سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی

دانلود پایان نامه

اوستروم
(Francis, 2002) منبع :
سرمایه اجتماعی دانش، ادراک، هنجارها، قوانین و انتظارات مشترک درباره الگو های تعاملات است که گروهی از افراد در برخورد با مساله های غامض اجتماعی، موقعیتهای عمل جمعی با خود به سازمان می آورند. افراد بایستی روشهای تقویت انتظارات و اعتماد متقابل را جهت غلبه بر وسوسه های کوتاه مدت ناخوشایند پیدا نمایند.
جدول شماره 2-1 : تعاریف بانک جهانی از سرمایه اجتماعی
2-2-3) تفاوت انواع سرمایه (اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی)
بر خلاف سرمایه اقتصادی که معمولاً کالای خصوصی در یک جامعه کاپیتالیستی است، سرمایه اجتماعی جنبه یک کالای عمومی را داشته، و کنشگرانی که سرمایه اجتماعی را ایجاد می کنند معمولاً فقط قسمت کوچکی از منافعشان را بدست می آورند(Coleman,1988). سرمایه اجتماعی به ارتباط قانونی و قاعده مند وابسته است، که اگر تجدید نشود از بین می رود. سرمایه اجتماعی از طریق مکانیسم های فرهنگی، دین، سنت، عادت تاریخی بوجود می آید و منتقل می شود. در واقع عناصر فرهنگی می توانند مانند سرمایه اندوخته شوند (Fukuyama,1995).
پس سرمایه فرهنگی متشکل از عادات، تمایلات پایدار، عینیت فرهنگی ارزشمند و تحصیل و شرایط لازم آموزش رسمی است. سرمایه فرهنگی نسبت به سرمایه اقتصادی کمتر ملموس است با وجود این قابل سرمایه گذاری و کسب سود یا ایجاد ارزش می باشد. سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قابل تبدیل به یکدیگر می باشند. سرمایه اقتصادی بیشتر ملازم با الگوهای مخصوص شبکه های اجتماعی و شیوه های فرهنگی گروه های سطح بالاست. با افزایش سودمندی سرمایه اقتصادی، رشد سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی نیز بیشتر می شود. با این حال پول، منابع اجتماعی، فرهنگی به اندازه مشابه قابل تبدیل نیستند؛ قابلیت تبدیل سرمایه اقتصادی بیشتر است و به آسانی به سرمایه اجتماعی و فرهنگی تبدیل می شود. میزان سرمایه های جمع آوری شده به شکل های متفاوتی موقعیت کنشگران در ساختار اجتماعی را تعیین می کند.
مانند سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی نیز سودمند است، ولی نسبت به سرمایه اقتصادی کمتر ملموس است (Dinello, 1999 ). بنابراین انواع سرمایه در قابلیت تبدیل اختلاف دارند، سرمایه اقتصادی بیشتر قابل تبدیل و تغییر است و به آسانی قابل تبدیل به سرمایه اجتماعی- فرهنگی است. سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی فعالیت تولیدی را تسهیل می کند و سرمایه اجتماعی نیز همانند آنها عمل می کند. مثلاً گروهی که اعضایش قابل اعتماد هستند کارهای بسیار بیشتری از گروهی که فاقد قابلیت اعتماد هستند، انجام می دهد (Coleman,1988). با توجه به موارد فوق انهایر و گرهاردزعنوان می کنند که انواع سرمایه از نظر نقدینگی و تبدیل پذیری و قابلیت بالقوه شان به خسران، از طریق فرسودگی و تورم متفاوتند. سرمایه اقتصادی، نقدترین و به سهولت تبدیل پذیرترین، برای تبدیل به سرمایه اجتماعی و فرهنگی است. در مقایسه، تبدیل پذیری سرمایه اجتماعی به سرمایه اقتصادی، پرهزینه تر و مشروط تر است، سرمایه اجتماعی نقدینگی کمتر، چسبنده تر و در معرض فرسودگی است. در عین حال که تبدیل سرمایه اجتماعی به فرهنگی، دشوار است، تبدیل سرمایه فرهنگی به سرمایه اجتماعی آسان تر است(Anheier and Gerhard, 1995 ).
2-2-4) سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی
سرمایه اجتماعی رابطه نسبتا مشکلی با اقتصاد یافته و به گونه ای هم طراز مفهوم سرمایه انسانی شده است. مفهوم سرمایه انسانی در دهه 1960 ظاهر شد و نمایانگر ارزش اقتصادی برای شرکتها، افراد و بخش عمومی بود که تاکید بر ابعادی چون مهارت، دانش و سلامتی داشت. جیمز کلمن، در گزارش مؤثر خود درباره عملکرد مدارس در شهرهای آمریکا، به توسعه مفهوم سرمایه اجتماعی پرداخته و آن را راهی برای ادغام فرضیه ای اجتماعی با فرضیه اقتصادی دانسته و ادعا کرده است که سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی در اصل مکمل یکدیگرند(Coleman 1988). مؤسسات رسمی پراهمیتی چون بانک جهانی ومؤسسه همکاری اقتصادی وتوسعه در این موضوع هم عقیده بوده اند (OECD, 2001; World Bank, 2001). برای مثالOECD در گزارش اخیر خود در مورد “سلامتی وخوشی ملل” در مورد مکمل بودن سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی به بحث پرداخته وهر کدام را تغذیه کننده دیگری دانسته است. (OECD , 2001) . ولی شولر به هر حال ترجیح می دهد که سرمایه اجتماعی را شقی دیگر نسبت به سرمایه انسانی قلمداد نماید، چرا که سرمایه اجتماعی بر جمعی بودن تکیه دارد وحال آن که سرمایه انسانی فقط بر انگیزه های فردی به منظور نیل به اهداف فرد متکی است .(Fine , 2000)
کلمن(1995) معتقد است که سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی به همدیگر مرتبط بوده و فریدمن و کراکهارت (1997) بیان می دارند که این دو به طور مثبت به موفقیت سازمان، مربوط می گردند. لیندرز و گابای (1997) معتقدند که رابطه بین سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی علّی است، بدین معنی که اطلاعات و دانشی که افراد دارند، به طور مثبت به جایگاهی که آن ها در شبکه اجتماعی به دست می آورند، مرتبط می گردد و سرمایه اجتماعی آن ها را با توجه به نفوذشان بر دیگر اعضاء افزایش می دهد. یعنی کسانی که سرمایه انسانی بالاتری دارند، بدلیل داشتن تخصص بیشتر، مورد احترام سایرین قرار می گیرند و دیگران برای مشاوره و کمک به آن ها مراجعه نموده و این امر خود موجب می شود تا این افراد، تاثیرگذاری بیشتری بر سایرین داشته باشند. بنابراین سرمایه انسانی بدین طریق باعث ایجاد سرمایه اجتماعی بیشتری برای فرد می گردد. به طور مشابه فلورین و همکارانش (2003) در یافته اند که تعامل میان سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی، اثر مثبتی بر عملکرد مالی سازمان ها دارد (Lin and Huang , 2005). مدیران عالی، امروزه پی برده اند که به طور فزآینده ای بر اهمیت سرمایه اجتماعی افزوده می‏شود؛ هم چنین آن ها متوجه شده اند که افرادی که دارای درجه های بالایی از سرمایه اجتماعی هستند، افراد کمیابی بوده و معمولاَ تقاضا برای آن ها زیاد است. ارزش زیاد این افراد، سازمان ها را متوجه شکار مغزها نموده است و بر این اساس مدیرانی که خواهان رشد و بقای شرکت ها هستند سعی دارند تا با جذب کارکنانی با سرمایه اجتماعی بالا، «ثروت نامرئی سازمان» را افزایش دهند( Tymon and Stumpf , 2003). به طور کلی، افرادی که دارای میزان بالایی از سرمایه اجتماعی هستند در مقایسه با سایر افراد، جایگاه های شبکه ای سودمندی را در سازمان کسب می نمایند به طوریکه جایگاه آنها به آنها اجازه می دهد تا به انواع افراد و هم چنین اطلاعات لازم دسترسی داشته باشند ( Lin and Huang, 2005). بنابراین قادر هستند تا دانش لازم را در مورد مشکلات مرتبط با کار و راه حل های کاربردی، کسب نمایند. این امر افراد را قادر می سازد تا مشکلات را به آسانی حل کنند و هم چنین به مثابه یک منبع ارزشمند برای مبادلات بیشتر با همکاران عمل نمایند.
2-2-5) سرمایه اجتماعی از دیدگاه پاتنم
از زمان چاپ کتاب، “بازی بولینگ به تنهایی ” رابرت پاتنم (1993-1998 ) به عنوان یکی از مدافعان سرمایه اجتماعی مطرح بوده است. درحالی که کلمن و بوردیو در جهان جامعه شناسی و نظریه اجتماعی جزء معروف ترین ها به شمار می آیند، مطالعات پاتنم مرزهای تخصصی رشته وی را در علوم سیاسی درنوردیده و به رشته های گسترده تر اجتماعی راه یافته است.
استعاره لیگ بولینگ در کتاب وی به جای فعالیت های جمعی به کار رفته است که می تواند افراد نسبتا بیگانه با یکدیگر را هر چند وقت یکبار به دور هم جمع کند و مجموعه گسترده تری از شبکه ها را به وجود آورد تا سطحی از اعتماد دوطرفه ایجاد شود و در عوض همکاری متقابل تسریع گردد.
تعریف سرمایه اجتماعی توسط پاتنم در دهه 1990 کمی تغییر یافت. در سال 1996 او بیان داشت: منظور من از سرمایه اجتماعی، مشخصات زندگی اجتماعی است که سبب می شود شرکت کنندگاندر فعالیت مشترک کاراتری برای تعقیب اهداف مشترک خود وارد شوند.Putnam,1996)).
سه عنصر اصلی اولیه از سال 1993 تغییری نیافته اند، اما عنصر جدید ارائه شده “شرکت کنندگان” است که در واقع به جای جامعه از منافع سرمایه اجتماعی سود می جوید (Baron et al , 2000) پس از این پاتنم در اثر معروف خود این گونه می گوید:
هسته اصلی ایده سرمایه اجتماعی همان شبکه های با ارزش است. ارتباطات اجتماعی بر مولدیت افراد و گروه ها تاثیر گذار است.(Putnam , 2000) از نظر او ارتباطات اجتماعی به معنی ارتباطات بین افراد، شبکه های اجتماعی و معیارهای تعامل و اعتمادی که ایجاد می شود، می باشد.
در این ترکیب جدید به نظر می آید که تعریف قبلی کمی تعدیل یافته است، چرا که اعتماد (همراه تعامل) به عنوان عنصر ضروری معیارها معرفی می شود که از شبکه های اجتماعی حاصل می شود.
پاتنم، سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از مفاهیمی مانند اعتماد، هنجارها و شبکه ها می داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آنان را تامین خواهد کرد. از نظر وی اعتماد و عمل متقابل اعضا در شبکه، به عنوان منابعی هستند که در کنش های اعضای جامعه موجود است.پاتنم سرمایه اجتماعی را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستمهای مختلف سیاسی می دانست. تاکید عمده وی بر مفهوم اعتماد بود و به زعم وی همین عامل بود که می توانست با جلب اعتماد میان مردم و دولتمردان و نخبگان سیاسی موجب توسعه سیاسی شود. بنابراین، اعتماد، منبع با ارزشی از سرمایه محسوب می شود که اگر درحکومتی به میزان زیاد اعتماد وجود داشته باشد به همان اندازه رشد سیاسی و توسعه اجتماعی بیشتر خواهد بود. تفاوت کار پاتنم با بوردیو و کلمن در مقیاس بکارگیری مفهوم سرمایه اجتماعی است. بر خلاف آن دو، پاتنم سرمایه اجتماعی را در مقیاس کلان و در رژیم های سیاسی حاکم بر جامعه مورد مطالعه قرار داد و به همین خاطر با مشکلات و پیچیدگیهای خاص سیاسی و ملاحظات سیاسی روبرو شد. بطور خلاصه ، سرمایه اجتماعی را پاتنم به قرار زیر تعریف کرده است:
مشخصات اجتماعی تشکیلات، مانند اعتماد، معیارها(نرمها) وشبکه ها، که با تسهیل کردن عملیات هماهنگ شده می توانند کارایی جامعه را بهبود بخشند.( Putnam , 1993).
پاتنم (2002) با مقدمات بالا، سرمایه اجتماعی را به چهار دسته تقسیم می کند و اعتقاد دارد که این انواع مختلف سرمایه اجتماعی دارای تمایزات منحصر به فرد نیستند، بلکه آنها مکمل های یکدیگر هستند که از میان آنها می توان سرمایه اجتماعی را شناخت :

مطلب مشابه :  بازاریابی اجتماعی