روش یادگیری مشارکتی

دانلود پایان نامه

یادگیری مشارکتی باعث می‏شود از رفتارهایی چون برتری طلبی، پرخاشگری، رفتارهای غیراجتماعی کاسته شود. رفتارهایی چون به خود نازیدن و به دیگران پز دادن و تظاهر به دانستن همه چیز و خود را برتر از دیگران دیدن اشاره می‏کند.
واگذاری مسئولیت در حد توان به آنها در گروه، ایجاد شرایط و محیطی آرام و صمیمی در بین اعضای گروه، گاهی نصیحت و پند و اندرز و در نهایت ارزش دادن به هر کدام از اعضای گروه می‏تواند از میزان برتری طلبی و اطمینان زیاد به خود داشتن را کاهش دهد.
وین من در تحقیقی به مطالعه تأثیر مشارکتی بر کاهش حس برتری طلبی می‏پردازد. پس از اعمال یک دوره آموزشی بهبود قابل توجهی در کاهش این حس گزارش شده است (وین من، 2000).
کارتنی در تحقیقی بر روی دو گروه 30 نفری دانشجویان که یکی با روش مشارکتی و دیگری با روش معمول به یادگیری درس آمار پرداختند در پایان دوره گروه یادگیری مشارکتی نسبت به گروه آموزشی معمول پیشرفت چشمگیری در کاهش حس برتری طلبی از خود نشان دادند (کارتنی، 1992).
تبیین فرضیه فرعی پنجم: یادگیری مشارکتی بر میزان رابطه با همسالان تأثیر معنادار دارد.
بر اساس یافته‏های این تحقیق نمره کسب شده مربوط به این سوال در گروه کنترل به طور معنادار بیش از گروه آزمایش بود. نتایج آماری حاصل در جدول 25-4 آمده است با استفاده از نتایج حاصل می‏توان گفت یادگیری مشارکتی، حسادت و گوشه گیری را در دانش‏آموزان پایه هفتم کاهش می‏دهد و رابطه بهتر همسالان را افزایش می‏دهد.
بدین ترتیب این فرضیه تحقیقاتی تأیید می‏گردد یافته فوق با نظر کارتلج و میلبون (1985)، فولتن (1990) و پترسون (1993) مطابقت دارد.
یکی از مهارت‏های اساسی و ضروری برای هر فرد این است که بتواند رابطه خوبی با همسالان خود داشته باشد و نسبت به همسالان خود حسدت نورزد و از گوشه گیری دوری جوید. این مهارت از طریق شرکت در اجتماع و بحث و گفتگو و همکاری در فعالیت ها حاصل می‏شود. پس روش‏های تدریس که در آنها بحث و گفتگو و همکاری وجود دارد می‏تواند یکی از زمینه‏های ایجاد و تقویت این مهارت باشد از جمله روش‏هایی که در آن به بحث و گفتگو و همکاری اهمیت داده می‏شود، روش یادگیری مشارکتی است در این زمینه تحقیق و بررسی زیاد انجام شده و نظرات گوناگونی توسط صاحبنظران علوم اجتماعی و روان‏شناسی ارائه گردیده است و همگی معتقدند که هر چه دانش آمور در کارهای گروهی شرکت کند به همان میزان از حسادت و گوشه گیری او کاسته می‏شود.
از آنجا که مهارت‏های اجتماعی مانند تقویت رفتارهای دیگران و توانایی در برقراری کنش متقابل مؤثر و ارتباط مفید در پذیرش اجتماعی نقش مهمی دارد پس یادگیری مشارکتی می‏تواند باعث بروز این رفتارها گردد چون از طریق یادگیری مشارکتی می‏توانند الگوی همدیگر باشند. به طور رسمی و غیررسمی می‏توانند مهارت‏های اجتماعی را به هم بیاموزند و برای همدیگر احساس امنیت عاطفی می‏کنند و از طریق یادگیری مشاهده‏ای از رفتارهای یکدیگر تقلید می‏کنند. پس یادگیری مشارکتی باعث می‏شود که فرد نسبت به همسالان خود این احساس تنهایی و حسادت و گوشه گیری را از بین ببرد.
ون چن با بررسی تحقیقات زیادی یادگیری مشارکتی را یکی از عوامل موثر در ایجاد این مهارت یعنی رابطه مطلوب تر با همسالان و کاهش گوشه گیری و حسادت می‏داند او معتقد است عامل اساسی در تقویت این مهارت است (ون چن، 1999).
پترسون در تحقیقی به بررسی یادگیری مشارکتی بر مهارت رابطه با همسالان در دانش‏آموزان پرداخته است و یافته‏های تحقیقاتی وی نشان می‏دهد که یادگیری مشارکتی همواره تأثیر مثبت و مطلوب را بر رابطه با همسالان خواهد داشت (پترسون، 1993)
نتیجه گیری
به دنبال تغییر و تحولات در علوم و فنون مختلف، دیدگاه و اهداف تعلیم و تربیت نیز دستخوش تغییراتی اساسی و بنیادی گردیده است و به مرور روش‏های نوین و فعال تدریس جایگزین روش‏های سنتی می‏گردد. که در این روش ها معلم به طریق سخنرانی مطلبی را در کلاس، درس می‏دهد و دانش‏آموزان به عنوان شنونده این صحبت ها هستند و می‏بایست مطلب را سطحی حفظ نمایند و این حالت با شدت یافتن میزان تنفر از مدرسه کاهش انگیزه برای یادگیری، نومیدی، سرخوردگی و بی تفاوتی دانش‏آموزان همراه است و برای دوری جستن از این حالت‏های منفی، باید روش‏های نوین و فعال تدریس را در مدارس پیاده نمود. معقول به نظر می‏رسد که باید تا آنجا که ممکن است، متناسب با موضوع و مطالب درسی، شرایط و موقعیت از روش‏های گوناگون تدریس استافده شود. شاخص‏های متفاوتی برای میزان کارآمد بودن روش‏های تدریس وجود دارد که از میان آنها به نظر می‏رسد دو مورد اهمیت بیشتری داشته باشد. یکی اینکه روش چقدر بتواند کنجکاوی و احساس نیاز به یادگیری را در دانش‏آموزان برانگیزد و دیگری اینکه روش چقدر برای شخصیت وجودی دانش‏آموزان ارزش قائل باشد. این شاخص ها به طور کم و زیاد در همه روش‏های تدریس به چشم می‏خورد، اما در بعضی به میزان بیشتری مشاهده می‏شود. یکی از روش‏هایی که به این دو جنبه توجه بیشتری دارد، روش یادگیری مشارکتی است. در این روش که به صورت گروهی و در گروه‏های چهار و پنج نفره دانش‏آموزان به بحث و گفتگو می‏پردازد و خود به دنبال جستجو و یادگیری هستند، مطلبی که به این روش یاد گرفته می‏شود. ارزش آن خیلی بیشتر از آن است که به صورت آماده از معلم تحویل گرفته می‏شود.
دیگر اینکه در این روش به فرد اجازه ابراز وجود داده می‏شود و او علائق، انگیزه ها و خواسته‏های درونی خود را با دیگران مطرح و در جهت بهبود کیفیت آنها تلاش می‏کند. در این تعاملات که بین افراد گروه انجام می‏شود فرد همزیستی و با هم بودن را تجربه می‏کند، به حقوق خود و دیگران پی می‏برد و در این تعاملات حقوق خود و دیگران را رعایت می‏کند. همچنین می‏آموزد که چگونه با دیگران برخورد کند و چه رفتارهایی را از خود بروز ندهد و چگونه از دیگران نفع ببرد و به آنها نفع برساند، چگونه به نظر دیگران احترام بگذارد و نظر خود را بیان کند.
بنابراین مهارت‏های اجتماعی در ارتباطات میان فردی نقش کاملا مهمی دارند. این مهارت ها اکتسابی بوده و به طور مسلم خانواده و مدرسه در رشد این مهارت ها نقش اساسی دارند. استفاده از یادگیری مشارکتی در همه دروس و همچنین اجرای دوره‏های آموزشی برای معلمان، والدین و مسئولان جهت آشنایی با این روش ضروری است. تنظیم مطالب و موضوعات درسی از جمله مواردی هستند که در اجرای این روش باید مورد توجه قرار گیرد. در کتاب‏های درسی فعلی تنها بعضی عنوان ها قابل بحث در کلاس هستند پس باید کتاب ها به گونه‏ای تهیه شوند که مطالب آنها قابل بحث و گفتگو در کلاس باشند. از ویژگی‏های این بحث و گفتگوها، این است که تا حدی نظم کلاس را به هم می‏زند و موجب سر و صدا می‏گردد که باید معلمان و مدیران در راه رسیدن به اهداف، این شرایط را بپذیرند. معلمان با حمایت مدیران و اولیای مدرسه و همکاری دانش‏آموزان و والدین می‏توانند گام موثری برای اجرای این روش بردارند. در همین راستا مسئولین آموزش و پرورش باید زمینه‏های استفاده معلمان از روش یادگیری مشارکتی را در مدارس فراهم سازند. تحقیقات و نظریات دانشمندان، این روش یادگیری را مثبت ارزیابی کرده اند و تأثیرات مثبت آن در زمینه‏های مختلف بررسی شده است. تحقیقات انجام شده بیشتر تأثیر یادگیری مشارکتی بر پیشرفت تحصیلی، پذیرش اجتماعی، افزایش دوستی، افزایش تعداد دوستان، دوست یابی فرانژادی، عزت نفس، ایجاد انگیزه مثبت، احساس نوع دوستی، تقویت حس همکاری، افزایش تشویق به یادگیری، پرورش روحیه انتقادگری و انتقادپذیری، تقویت مهارت گوش دادن، بهبود روابط عاطفی، افزایش اعتماد به نفس، رشد مهارت کلامی، کاهش اضطراب و کاهش وابستگی دانش‏آموز به معلم بوده است و در اکثر تحقیقات، تأثیرات زیاد و یا متوس گزارش شده است. در اکثر تحقیقات موجود، عامل مورد اندازه گیری در گروه یادگیری مشارکتی با گروه آموزشی سنتی مقایسه گردیده است. در این تحقیق به بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی بر رشد مهارت‏های اجتماعی دانش‏آموزان پایه چهارم و پنجم ابتدایی پرداخته شده است. به دنبال عنوان تحقیق پنج مولفه از مولفه‏های روابط اجتماعی یعنی رشد مهارت‏های اجتماعی مناسب، رابطه با همسالان، برتری طلبی، پرخاشگری، جلوگیری از رفتارهای غیراجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند.
چنانچه از نتایج این تحقیق مشاهده می‏شود، تأثیر مثبت یادگیری مشارکتی بر هر پنج مؤلفه مورد تأیید قرار گرفت. این نتایج با تحقیقات و نظریات فراوانی که در این زمینه وجود دارد از جمله وین من (2000)، اکرمن (1999)، دوهرن (2001)، کارتر (2001)، شافر (2001)، کوپر اسمیت (2000)، رادرفورد (1998)، پیرلو (1994)، اشیلتز (2001)، و مسچ (1986)، فولتن (1990)، کارتنی (1992)، فلدر (2001) در یک راستا است و همخوانی دارد.
محدویت‏های تحقیق
برنامه کلاس و زمان بندی درسی از قبل تعیین شده بود و تغییر و کنترل آنها از حوزه اختیار پژوهشگر خارج بود. اگر چه تمام تلاش و همکاری برای انعطاف پذیری برنامه و اختصاص وقت مناسب جهت اجرای رویکرد مشارکتی صورت گرفت.
عدم وجود امکانات و وسایل آموزشی متناسب با درس علوم در حوزه تحقیق امری ملموس و از حوزه کنترل پژوهشگر خارج بود.
عدم آشنایی قبلی معلم و دانش‏آموزان با این رویکرد یاددهی-یادگیری، امر سازگاری و همگام شدن سریع با این رویکرد را دشوار نمود و پژوهشگر وقت زیادی را صرف آموزش و تسهیل این فرایند نمود.
کوتاه بودن دوره زمانی تحقیق و محدودیت مطالب تدریس شده در طی آموزش
محدود بودن تحقیق به یک پایه و مقطع که تعمیم نتایج به دست آمده را به پایه ها و مقاطع دیگر دچار محدودیت می‏سازد.
عدم آشنایی قلبی معهلم و دانش‏آموزان با این روش (جیگ ساو) امر سازگاری و همگام شدن سریع با این روش را دشوار نمود و پژوهشگر وقت زیادی صرف آموزش و تسهیل این فرایند نمود.
برنامه کلاس و زمان بندی درس‏های از قبل تعیین شده بود و تغییر و کنترل آنها از حوزه اختیار پژوهشگر خارج بود. اگر چه تمام تلاش و همکاری برای انعطاف پذیری برنامه و اختصاص وقت مناسب جهت اجرای این پژوهش صورت گرفت.
پیشنهادات

مطلب مشابه :  اعتماد به نفس