهای حسی- حرکتی به یکپارچهسازی حسی میپردازند و برای این مهم انگیزه درونی دارند. در تئوریهای اخیر حسی و حرکتی، یادگیری و پیشرفت اهمیت محوری حرکت را در توسعه شناخت مشخص نموده است. تجربه حسی برای رشد قابلیت هوشی، اجتماعی، هیجانی و جسمی یک راهکار میباشد. بنابراین حرکات ریتمیک خلاق که تجارب حسی و بینایی، کلامی، لمسی و عمقی را فراهم میسازند، میتوانند این رشد را به کمال برسانند. برنامههای یکپارچگی حسی، به ویژه آموزش مهارتهای ادراکی- حرکتی و روانی- حرکتی، به دلیل داشتن وجوه شناختی بیشتر باعث افزایش توجه، تمرکز و به حافظه سپردن واکنشهای مناسب و تطابقی به منظور حفظ تعادل میشود و از این منظر نیز میتواند در درمان تعادلی برای اختلال ریاضی مؤثر واقع شود.
جالب آن که، آن بخش از مغز که حرکت را پردازش میکند، همان بخشی است که یادگیری را پردازش میکند. در مغز فقط یک مرکز حرکتی وجود ندارد حرکت و یادگیری، کنش متقابل و دایمی دارند و در واقع، آن بخش از مغز که تقریبا در تمام یادگیری ها درگیر است؛ یعنی، مخچه، بسته به نوع نرمش بدنی، به فعالیت زیاد وا داشته می شود. بنابراین با کمی اندیشه درباره این سخن، چنین بر میآید که تفکر و اندیشه و به عبارتی فعالیتهای ذهنی نمیتوانند از فعالیتها و تواناییهای حرکتی پایه جدا باشند. بنابراین با یادگیری ادراک حرکت، یادگیری در ریاضی نیز تسهیل میشود.
در تبیین یافتههای پژوهش در مورد تاثیر گذاری برنامه تقویت دقت و توجه، میتوان گفت کودکانی که ناتوانی یادگیری ریاضی هستند، فرآیند رشد آنها در کسب دقت و توجه طبیعی دچار تاخیر یا وقفه شده است. کودکان با ناتوانی یادگیری ریاضی با این که عملیات ریاضی را به خوبی میدانند؛ اما به دلیل بی توجهی دچار اشتباهاتی مثل عدم توجه به علامتها، عدم توجه به ستون یکان، دهگان، صدگان، عدم توجه به نوشتن کامل اعداد، محاسبه نکردن یک عدد و جا انداختن اعداد میشوند که این مشکلات در اثر بی توجهی شکل میگیرد.

مطلب مشابه :  نظریه های استرس:/پایان نامه درباره فرسودگی شغلی