زنان سرپرست خانوار

دانلود پایان نامه

نظر به اهداف عنوان شده در طرح حضرت زینب کبری (س) در بدو امر به نظر می
رسد این طرح نتایج گوناگونی مانند احساس خوداتکایی، استقلال مالی در زنان، تغییر رفتارهای اقتصادی (خروج از حالت انفعالی و قبول نقش
های فعالانه در فعالیت
های اقتصادی)، ارتقای نقش و پایگاه اجتماعی زنان سرپرست خانوار (تبدیل تعدادی از نقشهای محول شده و انتسابی که پیش از این وجود داشته به نقشهای اکتسابی و نگرش فعالانه به مسائل)،
افزایش اعتماد به نفس، بانک
پذیر کردن زنان روستایی و عدم وابستگی به دیگران را در پی داشته باشد ولی با توجه به مشاهدات در چند روستا از روستاهای بوئین زهرا، مصاحبه با زنان سرپرست خانوار و مسئولان ذی
ربط، بررسی عملکرد طرح حضرت زینب کبری (س) و نتایج آماری بدست آمده می
توان به موارد زیر اشاره نمود:
در طرح حضرت زینب کبری (س)، براساس رهیافت خودپایداری مالی، تمرکز بر فقرایی است که به لحاظ اقتصادی فعالند. در عمل براساس مشاهدات صورت گرفته از وضعیت زنان سرپرست خانوار در روستاهای بوئین زهرا، برخلاف اهداف از پیش تعیین شده طرح که در رهیافت کارآفرینی می
گنجد و مبنی بر فراهم آوردن فرصت
های شغلی به منظور ایجاد درآمد و اشتغالزایی برای زنان است که توان تولید را دارند ولی سرمایه کافی برای راه
اندازی فعالیت را ندارند، پرداخت اعتبارات به زنان حالت حمایتی به خود گرفته و لزوماً دستیابی به اعتبار منجر به فعالیت مولد نمی
شود و تعیین مقدار اعتبارات، بر این اصل استوار است که زنان قادر به پرداخت اقساط وامهای دریافتی باشند و به مهارت
های زنان برای انجام فعالیت توجه لازم مبذول نمی
گردد.
علاوه براین، در زمان پرداخت وام و اعتبار به زنان سرپرست خانوار روستایی، تنها به بدهکار نبودن آنها توجه می
شود و برخلاف رهیافت کارآفرینی، نظارت بر مصرف وام (در جهت تولیدی) به صورت جدی مطرح نیست و بیشتر جنبه صوری و شعارگونه دارد: هرچند که در اساسنامه طرح بر نظارت و کنترل بر نحوه مصرف وام تکیه شده است.
اگرچه زمانی که پس
اندازها در مسیر کار تولیدی هدایت شوند منجر به توانمندی اقتصادی زنان سرپرست خانوار و با افزایش خوداتکایی مالی، اعتماد به نفس و خودباوری، محرکی برای افزایش مشارکت فراهم می
آورند و به تبع آن توانمندی
های دیگر اعم از (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، روحی و معنوی) حاصل می
شود ولی با مشاهده زنان سرپرست خانوار در روستاهای بوئین زهرا می
توان گفت که به علت نقایص موجود در طرح، دستیابی به توانمندی اقتصادی زنان و به تبع آن توانمندی
های دیگر دور از انتظار به نظر می
رسد و این طرح با مکانیسمی که در حال اجرا است اگر نگوییم باعث افزایش بدهی زنان شده، نمی
توان گفت منجر به توانمندی اقتصادی آنها گشته و شاید بیشتر تقویت
کننده بود تا توانمندکننده.
طبق مشاهدات به عمل آمده در روستاهای قشلاق چرخلو و خیارج و شهر سگزآباد به نظر می
رسد زنانی مبادرت به انجام فعالیت تولیدی کرده
اند که از قبل از تحت پوشش قرار گرفتن امکاناتی نظیر محل نگهداری دام، زمین برای تهیه علوفه و یا چند رأس گاو و گوسفند داشته
اند. در این میان نقش تعداد افراد تحت تکفل در سن کار و فعالیت که تمایل به یاری مادرانشان را داشته باشند نیز بی
تأثیر نیست و چنانچه در فصل 4 آمده است، آنها به دلیل وضعیت مناسب
تر اقتصادی قادر به تسویه وامهای دریافتی خود شده و قادر به دریافت چندباره آن در طول سالهای مورد بررسی (1383-1379) شده اند تا به مرز خودکفایی برسند. ولی در مقابل زنانی که با ضعف جسمانی خود و یا فرزندان و یا شوهر از کار افتاده و یا معتاد خود دست به گریبان بوده
اند، اگر هم قادر به دریافت وام شده باشند به علت بکارگیری آن در موارد ضروری
تر از انجام کار تولیدی، موفق به تسویه حساب با بانک نشده
اند و بنابراین بانک تمایلی به پرداخت وامهای مجدد به آنها ندارد.
چنانچه به نظر می
رسد این طرح نیز که باید داعیه تمرکز بر”فقیرترین فقرا“ را داشته باشد بر فقرایی تمرکز کرده است که توان بازپرداخت وامها را داشته و قبلاً به افراد دیگر بدهکار نباشند و چندان به این مسئله که وامها در جهت تولیدی بکار گرفته شوند، توجهی نشده است و صرف بازپرداخت وام، وامهای مجدد و مکرر به زنانی که در این امر موفق شده
اند، تعلق می
گیرد و منافع این برنامه
ها به فقرایی رسیده است که از نظر وضعیت اقتصادی در شرایط مناسب تری هستند. هرچند که در این میان زنانی بوده
اند که واقعاً این وامها را در جهت تولیدی بکار برده
اند (البته آنها به دلیل امکانات اولیه خودشان به این مهم پرداخته
اند چون درحقیقت این وامها کفاف خرید حتی یک رأس گاو شیری را نیز نمی
کند و فقط برای کسانی که دام موردنیاز را دارند و برای خرید علوفه آن مشکل داشته
اند مثمرثمر بوده) ولی بسیاری از زنان آن را در جهت رتق و فتق امور خودبکار برده
اند که گاه بازپرداخت این وامها، معضل جدیدی برای آنها فراهم آورده است. چرا که ”اول بودن، بعدبهتر بودن“ مطرح است. در واقع، میزان مبلغ تسهیلات بر نوع مصرف آن نیز دخیل است چرا که زن سرپرست خانواری که فاقد هرگونه امکانات اولیه
ای است با دریافت این مبلغ، قادر به راه
اندازی فعالیت تولیدی نبوده و به ناچار آن را در موارد مصرفی که برایش ضروری
تر است به مصرف می
رساند.
شایان توجه است که صرف بالا بردن میزان اعتبارات پرداختی به زنان سرپرست خانوار، بدون ایجاد زیرساخت
های مناسب و ترویج فرهنگ کار و تلاش و کوشش در رفع نارسایی
های موجود در زمینه نیازهای ضروری که آنها را مجبور به بکارگیری این تسهیلات در رفع آنها می
کند، این عمل کارآمد نخواهد بود.
همانطور که در فصل قبل مشاهده شد از تحلیلهای توصیفی به عمل آمده این نتیجه حاصل شده است که میانگین مقدار وام در گروه افرادی که این وامها را در راستای فعالیت
های مصرفی استفاده کرده
اند، بیشتر از افرادی است که آن را در موارد تولیدی بکار گرفته
اند. به نظر می
رسد این نتیجه بدست
آمده، ناشی از علل متفاوتی است که می
توان به موارد زیر اشاره کرد.
1. وضعیت اسفبار اقتصادی زنان سرپرست خانوار:
وضعیت اقتصادی این زنان، بسیار در حد پایینی است که برای گذران امور خود مجبور به این تصمیم هستند. چرا که تا زمانی بسیاری از تقاضای ضروری آنها بی
جواب مانده باشد، آنها نمی
توانند این وامها را در جهت تولیدی بکارگیرند. وقتی زنان سرپرست خانوار مجبور به تهیه جهیزیه برای دخترانشان، فراهم آوردن خرج و مخارج ازدواج پسرانشان و یا تأمین مخارج درمان شوهران از کار افتاده و یا ضعف جسمانی خود و فرزندانشان هستند، توقع بکارگیری این تسهیلات درجهت تولیدی، بی
مورد به نظر می
رسد.
2. بکارگیری تسهیلات دریافت شده در امور فعالیت
های فرزندان زنان سرپرست خانوار:
بسیاری از فرزندان این زنان، از وضعیت مادران خود استفاده کرده و این وامها را در جهت فعالیت
های خود اعم از کار با تراکتور و یا خرید زمین و راه
اندازی فعالیتی در شهر بکار می
گیرند و عملاً این زنان در فعالیت
های تولیدی مدنظر، شرکت نمی
کنند.
3. تحولاتی در فرهنگ کار و تلاش:
در بعضی از موارد هم فرهنگ با ارزش کار کردن، دستخوش تحولاتی گشته و بیشتر این زنان (مانند سایرین )تمنای کمکهای حمایتی را از دولت دارند. چنانچه در جدول 12 در پیوست دیده می
شود، تغییرات سن بر نوع فعالیت اثرگذار نیست یعنی زنانی که در سنین فعالیت هستند و قادر به راه
اندازی فعالیت
های تولیدی هستند کمتر اینگونه عمل می
کنند و حتی باسواد بودن زنان نیز نتوانسته در تغییر این طرز تفکر ایجاد شده نقش مؤثری ایجاد نکند. (جدول شماره 13).
2) مشکلات و نارسایی
های طرح حضرت زینب کبری (س)
با توجه به مطالعه روستاهای بوئین
زهرا، به نظر می
رسد در مسیر اجرای طرح حضرت زینب کبری (س) موانعی موجود باشد.
1. نحوه دسترسی زنان سرپرست خانوار:
زنانی قادر به دستیابی این وامها هستند که ضامن معتبری آنها را برای بازپرداخت وام تضمین کند و قبل از تحت پوشش قرار گرفتن فاقد هرگونه بدهی باشند. بنابراین زنانی که وضع اقتصادی اسفباری دارند ولی از نظر توان انجام کار در وضعیت مناسبی هستند حذف می
گردند.
2. تنگناهای فرهنگی و اجتماعی:
متأسفانه امروزه در بسیاری موارد، فرهنگ درخواست از دولت گسترش فراوانی پیدا کرده است و افراد فقیر بیشتر تمایل به دریافت وامهای حمایتی دارند تا تولیدی. بنابراین در این شرایط، این وامها منجر به فعالیت تولیدی نشده و در موارد مصرفی بکار گرفته می
شود.
3.دیوانسالاری پیچیده که زنان سرپرست خانوار را سردرگم می
نماید:
زنان برای دریافت وام مجبور به گذران زمان طولانی و آماده کردن مدارک متفاوتی هستند که آنها را خسته می
کند.

مطلب مشابه :  منبع مقاله با موضوع کنوانسیون های بین المللی