روش شناسی ، آمادگی ، نیاز

دانلود پایان نامه

– رسالت دانشگاه و آموزش عالی در امر تربیت نیروی انسانی مشخص مورد نیاز کشور.
– رسالت در امر تولید و غنابخشی به دانش و فرهنگ کشور
– رسالت در جهت تسریع و تسهیل فرآیند توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور
– رسالت در خصوص برقراری و گسترش ارتباط متقابل بین دانشگاه و دیگر بخشهای فرهنگی، علمی، صنعتی، اقتصادی .و خدماتی کشور.
رسالت در ایجاد و تسهیل در برقراری روابط علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه و جهان (پازارگادی ، 1378، ص 16)
دانشگاه اسلامی- ایرانی
ملت مسلمان ایران طی دو سده اخیر شاهد حوادث تلخ و ناملایمات بسیاری بوده است. گرفتاری در چنگال جهل، جور سلاطین و حکام محلی، تجاوز کشورهای قدرتمند بیگانه و چپاول ثروت ملی به وسیله بیگانگان با قراردادها و امتیازات، برای مردم ما بسیار دردناک بود، اما غیر قابل تحمل تر از مصیبت های مذکور این بود که ملت مسلمان ایران با سابقه تاریخی و کهن و فرهنگ غنی اسلامی، پس از جنگ‌های ایران و روس در عصر فتحعلی شاه قاجار، به ناگهان خود را در معرض تهاجم فناوری و تمدن غربی مشاهده کرد؛ تهاجمی که هویت تاریخی- ملی مذهبی او را مورد تهدید قرار می داد.
در برابر این تهاجم، برخی مانند میرزا ملکم خان و میرزا حسن تقی زاده به ستایش و مدح مهاجم برخاستند و تقلید تمام عیار از آن را ترویج می کردند. برخی دیگر از آنجا که آمادگی دفاع از هویت ملی- مذهبی خود را نداشتند، به نفی مهاجم پرداخته و حداقل تسلیم آن نشدند. در این میان برخی دیگر از قبیل سید جمال الدین اسدآبادی پرچم احیاء هویت خویش را برافراشتند و ملت را به احیاء مبانی فرهنگی و نقد مهاجم دعوت می کردند.
می توان گفت که تمام تاریخ دو سده اخیر کشور و مهم ترین تحولات سیاسی- اجتماعی آن متأثر از کشمکش و منازعه میان این سه رویکرد به تمدن مهاجم غرب است. با وجود همه توطئه ها و کارشکنی ها و تلاش ها برای حذف اسلام از عرصه اجتماع و سیاست و جلوگیری از تأثیر آن بر سمت و سوی تحولات سیاسی و اجتماعیف سیر تحولات منجر به وقوع انقلاب اسلامی در بهمن 1357، تحت امامت بزرگ ترین مرجع تقلید عصر شد.
آری «در چنین روزگار غربتی بود که انقلاب عظیم ما و رهبر عظیم الشأن ما و ملت بزرگوار ما به پا خاستند» (آیت الله خامنه ای 30/5/1370 ) و «اکنون مدنیت بشری شاهد آن است که کشوری با نظام ولایت فقیه یعنی حاکمیت دین و تقوا اداره می شود.» (آیت الله خامنه ای 1/12/1369) بدین گونه ثمره بیش از 1400 سال مبارزات تشیع و قریب به 200 سال ملت مسلمان شیعه ایران در قالب استقرار جمهوری ایران تحقق یافت. عمده ترین هدف نظام اسلامی، زدودن آثار شرک و طاغوت از جامعه و ساختن جامعه ای براساس موازین الهی اسلام است. ( خواجه سروی، 1387،ص377)
هدف ثانوی نظام اسلامی الگو قرار گرفتن برای سایر ممالک اسلامی و به این وسیله صدور و گسترش آرمان های انقلاب اسلامی است.
در این مسیر، دانشگاه حلقه اتصال و تعادل بخش تمدنی جامعه بزرگ ایران اسلامی است. تجمیع جویبارهای متعدد هویتی که به برکه هویتی کشورمان سرازیر شده، با دانش و معرفتی که از محیط دانشگاه می جوشد و به بنیان های شناخت هویتی و تمدنی تمدن های مختلف آگاه است، میسر است. پُر کردن شکاف تمدنی و ایجاد تفاهم بیناذهنی در شناخت کیستی و چیستی مسلمان ایرانی و در نهایت دستیابی به احیا و بازسازی آرمان تمدن نوین ایرانی- اسلامی، نیازمند باز تعریف نقش و مأموریت دانشگاه در رسیدگی و بررسی این امر مهم است؛ زیرا دانشگاه به عنوان کانون محوری علم و دانش در حالی که خود یکی از ستون های اصلی تشکیل دهنده تمدن است، بسترساز توسعه و ساخت سایر ابعاد مفهومی تمدنی است، لذا نقش محوری و اساسی برعهده اوست.
در شرایط جدید حاکم بر مناسبات انسانی عصر جدید، نهاد اموزش که پیش از این مولد علم بود باید نگاه خود را از افق محدود مرزهای علم فراتر ببرد، زیرا در عصر کنونی خرد تنها منبع و منشأ معرفت محسوب نمی شود. اگر عصر مدرن دوران تکامل نهادی مستقل به نام دانشگاه برای تحقق کارویژه آموزش بود، در عصر کنونی این نهاد برای حفظ تأثیرگذاری خود در جوامع انسانی راهی جز تغییر کارویژه های خود و گسترش محدوده تأثیرگذاری از مرزهای مضیق علم ندارد.
حفظ حیات دانشگاه در عصری که سؤالات بشری، کیفیتی فرهنگی و تمدنی یافته، تنها با پیگیری علم ابزاری امکان پذیر نخواهد بود. در چنین شرایطی، دانشگاه ها نمی توانند تنها هدف خود را دستیابی به فناوری قرار دهند. دانشگاه ها و مراکز علمی جهان در دهه های اخیر به جای پیگیری رویکرد «علم برای علم» همچنان نگرش «علم برای توسعه تکنیک» را دنبال می کنند اما نیازهای عصر جدیدی که پیش روی بشر قرار دارد، دانشگاه ها را به سویی سوق خواهد داد که به معرفت در کلیه اشکال انسانی آن توجه کنند.
اگر رسیدن به چنین نقشی برای دانشگاه ها و بشریت امروز در کلیت آن مطرح است، این مهم برای انسان ایرانی مسلمان از اهمیت دوچندانی برخوردار است زیرا تمدن اسلامی و ایرانی مطرح شده در نظریاتی چون هانتینگتون، احیا و بازسازی خود را از انقلاب اسلامی ایران آغاز کرده است. این انقلاب اسلامی امروزه به عنوان پرچمدار احیای تمدن اسلامی- ایرانی مطرح است، بنابراین در شکل گیری تمدن نوین اسلامی- ایرانی دانشگاه ها نقش و اهمیتی دو چندان می یابند، شاید این تغییر نقص و کارکرد دانشگاه ها در عصر جدید باید به صورت طبیعی از ایران آغاز می شود.
روند تاریخی دانشگاه اسلامی- ایرانی
شادی بتوان مکاتبات گالیله و کپرنیک با کشیشان و اسقف های مسیحی را از حلقه های قوی تاریخی مباحثات دامنه دار مربوط به رابطه علم و دین دانست. این مباحثات به نتیجه مطلوب کلیسا نرسید و به تدریج مدارس دینی مسیحی روند عرفی شدن را طی نموده به دانشگاه های جدید تبدیل شدند. خود این روند نیز به تشدید سکولاریسم منتهی شد.
نوع دیگر این تلاش ها در قلمرو بومی سازی علوم (بومی سازی از بالا) صورت پذیرفت. جنبش ملی کردن علوم در کشورهای آسیایی پس از خروج استعمار اوج گرفت. ایده اصلی این بود که نظام آموزش موجود استعماری است و با خروج استعمار باید علوم ملی تأسیس شوند. جنبش بازنویسی تاریخ هند و جنبش ملی کردن علوم اجتماعی در چین (چینی کردن علوم) در هفتاد سال گذشته نمونه ای از این تلاش ها و پروژه هاست که البته نتایج موفق و چشمگیری نداشت.
در اوایل دهه هفتاد میلادی، در پاکستان و مالزی، نخبگان و مؤسسات مختلف علمی و فرهنگی به اسلامی سازی علوم همت گماشتند. مؤسسه اسلامی کردن علوم در پاکستان که با حمایت مالی عربستان سعودی فعالیت می کند تلاش دارد دستاوردهای جدید علوم تجربی را با آموزش های دین اسلام سازگار کند. دکتر عبدالکریم سروش که از این مژسسه بازدید نموده است به دو پروژه پژوهشی این مژسسه اشاره کرده است: یک پروژه مربوط به اندازه گیری درجه حرارت جهنم به روش علمی و دیگری تعیین اینکه جن که در قرآن کریم از آن یاد شده است چه نوع انرژی است؟! (ذاکر صالحی،1389،ص264)
در همین کشور دانشمند مسلمان، ابوالاعلاء مودودی در دهه های گذشته از بی تفاوتی دانشگاه ها نسبت به دین انتقاد نموده است. در مالزی، پروفسور نقیب العطاس کتاب آموزش اسلامی را نوشت و ایده اسلامی مراکز آموزشی را ارائه داد. همچنین مصر در شمال آفریقا صحنه دیکری از مبارزات مسلمانان برای این هدف را شکل می داد. مبارزه دانشگاه الازهرا با سکولاریسم، قوی ترین جبهه برخورد مسلمانان با لائیک شدن و سکولار شدن دانشگاه ها بود.
از سوی دیگر بیان اسلامی سازی معرفت، اولین بار در کنفرانسی که در سال 1977 در مکه برپا شده بود، مطرح شد. در آن کنفرانس، سید محمد نقیب العطاس از مفهوم تعلیم و تربیت در اسلام بحث کرد و اسماعیل فاروقی مقاله ای درباره اسلامی سازی علوم اجتماعی ارایه داد. با این حال، اندیشه علم اسلامی، به ویژه روش شناسی اسلامی پیش از آن در اواخر دهه 1950 در آثار سید حسین نصر پدیدار شده بود. او در این آثار از این نیاز سخن گفت که هر معرفتی که منشاء آن خارج از جهان اسلام است، در جهان بینی اسلامی ادغام و «اسلامی شود». این تصور که به صورت اصطلاح نوین «اسلامی سازی معرفت» تدوین شد، سرانجام توسط اسماعیل الفاروقی و مؤسسه ای که تأسیس کرد تبلیغ شد. در ادامه این تلاش هم اکنون در ایالات متحده آمریکا مؤسسه بین المللی تفکر اسلامی به مدیریت دکتر طاها العلوانی عضو آکادمی فقه سازمان کنفرانس اسلامی پروژه «اسلامی سازی معرفت» را تدوین و ارائه نموده است. هدف این طرح، بازیابی روش شناسانه و شناخت شناسانه علوم و رشته های مربوط به آن است. (همان، ص265)
اسلامی سازی معرفت از نظر این مؤسسه به معنای تدوین یک سری اصول روش شناختی برای معرفت و درگیر شدن در فرآیندی فکری است از طریق بررسی، تلخیص، ارتباط و انتشارات از منظری که اسلام به زندگی، انسان و جهان می نگرد. علوم تجربی می تواند برحسب نظام روش شناسانه ای به کار گرفته شود که بیش از آنکه در ماهیت خود مبتنی بر گمان باشد، مذهبی است. از نظر این مؤسسه عناصر روش شناختی الهیات و مفهوم اجزاء ایمان باید به یک نیروی فکری خلاق و پویا تبدیل شود. زیرا عناصر ایمان نمایانگر مبانی پارادایم اجتماعی و روش شناسانه ای است که اسلام به دنبال آن است. این مؤسسه منابع معرفت را وحی و طبیعت می داند و به صورت همزمان برسی مجدد میراث فکری اسلام و میراث فکری غرب را در دستور کار خود قرار داده است (پدرام، 1376: 13).
در ایران نیز از دهه 1340 محافل مذهبی، روحانیت و روشنفکران دینی چون جلال آل احمد انتقاداتی را متوجه برنامه های فرهنگی و آموزشی رژیم گذشته و رواج غرب زدگی داشتند.

مطلب مشابه :  مسئولیت مبتنی بر تقصیر