سفرنامه نویسان

دانلود پایان نامه

ج) دوران پس از اسلام: ظهور اسلام و گسترش آن در ایران، قطعاً در منزوی ماندن بسیاری از هنرها، از جمله رقص، تأثیر قاطع داشته است. ظاهراً در ابتدای این امر، یعنی نهی هرگونه حرکت موزون و رقص و پایکوبی در زندگی مسلمانان موضوعی بدیهی و پذیرفته بوده است . با وجود مخالفت آشکار بیشتر علما با هر نوع بازی، رقص و سماع پس از اسلام نیز توسط اقوام و طوایف مختلف در مراسم و آیین های سوگ و سرور به کار گرفته شده و به حیات خود ادامه داد تاجایی که مسعودی در قرن سوم هجری و به زمان عباسیان یعنی درست هنگامی که خراسان بزرگ به پایگاه و جایگاه معتبر اسلامی تبدیل شده، از رقص ها، بازی ها و آواز های رایج در میان مردم این خطّه سخن می گوید.
واضح تر اینکه پس از گذشت چهارده قرن پس از رسوخ همه جانبه اسلام در همه شئون اجتماعی ایرانیان هنوز بسیاری از بازی ها، حرکات موزون و رقص ها به عنوان سنتی پایدار در میان اقوام ایرانی به حضور خود ادامه داده است.
آثار بجا مانده از مراسم و شیوه های مختلف رقص دوران باستان تا قبل از امپراطوری های بزرگ به اندازه ای است که در اثبات وجود همه جانبه رقص جای تردیدی باقی نمی گذارد. این آثار شامل رقصندگان منفرد، دونفره و یا گروهی است. ایراد اساسی، نقاشی از این مسئله است که کنده کاری ها، مجسمه ها و سفال ها و ظروف، بطور اجتناب ناپذیر تنها برش خاصی از زوایای یک رقص محسوب می شود. باتوجه به این مسئله، شناخت همه ی کیفیات و یا تعیین آیین ها و بازی هایی که به این رقص ها پیوستگی داشته است، تنها از راه فرضیه ها و تحقیقات قابل اثبات هستند. آن چه که امروزه به نظر ما بازی و تفریح به شمار می رود، برای انسان ابتدایی امری جدی بوده و آنها هنگامی که به رقص برمی خاستند، تنها قصدشان خوش گذرانی نبوده، بلکه می خواستند به خدایان و طبیعت چیزهای مفید بیاموزند و طبیعت را به خواب مغناطیسی در آورده و به زمین دستور دهند تا حاصل خوبی به بار آورد. بطور نمونه روی ظروف رقص شش تن آدمی در دو رده ی سه تایی بگونه ای ساده نشان داده شده و نگارگر از نشان دادن سر و گردن رقصندگان خودداری کرده و با نمایش تن آنان به شکل سه گوشه که بازوانشان را در شانه های همدیگر نهاده اند و با نگاشتن دو بازوی دست که در دو سوی رده ی رقص به بالا خم شده است، آدمی بودن آنان را نشان داده است.
گونه هایی از رقص به معنی مطلق کلمه، رفته رفته برجستگی یافته و تقریباً بصورت کامل از آیین ها و تا حدود زیادی از بازی ها استقلال یافته اند.
هیچ گاه بطور صریح از شادمانی ها، بازی ها و رقص های مردم و اقوام زمان سلجوقیان، طبرستان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، اتابکان، تیموریان و دیگر حکومتهای محلی سخنی به میان نیاورده اند تاریخ نویسان. با این حال در مواردی چند برخی از تاریخ ها اشاراتی به رقص ها و بازی های رسمی و غیر رسمی در ایران داشته اند.
جوینی طی سند جالب توجهی در ذکر فتح قصبه ی نور بخارا به دست مغولان برای اولین بار به طور صریح از مغنیات شهری در بخارا و اطراف آن یاد می کند، که وظیفه ی اجرای رقص در میان عامه ی مردم را به عهده داشته اند.
آنچه که قابل توجه می باشد، این است که سفرنامه نویسان زمانی که از رقّاصان در دربارها سخن می گویند بیشتر به جنبه غیر اخلاقی آنان و شادی افراطی شاهان اشاره می کنند و زمانیکه به عامّه مردم و رقص زنان و دختران در جامعه روستایی و تازه شهری صحبت می کنند مطابق با شادی های اخلاقی است، و این مطلب با نظر به سیاسی بودن هدف برخی از سفرنامه نویسان مطابقت دارد، اگرچه در واقعیت نیز همین گونه است. در نوشته های تاریخی رقص در مجالس بر عهده زنان و موسیقی و کار با آلات موسیقی با مردان بوده است و اشاره شده است که زنان هرگز در صدا در حد توانایی مردان نبوده اند، و جالب اینکه پسران نوجوان در لباس زنانه مشغول به رقص گروهی می شدند، البته این موارد ناشی از تاثیرات آیین ها و ادیان مردم بوده است. دوران صفویه با رونق عرفان و تصوف، رقص سماع رونق گرفت.
در طول تاریخ، جانب داری گروه های قابل اعتنا و تأثیرگذار اجتماعی و مذهبی از این جریان، موجب شد حجم نسبتاً گسترده ای از اسناد و شواهد را در اختیار داشته باشیم بخش قابل ملاحظه ای از ادبیات ایران به ویژه در قرن هفتم و هشتم و نهم هجری، علاوه بر گرایش و ابراز علاقه به این جریان، سماع درویشان را به عنوان درجه ای متعالی از عبادات مطرح نموده و آن را جلوه ای بی چون و چرا از مظاهر حق دانسته اند، البته بحث در این مورد به تحقیق و دقت نظر فراوان دارد.
باید گفت بر خلاف روند غیر متعارف رقص در جوامع رسمی، رقص های مناطق و محلی، همچنان اصالتهای پیشین و ذاتی خود را حفظ نموده و تا سه چهار دهۀ گذشته، بطور فعال در عرصۀ فرهنگ اجتماعی اعم از روستایی و ایلی حضور داشته اند. تنوع و گوناگونی گروه رقص های قومی مناطق ایران به اندازه ای است که حتی نام بردن از همه آنها آسان نیست، امّا آنچه مسلّم است عنوان بازی به همراه این حرکات موزون سبب جاودانی آنها گردیده است.
فصل سوم : انواع رقص و حکم آن
رقص را به شکل ها و روش های مختلف می توان در فرهنگ های گوناگون دید. مجموع آنها را می توان اینگونه برشمرد:
رقص کودکانه، رقص صوفیانه(سماع)، رقص محلی و بومی، رقص ورزشی، رقص مبتذل، رقص شادی. همچنین از نظر حکم رقص به تنهایی یا حکم رقص فردی یا گروهی در مقابل دیگران نیز تقسیم بندی نمود.
3.1. رقص مجاز
3.1.1. رقص کودکانه
انسان طبیعتاً به گونه ای است که با هر ترنّم شاد و یا آهنگ پرنشاط و یا شنیدن اشعار موزون به وجود می آید و ناخودآگاه متناسب با همان آهنگ و ریتم، دست و پای خود را حرکت می دهد. این حرکت در انسان بالغ و عاقل، اختیاری و قابل کنترل است؛ یعنی انسان صاحب اختیار می تواند در هنگام شنیدن یک موسیقی وجدآور از خود حرکتی بروز ندهد، ولی کودک این چنین نیست، او با شنیدن یک موسیقی یا اشعار موزون و آهنگین، دست و سر و گردن و بدن خود را حرکت می دهد و می رقصد. این رقص کودک چیست و چه معنایی دارد؟ رقص کودک در واقع، بروز حالت شادی درونی اوست. آهنگ و یا اشعار شاد، بر سیستم عصبی کودک تأثیر می گذارد و او را متناسب با ریتم آن آهنگ ها و شعر ها به واکنش موزون وا می دارد. رقص کودک خود بخود نیست بلکه همراه با دست زدن یا شعر خواندن و یا موسیقی است، چون رقص بدون یکی از این سه عنصر، امکان ندارد، به قول حافظ: «رقص بر شعر خوش و ناله نی، خوش باشد.» اگر فقط دست زدن باشد از همان دست زدن هم نوعی آهنگ تولید می گردد که با آن رقص ایجاد می شود. به هر حال رقص کودک، نشان شادی و وجد اوست و برای بزرگ ترها هم که می بینند، نشاط انگیز و سرورآور است. علامه مجلسی گزارش می کند که: فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پسرش امام حسن (علیه السلام) را می رقصاند و برایش این شعر را می خواند:
اشبه اباک یا حسن و اخلع عن الحق الرسن
«ای حسن، شبیه پدرت باش و ریسمان را از گردن حق در آور.»
و برای امام حسین (علیه السلام) می خواند:
انت شبیه بابی لست شبیهاً بعلی
«توشبیه پدرم هستی و شباهتی به علی نداری»
ام سلمه، هنگام تربیت و مراقبت از امام حسن (علیه السلام) می خواند:
بأبی ابن علی انت بالخیر ملی
«پسر علی، قسم به پدرم، تو آکنده از خیر هستی.»
ام فضل، همسر ابن عباس هنگام تربیت و مراقبت از امام حسین (علیه السلام) می خواند:

مطلب مشابه :  فرم کوتاه مقیاس درجه بندی حرمت خود، مقیاس عاطفه مثبت و منفی، عاطفه مثبت و منفی