هنگامیکه حادثه یا چیزی برای ما اتفاق می افتد ذهن ما به صورت خودکار به بررسی موقعیت

می پردازد و به دنبال مهارت ها و راهکارهائی می گردد تا با آن اتفاق مقابله کند. اگر مهارت ها و راهکارهای ما نتواند از پس دشواری اوضاع برآید آنگاه محیط ما یک محیط استرس زا تلقی می شود و رفتارهای واکنشی ما نسبت به استرس آغاز می شود و اگر مهارت هایمان بتواند از پس اوضاع برآید آنگاه محیط استرس زا تلقی نمی شود، البته هر شخصی شرایط را نسبت به شخص دیگر متفاوت می بیند و مهارتها و راهکارها نیز متفاوت است. علاوه بر آن نمی توان بر همه اتفاقات زندگی برچسب استرس زا بودن (به معنی منفی) زد. مثلاً تولد نوزاد، رفتن به خانه جدید و یا ترفیع گرفتن در کار به عنوان تهدید تلقی نمی شود. در اینجا ما تصور می کنیم که محیط استرس زا است چون از قبل شرایط رویاروئی با آن را پیدا نکرده ایم. اینکه چگونه ما یک محرک استرس زا را درک کنیم و چه عکس العملی در قبال آن داشته باشیم خود مقوله با اهمیتی است. ممکن است ما در اثر یک پدیده خاص برانگیخته شویم و عکس العملی در قبال آن نشان دهیم که تأثیر منفی بر ذهن و بدن ما داشته باشد. اگر عکس العمل های ما همواره منفی باشد مطمئناً از شرایط موجود رنج خواهید برد. به وسیله شناخت خود و شناخت واکنش های خود نسبت به مسائل استرس زا می توان با استرس مقابله کرد. البته باید خاطر نشان کرد که استرس عکس العمل طبیعی ما نسبت به حوادثی است که برای ما اتفاق می افتد. راههائی که ما بتوانیم با استرس مقابله کنیم زیاد است اما ما باید بتوانیم با قدرت ذهن و قدرت جسمانی و سلامت جسمانی با آن به مقابله بپردازیم.

مطلب مشابه :  چگونگی ظرفیت افراد در برابر استرس

لازاروس و فولکمن (1984)، سازگاری با استرس را تغییر دائمی در رفتارها و ادراکها به منظور پاسخگویی به خواستهای درونی و بیرونی می دانند،که این خود  طاقت فرسا به نظر می رسد و از توانائی شخص بالاتراست. به عبارت ساده تر سازگاری با استرس یعنی پذیرفتن آن و به نحو مؤثر واکنش نشان دادن.

دسته بندی : داغ ترین ها