روشهای یادگیری مشارکتی

دانلود پایان نامه

دسته اول: یادگیری مشارکتی،به این صورت که دانش‏آموزان در گروههای متفاوت به صورت مشارکتی به یادگیری می پرداختند.
دسته دوم: یادگیری مشارکتی همره با رقابت بین گروهی،یعنی دانش‏آموزان در گروههای متفاوت به صورت مشارکت، به یادگیری می پرداختند ولی گروهها در رسیدن به هدف و دریافت پاداش با هم رقابت می کردند.
دسته سوم: یادگیری رقابتی به این صورت که دانش‏آموزان به صورت سنتی به یادگیری پرداخته و برای رسیدن به هدف و دریافت پاداش با هم به رقابت می پرداختند.
دسته چهارم: یادگیری سنتی،افراد بدون رقابت با همدیگر به صورت سنتی برای رسیدن به یک هدف معین و دریافت پاداش به یادگیری می پرداختند.
نتایج این بررسی کلی نشان داد که :
تفاوت محسوس و معناداری از لحاظ پیشرفت تحصیلی بین آزمودنیهای دسته های اول و دوم و نیز بین آزمودنیهای دسته سوم و چهارم وجود نداشت.
آزمودنیهای دسته اول در مقایسه با آزمودنیهای دسته سوم و آزمودنیهای دسته دوم در مقایسه با آزمودنیهای دسته چهارم از پیشرفت تحصیلی بیشتری برخوردار بودند.
آزمودنیهای دسته دوم در مقایسه با آزمودنیهای دسته سوم و آزمودنیهای دسته اول در مقایسه با آزمودیهای دسته چهارم از پشرفت تحصیلی بیشتری برخوردار بودند.
استونس و اسلاوین (1995) در پژوهشی بر روی 1279 دانش آموز مقطع ابتدایی،به بررسی تاثیر درازمدت روشهای یادگیری مشارکتی بر آگاهی های فراشناختی دانش‏آموزان پرداخته و گزارش نمودند که آزمودنیهای گروه یادگیری مشارکتی در مقایسه با گروه آموزشی سنتی در زمینه آگاهی های فراشناختی در سطح بالاتری قرار داشتند (کنعانی،1387)
کندی (1982) روش یادگیری مشارکتی را بر روی 87 دانشجو قرار دادو آنها را با دانشجویانی که به شیوه سنتی درس می خواندند مقایسه نمود. هدف تحقیق بررسی تاثیر یادگیری مشارکتی درمقایسه با یادگیری سنتی،بر عملکرد تحصیلی،انگیزه پیشرفت و عزت نفس دانشجویان بوده و نتایج نشان داد که گروههای یادگیری مشارکتی،پیشرفت تحصیلی بیشتری داشته و از انگیزه پیشرفت بالاتری برخوردار بودند، همچنین عزت نفس آنها بالاتر بود.
جانسون (1995) و جردن(2007) بعد از بررسی و باز بینی تحقیقات بر روی 145 دانش آموز مقطع ابتدایی در مورد یادگیری مشارکتی نشان دادند که یادگیری مشارکتی در پیشرفت تحصیلی دانش‏آموزان و روابط گروهی و اعتماد به نفس انها تاثیر دارد.
لامبیوت و سالامون (1994) تحقیقاتی در مورد تاثیر یادگیری مشارکتی بر روی دانشجویان پسر دانشگاه هاروارد انجام دادند و به نتایجی دست پیدا کردند که گروههای یادگیری زمانی موثرند که هر یک از اعضای گروه وظایف خود را قبل از ورود به کلاس درس انجام داده باشند و این امر به مسئولیت پذیری اعضای گروه وابسته است
گیلیس (1999) در پژوهشی از 100 دانش آموز در پایه های چهارم تا ششم که به طور تصادفی انتخاب شدند نشان داد که یادگیری مشارکتی که اساس روش های تدریس فعال است، موجب تغییرات مطلوب در شخصیت دانش‏آموزان می شود و بر کیفیت آموزش اثر می گذارد.
شوین (2004) در مطالعه ی چند کلاس از دانش‏آموزان پایه ی پنجم ابتدایی به صورت دو گروه یادگیری مشارکتی و یادگیری رقابتی انتخاب نمود.هر دو گروه به مدت 18 روز بر روی موضوعاتی در خصوص علوم کار کردند و سعی کردند به شیوه های مشخص شده برای آنها، به یادگیری موضوعات بپردازند.
دانش‏آموزانی که در گروه های یادگیری مشارکتی قرار داشتند به 9 گروه 5 نفری تقسیم شدند ودرهر گروه، موضوعات مورد مطالعه به بخش های مختلف تقسیم شد و هر فرد با مطالعه عمیق و دقیق یک بخش خاص آن را به سایر اعضای گروه خود آموزش می داد.
در گروهی که آزمونی ها به صورت رقابتی فعالیت می کردند همه ی دانش‏آموزان به صورت انفرادی به مطالعه می پرداختند، شیوه پاداش دهی به این صورت بود که پس از هر پنج جلسه یک آزمون در خصوص مطالب ان پنج جلسه بر روی همه ی آزمودنی ها اجرا می شد . در گروههای مشارکتی، گروهی که بالاترین امتیاز را کسب کرده بودند، پاداش داده می شد.در پایان تحقیق نیز چند آزمون از جمله آزمون پیشرفت تحصیلی شامل مفاهیم،واقعیات و تعمیم آن ها بر روی آزمودنی ها اجرا گردید .نتایج نشان داد که آزمودنی‏های گروه یادگیری مشارکتی در قایسه با آزمودنی های گروه یادگیری رقابتی به طور معنا داری نمرات بالاتری کسب نمودند.
کلنک (1991) با یک بررسی کلی در خصوص تاثیر شیوه های مختلف یادگیری مشارکتی بر روابط میان فردی یا بین گروهی دانش‏آموزان راگزارش نمودند که در دو مطالعه تاثیر روش جیگ ساو بر روابط بین گروهی دانش‏آموزان بررسی و هر دو تاثیر مثبت معنادار این روش را در مقایسه با روش سنتی گزارش نموده اند.(کلنک ترجمه بیگی،1391).
مرسر (1999) با بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق 25 تحقیق انجام پذیرفته در خصوص یادگیری مشارکتی، گزارش نمود که اکثر تحقیقات مذکور، تاثیر مثبت یادگیری مشارکتی بر روابط بین فردی، پذیرش همکلاسی‏ها، افزایش دوستی بین دانش‏آموزان، افزایش عزت نفس، علاقه مندی به مدرسه و موضوعات مورد مطالعه، افزایش توجه به تکالیف و زمان اختصاص یافته به تکالیف و توانایی انجام کار موثر با دیگران را مورد حمایت و تایید قرار داد.
جانسون (1989)پس از مطالعات گسترده بر روی دانش‏آموزان مقطع ابتدایی در خصوص یادگیری مشارکتی و شیوه های صحیح و موثر آن بر مهارتهای اجتماعی عنوان می نماید که :
وابستگی بین فردی،یعنی اینکه دانش‏آموزان باید اعتقاد داشته باشند که آن ها،هم مسئول یادگیری خود و هم مسئول یادگیری سایر اعضای گروهشان هستند.
تعامل پیشرونده ی چهره به چهره،یعنی دانش‏آموزان فرصتی داشته باشند تا آنچه را که یاد گرفته اند برای یکدیگر توضیح دهند،به همدیگر برای انجام برنامه هایشان کمک نمایند.
مسئولیت انفرادی،به این معنی که هر دانش آموزی باید بر کار و تکالیف تسلط یابد.
مهارتهای اجتماعی،یعنی هر دانش آموز باید به صورت موثری با دیگران ارتباط برقرار کند،بین اعضای گروه اعتماد به وجود بیاید،رهبر گروه مشخص شود و مشکلات به صورت گروهی حل شود.
فرایند گروهی،به این صورت که گروهها به صورت دوره‏ای موردارزیابی قرار گیرند که تا چه حدی از مطلوبیت برخوردار هستند و همچنین شیوه های افزایش تعامل موثر آن ها مورد بررسی قرار گیرد.
سرنو (1995) نیز در زمینه ی اثرات مربوط به یادگیری مشارکتی بر روی دانش‏آموزان متوسطه اشاره نمود که شیوه های یادگیری مشارکتی،ارتباط مطلوبی بن دانش‏آموزان به وجود می آوردوآن ها را برای یادگیری بهتر بر می انگیزد و غزت نفس دانش‏آموزان را ارتفا می بخشد

مطلب مشابه :  مسئولیت اجتماعی