سازمان همکاری شانگهای

دانلود پایان نامه

همچنین می توان به فعالیت های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در این منطقه اشاره نمود:
آموزشگاه فنی و حرفه ای سعدییک دبیرستان دخترانه است و در آینده دبیرستان پسرانه و دانشکده آن نیز تاسیس خواهد شد. آموزشگاه سعدی به مدیریت آقای امیر اصغریک شهروند ایرانی که تابعیت کشور آلبانی را پذیرفته است اداره شده و دست اندرکار انتشار کتب دینی نیز می باشد.موسسه فرهنگی سعدی شیرازی ، اولین موسسه ایران در آلبانی است که به مدیریت سیروس فلاحت پیشه و حمایت مالی سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی اداره می شود. هدف اصلی آن پشتیبانی از سایر سازمان های مربوط به ایران در آلبانی، حمایت از نشریه های مذهبی و سیاسی طرفدار ایران و سازماندهی کنفرانس های مربوطه در این زمینه است وگروه های هدف این بنیاد شهروندان با درآمد و تحصیلات متوسط و به بالای آلبانیایی هستند.
نقشه شماره:4-2- نقشه عمومی شبه جزیره بالکان
منبع: مشرق نیوز1392
در میان شخصیت های ایرانی که توسط این بنیاد برای سخنرانی در تیرانا دعوت شده اند، می توان به افرادی مانند؛ محسن میری، نماینده مجلس ایران و مشاور فرهنگی رئیس جمهور، محمود خلیل زاده، نماینده مجلس و مدیر بنیاد سعدی شیرازیدر بخش اروپا و بالکان” و رضا کرمی، رئیس سابق بنیاد فیروم اشاره نمود.شبکه قدرت نرم آلبانی درسال 2006 برای کاهش نفوذ دو حزب اصلی آلبانی در پی ایجاد کرسی مطالعات ایران در دانشگاه تتوف (Tetovo)بود، که ظاهرا چندان موفق نبوده است. تنها سازمانی که حضور قابل توجهی در بالکان دارد، موسسه “زری ینه” (صدای ما) به مدیریت محمد یوسفی یک شهروند آلبانی تبار است.( منبع پیشین،170)این سازمان در زمینه انتشار و توزیع کتاب ها و جزوات دینی و سیاسی و همچنین سازماندهی مجامع عمومی کوچک فعالیت می کند،کوزوو، ایران تاکنون استقلال کوزوو را به رسمیت نشناخته و بعید به نظر می رسد درآینده نزدیک نیز آن را بپذیرد. اما با توجه به رقابت سنگین با نیروهای سنی عربستان سعودی و ترکیه و حضور سنگین نیروهای نظامی بین المللی، پلیس و نیروهای مدنی، علیرغم داشتن چندین سازمان غیر دولتی گسترش نفوذ ایران در این کشور دشوار به نظر می رسد، سازمان غیر دولتی بنیاد فرهنگی قرآن _ پریزرنی، این بنیاد توسط دانشگاه ایرانی “جامعه المصطفی” اداره شده و مدیر آن امام محمد باقر صالحی است که برادر وی نیز یک دیپلمات ارشداست. مقر اصلی این بنیاد در پریشتینا بوده و در صدد ایجاد موزه فرهنگ ایرانی و همچنین تاسیس کرسی مطالعات ایران در دانشگاه محلی است،سازمان غیر دولتی اهل البیت ، مقر اصلی این بنیاد در شهر پریزنن بوده و کتب دینی منتشر می کند. همچنین برای دانشجویان مذهبی کوزوو برای تحصیل در شهر قم در ایران کمک هزینه تحصیلی می دهد.
4-1-3-پیوند ایران باروسیه
کشور روسیه با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکی ایران در حوزه اوراسیا، ثبات و بی ثباتی در ایران را واجد تأثیرات مستقیم بر ثبات و بی ثباتی در این منطقه می دانند و تأکید دارد که اگر روسیه مایل به ثبات در مرزهای جنوبی خود است، باید ایران را به متن اوراسیایی سیاست خارجی خود وارد کند. باید پذیرفت که سیاست فعلی مسکو در قبال تهران نمی تواند منافع هیچ یک از طرفین را تأمین کند و اصرار بر آن نیز عدم انسجام در سیاست خاورمیانه ای مسکو را تشدید خواهد کرد. البته باید ماهیت نسبتاً پیش بینی ناپذیر تحولات پیرامون جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک واقعیت پذیرفت.(نوری،115،1392)
منطقه قفقاز جنوبی برای روسیه به حدی حیاتی است که می توان در تحلیل اندام وار آن را به قلب استراتژیک این کشور تشبیه نمود. این اهمیت عمدتاً ریشه در جغرافیا است که منطقه قفقاز از نظر اقتصادی و امنیتی برای روسیه بسیار مهم و با اهمیت می شود وپیرامون خودرا حوزه منافع حیاتی خود می داند و برای تامین امنیت در آنها برای خود مسئولیت ویژه ای قائل است. به نظر روسها در صورت گسترش دامنه بحران در «خارج نزدیک» فدراسیون روسیه از اصلی ترین آسیب دیدگان آن خواهد بود.از دیدگاه مقامات روسی باید در زمینه های ذیل این کشور اقدامات خود را انجام دهد: – تامین ویژگی چند جانبه عملیات حفظ صلح ، حفظ آزادی عمل روسیه و نقش برجسته وانحصاری آن، کسب حمایت بین المللی برای مداخله در خارج نزدیک بعنوان حوزه انحصاری امنیت روسیه (سجادپور،1386 ،463)
از دیدگاه مسکو ، قفقاز مکمل ژئواستراتژیک فدراسیون روسیه است و با تعدیل حضور ایالات متحده امریکا ، ترکیه و اروپا در آن می بایست این منطقه مجدداً زیرسیطره روسیه در آید.ایالات متحده نیز برای اطمینان از استمرار روند تلاش روسیه ،تضمین استقلال دولت های نوپا، متنوع ساختن واردات انرژی و کنترل یکی از منابع انرژی اروپا ، کنترل ایران و جریان اسلام گرایی وارد این صحنه شده است. (کامران و کریمی پور ،1383، 188) قلمرو ژئوپلتیک روسیه که اساساً منطقه آسیای مرکزی، قفقاز و اروپای شرقی می باشد بر سر حوزه نفوذ چند قدرت قرار دارد. در شمال، اتحادیه اروپا و ناتو در غرب، ایران درجنوب، هند وچین در شرق قرار گرفته است. وجود ذخایر نفت وگاز نیز در منطقه قفقاز سبب گردید که این منطقه نیز از کانون های عمده اوراسیا محسوب شود .بعلاوه عوامل ژئوپلتیکی منطقه نیز بر اهمیت این سرزمین افزوده است. (زارعی، 1385 ،15)روسیه همواره یک قدرت سرزمینی بوده است و از هنگامی که در قرن 15 دولتی متمرکز برپا کرد، تسلط بر منطقه پیرامونی را به عنوان یکی از اهداف خود تعیین نمود. شرایط ژئوپلتیک روسیه، نبود قدرتهای همطراز در منطقه و ضعف قدرتهای ملی همه از وجوه بارز تمایل به توسعه طلبی ارضی از طرف روسیه بوده است. انتقال به دوران شوروی در ارتباط با حوزه سیاست پیرامونی روسیه تنها یک تغییر شکل در برداشت روسیه شوروی بود، زیرا که جمهوری های پیرامونی از اهمیت بالایی در سیاست این کشور برخوردارند. قفقاز محل اتصال برخورد وچالش قدرتهای متعدد رقیب بود از این رو مسکو همواره برای این منطقه که از یک سو محل تلاقی منافع آن با ایران و از سوی دیگر با ترکیه و سایر قدرتهای بزرگ اروپا بود اهمیت زیادی قائل بوده است. بیشتر از دو قرن از هنگامی می گذرد که امپراطوری روسیه استراتژی ماوراء خود را اعمال نمود. پس از تسلط برقفقاز روسیه به دو هدف مهم دست یافت اولاً در اتصال دولت های اسلامی منطقه یک تکیه گاه برای تمدن مسیحی ایجاد شد ثانیاً مرزهای جنوبی روسیه تحکیم گردید.(هرسنی،1386،17) از سوی دیگر روسیه که مواظب خیز بلند ایالات متحد و اروپا به این منطقه می باشد با بهره گیری از همه برگ برنده خواهان تداوم سلطه ی خود بر منطقه قفقاز است. قبولاندن بازیگری گریز ناپذیری خود بر کشور های منطقه قفقاز به ضعف نظامی این کشورها و وابستگی آن ها به قدرت نظامی روسیه و سلطه فرهنگی از طریق الفبای سریلیک و آشنایی مردم این کشورها با ادبیات روسیه از اهداف آن کشور می باشد.(نقیب زاده ،1386 ،86 )
در همین حال استقرار سامانه دفاع موشکی امریکا در اروپا شرقی و به دنبال آن مناقشات عدیده روسیه و امریکا در حوزه های استقرار دفاع ضدموشکی در چک و لهستان و عدم امکان ظهور الگوهای امنیتی همکاری جویانه در رابطه روسیه با امریکا ، روسیه در روابط خود با کشورهای منطقه قفقاز و استفاده از بازی های پیچیده شطرنجی سیاسی بر طبق اسناد «سند ملی و سند دکترین نظامی»تجدید نظر نمود. (کرمی،1388 ، 82)پس از فروپاشی شوروی، روسیه در این منطقه تدابیری اندیشید که در تحولات منطقه ای طی بیش از یک دهه اثر گذاشت ،و به اقتضا و شرایط جدید به تقویت متحدین خود کوشید و در قبال ورود و نقش غرب حساستهایی نشان داد. (مشفقی فر،1383 ، 41)به اعتقاد تحلیلگران سیاسی – نظامی هنوز روسیه نسبت یه آسیای مرکزی و قفقاز نگرش و رابطه امپریالستی دارد. ارتش روسیه حتی با مشکلاتی که دارد نظیر فرار شایع مشمولان ، کاهش هزینه های دفاعی به دلیل مشکلات اقتصادی، افت سطح نگهداری و نوسازی تسلیحات و کاهش آموزش های نیروهای زمینی و هوایی هنوز به مراتب نیرومندتر از نیروهای نظامی کم شمار و فاقد تجهیزات آسیای مرکزی و قفقاز است. در واقع فقدان ارتش واقعی در اغلب این کشورها از مسائل اساسی است و نیروهای نظامی موجود نیز باز ما نده ارتش شوروی است. بنابراین اولاً ریشه ملی و فرهنگی آن در داخل کشور ضعیف می باشد ثانیاً اغلب افسران رده بالای آنها روس و تحصیل کرده مسکو هستند. ثالثاً از نظر ابزار و ادوات و آموزش و پژوهش و پیشبرد به روسیه وابسته اند. (فلاحت پیشه، 1380 ، 24)در پیمان شانگهای که توسط روسیه، سه کشور دیگر CIS (تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان) و چین با هدف تأمین امنیت مرزهای کشورهای عضو و تعمیق همکاری های مرزی در سال 1996تشکیل شد و در سال 2000 و 2001 موضوع مقابله با تروریسم، قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان یافته به وظایف آن اضافه گردید و ازبکستان نیز به آن پیوست. عضویت ازبکستان و ملحق شدن کشورهای ایران، هند، پاکستان و مغولستان به عنوان عضو ناظر موجب شد این سازمان بیشتر گسترش یابد. (Oxford Analytica 2000)
این پیمان در سال 2001 با گسترش اهداف و وظایف به سازمان همکاری شانگهای تغییر نام داد. سازمان همکاری شانگهای اهداف و وظایفی چند وجهی دارد. هر چند که مسائل امنیتی و حل و فصل اختلافات مرزی از جمله اهداف اصلی و اولیه کشورهای مؤسس می باشد،.ولی اهداف و مسائل دیگری از جمله مسائل اقتصادی و فرهنگی نیز وارد حوزه های کارکردی این سازمان گردیده است. (یزدانی 1387: 58)
جمهوری اسلامی ایران به دلیل برخوردار بودن از فرهنگ کهن و دیرینه اسلامی ـ ایرانی، توانسته است نظر مردم و شرق شناسان روس را به خود جلب کند. ترجمه و انتشار کتاب های بسیاری از اندیشمندان و شاعران ایرانی بی آنکه از پشتیبانی ایران برخوردار باشد خود دلیل گویایی بر توجه روس ها به فرهنگ ایرانی ـ اسلامی است.آموزه های ایرانی برای مردم روسیه از جذابیت خاصی برخوردار است. به گونه ای که هنوز خیام و مولانا و فردوسی و سعدی و حافظ از بسیاری از مشاهیر غربی در چشم روس ها از توجه و عنایت بیشتری برخوردار هستند.به نظر می رسد عرصه های تاثیرگذاری بر فرهنگ روسیه بیش از سایر عرصه های برای ایران مهیا است و این در ایجاد و تحکیم دیپلماسی عمومی بسیار موثر است.فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وباز شدن دریچه تعامل روسیه با جهان، فرصت بسیار خوبی را برای عرضه فرهنگ دیرپا و مستحکم ایران پدید آورده است.
4-2-نقش ارمنستان درعدم یکپارچگی پان ترکیسم
پان ترکیسمایدئولوژی ملی اقوام ترک است که پیش از آغاز جنگ جهانی اول ایدئولوژی دولتی در ترکیه عثمانی اعلام شد و هدفش گردآوری همه اقوام پراکنده ترک از اروپای غربی تا خاور دور و از چین تا اقیانوس منجمد شمالی، تحت حکومت واحد بود. امپراتوری عثمانی از آغاز تأسیس خود سیاست غصب سرزمینهاى ملل دیگر و برپایی یک وطن مشترک برای ترکها در این سرزمینهای اشغالی را در پیش گرفته بود. طبق ایدئولوژی پان ترکیسم این هدف بایستی در سه مرحله تحقق می یافت:
ترکیسم : ایدئولوژی پان ترکیسم تنها از طریق حضور یک ترکیه قومی می تواند تحقق یابد . برای اینکهترکیه بتواند نقش خود را بخوبی ایفا کند بایستی بافت قومی آن یکپارچه ترک شود. ملل دیگر بایستی یا ترک شوند یا از میان بروند.
آغوزیت : هدف ایجاد یک حکومت اغوزی است. اتحاد و همبستگی ترکیه،آذربایجان،ترکمنستان، آذربایجان و ترکمن های ایران بایستی اغوزستان فردا را تشکیل دهد.
تورانیسم : ایجاد یک دولت متحد و مستقل تورانی که شامل تمامی اقوام تورانی می شود.اجرای طرح پان ترکیسم از همان دوران حکومت عبدالحمید آغاز شدو سپس مورد پذیرش رسمی و پیگیری ترکهای جوان قرارگرفت.از آن پس این ایدئولوژی محورسیاستهای دولتی همه حکومتهای ترک را تشکیل داد.این پان ترکیسم بود که در اجرای مرحله اول یا ترکیسم، نژاد کشی ارمنیان را در ارمنستان غربی و دیگر مناطق ارمنی نشین ترکیه به اجرا در آوردپان ترکیسم در سالهای 1918 و 1920 در ارمنستان شرقی ( جمهوری ارمنستان کنونی ) دست به کشتار زد تا از این طریق راه را به طرف شرق بسوی ایجاد یک حکومت اغوزی بکشد. هیچ ملتی نبایستی نسبت به پان ترکیسم رویاهای دروغین در سر بپروراند (رحیمی،124،1373)
آنچه را که همه سلاطین عثمانی در آن اتفاق نظر داشتند سیاست پان ترکیسم یعنی ساخت کشوری در آسیای صغیر (که یکی از قدیمیترین بخش های تمدن بشری بود و در واقع یونان ولیدی و آشور و ارمنستان وایران باستان در آن قرار داشت)به عنوان ملتی جدید با مذهب واحد، زبان واحد و … بود که به طرزی خشن در عثمانی به اجرا در می آمد.حتی امروز نیز پان ترکیسم به شکلی دیگر در ترکیه دنبال می شود ، چنانچه در قبال کردهای ترکیه شاهد آن هستیمبه ذهن مسئولان باب عالی راه یافته و آنها را به وحشت و چاره جوئی انداخته بود،سال 1861 در یک اقدام زیرکانه که زیر پوشش اصلاحات به منظور تضعیف موقعیت ارامنه انجام گرفت ایالات به ولایات تقسیم شدند.تا آن زمان ارمنستان عثمانی ایالت ارمنستان یا به قول ترک ها ارمنستان ایالتی نامیده می شد که این ایالت به چهار ولایت و چهار شهر وان ، دیاربکر ، ارزروم و خاربرت به عنوان چهار مرکز ولایت تقسیم شد که دو ولایت جدید بیتلیس و سیواس به آن افزوده شدو بدین ترتیب نام ارمنستان از صفحه تقسیمات کشوری و جغرافیای ملی عثمانی محو گردید.یکی از سیاست های اصلی پان ترکیسم ها تاریخ سازی یا به عبارت دیگر سرقت تاریخ و جعل تاریخ و نیز شخصیت سازی است. به گفته ولادیمیر مینورسکی خاورشناس روس (هر جا که پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند) مینورسکی ضمن انتقاد از روش مورّخان پان ترکیست، بیان می دارد که «مسائل علمی حل نشده ای در زمینه فرهنگ اقوام شرق باستان» بستری برای جعل تاریخی و توجیه مقاصد ایدئولوژیک پان ترکیسم فراهم ساخته است. امروزه، تعداد،کل،قربانیان نسل کشی ارامنه حدود یک،نیم میلیون نفر برآورد می شود.( گرچه از آنجا که مقامات ترک اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به گروه مستقل تحقیقاتی ندادند ممکن است این برآوردها چندان دقیق نباشد) امروزه نسل کشی ارامنه به عنوان بزرگترین نسل کشی قرن بیستم شناخته می شود.
4-2-1-عدم یکپارچگی اقتصادی ارمنستان
میراث اتحاد جماهیر شوروی برای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به ویژه در عرصه اقتصادی و امنیتی شرایطی را به وجود آورده بود که حداقل برای یک دهه برخی از این کشورها به مسکو وابسته بودند و این امر همکاری این کشورها را با مسکو و همکاری برخی از کشورها را با یکدیگر اجتناب ناپذیر می ساخت. به هم پیوستگی زیر ساختارهایی مانند انرژی اعم از برق، نفت و گاز، ارتباطات (راه و راه آهن)، تجارت، ترانزیت و تولیدات صنعتی از یک سو و وضعیت جغرافیایی برخی از این کشورها و عدم دسترسی مستقیم به آب های آزاد، بستری را فراهم نمود تا کشورها از همکاری های چندجانبه اقتصادی استقبال نمایند. یکی از مهمترین مسائل این کشورها، وجود مراودات بسیار گسترده با یکدیگر تحت سیستم اقتصادی واحد شوروی سابق بود که در نتیجه فروپاشی شوروی عملاً کارآیی خود را از دست داده بود. همچنین پس از فروپاشی شوروی سابق ، روسیه جدید سر برآورد که اهداف نو درسر می پروراند اعم این اهداف عبارت بودند از: 1 -تداوم پیوند ساختارهای ارتباطی با جهان خارج از طریق روسیه 2- ترانزیت منابع انرژی به بازارهایمصرف جهانی از طریق خطوط انتقال لوله های نفت و گاز روسیه 3- تقویت جایگاه خود به عنوان یکی از تأمین کنندگان اصلی نیازهای اقتصادی و تکنولوژیک این کشورها و جلوگیری از همگرایی آنها با ساختارهای غربی 4- حفظ انحصارات باقی مانده از زمان شوروی در منطقه که وابستگی آنها را به روسیه حفظ می نماید 5- استفاده از منابع اولیه و مواد خام کشورهای منطقه 6- ترانزیت بخشی از کالاها و تولیدات منطقه به سمت شمال اروپا مخصوصاٌ برای جمهوری هایی که به آبهای آزاد راه ندارند 7- استفاده از مسیر های منطقه برای ارتباط تجاری با ایران و کشورهای جنوب آسیا 8-حفظ بازار مصرف منطقه برای تامین بخشی از نیازمندی‎های اقتصادی و تجاری این کشورها (وحیدی 1377: 5-93).بنابراین تلاش مجدد روسیه برای حفظ منافع قبلی در قفقاز جنوبی بیش از پیش سرعت یافت.ارمنستان نیز همچون سایر جمهوری های سابق اتحاد شوروی پس از استقلال با بحران هایاقتصادی بسیار مواجه شد . جنگ قره باغ بردامنه مشکلات این کشور افزود .قرار گرفتنارمنستان در محاصره اقتصادی آذربایجان به نوبه خود این وضعیت را رو به وخامت بیشتربرد.تنها در سال 1992 حدود 50درصد از تولید داخلی آن کاسته شد. ارمنستان درزمان شوروی در چهارچوب برنامه دولت مرکزی به مدرن سازی و صنایع و گسترش صنعت در بخشهای مختلف می پرداخت اما پس از فروپاشی بخش های کوچکتر کشاورزی به جا مانده ازمجتمعهای عظیم صنعتی سابق ، جایگزین آنها شدند. بی ثباتی سیاسی در کشورهای همسایهنیز سبب انتقال امواج مهاجرت به این کشور شده که به افزایش مشکلات اجتماعی و اقتصاددامن زده است. مهمترین صادرات ارمنستان را مواد غذایی و کشاورزی تشکیل می دهد. ارمنستان در سال 2003 عضو سازمان تجارت جهانی (WTO)گردید. همچنین از کمک های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول(IMF)برای برنامه آزادسازیاقتصادی استفاده کرد.(علی بابایی،171،1384)
4-2-2-عدم یکپارچگی سیاسی-نظامی ارمنستان
جمهوری ارمنستان از هنگام استقلال خود تا کنون مجبور به همکاری در زمینه های امنیتی ، اقتصادی و نظامی با روسیه ، ایالات متحده و اتحادیه اروپا جهت تامین امنیت ، مبادلات تجاری و سرمایه گزاری در دنیای آزاد بوده است.بنابر این مسائل امنیتی یکی از دغدغه ها و دلمشغولی های ارمنستان در مناطق پیرامونی خود پس از فروپاشی شوروی سابق می باشد.آسیای مرکزی و قفقاز به دلایل استراتژیک و امنیتی همواره برای مسکو از اهمیت بالایی برخوردار بوده است.آگاهی روسیه از وجود اختلافات قومی – نژادی و سرزمینی میان برخی از کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز با یکدیگر و زمینه بروز بحران های داخلی در این کشورها موجب شدتا روسیه برای حفظ و تثبیت نفوذ سنتی خود دراین منطقه، اشراف بر تحولات امنیتی، ممانعت ازدخالت قدرت های خارجی برای حضور در منطقه و نیز جلوگیری از گسترش ناتو به شرق، به ایجاد ساز و کارهای چندجانبه امنیتی در منطقه بپردازد.به همین جهت، سازمان پیمان امنیت دسته جمعی CIS)) با محوریت روسیه و عضویت اکثر کشورهای مستقل مشترک المنافع در سال 1992 تأسیس شد.هر چند این پیمان ابزاری دردست روسیه بودکه تحت لوای آن بتوانددر بحران های منطقه ایفای نقش نمایدولی عملاً دردوران یلتسین به دلیل ضعف ساختاری ورویکرد غرب گرای دولت، نتوانست مثمرثمر باشد.با به قدرت رسیدن پوتین تغییرات اساسی در رویکرد امنیتی مسکو به وجود آمد که موجبات ارتقای موقعیت امنیتی روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز را فراهم کرد تا گام هایی در جهت مبارزه با عوامل ناامنی بردارد.از دیگر تلاش های روسیه تجدید ساختارپیمان امنیتی تاشکندمی باشد. در تاریخ 24 مه سال 2000 کشورهای عضو (CIS)که در گروه روسیه قرار دارند، در مینسک، پایتخت روسیه سفید، یک موافقتنامه جهت تجدیدنظر در اساسنامه «پیمان امنیت دسته جمعی» امضا کردند. (Oxford Analytica 2000)براساس این توافقنامه، تعهدات اعضا در این پیمان بر تعهدات سیاسی و امنیتی آنها با کشورهای دیگر اولویت خواهد داشت. این موافقتنامه ضمن جنبه قانونی بخشیدن به حضور نیروهای نظامی روسیه در هنگام بروز بحران در کشورهای عضو، خواستار هماهنگ کردن سیاست خارجی اعضا به خصوص در سازمان های بین المللی شده است. اعضای این پیمان امنیتی، به سه منطقه تقسیم می شوند:1. گروه غربی: شامل روسیه و بلاروس؛2. گروه قفقازی شامل: روسیه و ارمنستان، 3. گروه آسیای مرکزی شامل روسیه، قرقیزستان و تاجیکستان می باشند.تجدید ساختار این پیمان ممکن است منجر به افزایش رقابت دردرون (CIS)شود.(وحیدی1380:102).در دکترین جدید سیاست خارجی روسیه موسوم به ”مفهوم سیاست خارجی روسیه“ تقویت روند همگرایی در CIS))، گسترش روابط دوجانبه و همه جانبه با کشورهای عضو و برنامه توسعه آن تا سال 2005 مورد تأکید قرار گرفته است.
اهمیت استراتژیک و ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی خصوصا جمهوری ارمنستان، حضورآمریکا را در این منطقه اجتناب ناپذیرساخته است.آمریکا درپی آن است که ضمن گسترش فرصت های خود درزمینه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی در این منطقه، پایگاهی برای مهار و کنترل روسیه، چین و حتی ایران به دست بیاورد.مهمترین هدف آمریکا درآسیای مرکزی و قفقاز حفظ وضع ناپایدار موجود، حضورو نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی درازمدت در منطقه و مقابله با نیروهایی میباشد که درراستای منافع آمریکا قرار ندارند.(حبیبی امین1381: 30) سیاستهای آمریکا درقفقاز درراستای سیاستهای کلی این کشور در سطح جهانی قرار داردو با قدرت هایی که در منطقه نفوذ دارند و سیاستهای آنها همسو با منافع آمریکا نمیباشد، مقابله میکند.اهداف آمریکا در قفقاز را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:
1-دستیابی به منابع نفت و گاز و کنترل استخراج و صدور آن 2- دستیابی به بازارهای منطقه و گسترش تجارت در آن 3- حفظ وضع موجود و تقویت نهادهای کشورهای منطقه در راستای اهداف درازمدت خود 4- مقابله با نفوذ روسیه 5- مقابله با نفوذ ایران 6- رقابت با چین 7- حمایت از گسترش نفوذ ترکیه 8- تحکیم مناسبات امنیتی با کشورهای منطقه 9-حضور دراز مدت در منطقه
هدف آمریکا نفوذ گسترده و حضور درازمدت در آسیای مرکزی و قفقاز است و در این مسیراز نهادهای سیاسی، اقتصادی وامنیتی غربی برای دستیابی به اهداف موردنظر خودحداکثربهره برداری را می نماید.
آمریکا با طرح ایده ”استقرار دموکراسی، عامل ثبات“و دخالت در امور داخلی کشورها به ویژه در ایجاد انقلاب های رنگین، عملاً موقعیت قبلی خودرا نزددولت های قفقاز از دست داده و حساسیت روسیه را افزایش داده است.(Ministry of Foreign Affairs of Russian Federation 2000)

مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوع مسئولیت کیفری