رویکرد شورای همکاری خلیج فارس

دانلود پایان نامه

دومین چالش امنیتی بزرگ یمن، شورش تحت رهبری خاندان الحوثی در شمال یمن است. این شورش و جنگهای ناشی از آن، تاکنون 265 هزار پناهنده داشته است و به دخالت عربستان- به بهانهی رابطهی حوثیها با ایران و ورود آنها به خاک سعودی- منجر شد.
سومین تهدید بزرگ، سازمان القاعده در جزیره العرب(AQAP) است که بسیار فعال شده و چالشی جدی به حساب میآید. القاعده از نارضایتی گسترده به ویژه در مورد بی عدالتی اقتصادی بسیار بهره میگیرد. با توجه به گسترش نارضایتی و اعتراض در سراسر یمن القاعده در تبلیغات خود بسیار بر این ایده تکیه می کند که نظام کارایی ندارد.
در موردتهدید اجتماعی و اقتصادی، باید به مشکلات جمعیتی و مشکلات امنیت غذایی اشاره کرد، امنیت غذایی در وضعیت بدی است. جدیترین تهدید ساختاری پیش روی یمن، کاهش دو منبع طبیعی مهم آن است: آب و نفت. اقتصاد یمن نیز دچار مشکلات اساسی است. مسأله بعدی فساد درون رژیم یمن است، در واقع به رغم کاهش سریع منابع نفتی، رژیم کاری برای حفظ آن نکرد؛ به نحوی که قاچاق دیزل یکی از مشکلات اساسی اقتصاد یمن بوده است.
وحدت یمن که در 22 مه 1990 صورت گرفت با چنان سرعتی تحقق یافت که نشان دهندهی شکاف گستردهای میان سازمانهای رسمی و فرآیندهای سیاسی غیر رسمی در دو یمن جنوبی و شمالی پیشین است. قانون اساسی یمن جدید، که در 1991 به تصویب رسید، زمینهی رسمی یک دولت دموکراتیک را پی ریزی کرد. از همان آغاز عربستان سعودی که مخالف برقراری دموکراسی در یمن بود، فرآیند انتخابات و رأی دهی زنان را غیر اسلامی دانسته و رد کرد. از دید برخی، قانون اساسی یمن متحد بازتاب موج سوم دموکراتیزاسیون در خاورمیانه بود.
در یمن رژیم در عین داشتن انگیزههایی برای تقویت قبایل، تمایلی به ضعیف نگه داشتن قبایل دارد زیرا از آنها بیمناک است. نخبگان نظامی و قبیلهای یمن به نحوی نظاممند بر نخبگان اقتصادی، تکنوکرات و حزبی ارجحیت دارند. خط قرمز افراد در چهارچوب نظام حامی پرور یمن این است که افرادی که مورد حمایت آن قرار می گیرند نباید نظام فساد نخبگان و رژیم را مورد انتقاد قرار دهند؛ نظامی که خود آن را پذیرفته و ازآن منتفع میشوند(احمدیان، 1391: 256-246).
3-6-1- یمن و خیزشهای عربی 2011
اعتراضات مردمی در یمن پس از گریز بن علی آغاز شد و پس از دو ماه گسترش فراوانی یافت. ائتلاف دیدار مشترک، در ابتدا از طرح خواستهی کناره گیری صالح خود داری کرد و رهبرانش در تجمعات عمومی، به طرح مسائل مربوط به فقر و فساد اکتفا میکردند. آنها و معترضان دو برنامهی کاری متفاوت داشتند. در واقع ائتلاف دیدار مشترک همچون شورای همکاری خلیج فارس خواستار ماندن قدرت در دست نخبگان بودند نه حکومتی که از سوی مردم انتخاب میشد.
با آغاز اعتراضات، رژیم با ابزارهای شناخته شده اش وارد میدان شده و به توزیع مرغ، برنج و حتی پول در میدان تغییر در صنعا پرداخت و به علاوه قول انجام اصلاحات سیاسی و عدم کاندیداتوری صالح از سوی وی مطرح شد. پس از چندی صالح مدعی شده که این اعتراضات کار اسرائیل و آمریکا است. در این میان، سه ستون قدرت سیاسی صالح به تدریج دچار شکاف شدند: قبایل، نخبگان مذهبی و ارتش. بعد از به نتیجه نرسیدن مذاکرات صالح با احزاب اپوزیسیون و علی محسن برای استعفای صالح، در آوریل، شورای همکاری ابتکاری برای حل و فصل بحران یمن ارائه داد. بنابراین ابتکار، صالح به سود دولت وحدت ملی کناره گیری میکرد و پس از تشکیل دولت موقت، در دورهای که از شصت روز نگذرد، انتخابات ریاستی برگزار خواهد شد.
در واقع شاید دلیل اینکه صالح یمن را به چنین مرحلهی خطرناکی کشاند را بتوان این دانست که، وی چالشهای یمن را کوچک و موقت میپنداشت و سه عامل این اطمینان و عدم نگرانی: نخست، توانایی اثبات شده ی وی در جذب منابع مالی همسایگان یمن به ویژه عربستان میباشد. دوم، پرزیدنت صالح در محیطی دگرگون شونده و بی ثبات رشد کرده است. در واقع بازتولید قدرت و ثروت برای نخبگان حاکم از طریق بی ثباتی و بحران مدیریت شده میسر میشود. از نظر صالح، خشونت و ستیز داخلی، برخلاف نظر غربیها، تهدید بزرگی متوجه رژیم نمیسازد. سومین دلیل این باور صالح است که مراکز قدرت سیاسی جایگزینی برای گرفتن قدرت از وی وجود ندارد(احمدیان، 1391: 276-273).
3-6-2- بازیگران خارجی مؤثر در تحولات یمن
عربستان بیش از هر بازیگر خارجی دیگری در یمن نفوذ دارد. مرزهای مشترک و بیم از نفوذ جهادگران مسلح از آن و نیز بیم از نفوذ ایران در میان شیعیان یمنی- در نزدیکی مرز یمن با عربستان- عوامل نگرانی عربستان در مورد یمن را تشکیل میدهند. در واقع استراتژی سعودی نگه داشتن مشکلات یمن در درون این کشور و پیشگیری از تسری آنها به خارج است. در این معنا عربستا ن تغییر فراگیر در یمن را تهدیدی علیه خود میداند و از وضع موجود حمایت میکند. در حالی که غرب برای تحکیم ساختار رسمی یمن تلاش میکند، عربستان بر حمایت از شبکههای غیر رسمی قدرت در یمن متمرکز شده است تا نظام سیاسی را از این مجرا مشروعیت بخشد. در یمن اغلب مردم عربستان را عامل بسیاری از مشکلات خویش میدانند. در واقع دو دلیل برای دخالت عربستان در یمن وجود دارد: نخست، دسترسی به آبهای آزاد است دوم آنکه درعربستان اقلیتی کوچک اما به شدت ذی نفوذ از حضرمیها را در خود نگه دارد، که عامل نگرانی ریاض در مورد آینده و تقسیم وفاداری آنها بین یمن و عربستان میباشد.
دومین بازیگر تأثیر گذار در یمن غرب میباشد. صالح مانند بسیاری از یمنیها بر آن بوده است که غرب مانند سایر همسایگان از ورشکستگی یمن بیمناک است. پرنفوذترین کمک دهندهی غربی به یمن ایالات متحده است اما کمک غرب در قیاس با کمکهای همسایگان یمن ناچیز است و نتیجه میگیرد که با توجه به همین واقعیت و نیز اینکه کمکهای غرب به یمن مشروط است، صنعا جویای کمک غرب نیست بلکه بیشتر دستیابی به مشروعیتی را در نظر دارد که از مجرای دریافت این کمکها به دست می آورد(احمدیان، 1391: 263-260).
در پایان باید گفت: اگر مردم منطقه به درستی این اتفاقات را مدیریت کنند در آینده این اتفاقات میتواند به نفع شان باشد.
3-7- برنامه هسته ای ایران
از دیگر تحولاتی که در دوره ی زمانی مورد نظر در این پژوهش جریان داشته و در روابط بین ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز تأثیر گذاشته است، برنامه ی هسته ای ایران می باشد.
تجزیه و تحلیل آماری موضوعات سیاسی، بین المللی مرتبط با جمهوری اسلامی ایران در پنج سال اخیر نشان می دهد که موضوع دستیابی کشورمان به مراحل پیشرفته فناوری صلح آمیز هسته ای به لحاظ میزان حجم و فراوانی، بالاترین رتبه ی خبری – تحلیلی رسانه های گوناگون نوشتاری، دیداری و شنیداری در سطوح داخلی، منطقه ای و جهانی را به خود اختصاص داده است. این امر نشان دهنده ی اهمیت موضوع برای ایران، کشورهای منطقه و کشورهای غربی می باشد(سام خانیانی، 1391: 78).
3-8-کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و برنامه ی هسته ای ایران
واکنش کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال پرونده ی هسته ای ایران در طی چند سال اخیر نمونه ی خوبی از نحوه تعامل این کشورها با جمهوری اسلامی ایران است. پیچیدگی پرونده ی هسته ای ایران و تلاظمات موجود در آن ها طی سال های اخیر، موجب ضخیم تر شدن لایه های ابهام در روابط فی ما بین گردیده است. آن ها یا نمی توانند اطمینان استراتژیک نسبت به اهداف و برنامه های ایران پیدا نمایند و یا منافعشان اقتضا می نماید که در روابط خود با ایران از ابهامات موجود پرده گشایی نکنند. در هر صورت فضای امنیتی و غیر اطمینان بخش موجود تداوم می یابد و این مسأله ای است که مستقیماً منافع ملی ما را نشانه می گیرد(غلامرضاپور، 1385: 24).
رویکرد شورای همکاری خلیج فارس به برنامه ی هسته ای ایران از زمان برجستگی این برنامه تا کنون از عوامل مختلفی چون تحولات منطقه ای، سیاست قدرت های فرامنطقه ای، چگونگی روند پیشرفت برنامه ی هسته ای و عوامل محدودیت زای درون این شورا و اعضای آن متأثر بوده است. هر چند اشکال بروز و ظهور این رویکرد دچار تغییر شده است، اما محورهای اصلی رویکرد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال برنامه ی هسته ای ایران ثابت و مداوم بوده است(سام خانیانی، 1391: 80).
مسئله دیگر القای این موضوع می باشد که توسعه ی فناوری هسته ای در ایران باعث تضعیف قدرت و اعتماد عربستان سعودی می گردد. به همین دلیل، عربستان از جمله کشورهایی است که برای بازداشتن جمهوری اسلامی ایران از حق خود در زمینه ی انرژی هسته ای، کاملاً فعال بوده. این کشور در غالب شورای همکاری به همراه امارات، چندین طرح برای تحت فشار قرار دادن ایران مطرح نموده است(ترابی، 1389: 76). کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در مورد برنامه هستهای ایران بسیار نگران هستند و برای مهار این خطر با ایالات متحده همکاری بیشتری میکنند و با این کار سعی در منزوی ساختن ایران از نظر اقتصادی دارند و این نشان دهنده یک مانع عمده در تلاش اقتصادی و دیپلماتیک ایران برای بهبود روابط خود با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در10سال گذشته بود. در نتیجهی افزایش این تحریمها ایران مجبور است که به تجارت با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه کشور امارات متحده تکیه کند(2: 2010، Habibi).
3-9- تأثیر تحریم ها بر روی روابط ایران و شورای همکاری خلیج فارس
در ژوئن 2010 سازمان ملل متحد دور چهارم تحریم ها علیه ایران را تصویب کرد و چند هفته بعد از آن اقدامات یکجانبه ای را انجام داد. با وجود انکار برخی رهبران ایران در حال حاضر این تحریمها هزینههای سنگینی بر اقتصاد ایران اعمال میکند. در طول دو دههی گذشته تحمیل تحریم به یک بازی پویا بین ایران و ایالات متحده تبدیل شده است و تأثیر این تحریمها در روابط بین ایران و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس بسیار قابل مشاهده است به طوری که این کشورها حاضر به همکاری با ایالات متحده شدند و در این بین کشور عربستان سعودی بیشتر از سایر کشورها با ایالات متحده همکاری می کند. برنامهی غنی سازی اورانیوم ایران، تعجب کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را برانگیخته و آنها را متقاعد کرده که ایران ممکن است به سلاح هستهای دست یابد و این ترس باعث میشود به همکاری بیشتر با تحریمها ضد ایران تمایل پیدا کنند. با این حال برای اکثر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس رفتن به سمت سیاستهای آمریکا محدود خواهد ماند و آنها در صورت امکان سعی می کنند وضعیت بی طرفی حفظ کنند(9-1: 2010، Habibi).

مطلب مشابه :  سیستمهای توزیع شده