سبک های فرزند پروری، ایالات متحده آمریکا، سبک های فرزندپروری

سبک های فرزند پروری، ایالات متحده آمریکا، سبک های فرزندپروری

سبک های فرزند پروری، ایالات متحده آمریکا، سبک های فرزندپروری

1-6-3سبک های فرزند پروری
سبک فرزند پروری مجموعه ای از نگرش های والدین نسبت به فرزندان است که منجر به ایجاد جو هیجانی می شود که در آن جو رفتارهای والدین بروز می نماید(دارلینگ و استنبرگ، 1993 ؛ به نقل از اسلمی، 1385 ،به نقل از رستمی، 1390).
1-7 تعاریف عملیاتی متغیرها
تاب آوری:در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویسون(2003) بدست می آورد،کمترین نمره ای که فرد بدست می آورد صفر و بیشترین نمره125 می باشد.
سبک های فرزند پروری: در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند بدست می آورد.
هوش هیجانی: در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه هوش هیجانی تراویس برادبری و جین گریوز بدست می آورد. کمترین نمره ای که فرد بدست می آورد صفر و بیشترین نمره168می باشد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
در این فصل به بررسی نظری متغیرهای پژوهش می پردازیم و پژوهشهایی که در ارتباط با موضوع تحقیق در ایران و کشورهای دیگر انجام شده را مورد بررسی قرار می دهیم.
2-1مفهوم و تعریف تابآوری
ریتر(2005) انسان ها به شیوه های متفاوت بر مشکلات فائق می آیند زیرا شرایط زندگی فرایند رشد و شکل گیری شخصیت و بافتی که در آن پرورش مییابند متفاوت است. تفاوت افرادی که با موفقیت به زندگی خود ادامه میدهند و آنانی که نمیتوانند زندگی را با موفقیت سپری کنند در مفهوم تاب آوری نهفته است ( به نقل از کشتکاران، جوکار، ذبیحی دان، ذاکری؛ 1389).
رزیلنس واژه انگلیسی تابآوری است که ریشه در علم فیزیک دارد و به معنی مقاوم و قابل ارتجاع میباشد . به طور کلی مفهوم آن در روانشناسی، توانمندی فرد یا گروه در مقابله با حوادث ناخوشایند، استرس ها و بحران های زندگی(شرایط منفی و سخت و نامطلوب) است. یعنی توانایی برخورد با موقعیت های سخت زندگی و خرد نشدن زیربار مسائل حادث شده در زندگی روزانه می باشد. البته رزیلنس به زبان تخصصی در روانشناسی یعنی بالابردن آستانه تحمل و مقاومت در برابر استرس ها و مشکلات روزانه و بهرهمندی از قابلیت انعطاف پذیری و تقابل و برخورد با بحران ها به جای تسلیم شدن در برابر مشکلات و سرپوش نهادن بر روی آنها می باشد(میرمهدی، 1390).تاب آوری قابلیت فرد در برقراری تعادل زیستی-روانی و معنوی در مقابل شرایط مخاطرهآمیز میباشد(کانر و دیویدسون، 2003).
جویس و همکاران (2010) تاب آوری توانایی افراد یا گروه ها برای پیشبرد و حل مشکل در مواقع سختی است و یا توانایی افراد برای تداوم بهزیستی روانی و فیزیکی در صورت وجود بدبختی و مصایب و توانایی سازگاری افزایشیافته در حین رویداد استرسزا است (به نقل از نوری و حق شناس؛ 1389).
تاب آوری به عنوان فرآیندی پویا تعریف شده است که طی آن وقتی افراد با ناملایمات یا ضربه های روانی مواجه می شوند رفتار سازگارانه مثبت از خود نشان می دهند. تاب آوری یک ساختار دو بعدی است ابتدا در ارتباط با بروز ناملایمات و سپس پیامدهای سازگارانه مثبت در برابر آنها. ناملایمات اشاره به مخاطرات مرتبط با شرایط منفی زندگی از قبیل ناکامی، فقر و بحرانهای زنگی دارد (لوتار ، سیس چتی و بیکر ، 2000). در فرهنگ مریام و بستر (2001) به توانایی بهبود پس از شرایط سخت و یا تغییر و تطبیق با آن شرایط، تاب اوری گفته می شود. به عبارتی دیگر، به عنوان یک توانایی، تابآوری متعلق به افرادی است که در معرض عواملخطر مشخص قرار میگیرند و میتوانند بر آن خطرات غلبه کنند و از پیامدهی منفی نظیر بزهکاری و مشکلات رفتاری اجتناب نمایند( ریچارسون، 2002).
تاب آوری فرآیندی است که به موجب آن فرد ، هیجان مثبت را در مواجهه با شرایط گوناگون تجربه می کند(توگاید، فردریکسون و بارت ،2004). در سوابق پژوهشی روان شناختی واژه تاب آوری مترادف با دانش واژههای ذیل هستند که عبارتند از هوش هیجانی کلمن، یادگیری خوشبینی سیلگمن، احساس معنای فرانکل با کامیابی سیبرت و تری ونت، یادگیری کاردانی روزنهان و خودباوری راجرز(مدی و خوشابا،2005). اینکه تاب آوری را مترادف چه کلمه ای بدانیم محققان تعاریف متعددی از آن ارائه دادند. به طوری که دیویدسون(2000) تاب آوری را استعداد و ظرفیت افراد جهت غلبه بر استرس ، حوادث و فجایع می داند. همچنین ، ماستن، بست و گارمزی(1990) تاب آوری را فرایند مقابله و سازگاری موفقیت آمیز با شرایط چالش انگیز و تهدید کننده می دانند. تاب آوری نه تنها گویای شکست ناپذیری افراد در برابر حالت های اضطرابی است بلکه موجب می شود افراد با قوای روانی و ذهنی بیشتری در مقابل شرایط استرس زا مقاومت کنند. کانر و دیویدسون(2003) البته تاب آوری تنها پایداری در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک نمی باشد بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است. افزون بر این پژوهشگران بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی است.
کامپفر(1999) بر این باور بود که تاب آوری، بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر در شرایط تهدید کننده است و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می کنند. در عین حال کامپفر بر این نکته نیز اشاره مینماید که سازگاری مثبت با زندگی هم میتواند پیامد تابآوری به شمار رود و هم به عنوان پیشآیند سطح بالاتری از تابآوری را سبب شود. وی این مسأله را ناشی از پیچیدگی تعریف و نگاه فرایندی به تاب آوری می داند(به نقل از شیخ زاده قولنجی، 1389).
اصطلاح تاب آوری در موارد
گوناگون به عنوان ظرفیت انطباق پذیری موفق با یک تغییر محیطی قلمداد شده است. و اخیراً به عنوان یک فرایند پویا مستلزم تعامل بین جریانات (عوامل) خطرساز و محافظتی و ویژگیهای درونی و بیرونی فرد، که برای تغییر دادن تأثیرات وقایع تلخ زندگی عمل می کند مفهوم سازی شده است؛ و همچنین تاب آوری را به عنوان فرایندی پویا در نظر میگیرند که باعث میشود زمانی که افراد با مسائل تنش زا و مشکلات مهم در زندگی روبرو می شوند رفتارهای مثبت انطباقیتر از خود نشان دهند. این پژوهشگران براین باورند که تاب آوری موجب می شود نتایج منفی را به نتایج مثبت تبدیل کنند. نتایج مثبت یا انطباق مثبت یعنی رفتارهای شایسته و موفقیت آمیز اجتماعی زمانی که افراد در مراحل خاصی از زندگی خود با مشکل یا مسألهای روبرو میشوند مثلاً فقدان آشفتگیهای روانی بعد از واقعه آسیبزای 11سپتامبر ایالات متحده آمریکا (لوتار و همکاران، 2000).
نیومن(2002) تابآوری را نوعی الگوی انطباقی تعریف میکند که هنگامی که فرد از این منابع استفاده میکند و از آنها بهره می جوید تاب آوری در فرد تقویت می شوند و چه این منابع در درون فرد باشند و چه منابع خارجی باشند ، موجب ارتقاء فرد می شوند و فرد را در برابر حوادث مصون می سازند.

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~