سلسله مراتب شهری

سلسله مراتب شهری

سلسله مراتب شهری

تحلیل این مفاهیم و زیر ساخت های فکری موثر در تدوین الگوهای اخیر طراحی مسکن و راه حل های ارائه شده توسط معماران، وهمچنین تحلیل مفهوم محله در طراحی شهرهای جدید، بخصوص واحد همسایگی به عنوان مهمترین این مفاهیم و تاثیر آن بر رویکرد های اخیر طراحی مجموعه های مسکونی، موضوعاتی است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است. اهمیت تحلیل الگوهای طراحی ومبانی نظری شکل گیری آنها به دلیل تاثیر گذاری بر طراحی مناطق مسکونی شهرهای جدید در سراسر دنیاست.
2-1-بیان مسئله
بخش اعظم دفاع از مفهوم محله بر ضرورت مفهومی که همسایگی و همجواری نامیده می شود، متمرکز شده است. این مفهوم بر ایجاد محیطی صمیمی تأکید دارد و باعث رشد و شکل گیری روابط اجتماعی در سطح جامعه می شود و دایرۀ آشنایی های امنیت بخش را وسعت می بخشد که می توان با این تعریف از واحد همسایگی به عنوان یک خانواده اجتماعی یاد کرد که نه تمامی ارتباطات یک خانواده بلکه برخی از آن ها را شامل می شود. این ارتباطات نوعی رشد دو سویه را به همراه خواهد داشت، که سوی اول آن همان گونه که اشاره شد رشد اجتماعی و سوی دیگر آن رشد شخصیت فردی در سلسله مراتب روابط سالم اجتماعی است (پاکزاد، 1369)
اما فناوری های نوین اطلاعاتی و استفاده از ابزارهای آن و در امتداد آن فرایند های کنونی و تحولات اجتماعی تاثیر شگرفی بر شهرها و ویژگی های فضایی زندگی در مقایسه با نیم قرن گذشته گذاشته ا ست و فضای مورد نیاز و دلخواه برای زندگی را در مقیاس محلی دچار تحولات شدیدی کرده است (رحمت،1390).
به دنبال این دگرگونی پایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، تغییرات جریان زندگی درهمجواری های فیزیکی به وضوح قابل شناسایی است. از این رو شناخت و تحلیل ظرفیت های فضایی ما بین خانه ها و توده های مسکونی برای تدوین الگوی مناسب برای مجموعه های مسکونی و توسعه ی شهر و احیای بافت های موجود ضروری است. یکی از گزینه های پیش روی طراحان، طراحی واحد همسایگی کار آمد با توان ارائه فعالیت های ضروری منطبق بر نیازهای زندگی جدید و جذب فعالیت های انتخابی گوناگون است. از این رو این پژوهش با کنکاش پیرامون شیوه های زندگی امروزین در نتیجه گسترش تکنولوژی و تغییر ارتباطات انسانی در تلاش برای ارائه الگویی نوین از تجمع در مقیاس واحد همسایگی می باشد.
3-1- پیشینه طرح : (مطالعات و تحقیقاتی که در رابطه با این موضوع صورت گرفته و نتایج حاصل از آن)
در بخش نظری، موضوع این تحقیق شامل دو حوزه پژوهشی در ارتباط با هم است. بخش اول شامل مطالعات در زمینه مفاهیم مسکن ، اصول و معیارهای طراحی آن و ارتباط آن با روند پروژه و بخش دوم مطالعات در رابطه با واحد های همسایگی می باشد.
در رابطه با بخش اول باید خاطر نشان کرد که مسکن همواره و در طول دوره زندگی انسان، از اولین مراحل تاریخی زندگی بشر تا به امروز یکی از نیازهای اساسی انسان بوده که در راه تامین آن به اشکال گوناگون تلاش و کوشش های فراوانی نموده است. دولتمردان و سیاستگزاران وقت نیز در طول تاریخ، هرکدام به نوعی با این موضوع مواجه بوده اند و تامین مسکن را برای تمامی اقشار جامعه، به عنوان یکی از سرفصل های اساسی و اصلی کار خویش مدنظر داشته اند(داودپور، 1390 ).
در مطالعات بخش دوم، در رابطه با همسایگی، همراه با نگرانی و دل مشغولی سیاست گذاران و مدیران شهری از تضعیف شبکه های همسایگی در کلان شهرها، محققان نیز با طرح مفاهیمی همچون عرق همسایگی، احساس همسایگی تعلق همسایگی انسجام همسایگی توجه خود را معطوف به فرسایش پیوندها و انسجام در عرصه همسایگی و به نحو اولی در عرصه عمومی و حیات شهری نموده اند. باید خاطرنشان ساخت که همسایگی و آثار اجتماعی ناشی ازآن در محله های شهری مدرن، یکی از پرنفوذترین و پراقبال ترین موضوعات پژوهشی در جامعه شناسی شهری و حوزه های مرتبط می باشد.تنوع و تعدد پژوش های مرتبط با موضوع همسایگی خود گویای مطلب است.
در رابطه با مفهوم همسایگی “وﺑﺮ” ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ را ﻋﺒﺎرت از رواﺑﻂ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﻣﺒﺘﻨـﻲ ﺑـﺮ ﻣﺴـﺎﻋﺪتﻫـﺎی ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ در وﺿﻌﻴﺖﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ اﺿﻄﺮاری و ﺑﺤﺮاﻧﻲ ﻣﻲ داﻧﺪ (وﺑﺮ، 1922).
ﺳــﻮزان ﻛﻠــﺮ در ﻛﺘــﺎب «ﻫﻤﺴــﺎﻳﮕﻲ ﺷــﻬﺮی» ﻫﻤﺴــﺎﻳﮕﻲ را ﻣﻨﻄﻘــﺔ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ ﻣﻲداﻧﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎن در آن ﺳﻜﻮﻧﺖ دارﻧﺪ و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫـﺎی ﻫﻤﺴـﺎﻳﮕﻲدر آن اﻧﺠﺎم ﻣﻲﮔﻴﺮد. اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﺤﺪوده ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺎ ﻣﺮزﻫـﺎی ً ﻛـﺎﻣلاﻣﻌﻴﻦ و آداب و رﺳﻮم ﻗﺪﻳﻤﻲ و رﻳﺸﻪدار ﻳﺎ ﺑﺨﺶ ﻣﺘﻐﻴﺮ و ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻧﺎﻣﺸﺨﺺ از ﻳﻚﺷــﻬﺮ ﻛﻮﭼــﻚ ﻳــﺎ ﺑــﺰرگ ﺑﺎﺷــﺪ ﻛــﻪ ﻣﺮزﻫــﺎی ﻧﺴﺒﺘﺎ ﻣﺒﻬﻤــﻲ دارد و ﺳــﺎﻛﻨﺎن آنﺑﺮداﺷﺖﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ از ﺣﺪود و ﻧﻘﻮش دارﻧﺪ (ﻛﻠـﺮ، 1968).
از ﻧﻈﺮ ﻛﻠﺮ (1968) ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﻤﺎﻳﺰ و ﺗﺸﺨﻴﺺ ﻣﺤﺪوده ﻳﻚ ﻗﻠﻤﺮو ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ ازﻗﻠﻤﺮوﻫﺎی دﻳﮕﺮ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﺮز ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ، وﻳﮋﮔـﻲﻫـﺎی ﻗـﻮﻣﻲ ﻳـﺎ ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ ﺳـﺎﻛﻨﺎن اﺣﺴﺎس ﺗﻌﻠﻖ ﺑﻴﻦ ﺳﺎﻛﻨﺎن و اﺳﺘﻔﺎده ﻣﺴﺘﻤﺮ آﻧـﺎن از ﺗﺴـﻬﻴلات و اﻣـﺎﻛﻦ ﻋﻤـﻮﻣﻲﻣﺤﻞ (ﻣﻐﺎزه، ﻣﺪرﺳﻪ، ﻣﻜﺎن ﺗﻔﺮﻳﺢ و …) اﺳﺖ.
دﻳــﻮﻳﺲ و ﻫﺮﺑــﺮت ﻫﻤﺴــﺎﻳﮕﻲ را دارای ﺳــﻪ ﺑﻌــﺪ ﻓﻀــﺎﻳﻲ (ﻗﻠﻤــﺮوﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ)، ﻋﺎﻃﻔﻲ (دﻟﺒﺴـﺘﮕﻲ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ) و ﺑﻌـﺪ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ (رواﺑـﻂ و ﻣﺒـﺎدلات اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ) ﻣﻲداﻧﻨﺪ(یوسفی،1388).
“ﭘ
ﺎرک” ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ را «ﻣﺤﺪوده ﻃﺒﻴﻌﻲ» ﻣﻲﻧﺎﻣﺪ و آن را دارای ﻋﻨﺎﺻﺮ زﻳﺮ ﻣﻲداﻧﺪ: 1. ﻳﻚ ﻣﻨﻄﻘﺔ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺸﺨﻴﺺ از ﺳـﺎﻳﺮ ﻣﻨـﺎﻃﻖ ﻣﺠـﺎور؛ 2. ﺟﻤﻌﻴﺘـﻲ ﺑـﺎﺗﺮﻛﻴﺐﻫﺎی ﻗﻮﻣﻲ، ﺟﻤﻌﻴﺘﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺧﺎص؛ 3. ﻳﻚ ﻧﻈﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺎ ﻣﻘـﺮرات، ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ و اﻟﮕﻮﻫﺎی ﻛﻨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻛﻨﻨﺪه (ﻣﻜﺎﻧﻴﺴﻢ ﻛﻨﺘﺮل اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ)؛4. رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﺟﻤﻌﻲ ﺑﺎ ﺷﻴﻮهﻫﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﺧﺎص (ﭘﺎرک، 1916؛ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ازﺻﺪﻳﻖ ﺳﺮوﺳﺘﺎنی 1371).
در ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺮﻳﺪج (2004) اﺑﻌـﺎد و اﺟـﺰای ﺗﺸـﻜﻴﻞ دﻫﻨـﺪه ﻣﻔﻬـﻮمﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺷﻮاﻫﺪ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺮرﺳﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻧﻜﺘـﻪ ﻣﻬـﻢ ﺣﺎﺻـﻞ ازاﻳـﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ آن اﺳﺖ ﻛﻪ رواﺑﻂ و ﻣﻌﺎﺷﺮتﻫﺎی ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ ﺑﺎ وﺟﻮد اﻓـﺰاﻳﺶ ﺗﺤـﺮک وﻓﻨﺎوری ارﺗﺒﺎﻃﺎت، ﺑﺨﺸﻲ از ﺷـﺒﻜﻪ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ اﻓـﺮاد را در ﺑﺮﻣـﻲﮔﻴـﺮد (ﺑـﺮﺧلاف ﻓﺮﺿﻴﺔ ﻣﻬﻢ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ وﺟﻮد راﺑﻄﺔ ﻣﻌﻜـﻮس ﺑـﻴﻦ دﺳﺘﺮﺳـﻲ رﺳـﺎﻧﻪای و ﺗﻀـﻌﻴﻒرواﺑﻂ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ اﺟﺘﻤﺎﻋﺎت ﻣﺤﻠﻲ)
در ﺗﺤﻘﻴﻖ ﮔﺮاﻫﺎم ﻛﺮو (2002) اﻳﻦ ﻧﻜﺘﺔﻣﻬﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲﺧﻮرد ﻛـﻪﻫﻤﺴﺎﻳﻪﻫﺎ از ﻳﻚ ﻋﻤﻞ ﻣﺎﻫﺮاﻧﻪ ﺑﺮای ﺣﻔﻆ ﺗﻌﺎدل ﺑﻴﻦ «ﻓﺎﺻﻠﻪ »و«ﻧﺰدﻳـﻚﺷﺪن» در ﻣﻮاﻗﻊ لازم از رواﺑﻂ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ، ﺑﻬﺮه ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ و رواﺑﻂ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ ﻓﺮاﺗﺮاز دوﮔﺎﻧﮕﻲ «ﺧﻠﻮت ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ/ ﺷﻠﻮﻏﻲ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ» اﺳﺖ.
موسوی (1385) در تحقیق خود این فرضیه را مطرح مـی کنـد کـه بـین نگـرش ساکنان نسبت به محیط کالبدی – فیزیکی محله و میـزان سـرمایهاجتمـاعی آنـان رابطه وجود دارد
واحد همسایگی
از اواسط قرن نوزدهم در پی چاره جویی برای هویت بخشیدن نظام شهری یکی از موضوعاتی که مورد توجه قرار گرفت سلسله مراتب شهری بود .طی دهه 1920 در شوروی مجموعه هایی از ساختمان های مسکونی مجهز به خدمات جنبی ساخته شد . در دهه ی 30 این نگرش در خانه سازی آلمان به طور گسترده دنبال گردید . در سال 1923 کلارنس پری در آمریکا مقاله ای تحت عنوان واحد همسایگی نوشت . مهم ترین انگیزه پری اثبات لزوم ایجاد خدمات اساسی بود که باید در نزدیکی ساختمان های مسکونی مستقر می شدند . انگیزه دیگر او تقویت زندگی جمعی در شهرهای صنعتی آمریکا بود . پری وجود اتومبیل را خطری برای انسان ها و زندگی جمعی می دانست و پیشنهاد کرد که مسیرهای دسترسی به خدمات نباید توسط خیابان های اصلی قطع شوند . خدماتی که برای این واحدها پیشنهاد می کرد عبارت بودند از حداقل یک دبستان ، چند مغازه و زمین های بازی و ورزش، یک سالن اجتماعات قابل تبدیل به تئاتر ، کتابخانه ، باشگاه و ….. (پاکزاد،1386)
عینی فر(1386) در پژوهشی با عنوان ( نقش قالب الگوهای عام اولیه در طراحی محله های مسکونی معاصر) به تحلیل الگوی محله در طراحی شهرهای جدید، بویژه واحد همسایگی به عنوان الگویی عام و تاثیر آن بر رویکردهای اخیر طراحی محله و مجموعه های مسکونی می پردازد.
امین زاده(1390) در پژوهشی به بررسی تطبیقی مفهوم ونقش محله در ایران و واحد همسایگی غرب پرداخته است، که تفاوت بنیادی در زمینه پیدایش و شکل گیری مفهوم محله در شهر های سنتی ایران و واحد همسایگی در شهر سازی غرب را بیان می کند.
رحمت(1390) در ﭘﺎﻳﺎنﻧﺎﻣﺔ ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﻲ ارﺷـﺪ ﺧـﻮد ﺑـﺎ ﻋﻨـﻮان: (بازنگری در تعریف همسایگی در طراحی مرکز محله مجازی در چیذر) نشان می دهد. با توجه به مشکلات و مسائل پیش روی کاربران دوری کار در فضاهای مسکونی و کاهش نسبی تمایل به کار در خانه، ایده فراهم کردن شرایط مناسب محیط کار از راه دور در مراکز همسایگی و در کنار فعالیت های جمعی دیگرقابل طرحی می باشد. با حضور در فضاهای جمعی کار علاوه بر پیش گیری از مشکلات، امکان تقویت تعاملات اجتماعی نیز فراهم می شود.پژوهش وی با مطالعه شیوه های نوین زندگی در نتیجه گسترش ابزار های الکترونیکی و تغییر ارتباطات انسانی و همچنین ظرفیت های بومی جامعه ایران، الگویی نوینی از تجمع و مدلی تلفیقی از کار و زندگی اجتماعی در مقیاس محلی را باتاکید بر بازیابی نقش تعیین کننده محیط فیزیکی و ساخته شده ارائه می نماید.
فردوسیان(1388) در ﭘﺎﻳﺎنﻧﺎﻣﺔ ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﻲ ارﺷـﺪ ﺧـﻮد ﺑـﺎ ﻋﻨـﻮان: (معیارهای طراحی واحدهای همسایگی معاصر در تهران با توجه به بافت های سنتی نمونه موردی: سعادت آباد و خیابان ایران) تلاش کرده است تا با توجه به الگوها و تجارب اخذ شده از بافت های قدیمی که به تقویت تعاملات اجتماعی کمک می نمودند، در یک محله منتخب(محله سعادت آباد در منطقه 2 شهرداری تهران)، نحوه و میزان تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته و بنا بر تحلیل های انجام شده طراحی سازمان فضایی صورت گیرد. در کنار این روند، با استفاده از مطالعات پیمایشی نتایجی در زمینه تأثیر کالبد بر میزان تعاملات اجتماعی حاصل شده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده تفاوت های ادراکی شهروندان محلات مختلف از همسایگی و تأثیر هویت کالبدی بر ساختار اجتماعی ساکنین می باشد. ایجاد هویت کالبدی و مطلوبیت فضایی به پایداری جمعیتی منجر شده و در نتیجه در افزایش تعاملات اجتماعی نقش بسزایی ایفا می نماید.
با آن که «واحد همسایگی» یکی از اصطلاحات جدید در فرهنگ شهرسازی کشور ما محسوب می شود اما این اصطلاح جای خود را در شرح خدمات آماده سازی، تهیه شده توسط وزارت مسکن و شهرسازی، و در بین پروژه های درسی دانشجویان معماری و شهرسازی نیز
باز کرده است و مهندسان مشاور و متخصصان خواستار «تهیه الگو و طرح» آن شده اند.
4-1- اهمیت و ضرورت طرح
سکونتگاه ها در جامعه امروز ایران تبدیل به خوابگاهی برای شهروندان شده است و از زندگی اجتماعی و مناسبات جمعی در مقیاس های مختلف همسایگی ،محله،… که تامین کننده نیازهای انسانی نظیر هویت و احساس تعلق می باشد، اثری دیده نمی شود. امروزه روابط عمیق همسایگی وجود ندارد، چون در جابه جایی های متعدد و آپارتمان نشینی، افراد بیش از آن که همسایه یکدیگر باشند به منزله مسافرانی هستند که برای مدتی کوتاه در مجاورت یکدیگر برحسب تصادف قرار گرفته اند( آزاد ارمکی ،1374).

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~