رفتارهای اخلاقی

رفتارهای اخلاقی

رفتارهای اخلاقی

3-2-2-1-طریقت ذن
«ذن طریقت و نظرگاهی است که به هیچ یک از گروههای رسمی و صوری اندیشۀ مدرن غربی تعلق ندارد. این مکتب نه مذهب است، نه فلسفه و نه روانشناسی است و نه هیچ نوع علم دیگر، بلکه نمونهای است از آنچه در هند و در چین به عنوان طریقه رهاسازی شناخته شده است».
مراحل طریقتی ذن سه گام است:
ذن از گفتن پرهیز میکند، زیرا چیزی که میخواهد بگوید، در زبان نمیگنجد.
اشارۀ استاد، اشارهای واسطه است؛ یعنی اشاره به چیز خاصی نیست، بلکه شاگرد باید به ذات خود توجه کند.
رهرو باید از راه فراشناخت و کشف و شهود و در همان حالت روشنشدگی به سرشت خود نگاه کند.
آنچه ذن را از سایر مکاتب متمایز میکند، ساده گرفتن موضوع روشنشدگی است و اینکه این حالت به وضوح و به طور طبیعی ممکن است هر لحظهای رخ دهد. در ذهن باید بگذاری هر چیز خود به خود پیش آید. از آموزههای یکی از اساتید ذن این است:«به جای تلاش برای پاکسازی یا خالی کردن ذهن، انسان باید به راحتی ذهن را رها سازد».در تربیت و آموزش ذهن دو عنصر مطرح است به نامهای «داذن» و «کوآن».
داذن یعنی چهار زانو و آرام نشستن و به مراقبۀ دل پرداختن، به عبارتی نظاره و سیر در عوالم درونی. تمرین مراقبه در تالار راهب‏ها یا تالار مراقبه انجام میشود. در این تالار چیزی که توجه راهب‏ها را منحرف کند، وجود ندارد. این اطاقهای دراز با سکوهایی در طرفین، محل خواب و مراقبه هستند. راهبان در سکوت، چهار زانو و روبروی هم روی سکوها مینشینند، دستها روی دامن و دست چپ روی دست راست قرار میگیرد، بدن راست نگه داشته میشود، چشمها به چند قدم جلوتر خیره میشوند و تنفس منظم انجام میشود و حرکات نفس کشیدن بیشتر شکمی است تا سینهای. این نوع تنفس روی زمینههای آگاهی کار میکند.
به مبتدی توصیه میشود مرتب نفسهای خود را از یک تا ده بشمرد تا نشستن بدون تعبیرات خیالی برایش آسان و طبیعی شود. در فواصل مختلف راهب‏ها به منظور جلوگیری از تنبلی، برای پیادهروی تند که بین سکوها صورت میگیرد، به صف میشوند. همچنین تمرین دا – ذن، برای مواردی دیگر چون کار در زمینهای باشگاه، تمیز کردن محل سکونت، خدمات در معبد اصلی، غذا خوردن و خواب نیز قطع میشود. در زمانهای معین از سال، این تمرین از ساعت 5/3 صبح تا 10 شب ادامه مییابد که به این دوره طولانی «سیسن» (جمع و جور کردن ذهن) میگویند.
«داذن» راه رسیدن به حل «کوآن» است و به تنهایی ارزشمند نیست. از طریق داذن پیچیدگی کوآن باز میشود و راه رسیدن به ساتوری (روشن شدگی) فراهم میشود.
«کوآن» در لغت یعنی «پرونده عمومی» و در اصطلاح، نکته یا نکاتی است که از یک استاد کهن به جا مانده است، یا گفتگویی است میان استاد و شاگرد. همه اینها روشهای باز کردن و شکوفاندن دل رهرو به حقیقت ذناند.
3-2-2-2-یُگه
واژه «یُگه» از ریشه سانسکریت «یوج» به معنی یوغ زدن، مهار کردن، متحد ساختن است و به انضباطهایی مانند مراقبه و ریاضت اشاره دارد که دانشی به بار میآورند دور از ذهن انسان عادی. واژه یگه در اوپنیشد به معنای «مهار حواس» به کار میرود و همراه با مهار فعالیت ذهنی است.
در ادیان هندی مهار ذهن و بدن را به منظور رهایی از نوزایی (سمساره یا تناسخ) انجام میدهند تا به رهایی مطلق برسند. برای توفیق در مهار حواس و ذهن و به عبارتی نفی خواطر ذهنی، آموختن و رعایت دستورات و رفتارهای اخلاقی، فردی و اجتماعی به عنوان گام اول، ضروری است. از جمله این دستورات عبارت است از: پرهیز از خشونت (آهیمسا)، دزدی، خسّت، خویشتنداری جنسی (عدم همسرگزینی)، رعایت پاکیزگی، رضایتمندی، ریاضت، درستکاری و مطالعه. در گام بعد سالک باید در مهار تدریجی جسمانی بکوشد، به طوری که جسمش و نیز دنیای اطراف، وی را به خود مشغول نسازد. برای این کار فرد باید در حالتهای خاص بنشیند، تنفس خود را مهار و آن را تنظیم کند، رابطه حواس پنجگانه خود را با دنیای خارج قطع کند، ذهن خود را متمرکز نموده و به مراقبه و تفکر بپردازد تا بدین ترتیب به مرحله بالای آگاهی و نهایتاً رهایی برسد.
نکته دیگری که در مراقبه یگه مورد توجه است و به شاگرد در موفقیتش کمک میکند، تأثیر روح پیر یا گورو در باطن شاگرد است. توضیح آنکه لازمه ورود به یگه تشرف است و گورو با این تشرف در واقع به شاگرد تولدی دوباره میدهد که با مردن از مرحله قبل همراه است و این ارتباط روحی، زنجیروار بینشان تداوم مییابد.
با دقت در این دستورات، میتوان مشابهتهایی بین آن و توصیههای سلوکی در عرفان اسلامی برای نفی خواطر و طهارت باطن به معنای اتمّ آن یافت.
3-2-2-3-آیین تائو/ دائو
آیین تائو از آیینهای چینی است و «بر حفظ هماهنگی بین آسمان و زمین و انسان تأکید دارد و از نوع تفکری موسوم به اندامگرایی پیروی میکند که امور را بر حسب روابط کارکردی آنها با کل بزرگتری تعریف میکند».«دائو» یا «تائو» به معنی «راه» و «طریق» است ولی در واقع به معنای حقیقت غایی و بینهایت و ابدی است که در عین حال در همه هستی جاری است و هر موجودی جلوهای از تائو است. کتاب مشهور این طریقت «دائو دجینگ» به معنای کتاب طریقت و نیروی آن است. مهمترین آموزه نویسنده کتاب دائو دجینگ «کاری نکردن» یا «بیعملی» است؛ بدین معنا که از اعمال غیرطبیعی یا عمل براساس تفکر سنجیده و آگاهانه پرهیز شود.پیرو تائو معتقد است که: «انسان کامل ذهنش را چون آینه به کار میگیرد. ذهن چنین انسانی به هیچ چیز دو دستی نمیچسبد، دست رد بر سینه هیچ چیز نمیزند، دریافت میکند ولی نگه نمیدارد».
با مطالعه
این مکتب، درمییابیم روش ارائه شده در آن برای نفی خواطر و صافی شدن ذهن، رها کردن و به خود واگذاشتن آن است که روشی کاملاً متفاوت با دیگر مکاتب عرفانی است. در این آیین هیچ اصراری بر دست زدن به روشها و اقداماتی برای پاک کردن ذهن و درون وجود ندارد. دائو میگوید: «دانشمند خوب رها از نظریههای مختلف، ذهن خود را روی آنچه وجود دارد، باز می‏گذارد».«فرزانه اجازه میدهد هر چیز سیر طبیعیاش را طی کند و در مرکز دایره باقی میماند».
آنها معتقدند هر آنچه اتفاق میافتد را باید با روی باز پذیرفت و تسلیم بود تا به این ترتیب آنچه را که میخواهی، به دست آوری؛ به عبارتی آنچه را قصد دارند از آن رها شوند، ابتدا میگذارند شکوفا شود. با این توضیحات شاید بتوان گفت روش آنها در حصول به اهداف و حقیقت، روش عمل معکوس است. لائوتزو میگوید: «بدون باز کردن درب خانهتان، میتوانید دلتان را به روی جهان باز کنید. هرچه بیشتر بدانید، کمتر درک میکنید. فرزانه بدون ترک کردن جایی به مقصد میرسد، بدون نگاه کردن نور را میبیند و بدون انجام دادن کاری، آنچه را لازم است، به دست میآورد».
اعتقاد آیین تائو درباره ذهن، تأکید بر توقف آن است ولی شرط تحقق آن را انجام اعمال خاص نمی‎داند. البته در فصل دهم دائو دجینگ، لائوتزو برای رهایی و روشنشدگی و پاکیزگی دل به تمرینهای تنفس توصیه میکند.
دائو دجینگ میگوید: «فکر کردن را متوقف کن، مشکلاتت پایان مییابد». «ذهن خود را از همه افکار خالی کنید، بگذارید دلتان آرامش یابد».از آنجا که مکتب تائو، هستی را زاده و مخلوق تائو میداند که از آن ایجاد شده و دوباره به سوی تائو بر میگردد، هر چه در جهان میبینند و نیز تمام رویدادها را از او(تائو) میداند؛ به همین خاطر بر تسلیم بودن تأکید زیادی دارد. اما نحوه چگونه تسلیم بودن را «قدرت» میداند. لائوتزو میگوید: «برای یافتن ریشهها در جلوهها جستجو کنید. وقتی کودک را بشناسید و مادرش را بیابید، از غم و اندوه رها میشوید».
با مطالعه و تأمل در این طریقت، ملاحظه میشود که سرشار از پارادوکسهایی است که به راحتی گشودنی نیست و رهبران و فرزانگان آن نیز شاگردان خود را از طریق آموزههای عملی راه میبردند تا این حقایق را در وجود خود بیابند، به عبارتی با حقیقت مواجه شوند و اساساً بر آموزش بدون کلام تأکید داشتند، حتی فراتر از آن «بدون آموزش دادن، آموزش میدادند تا برای مردم چیزی برای یاد گرفتن وجود نداشته باشد.»
شاید بتوان ردپای این تأکید بر عدم آموزش کلامی و ظاهری را که در آیین تائو مطرح است در عرفان اسلامی نیز به نوعی یافت. در عرفان اسلامی، درباره مصاحبت با شیخ و برخورداری از ثمرات این همنشینی و دریافت از جان استاد بدون کلام، زیاد سخن گفته شده است. مولوی میگوید:
فـقـر خـواهـی آن به صحبت قائم است نــه زبـانـت کـار میآیـد نـه دســت
دانشِ آن را ستــانــد جـــان ز جـــان نـــه ز راه دفـتـر و نــه از زبـــــان

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~