رشته های تحصیلی

دانلود پایان نامه

لولا اولوگووا گفت: «همه چیز در سال ٢٠٠۶ شروع شد، زمانی که شارلی ساویر، مدیر انجمن افسناه، یک رقاص با استعداد به نام علیاه نجم آبادی، و دیگر نمایندگان این سازمان از محل «گورنو بدخشان اوتومونوس اُبلاست» دیدن نمودند، جایی که آنها طی دو تابستان به یادگیری رقص های پامیر و زندگی روزانه رقاص ها، موسیقیدانان و مردم عادی می پرداختند. موسیقیدانی جوان به نام ماروف نیوفوتووف، و یک کارشناس فرهنگ پامیر آنها را همراهی می کردند و آنها از زیبایی رقص های پامیر که توسط ساکنان محلی اجرا می شد عکس و ویدئو تهیه می نمودند. در همین زمان بود که آنها به این نتیجه رسیدند که لازم است سازمانی همگانی دایر گردد تا رقص های محلی تاجیکستان را توسعه دهد.»
او همچنین تاکید کرد: «رقص های تاجیکی بسته به منطقه از نظر ویژگی و سبک متفاوت است واین تفاوت حتی از یک منطقه کوچک تا منطقه دیگر وجود دارد. هر منطقه فرهنگ رقص، ویژگی ها و تاریخ خاص خود را دارد که از نیاکان آنان به آنها منتقل شده است. با این حال این هنر و فرهنگ باستانی نیاز به حمایت دائمی دارد تا از این طریق هنر رقص تاجیک را توسعه داده، ویژگی های منطقه ای خاص رقص ها را حفظ کرده، آنها را در سراسر دنیا رواج دهد.»
TDI همچنین قصد دارد تا بررسی و یادگیری رقص تاجیکی را توسعه دهد. طبق گفته اولوگووا، شیوه فعلی اجرای رقص در جهان توصیف کننده خصوصیات رقص های مختلف دنیا ازقبیل هندی، عربی و غیره است، اما متاسفانه هیچ توضیحی در مورد رقص های محلی تاجیکی وجود ندارد و بنابراین به نظر می رسد که نه تنها امکان بیان زیبایی آنها بلکه اهمیت حرکات در رقص ها هم که هرکدام معانی خاص خود را دارند، وجود ندارد.
بنا به گفته پروفسور نعیم خاکیمووف، مدیر انستیتوی تحقیقاتی در مورد بررسی و یادگیری هنر و همچنین رئیس بخش تاریخ و تئوری موسیقی شرقی و هنر موسیقی مدرن ، هیچکس تاکنون در تاجیکستان بررسی عمیق و جدی را در زمینه رقص سنتی تاجیکی انجام نداده است. خاکیمووف گفت: «محققان ما دراین زمینه و در مدارس رقص اطلاعات اندکی در مورد تاریخ و منشاء رقص های محلی دارند. رقص های اجرا شده در کشور ما رقص های روی صحنه می باشند که آنها را از دوران شوروی پیشین به ارث برده ایم. در آن زمان کوشش می شد تا مردم تاجیکی را به فرهنگ اروپایی نزدیکتر کنند به همین خاطر است که امروز می توان عناصر هر دو رقص تاجیکی و اروپایی را در رقص های روی صحنه تاجیکی مشاهده نمود.»
او گفت که اکنون شش مدرسه سنتی در سوگد اوبلاست در بخش شمالی کشور دایر شده است تا به توسعه رقص در آن منطقه بپردازد. با این حال مشکل نسبتا جدی در زمینه کارگزینی در آنجا وجود دارد. خاکیمووف گفت: «ما به ویژه در مورد متخصصانی که بتوانند رقص های سنتی را آموزش دهند، کمبود شدید داریم و این وضعیت در سراسر جمهوری وجود دارد.»
طبق اطلاعات اولوگووا، سازمان TDI قصد دارد با محققان در زمینه هنر رقص، با رقاص های حرفه ای مرد و زن و یا هرکس که به رقص های سنتی محلی علاقه داشته باشد، همکاری نماید. این سازمان یک مرکزمنابع، یک کتابخانه و یک سالن رقص دایر نموده و در حال آماده نمودن یک فیلم مستند ٢٠ دقیقه ای است.
این سازمان همچنین قصد دارد به مردمی که در راه توسعه هنر رقص در کشور فعالیت می کنند جوایزی اهدا نماید. بنا به گفته اولوگووا، پیشنهاد پروژه هایی ممکن است هم توسط محققان و هم نمایندگان گروه های رقص ارائه گردد.
پروفسور خاکیمووف که معتقد است برپایی این سازمان بسیار به موقع بوده، می گوید: «شاید این سازمان ما را قادر سازد تا زمان از دست رفته را جبران نماییم و هنر رقص سنتی تاجیکی را احیاء کنیم.»
رقص در ایران ممنوع نیست
رقص وسیله ایی است که از طریق حرکت و آوا شناختی تازه از انسان و آگاهی تازه ایی از جسم و جان به ما می دهد که به تلاش ما برای کشف هر چه بیشتر این رمز آفرینش که همانا «انسان» باشد کمک می کند، ممنوعیت و یا مهجوریت این نوع رقص در واقع اهانتی به ساحت مقدس انسان در مسیر کشف حقیقت وجود خود و رمزگشایی از راز هستی جهان است، بنابراین این مهجوریت تنگ نظرانه باید تبدیل به فوریتی برای در آغوش کشیدن و تبیین درست و روشن  این هنر از قلم افتاده در فرهنگ و هنر ایران شود. البته این رفع ممنوعیت به معنی بازکردن کاباره ها و عیاش خانه ها نیست و رقص مورد سخن، رقصی متعالی و شاخه ایی از هنر های نمایشی است که کارش تعالی فکر انسان و تولید اندیشه در جامعه می باشد و در این گفتارسعی می شود با شفاف سازی از رقص و روشن کردن مرز تاریک و مبهم بین یک عمل «منافی عفت» و یک «رقص متعالی»، به ریشه های مهجوریت این هنر از قلم افتاده درجامعه و بدنه ی فرهنگی، هنری ایران بپردازیم، هنری که در جور مهجوریت و مهجوریتی که در بند ممنوعیت گرفتار آمده است.
قبل از هر چیز باید پذیرفت که از ترس خود فروشی انسان ها نمی توان به همه زایش ها خاتمه داد، زایش و آفرینش جزئی از انسان است و او از مسیر خود شناسی و با اختیار به تکامل می رسد.
در اینجا رقص را در دو زمینه مورد بررسی قرار می دهیم، رقص به عنوان یک هنر و حرفه و یا رقص هنری و رقص در اجتماع یا رقص های اجتماعی که در مناسبت های مختلف اجتماعی اجرا می شوند.
اگر بپذیریم که رقص در ایران و در هر دو زمینه ی حرفه ایی-هنری و اجتماعی ممنوع است که البته من ترجیح می دهم بگویم مهجور است، چراکه در ممنوعیت، قطعیتی وجود دارد که برآمده از یک قانون نوشته شده است. در حالیکه در مورد رقص در ایران این چنین نیست، نه قطعیتی وجود دارد و نه برآمده از قانون نوشته شده و مورد قبول اکثریت است، به این دلیل است که می گویم رقص در ایران ممنوع نیست به این معنی که قانونی مشخص و نوشته شده آنرا منع نکرده  بلکه به طور پیش فرض، ممنوع فرض شده است، ولی همین ممنوع فرض شدن هم به معنی اینکه رقص در ایران دیگر وجود ندارد نیست، رقص در بسیاری از نمایش ها و آیین های سنتی و مردمی و یا زیر عنوان های دیگر وجود دارد و به زندگی اش ادامه می دهد.
در ایران جریان های فکری و سیاسی مختلفی وجود دارد، برخی از این جریان ها با برداشت تنگ نظرانه و اشتباه که کلیت رقص را مترادف با فحشا و تن فروشی و منافی عفت می داند باعث این مهجوریت شده است و بروز های گوناگون رقص را تنها زیر نامی دیگر به جز رقص مانند «حرکات موزون»، «ورزش های ایروبیک»، «ژیمناستیک ریتمیک»، «تئاتر جسمانی» و یا «کار فرم یا حرکت» تحمل می کند و می پذیرد، به زبانی دیگر با «عنوان رقص» مترادف شده با فحشا و تن فروشی مخالف است نه با «خود رقص» و انواع مختلف بروز آن. برای مثال رقص «هیپ هاپ» و «باله» همین امروز زیر عنوان «ورزش ایروبیک» و «ژیمناستیک ریتمیک» تمرین می شود و حتی جشنواره و فدراسیون هم دارد، من خود به یاد دارم روزی را که در ایستگاه ترمینال خیابان انقلاب، منتظر اتوبوس بودم و ناگهان جوانی کوله به پشت آمد، خیلی آرام و متین کوله پشتی اش را زمین گذاشت، کاپشن اش را درآورد و شروع کرد به رقصیدن رقص هیپ هاپ، هنگامی که حسابی عرقش درآمد بدون اینکه کلامی حرف بزند، کاپشن اش را پوشید و کوله پشتی اش را هم برداشت و به راهش ادامه داد و رفت، می خواهم بگویم که اینطور نیست که اگر در خیابان انقلاب «قر» به کمر کسی بیاید با هلی کوپتر سراغش بیایند و دستگیرش کنند، نه اینطور نیست، امروز در هر گوشه و کنار پارک های ایران، می توانیم گروه های رقص هیپ-هاپ و آموزشگاه های ایروبیک و… را به راحتی پیدا کنیم که البته این «…» سه نقطه همان جای خالی «رقص» می باشد. اما برای محدودیت هایی که منجر به گذاشتن همین سه نقطه به جای رقص شده است و در کل  محدودیت هایی که در رابطه با رقص بر روی صحنه و در عرصه عمومی چون سالن های تئاتر کشور وجود دارد و برای قانع کردن جریان ها یی که رقص را مصداق فحشا و منافی عفت عمومی می بینند تنها باید تلاش در تغییر این مصداق ها کرد، بدین ترتیب که مصداق رقص به عنوان خودفروشی را به مصداق رقص به عنوان خودشناسی تغییر داد،  به عبارت دیگر باید ذهنیت های آن ها را نسبت به رقص و مفهوم رقص تغییر داد، و یا بهتر است بگوییم ذهنیت ها را به واقعیت حقیقی رقص نزدیک تر ساخت و حقیقت متعالی رقص که همانا خودشناسی و هستی شناسی است را بیش از پیش نمایان ساخت و برآن تاکید کرد و رقص را از مصداق حکم «آلت فحشا و لهو لعب» به در آورد، همانطور که شطرنج در اوایل انقلاب اسلامی ممنوع فرض شده بود و سپس با فتوای « امام خمینی » که در صورتی که از آلت قماربودن به کلی خارج شده باشد، مجاز است رفع ممنوعیت شد و امروز حتی فدراسیون شطرنج هم در ایران وجود دارد، می خواهم بگویم که همه چیز نسبی است و بستگی به نوع نگاه ما دارد، “چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید”. در مورد «رقص معاصر» هم همینطور، بهتر است به جای پاک کردن صورت مسئله و یا عنوان رقص با این پدیده ها مواجهه ای فرهنگی داشته باشیم نه سلیقه ای و تدافعی و بر اساس اصل «اعتدال و عقلانیت» و از آنجایی که دوری ار تحجر، جزم اندیشی و تعصب بی جا، شعار زدگی، سطحی گرایی و ظاهرگرایی، عوام زدگی و خرافه گرایی در فرهنگ ضروری است، بگذاریم که نسل جوان این هنر متعالی رقص معاصر را با جوهره ی فرهنگ ایرانی ـ اسلامی خود ترکیب و آن را هضم کند و حتی متعالی تر سازد.
این تنها یک جنبه ی مهجوریت رقص در قالب نمایش روی صحنه و در فضای عمومی است که ناشی از یک سری جریان های فکری و سیاسی حاکم است که می تواند و بهتر است تغییر کند تا بیش از این مورد ترحم و در عین حال تعجب جهانیان قرار نگیریم و از زیر بار تیترهای گاهی بسیار مغرضانه ی رسانه های مستکبر و سلطه طلب رهایی یابیم.  تیتر هایی همچون ” ایران، جایی که در آن رقص هم ممنوع است” و از این قبیل،  برخی از این تیتر ها برای من هم دیگر غیرقابل تحمل شده است چراکه نگرشی ساده انگارانه و محدود را از واقعیت های پیچیده ی ایران ارائه می دهد، البته خود من هم بعد از خروج از ایران و با نوع بیانم در این کژنگری و این نوع نگاه سطحی نقش داشته ام و به اندازه خودم مقصر هستم ولی همین نوشته ی حاضر تلاشی است برای جبران آن با عمیق تر کردن نگاه و نشان دادن پیچیدگی های این مسئله در جامعه ایران که به هیچ وجه به این نوع تیتر ها کوچک و خلاصه نمی گردد.
اما این مهجوریت جنبه ی دیگری هم دارد که از درون ما می گذرد، ما به عنوان یک ایرانی، خود نیز رابطه ایی دوگانه با رقص داریم از طرفی شیفته ی آن و از طرفی از انجام آن در هرجایی اکراه داریم، این مهجوریت رقص در قالب بزمی و در فضای خصوصی است، این دوگانگی را «آنتونی شی» در کتاب خود در رابطه ی با رقص در بین ایرانیان به خوبی شرح داده و تحلیل کرده است. در واقع نوعی «رقص هراسی» در میان ما ایرانیان وجود دارد که باعث ایجاد یک وضعیت عشق و نفرت در برابر رقص شده است که در پیوند عمیق با فرهنگ و تاریخ ماست، برای نشان دادن این دوگانگی به زبانی ساده و مثالی قابل فهم برای همه اینطور می گویم که همه ی ما در مجالس و مراسم مختلف بارها دیده ایم که کسی با بهانه «به خدا رقص بلد نیستم!» و بهانه هایی از این قبیل، از وارد شدن به رقص اکراه دارد و سر باز می زند اما همین که وارد شد دیگر نشاندنش با خداست، به عبارتی دیگر ما ایرانیان خیلی به ندرت بدون دعوت وارد رقص می شویم و یا آنگاه که وارد شدیم دیگر خارج شدنی نیستیم.
 این مهجوریت رقص یک جنبه ی حکومتی و سیاسی و یک جنبه ی اجتماعی فرهنگی دارد، انسان ایرانی حتی در رقص و بیان خود نیز سیاست به خرج می دهد. او حساب شده می رقصد اینکه در کجا و در چه زمینه ایی می رقصد، در میان چه کسانی می رقصد، چطور به رقص دعوت می شود، چه میزان برقصد و از چه حرکاتی در رقصش استفاده کند، بر اساس همه ی این معیارها او رقص خود را تنظیم و بیان بدنی خود را سامان می دهد که البته به نظر من، بخش مهمی از این حسابگری ها و دلیل آن همانا ترس فردی و جمعی، تاریخی و کهن «مورد قضاوت قرار گرفتن» می باشد. مورد قضاوت قرار گرفتن از طرف کسانی که رقص را سخیف و امری پست می پندارند، کسی که به رقص می آید و آنهایی که نظاره کننده ی این رقص هستند بر این باورند که جسم نباید حرمت جان را زیر سوال ببرد، بدین ترتیب آنها با کنترل و زیر نظر گرفتن جسم خود تلاش در حفظ حرمت جان می کنند، برداشتی که گاهی چیزی بیش از یک توهم باطل نیست، توهمی که همیشه سعی دارد جسم و جان را در مقابل هم قرار دهد و در دو جبهه متفاوت تعریف کند در حالیکه جسم و جان در پیوند اند و یک واحد که همان انسان باشد را می آفرینند و همین وحدت جسم و جان است که حرمت و کرامت انسانی را می سازد، بنابراین کنترل تن ها هم از طرف سیاست گذاری های فرهنگی حاکم و به صورت عمودی و مستقیم اعمال می شود و هم به طور سینه به سینه و افقی بین نسل ها ی ایرانیان منتقل می گردد، رقص در ایران به شدت وابسته به زمینه ی آن است و بسته به هر زمینه ایی قانون و معیار اجرای آن تغییر می کند. رقص و طراحی آن در بین اعضای خانواده به نوعی و در بین دوستان به نوعی دیگر است، همینطور که رقص به سوی فضای عمومی و رسمی نزدیک می شود قانون و سخت گیری بر آن نیز بیشتر می شود، به بیانی دیگر هر چه این رقص از محیط شخصی و خصوصی و غیر رسمی دورتر و به فضای عمومی و رسمی نزدیک تر می شود هراس از مورد قضاوت قرار گرفتن چه به لحاظ شخصی و چه به لحاظ اجتماعی بیشتر و بیشتر می شود و این سبب نوعی رقص هراسی در شخص و سپس در جامعه می گردد، چراکه زمینه ی حاکم بر ذهنیت ها چه فردی و چه اجتماعی زمینه ایی است که رقص را با لودگی و هرزگی پیوند می دهد، به زبان دیگر جسم را از عزت جان جدا می کند و به جنبه ی معنوی و روحانی انسان صدمه می زند که البته برداشت و ذهنیتی محدود و غلط است.
سطحی نگری و نگرش غلط  تیتر ” ایران، جایی که در آن رقص هم ممنوع است” با سطحی نگری و نگرش آن دسته از کسانی که رقص را فقط  باعث ترویج فحشا  و مصداق منافی عفت می دانند پیوند می خورد و هر دو به نوعی مغایر با اصل اعتدال و عقلانیت است. برای مبارزه و مقابله ی هوشمند با تهاجمات رسانه ای و مغرضانه ی استکبار و دستیابی به تصویری روشن و الهام بخش از فرهنگ ایرانی- اسلامی که در «مصوبه ی نقشه ی فرهنگی کشور» نیز پیش بینی شده است، می بایست با حکمتی سیاسی و عقلانیتی اسلامی به جای تقبیح کور و مبهم کلیت رقص و مخالفت با آن به تبیین درست رقص پرداخت و مرز بین یک عمل منافی عفت و مغایر با ارزش های جامعه ی ایران را از یک هنر متعالی و معرفت افزا جدا ساخت و به الگوسازی بومی از این هنر پرداخت و به این منظور و در تلاش برای از بین بردن این مهجوریت گرفتار آمده در ممنوعیتی فرضی، باید تا آنجا که می شود هنر رقص معاصر را از نگرش های قطبی و سطحی گرای حاکم بر گفتمان رقص در ایران جدا کرد و از این زمینه ی حاکم دور ساخت و با رویکردی روشنگرانه و با گفتمان سازی  و معرفی زمینه های تازه و نمایاندن مصداق های متفاوت از رقص، منطبق بر ارزش های جامعه، این مهم را تحقق بخشید و این امر از طریق  بازخوانی و بازاندیشی در مسئله ی رقص توسط علما، نخبگان جامعه، هنرمندان و مدیران فرهنگی، امکان پذیر می باشد.
چنین رقص شریفی، نه تنها هنری جدی، معرفت افزا واندیشه ساز است بلکه می تواند طریقتی باشد که جسم و جان آدمی را تعالی  بخشد.
فصل ششم: آموزش رقص و حکم آن
6.1. آموزش رقص
رقص یکی از هنر های هفت گانه است. به حرکات موزون و ریتمیک بدن رقص اطلاق می شود. این هنر می تواند شامل بیان احساسات عرفانی، حالات شادی انسان باشد. بعضی از ورزش ها نیز همچون اسکیت ،ژیمناستیک و شنا را نیز می توان در هنر رقص دسته بندی کرد. رقص بر اساس زیبایی فرهنگ اجتماعی، هنرمندی و محدودیت های اخلاقی دسته بندی می شود. رقص های مناطق مختلف با هم فرق دارد. رقص ها می توانند سنتی، رقابتی، برای جشن ها و مراسم طراحی و اجرا شوند. رقص های اروپایی با رقص های آسیایی کاملا متفاوت است. ذات رقص منفی نیست. رقص سبک های کلاسیک نیز دارد، از جمله می توان به باله، تانگو، والس اشاره کرد. رقص های دسته جمعی و گام به گام نیز از دیگر مدل های رقص هستند. همه رقص ها در انعطاف پذیری بدن در دنیا مشترک هستند، برخی از مشکلات مانند شکستگی اعضا، گرفتگی عضلات بدن در رقص را می توان نام برد. در زمانهای قدیم رقص جزو اصلی جشنواره های محلی بوده است، بطور مثال برای برپایی جشن برداشت و عبادت رقص انجام می گرفت. مدیتیشن ماندالا نوعی از رقص است که به بدن و ذهن انرژی زیاد می رساند. رقص فولکوریک نیز فرم اولیه از رقص های مردمی است، این رقص از اروپا و برخی بخش های چین سرچشمه گرفته است. رقص های دوتایی همچون تانگو و فلامنکو ریشه در فراتسه دارد. رقص در طول 50 سال گذشته تغییرات بسیاری داشته است. سبک های مدرن و معاصر به رقص های سنتی و کلاسیک قدیم اضافه شده اند، و بسیاری از آنها بر اساس قوانین رقص مادر یعنی باله استوار نیستند. در این زمان رقص با حرکات آکروباتیک همراه است و استایل الکترونیک نیز اضافه شده است. هر رقصی بر اساس موسیقی آن طراحی می شود. اما رقص هایی همچون سالسا، تانگو، هیپ هاپ، والتز، جیگ که از زمان های قدیم وجود داشته اند، موسیقی خود را دارند. در اوایل دهه 90 میلادی یعنی در قرن بیستم، رقص و طراحی آن به واحدهای دانشگاهی بدل شدند. رقص بصورت آکادمیک، انواع و تاریخچه و فلسفه هر کدام از شاخه هایش تحصیل می شود. درجات آکادمیک رقص نیز از دیپلم و لیسانس تا دکترا ادامه دارد. انواع رشته های تحصیلی رقص شامل موارد زیز هستند:
– اجرای پیشرفته که شامل مهارت های اجرایی و فنی است.
– تحقیقات تمرینی که شامل اجرا و طراحی رقص است.

مطلب مشابه :  تفاوتهای زن و مرد