رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه

فقها مستقیم به این مسئله نپرداخته اند بلکه در خصوص مسئله اجرای حد بهمسئله بیماری کسی که حد خورده، پرداخته اند و در مورد متکفل و مسئول این خرج اختلاف کرده اند و اقوال مختلفی وجود دارد، چنانکه بیان داشته اند احتمال دارد بگوییم: خود شخص حد خورده باید هزینه را بپردازد؛ چون خود او مسبب اصلی گرفتاری اش است و امکان دارد بگوییم: بر عهدۀ بیت المال است؛ زیرا او بر اثر حد مریض شده است.
در وسائل الشیعه نقل شده است که در مدینه به یک مرد حبشی برخوردم که آبکشی و آبرسانی میکرد، و لکن دست او بریده شده بود، به او گفتم: دستت را چه کسی بریده است؟ گفت دستم را بهترین مردم دنیا بریده است! سپس اضافه کرد: ما هشت نفر بودیم که در جریان یک عمل دزدی دستگیرمان ساخته و همه مان را به نزد علی بن ابی طالب (ع) بردند. ما پیش او به دزدی خود اعتراف کردیم. آن حضرت از ما پرسید: آیا می دانستید که دزدی حرام است؟ ما گفتیم: بلی. او دستور داد انگشتان دست ما را به جز انگشت ابهام، بریدند. سپس دستور داد ما را در خانه ای زندانی کردند، در آنجا به ما روغن و عسل می خورانیدند، تا اینکه بالاخره زخمهای دستمان بهبودی یافت آنگاه او دستور داد ما را بیرون آورده و لباس بسیار خوبی به ما پوشانیدند، آنگاه فرمود: اگر توبه کنید و خودتان را اصلاح نمائید، این برای شما بهتر است، در این صورت خداوند شما را در بهشت، بدستهایتان ملحق میکند، اما اگر توبه نکنید خداوند شما را در جهنم بدستهایتان ملحق خواهد کرد» (حر عاملی 1409، 528: 18).
در کتاب مهذب الاحکام بیان شده است که آیا بر حاکم شرعی است که به مداوای شخص حد خورده، که بر اثر حد مریض شده، بپردازد یا نه؟ دو وجه است.چون این بیماری بر اثر جاری شدن حکم شرعی به وجود آمده، پس باید هزینهی درمان از بیت المال باشد که برای مصالح مسلمانان مهیا شده و این مورد هم از آن موارد است.یا چون سبب اصلی خود شخص بوده، بیماری هم از پی آمدهای کار اوست، پس نه حاکم شرع ضامن است و نه بیت المال. آری، اگر بیماری از لوازم اجرای حدّ است، مانند جراحتی که بر اثر بریدن به وجود می آید هزینۀ آن باید از بیت المال پرداخت شود؛ به دلیل گفتۀ حضرت علی(ع) «فداو کلومهم؛ زخم های ایشان را مداوا کن» و آنچه از نبی مکرم: «اذهبوا فاقطعوه ثم احسموه؛ بروید آن را ببرید آن گاه با داغ کردن برای بند آوردن خون معالجه اش کنید» و روایات دیگری که، وارد شده است.ولی از سخن امام علی(ع) «فأحسن القیام علیهم، فإذا برءوا فأعلمنی؛ از آنان خوب مراقبت کن و چون بهبود یافتند مرا آگاه گردان» و نیز فرمایش دیگر آن حضرت:«و أمر بأیدیهم أن تعالج فأطعمهم السمن و العسل و اللحم حتی برءوا؛ و فرمان داد که آنان معالجه شوند پس به آنان روغن و عسل و گوشت خوراند، تا بهبود یافتند» استفاده می شود که مقتضای امتنان و سهولت شرعی این است که هزینه از بیت المال باشد. خدا آگاه است (سبزواری1413، 106: 28).
به نظر می رسد وقتی هزینه مداوای شخصی که مجرم است و محکوم به حد الهی شده است، به طریق اولی وقتی شخصی به دلیلی اتهامی در بازداشتگاه به سر می برد و ممکن است به علت همین بازداشتگاه در مضیقه مالی به سر ببرد هزینه های معالجه باید پرداخت گردد.
3-6- احکام بازداشتگاه
علاوه بر حقوقی که برای افراد بازداشتی در فقه مقرر شده است، احکامی در خصوص زندانها و بازداشتگاه ها وجود دارد که لازم است بیان گردد. در این قسمت به این احکام خواهیم پرداخت. از جمله این احکام می توان به جداسازی بازداشتگاه زنان و مردان، جداسازی بازداشتگاه افراد بزرگسال و اطفال و نیز منع شکنجه افراد بازداشت شده اشاره کرد.
3-6-1 جداسازی بازداشتگاه زنان و مردان
بدون تردید از دیدگاه شرعی واجب است که در ادارۀ بازداشتگاه ها معیارها و موازین شرعی رعایت شود. از اینرو پرواضح است که مخلوط شدن زن و مرد در یک جایگاه خلوتی مانند بازداشتگاه، صد در صد موجب تباهی آنان خواهد شد و این مسئله ای است که بطور یقین شرع مقدس به آن راضی نیست.
در کتاب تراتیب الاداریه چنین آمده است که در کتابهای سیره درباره کیفیت مسلمان شدن عدی پسر حاتم و فرار او به منطقه شام چنین آمده است: عدی وقتی که شنید سپاهیان اسلام به سوی او می آیند، آن سرزمین را ترک کرد، نیروهای پیامبر اسلام (ص) او را تعقیب می کردند که به عده ای برخوردند، که در میان آنان دختر حاتم [و خواهر عدی] نیز بود، سپاهیان او را نیز با دیگر اسیران قبیله طی به اسیری گرفته و به نزد پیامبر (ص) آوردند. رسول خدا (ص) وقتی که شنید عدی به سوی شام گریخته است، دختر حاتم را در دم مسجد در درون یک محل محصوری که زنان را در آنجا زندانی می کردند، زندانی کردند (کتانی بی تا، 299) . از این مطلب معلوم می شود که در زمان رسول خدا (ص) زندان و بازداشتگاه زنان جدا از زندان مردان بوده است.
در کتاب احکام السجون نیز در این باره چنین آمده است که ابن عابدین در کتاب خود به نام «رد المحتار علی الدر المختار» گفته است: باید برای زنان زندان جداگانه ای وجود داشته باشد، و این برای جلوگیری از فتنه و فساد لازم است. چنانکه سرخسی نیز در کتاب مبسوط خود به این مطلب تصریح کرده و گفته است:سزاوار و لازم است زندان زنانی که در رابطه با دین زندانی می شوند، جدا از زندان مردان باشد، تا فتنه و فسادی پدید نیاید» (وائلی 1407، 101).
لازم به ذکر است که تصریح انحصاری متن فوق در خصوص مورد دین بطور یقین از باب تمثیل است، که بیشترین علل زندان زنان به این برمی گشته است. و در متن کلام سرخسی واژۀ ینبغی (سزاوار است) ظاهرا به معنای وجوب است و نه بمعنای استحباب.
برخی عقیده دارند: واجب است در زندان و بازداشتگاه ، زنان از مردان جدا شوند؛ در حالی که دلیل مستقیمی در این مورد نداریم. ولی می شود برای این موضوع به این ادلّه استناد کرد: یکی روایات متعددی که دلالت می کند خلوت با اجنبیه حرام است (حر عاملی 1409، 280: 13) و دیگر روایاتی که دلالت می کند نماز در مکانی که شخص ثالثی نمی تواند وارد شود برای مرد و زن بیگانه، اشکال دارد که بعضی فقها در رساله های توضیح المسائل خود استفادۀ حرمت نماز و بعضی استفادۀ بطلان نماز از آن کرده اند (خمینی 1426، 144).
از چیزهایی که لزوم جداسازی زندان زنان را تأیید می کند فتوای فقیهان به کراهت اختلاط زنان و مردان است چنان که سیّدیزدی فتوا می دهد و بعضی از معاصران در مستمسک عروه الوثقی برای کراهت استدلال کرده اند به روایت معتبر غیاث بن ابراهیم از امام صادق (ع) از امیر المؤمنین (ع) که فرمود: ای اهل عراق! به من رسیده که زنان شما در راه تنشان به مردان می خورد آیا حیا نمی کنید! (حکیم1416، 115: 16).
از مجموع این روایات و فتاوی استفاده می شود که نظر شرع به اختلاط زن و مرد و خلوت با زن اجنبی راضی نیست، حتی اگر در حال عبادت باشند، تا چه رسد به اینکه از خانواده و از همسر دور باشند.
3-6-2 جداسازی بازداشتگاه افراد بزرگسال و اطفال و مسلمانان از غیر مسلمانان
همانطور که در ابتدای مبحث پیشین بیان گردید از دیدگاه شرعی واجب است که در ادارۀ بازداشتگاه ها، اهداف اصلاح گرانهی اسلامی و معیارها و موازین شرعی رعایت شود. از اینرو مخلوط شدن نوجوانان و جوانان ساده دل و بی تجربه با بزرگسالان با تجربه در یک مکان خلوت و فارغی که در آنجا آنان هیچ گونه مشغله و کاری جز گفتگو و بگو و بخند ندارند، باعث این می شود که نوباوگان و نوجوانان از نظر خلق و خوی و رفتار و کردار عوض شوند و این مسئله ای است که بطور یقین شرع مقدس به آن راضی نیست.از اینرو، بایسته است که برای هر دسته و صنفی از بازداشتیان، جایگاه جداگانه و مخصوصی اختصاص یابد، تا به تباهکاری نیفتند. بر پایه همین واقعیت است که محل زندگی زندانیان جوان و بی تجربه و ساده، از محل زندگی آنانی که مستغرق در انحراف فکری و عقیدتی، فاسد و دلبسته به مرامهای باطل و مولد کینه و دشمنی هستند، در زندان از همدیگر جدا شود. برای اینکه در اثرپذیری افراد نوجوان معاشرت مداوم با افراد فاسد مؤثر می باشد. از این جهت سزاوار و بلکه لازم است جداسازی نوجوانان از سالمندان و جداسازی مسلمانان از کافران و ذمّیان و جداسازی زندانیان بدهکار از متهم ان قتل و سرقت به جهت دفع مفاسد است.
از روایاتی که لزوم جداسازی کافران از مسلمانان، بلکه مؤمنان از دیگران را تأیید می کند، سخن امام صادق(ع) است در مورد کسی که موی سر زنی را از بین برده می فرماید: «و در زندان مسلمانان زندانی می شود و در نقلی دیگر: زندان مؤمنان.»
روایت مزبور در اصول کافی چنین نقل شده است که عبد اللّه بن سنان گفت: به امام صادق(ع)عرض کردم: فدایت شوم، حکم مردی که زنی را به زور می گیرد و سرش را می تراشد چیست؟ فرمود: به شدت زده می شود و در زندان مسلمانان، زندانی می شود تا کاملاً موی زن بروید اگر رویید از جانی مهریهی یک زن به اندازۀ مهریهی زنان هم شأن او گرفته می شود و اگر نرویید از او دیهی کامل، یعنی پنج هزار درهم گرفته می شود (کلینی 1407، 261: 7).
سوالی که ممکن پیش آید این است که در صورت خوف مفسده، جداسازی نوجوانان لازم است. ولی بحث در وقوع حبس صغیر است؛ یعنی آیا نوجوانان زندانی می شوند؟
برخی از فقها از جمله در قواعد الاحکام مبحث حبس اطفال اهل بغی را آورده اند (علّامه حلّی 1413، 247: 2). و یا مبحث حبس فرزندان نوجوان کفّار، در صورتی که خود مدّعی انبات (روییدن موی زهار) باشند یا مسئله حبس قاتل غیر بالغ، چنان که از سخن علّامه در مختلف الشیعه آمده است (علامه حلی 1413، 331: 2).
حتی صاحب مهذب الاحکامدر حد محارب فرموده اند: حاکم شرع می تواند کودکان را با زندانی کردن و یا زدن تعزیر کند، البته هرگونه که مصلحت ایجاب کند (سبزواری 1413، 552: 28).

مطلب مشابه :  عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی