سازمان امور مالیاتی

سازمان امور مالیاتی

سازمان امور مالیاتی

4- مؤدیان مالیاتی
مؤدیان مالیاتی، عموما به دو دسته تقسیم میشوند: مؤدیان قانونمدار و مؤدیان خلافکار. مؤدیان قانونمدار آن هایی هستند که مطابق قانون و به نسبت سهم خود، مالیات را پرداخت میکنند و عموما مشکلی را برای سازمان امور مالیاتی ایجاد نمی کنند این نوع مؤدیان غالبا تمکین میکنند و از ایجاد هزینه و مشکل برای سازمان پرهیز میکنند به همین علت سازمان مالیاتی نیز از این نوع مؤدیان اظهار رضایت کرده و غالبا سعی میشود این نوع مؤدیان باقی بمانند و یا بر تعداد آن ها افزوده شود. اما در مورد دیگر مؤدیان خلافکار بحث و سخن بسیار است و سازمان امور مالیاتی سعی میکند با انواع سیاستها، آن ها را وادار به پرداخت مالیات کند. مؤدیانی خلافکار محسوب میشوند که مالیات های معوق را به دستگاه مالیاتی تحمیل میکنند که همین موضوع یکی از گلوگاههای نظام مالیاتی ایران است. به نظر میرسد در اینگونه مواقع، سنجش میزان مالیات های معوق و برنام هریزی در جهت وصول آن ها، بهترین گزینه موجود باشد. مالیات های معوق به مالیات هایی اطلاق می شود که از حیث تشخیص مالیات، به مرحله فعلیت رسیده اند اما به هر دلیل به حیطه وصول درنیامده و امکان وصول آن ها وجود دارد. بدیهی است اگر ثابت شود که حجم ذخایر مالیاتی معوق قابل وصول به حدی معنادار است که قادر به تامین اهداف درآمد مورد نظر خواهد بود، در آن صورت برنامهریزی عملیاتی جهت وصول این مالیات ها منطقی و موجه است. اگر دستگاه مالیاتی ناگزیر از اعمال فشار مالیاتی بیشتری باشد چه بهتر که این فشار بر مؤدیان خلافکاری وارد شود که بعضا سال ها از زیر مسوولیت پرداخت دیون مالیاتی خود شانه خالی کردهاند و اعمال خلاف قانون آن ها بعضا مصداق تقلب مالیاتی بوده است. بدیهی است که مطالبه دیون معوقه دولت از عده ای متقلب، تنش های احتمالی ناشی از فشار مالیاتی را نیز به حداقل خواهد رساند و این با اهداف مورد نظر در خروجی سازمان از جمله رضایت مندی مؤدیان خوشحساب و ارتقای سطح عدالت مالیاتی نیز سازگار خواهد بود. یکی از راه های کاهش خطای مؤدیان در اظهار و پرداخت مالیات به کارگیری مناسب نظام جریمه و پاداش است. نظام جریمه باید به نحوی اجرا شود که به طور متوسط رفتار مؤدی مالیاتی را عوض کند. با این حال با مؤدیانی که بینظم هستند و قانون را رعایت نمیکنند، باید به شدت برخورد کرد. همچنین باید توجه کرد که جرایم افراطی وضع نشود و مؤدیان ناامید نشوند. تجربه نشان داده است که تغییر ایجاد کردن در رفتار و نگرش مؤدیان مالیاتی یک هنر بزرگ است و عموما اقدامات سریع و فشارهای سنگین، تنها مسکنی است که در کوتاه مدت موثر است و اثرات جاودان ندارد (عمران نژاد و شایانی،1372). در بحث مربوط به تجزیه و تحلیل رفتار مؤدیان مالیاتی، معمولا 5 عامل در وهله نخست باید واکاوی شود:
الف – فرهنگ مالیاتی
فرهنگ مالیاتی به معنای باورها و شناخت مردم در مورد مالیات و لزوم پرداخت آن توسط آن ها می باشد. هرگاه بتوانیم ضرورت دریافت مالیات از مردم را به صورت مستدل و منطقی برای آن ها بیان کرده، به آنان آگاهیهای لازم را داده و برای آن ها به صورت شفاف توضیح دهیم که مالیات دریافتی از مردم و توسط دولت صرف چه هزینه هایی میشود و در صورت نپرداختن مالیات، دولت و مردم دچار چه مشکلاتی خواهند شد و همچنین مردم به یک باور برسند که دولت مالیات دریافتی را برای بهبود وضع جامعه و توسعه اجتماعی و رفاه شهروندان هزینه می کند آنگاه میتوان ادعا کرد که مقدمات یک فرهنگ مالیاتی خوب برای پرداخت مالیات توسط عامه مردم به وجود آمده است. به این منظور باید:
مقبولیت عامه نسبت به مفهوم مالیات یعنی باور و اعتقاد عمومی نسبت به مالیات را ایجاد و گسترش داد.
مردم نسبت به حکومت و شرایط سیاسی جامعه، نگاهی مثبت داشته باشند. (به عبارت دیگر حکومت، مورد پذیرش مردم باشد.)
یک باور دو طرفه بین دولت و مردم وجود داشته باشد.
ب – تمکین
تمکین مالیاتی به مفهوم پایبندی مؤدیان به تکالیف مالیاتی و رعایت قوانین مالیاتی از سوی آن ها است. تمکین مالیاتی از جمله اهداف تمام سیستم های مالیاتی دنیاست که در آرزوی آن به سر می برند و بعضا تا حد بسیار خوبی به آن دست یافتهاند. متاسفانه در نظام مالیاتی ایران، تمکین مالیاتی از رتبه بسیار پایینی برخورد است نمونه آن هم حجم بسیار بالای مالیات های معوقه سال های گذشته و همچنین حجم زیاد پروندهها در ادارات حلاختلاف مالیاتی است. در این شرایط وظیفه سازمان امور مالیاتی است که عوامل انگیزشی و تشویقکننده نظام تمکین داوطلبانه را کشف و تقویت کند. اهم موانع تمکین داوطلبانه مؤدیان مالیاتی ایران عبارتنداز:
القای نظام مالیاتی ناعادلانه
پیچیدگی قوانین، مقررات و بخشنامههای مالیاتی
شفاف و منصفانه نبودن نظام جریمه
برنامههای ضعیف آموزشی برای مؤدیان
عدم توانایی دستگاه مالیاتی برای اثبات انصاف خود در دریافت مالیات
یک سری عواملی که جلوی فعالیت ها و برنامه های تحول نظام مالیاتی را می گیرد.
راهکارهای ارتقای تمکین داوطلبانه مؤدیان مالیاتی از یک سو به منابع، عوامل، نیروی انسانی، امکانات فیزیکی و از سوی دیگر به مدیریت، زمانسنجی، تغییر فرآیند و سازوکارهای بازخوردی نیاز دارد. این راهکارها به چهار رکن نیروی انسانی، منابع فیزیکی، تشکیلات رسمی و سازمان غیررسمی استوار است. برای ارتقای سطح تمکین داوطلبانه باید با تشکیل کانون های تفکر در دستگاه مال
یاتی به عارضهیابی ارکان فوق الذکر پرداخته شود.
ج – خودتشخیصی
سیستم خودتشخیصی مالیاتی، عموما بر این برهان استوار است که مؤدی بیش از هر کس دیگری به اوضاع و احوال مالی و درآمدی خویش آگاه است. بنابراین اگر سیستم مالیاتی به جایگاهی برسد که مؤدیان آن، خودشان به تشخیص صحیح مالیاتی بپردازند قطعا از جنبههای مختلف باعث بهبود وصول مالیات خواهد شد.
د – اطلاع رسانی
از جمله وظایف مدیریت مالیاتی، آگاهی رساندن به مؤدیان برای سهولت بیشتر کار و مطلع کردن مردم از قوانین، آیین نامه ها و بخشنامه ها و تصمیمات سازمان است. این امر به طور سیستماتیک از تهور مالیاتی (اجتناب از مالیات) کاسته و باعث خود به خودی افزایش تمکین مالیاتی میشود. ایجاد سایت اینترنتی، انتشار روزنامه و یا مجله تخصصی در زمینه مالیات، ایجاد پایگاه های مشاوره در سراسر کشور، برنامه هفتگی رادیو و تلویزیونی، ایجاد بانک های مختلف اطلاعاتی و …. می تواند باعث اعتماد مؤدیان به سازمان مالیاتی شود.
ه – حقوق مالیاتی
حقوق مالیاتی، رشته ای از حقوق عمومی است که مقررات مالیاتی و مزایای اجرای آن ها را مقرر میدارد. بنابر تعریفی دیگر حقوق مالیاتی عبارت است از درخواست و گرفتن اموال به صورتی که در قوانین مالیاتی آمده و به صورت وسیلهای برای توزیع مخارج عمومی دولتی بین افراد. اگر قبول کنیم که مالیات پولی است که دولت جمع آوری می کند مفهوم حقوق مالیاتی را بهتر درک می کنیم. حقوق مالیاتی در اولین نگاه، مجموع مقررات حقوقی مربوط به مالیات به نظر میآید. مجموع این مقررات حقوقی در مورد اشخاص و اموالی اعمال می شود که قبلا به موجب قوانین تعریف و بیان شده اند. بنابراین به جا است که سازوکاری طراحی شده تا مؤدیان مالیاتی از نحوه تعامل خود با نظام مالیاتی به طور کامل آگاه شده و همچنین وظایف قانونی خود را در قبال این سیستم به نحو احسن اجرا کنند. از جمله می توان فلوچارت های راهنمای مؤدیان را طراحی کرد و در اختیار آنها گذاشت تا مؤدیان به وسیله آن به طور کاملا شفاف وظیفه خود را انجام دهند.
2-2-12) اصول یک نظام مالیاتی مطلوب
آدام اسمیت، یکی ازاقتصاددانان معروف مکتب کلاسیک، چهار اصل عمده را به عنوان اصول یک نظام مالیاتی مطلوب بیان داشته که عبارتند از:

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~