رشد انگیزش پیشرفت و عوامل موثر بر آن، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، شیوه های فرزند پروری

دانلود پایان نامه

ج) نقش واکنش های عاطفی حاصل از این استنباط درتبیین رفتارهای بعدی.
تبیین هایی که افراد به طور معمول برای موفقیت ها و شکست های خود انتخاب می کنند به توانایی های شخصی، سعی و کوشش، سطح دشواری تکلیف، بحث و اقبال، حالت روحی و بیماری افراد دیگر نسبت داده می شوند. این تبیین ها در ابعاد ویژگی منبع علیّت، ثبات و کنترل پذیری متفاوتند. این ابعاد انتظارات متقاوتی برای آینده فرد ایجاد می کنند و منجر به واکنش های عاطفی متفاوتی می شود که این ها هم به نوبه خود رفتار آتی فرد را دستخوش تغییر می سازند.
نظریه وینر در نظریه انگیزش پیشرفت اتکینسون( 1965 به نقل از سیف، 1368) ریشه دارد. مطابق نظر وینر اغلب علت هایی که دانش آموزان موفقیت ها و شکست های خود را به آن ها نسبت می دهند، می توان در سه بعد مشخص کرد، منبع یا مکان( درونی و بیرونی بودن علّت برای شخص) ثبات( علّت در آینده ثابت می ماند یا تغییر می کند) و مسئولیت پذیری( شخص قادر به کنترل علّت است یا خیر).
وینر معتقد است، که منبع علّیت، ثبات و مسئولیت پذیری رهنمودهای مهمی را برای رفتارهای بعدی دارند. به عنوان نمونه به نظر می رسد که منبع علّیت ارتباط نزدیکی با احساس عزّت نفس دارد. در صورتیکه موفقیت یا شکست به عوامل درونی نسبت داده شوند. موفقیت منجر به احساس غرور در شخص شده و انگیزش او را افزایش می دهد در حالکه شکست عزّت نفس او را کاهش خواهد داد. ( وول فلک، 1993)
2-12- تحقیقات انجام شده در مورد انگیزش پیشرفت
در پژوهشی، اتکینسون( 1950) با آزمون درک مطلب روی عدّه ای آزمودنی انجام داد. از آن ها خواست تا در یک ترم نمرات امتحان نهایی خود را حدس بزنند، در این تحقیق معلوم شد افرادی که از لحاظ نیاز به پیشرفت در سطح بالایی بودند، انتظار نمرات بالایی از امتحان داشتند.
لوول( 1951 به نقل از برلاینر، 1988) با مقایسه عملکرد افراد دارای نیاز به پیشرفت بالا و پایین، به سوی تکالیف جمع ساده اعداد و درک لغت، به این نتیجه رسید که آزمودنی های دارای نیاز به پیشرفت بالا تکالیف خود را بهتر از افراد با نیاز به پیشرفت پایین در زمان معین انجام داده اند.
پژوهش های انجام شده در مورد انگیزش پیشرفت و یادگیری نشان داده اند که افراد دارای انگیزش پیشرفت بالا در انجام کارها و از جمله یادگیری به افرادی که از این انگیزه بی بهره اند، پیشی می گیرند. برای نمونه مک کللند( 1996 به نقل از سیف، 1368) دو گروه آزمودنی را که از لحاظ انگیزه پیشرفت با هم متفاوت بودند به انجام تکلیف واحدی واداشت درآغاز هر دو گروه عملکرد مشابه داشتند اما با پیشرفت آزمایش، گروه با انگیزش پیشرفت بالا جلو افتادند، البته نتایج تحقیقات کاملاً قاطع نبودند. وینتر باتوم ( 1956 به نقل از شکرکن و همکاران، 1371) در پژوهشی دریافت که مادران پسران پیشرفت گرا در مقایسه با مادران پسرانی که انگیزه پیشرفت کمتری دارند، از فرزندان خود در کسب مهارت ها و استقلال انتظارات بیشتری دارند. در این تحقیق نقش خانواده در انگیزش پیشرفت نمایان است.
وال و بی ساگ( 1987) در پژوهشی در مورد ارتباط انگیزش پیشرفت، عزّت نفس، میزان اضطراب و پیشرفت تحصیلی نشان دادند که دانش آموزان با انگیزش پیشرفت بالا در مقایسه با دانش آموزان با انگیزش پیشرفت پایین دارای عزّت نفس بالاتر و نمره اضطراب کمتر هستند، هم چنین موفقیت های خود را به توانایی و تلاش و شکست های را به مشکل بودن تحصیل نسبت می دهند.
شاملو(1351) در تحقیقی در مورد انگیزش پیشرفت با خصوصیات عقلی و عاطفی 60 دانشجوی دختر و پسر را بر گزیدند و طی پژوهش دریافت که همبستگی آماری معنی داری بین انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی ندارد. هم چنین بین هوش و انگیزش پیشرفت نیز همبستگی معنی داری وجود نداشت.
شیخی فینی( 1372) در بررسی رابطه انگیزش پیشرفت، منبع کنترل و پیشرفت تحصیلی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره به این نتیجه رسید که دانش آموزانی که انگیزش پیشرفت بالا دارندف دارای مکان کنترل درونی و پیشرفت تحصیلی بالایی هستند.
توکّلی( 1373) در تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه انگیزش پیشرفت، اسناد علی و پیشرفت تحصیلی، با استفاده از روش های آماری پیشرفته نشان داد که هر چه میزان انگیزش پیشرفت دانش آموزان بالاتر باشد، اسنادهای علّی درونی تر و پیشرفت تحصیلی آنان بیشتر خواهد بود.
قاسمی پیربلوطی( 1374) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود به بررسی رابطه بین پیشرفت تحصیلی با انگیزش پیشرفت و منبع کنترل پرداخت، نتایج بدست آمده نشان داد که بین این سه متغیر، رابطه معنی دار وجود دارد. به طوری که بر اساس دو متغیر انگیزش پیشرفت و منبع کنترل می توان 27% از تغییرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را تعیین کرد.
2-13- رشد انگیزش پیشرفت و عوامل موثر بر آن
طبق نظر مک کللند و همکارانش( 1953 نقل از تیوان و اسمیت، 1365) انگیزه پیشرفت یا انگیزه گرایش از آرزوهای فزاینده کودک ناشی می شود، وقتی که کودکی با یک موفقیت جدید پیشرفت مثل یک معمای علمی برخورد می کند هیچ انتظاری از توانایی خود برای حل آن ندارد. اگر این معما خیلی مشکل نباشد و اوبتواند به طور صحیح آن را حل کند او به زودی آرزوهای خاصی پیدا می کند و از این آرزوها لذت می برد، موفقیت در موقعیت پیشرفت و در پیش بینی نتیجه این موقعیت، برای انگیزه حاصل از پیشرفت خود تقویت مثبت ایجاد می کند. سرانجام کودک در حل معما به میزان صد در صد انتظار پیشرفت پیدا می کند. در این مرحله معما تازگی خود را از دست می دهد و حل آن دیگر به عنوان پیشرفت تلقی نمی شود، در این موقع ولی آگاه به پیشرفت بایستی موقعیتی تازه و کمی پیچیده تر ایجاد کند. در این صورت کودک علاقه تازه ای به پیشرفت خواهد داشت و دامنه انگیزش پیشرفتش گسترده خواهد شد. بنابراین طبق نظر مک کللند برای گسترش انگیزه پیشرفت کودک بایستی از موفقیت لذت ببرد. برای ایجاد لذات کودک را بایستی به موضوع ها در موقعیت هایی که به تدریج پیچیده تر شوند، اگر کودک با این موقعیت ها و موضوع ها تسلط یابد احساس لذت خواهد کرد. اگر موقعیت ها همواره بیش از اندازه پیچیده باشند، در کودک اثر منفی به جای می گذارد و به جای انگیزه پیشرفت، انگیزه گریز از شکست در او گسترش می یابد. تسلط بر موقعیت هایی که تدریجاً پیچیده تر می شوند و به لذت می انجامد، لذت نیاز به پیشرفت را تقویت کرده و به کودک کمک می کند تا فردی خواهان موفقیت شود(تیوان و اسمیت، 1365)
علاوه بر این به نظر می رسد که پیدایش این انگیزه مربوط به نظام ارزش های والدین و نگرش آنان نسبت به موضوع پیشرفت است. رشد انگیزه پیشرفت در کودکان تابع عوامل از قبیل محبت والدین، آزاد منشی پدر، انتظار پیشرفت از کودک مطابق موازین مشخص و معین است. والدینی که بر پیشرفت ارزش قائل هستند و محیط هایی را برای پیشرفت بالا دارند، دارای کودکانی با انگیزش پیشرفت بالا می باشند که برای نایل شدن به اهداف خود تلاش زیادی را انجام می دهند. ( هتونیگتون و پارک، 1986).
در مطالعاتی که با هدف یافتن ریشه های عوامل غیرشناختی موثر بر موفقیت و سازگاری انجام گرفته است( روسن و آندراد، 1959 به نقل از تورنس و همکاران، 1965)
دریافتند که انگیزش بالا برای پیشرفت با آموزش های اولیه در خانواده در مورد خوب انجام دادن و بدون کمک دیگران کار را انجام دادن در ارتباط است. برخی مطالعات دیگر نشان می دهند که « تمایل به پیشرفت» در دوره های بعدی زندگی ممکن است از راه فشارهای اجتماعی به وجود آید. اما انگیزش که از این راه به وجود می آید قدرت کمتری از انگیزش به وجود آمد، در ساخت خانواده، خواهد داشت( تورنس و روبرت و استروم، 1965) والدین تاثیر مهمی را بر رشد انگیزش پیشرفت در کودکان دارند.
طوری که سینگر و سینگر( 1969 به نقل از روبرت، 1975) در مورد اهمیت این عامل معتقدند، والدین پسران با نیاز به پیشرفت بالا خود به عنوان الگوهایی هستند که مرتباً با فعالیت های مربوط به پیشرفت درگیر می باشند. آن ها اهداف عالی را برای کودکان خود در نظر می گیرند و به خاطر پیشرفت در جهت آن اهداف کودکان را تشویق می کنند و در عوض آن ها را به دلیل شکست در پیشرفت تنبیه می کنند و در عوض آن ها را به دلیل شکست در پیشرفت تنبیه می کنند و در عین حال اجازه انتخاب راه حلها را به کودکان خود می دهند. علاوه بر موارد بالا در مورد رشد انگیزش پیشرفت می توان که خوداتکایی و شغل پدر یا مادر نیز اشاره داشت. کودکان که آموخته باشند که روی پای خود بایستند و خود اهداف خویش را انتخاب نمایند به نظر می رسد که غالباً پیشرونده های بالایی هستند.( روس و آندراد 1959، به نقل از فارز، 1991). شغل پدر یا مادر نیز ممکن است نقشی را در این زمینه داشته باشند. پدری که شغل او با تصمیم گیری و ابتکار سروکار دارد ممکن است کودک خود را به سوی انگیزش پیشرفت هدایت نمایند(تورنر، 1970 به نقل از فارز، 1991).
در رابطه خانواده به نظر می رسد که شیوه های خاص پرورش فرزند در تکوین و افزایش انگیزش پیشرفت کودکان موثر باشد. بخشی از پژوهش مک کلند در زمینه نیاز به پیشرفت به چگونگی تکوین و پیدایش این انگیزه مربوط است به اعتقاد وی پیدایش انگیزه پیشرفت در افراد، به شیوه های تربیتی والدین آنان بستگی دارد. افراد دارای نیاز به پیشرفت در محیط هایی پرورش می یابند که از آنان انتظار کفایت و لیاقت می رود، در سنین پایین به آنان استقلال داده می شود، اقتدارگرایی پدری اندکی وجود دارد و از سلطه گری مادری عاری هستند.
تحقیق وینتر باتوم( 1956 به نقل از شکر کن و باقری، 1373) نیز نشان داده است که مادران پسران پیشرفت گرا در مقایسه با مادران که انگیزه پیشرفت کمتری دارند، از فرزندان خود در کسب مهارت ها و استقلال، انتظارات بیشتری داشته اند. مثلاً مادران پیشرفت گرا از فرزندان خود انتظار داشته اند که در سن 7 سالگی رفت و آمد در شهر را یاد بگیرند، کارهای جدید و مشکل انجام دهند، شخصاً برای خود دوستانی بیابند و سعی کنند در کارهایی که مستلزم رقابت است از خود برتری نشان دهند. این مادران از موفقیت های فرزندان خود ابراز خشنودی می کنند و در چنین مواقعی آنان را در آغوش می گرفتند و می بوسیدند. عکس مادران پسرهای که انگیزه پیشرفت در آن ها ضعیف بود محدودیت های زیادی برای فرزندان خود اعمال می کردند. اتکاء به نفس را در آن ها ترغیب نمی کردند و آنان رامتکی به خانواده بار آورده بودند این مطالعه نشان داد که آموزش استقلال، تسلط و مراقبت درسنین پایین به کودکان در رشد انگیزه پیشرفت آنان موثر است.
روزن و اندراد 1959 به نقل از شکر کن و باقری، 1373) در تحقیقی چگونگی واکنش والدین را به رفتار پیشرفت گرای پسرانشان مورد بررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق حاکی از آن بود که والدین پسرهای دارای انگیزه پیشرفت زیاد در مقایسه با والدین دارای انگیزه پیشرفت کم علاقه زیادی به این موضوع نشان می دادند که پسرانشان تکالیف محوله را به خوبی انجام دهند و انتظار داشتند که عملکرد پسرانشان از حد متوسط بالاتر باشد. مادران پسرهای انگیزه پیشرفت زیاد مصراً از پسران خود می خواستند تا تکالیف خود را انجام دهند، آنان را راهنمایی می کردند و از موفقیت آنان غرق در شادی و غرور می شوند.در صورتی که فرزندانشان ضعیف عمل می کردند آنان را مورد تأیید قرار نمی دادند. این مادران خود افرادی کوشا و رقابت طلب بودند و از پسرانشان نیز چنین انتظاری داشتند. پدران پسرهای دارای انگیزه پیشرفت زیاد معیارهای بالایی برای عملکرد فرزندان خود تعیین می کردندو از آنان انتظار داشتند که طبق نظر آنان رفتار کنند. لیکن در قیاس مادران تمایل کمتری به طرد فرزندان، اعمال فشار و سلطه گری از خود نشان می دادند.
شکرکن و باقری( 1373) در تحقیقی که با عنوان « رابطه شیوه فرزندپروری با انگیزه پیشرفت در دانش آموزان پسر دوره راهنمایی اهواز» انجام داده اند به این نتیجه دست یافتند که میان سن آغاز به گارگیری شیوه های فرزند پروری( استقلال آموزی، تسلط آموزی و مراقبت آموزی) مادران در مورد پسران دانش آموز راهنمایی اهواز و انگیزه پیشرفت این دانش اموزان رابطه منفی وجود دارد، بدین معنا که هر چه سن آغاز به کارگیری این شیوه ها پایین تر باشد میزان انگیزه پیشرفت بیشتر است. با توجه به عوامل موثر در رشد انگیزش پیشرفت ملاحظه می شود که عوامل گوناگونی در این امر دخالت دارند اما تاثیر خانواده در رشد این انگیزه بیشتر از بقیه عوامل می باشد.
2-14- انگیزش پیشرفت، یادگیری و عملکرد
درباره تاثیر انگیزش بر یادگیری پژوهش های زیادی انجام گرفته است. آگوروگلو و والبرگ( 1979) به نقل از فیانس، 1980) با بررسی 232 ضریب همبستگی بین انگیزش و پیشرفت تحصیلی حاصل از 40 پژوهش انجام شده با حجم نمونه 637000 دانش آموز از کلاس های اول تا دوازدهم گزارش دادند که 98 درصد از 232 ضریب همبستگی بین این دو متغیر مثبت و میانگین ضرایب همبستگی در حدود 338% بود، این نشان می دهد که انگیزش تا حدود زیادی با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت دارد. اما این مقدار تنها 11 درصد واریانس را تعیین می کند .

مطلب مشابه :  ، شرایط اجتماعی و سیاسی،