سندرم رودهی تحریکپذیر

دانلود پایان نامه

برای بررسی و آزمون این فرضیه از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. بدین منظور پس از اجرای پیشآزمون و پسآزمون در گروههای آزمایش و کنترل، دادههایی که از این دو گروه (گروه آزمایش و گروه کنترل) به دست آمد، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به یافتههای پژوهش که در جدول 4-8 آورده شده، میتوان گفت که استفاده از لمسدرمانی در کاهش علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر مؤثر بوده است. بنابراین فرضیه پژوهشی اول مبنی بر اینکه لمسدرمانی شدت علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر را کاهش میدهد، تأیید شد.
از آنجایی که درد، اضطراب و اسپاسم عضلانی از نشانههای اصلی سندرم رودهی تحریکپذیر است (هاریسون، 2008) میتوان پژوهشهای را که در ادامه ذکر میشوند به عنوان پژوهشهای همسو با این پژوهش در نظر گرفت. درد یکی از علایم کلیدی و اساسی این سندرم است، در پژوهش حاضر لمسدرمانی باعث کاهش درد به عنوان یک علامت در این بیماران شده است که با پژوهشهای ذیل که که تأثیر لمسدرمانی را بر درد مورد تأیید قرار دادهاند، همخوان است؛ کلر و بزدک، 1986؛ میهن،1990؛ بارتینگتن، 1994؛ (به نقل از میهن، 1998)، ترنر، کلارک و ویلیامز ،1998؛ لین، تیلور و فان، 1998؛ لسکوویتز ، 2000؛ مونرو ، 2007؛ هانلی، 2008؛ حضرتی و همکاران (2008)؛ مککورمک، 2009؛ مروستی، 1372؛ الوندی، 1374؛ عاقبتی، محمدی و پوراسمعیل، 1386.
یکی از موضوعاتی که در مورد نحوهی تأثیر لمس درمانی بر کاهش درد مطرح است کاهش درد از طریق کاهش دادن اضطراب این بیماران است، که از پژوهشهای تأیید کنندهی این موضوع میتوان به تحقیقات، کلر و بزدک 1986؛ میهن، 1990 و بارینگتن، 1994؛ اشاره کرد که در بررسیهای خود به این نتیجه رسیدند که لمسدرمانی از طریق کاهش اضطراب باعث کاهش درد آزمودنیها میشود (به نقل از میهن، 1998). علاوه بر کاهش درد از دلایل مهم و اساسی دیگری که که میتوان برای اثر لمسدرمانی بر کاهش درد بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر ذکر کرد ایجاد آرامش و انبساط عضلانی و عروقی است. از آنجا که یکی از دلایل مطرح شده برای ایجاد درد در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر اسپاسم عضلانی و عروقی و نرسیدن خون و اکسیژن کافی به بافتها و اعصاب و در نتیجه ایجاد درد است، لمسدرمانی میتواند از طریق انبساط عضلانی و عروقی باعث رسیدن خون و اکسیژن کافی به اعصاب و بافتها و برداشتن فشار بافتهای جانبی از روی اعصاب و در نتیجه کاهش درد شود.
با توجه به اینکه یکی از مهمترین اثرات لمسدرمانی ایجاد آرامش و انبساط عضلانی (هانلی، 2008) است وکونز و کریگر (2004) نیز در پژوهشهای خود به این نتیجه رسیدند که بیشترین تأثیر لمسدرمانی ایجاد پاسخ سریع آرامش در 2 تا 5 دقیقه پس از شروع لمسدرمانی است، نتایج این مطالعه با پژوهشهای، حضرتی و همکاران، 1385 و صولتی و همکاران، 1388 نیز همسو است، زیرا این پژوهشگران در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که اجرای آرامسازی و ایجاد آرامش در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر موجب کاهش علایم جسمی و روانشناختی آنها میشود. کاهش علایم این سندرم را در این پژوهش از طریق کاهش اضطراب آزمودنیها نیز میتوان تبیین کرد. اغلب پژوهشهایی که در زمینهی بررسی رابطه بین شدت علایم سندرم رودهی تحریکپذیر و عامل اضطراب انجام شده بیانگر این موضوع است که یک رابطهی خطی و مستقیم بین علایم این سندرم و اضطراب وجود دارد. از جملهی این پژوهشها میتوان به مطالعهی جورت و همکاران (2005) اشاره کرد که نشان داد در 40% مبتلایان به سندرم رودهی تحریکپذیر رابطهی مستقیمی بین مشکلات روانی و علایم گوارشی روزانهشان وجود دارد، به گونهای که علایم گوارشی آنها بهبود نمییافت مگر آنکه عامل استرسزا برطرف میشد. همچنین نقش اضطراب و فشار روانی را در ایجاد و تشدید درد نمیتوان نادیده گرفت، اضطراب آستانه درد را پایین میآورد و بنابراین، فرد مضطرب، نسبت به فرد عادی درد بیشتری را احساس میکند (کین ، 2000). با توجه به مطالب بیان شده، نتایج این پژوهش با پژوهشهایی که تأثیر مثبت لمسدرمانی را بر اضطراب مورد تأیید قرار داده بودند نیز همخوان است که میتوان به پژوهشهای، کوئین، 1989؛ کرامر، 1990؛ سیگمینتون و لاینگ، 1993؛ جین و تای، 1994؛ اولسن و اسنید، 1995؛ جین و تای، 1996؛ کوکس و هایس، 1997؛ لین، تیلور و فان، 1998؛ ترنر، کلارک و ویلیامز، 1998؛ آیرلند، 1998؛ کمپر، کلی و اریکا، 2004؛ گومز، داسیلوا و آراجو، 2007؛ ذولفقاری، حضرتی و سامه، 2007؛ الوندی، 1374؛ ذولفقاری و احمدی (1382)؛ روانیپور، 1387؛ اشاره کرد.
از دلایل اساسی تأثیر مثبت لمسدرمانی بر کاهش علایم سندرم رودهی تحریکپذیر در این پژوهش میتوان به اثرگذاری این درمان بر روی تعدادی از علایم کلیدی این سندرم مانند، درد، اضطراب و تنیدگی و انقباض و اسپاسم عضلانی و تعدادی از علایم خارج از دستگاه گوارش مثل سردرد، اختلالات عضلانی- اسکلتی و کمردرد؛ اشاره کرد. همان طور که در مطالب قبلی مطرح شد درد یکی از همراههای همیشگی سندرم رودهی تحریکپذیر است که در بیشتر موارد بلافاصله بعد از خوردن غذا شروع میشود و میتواند شروع کنندهی سایر علایم همراه با این سندرم باشد. در این پژوهش قابل پیشبینی بود که کاهش درد منجر به کاهش دیگر علایم این سندرم نیز بشود. اضطراب نیز از جمله علایم روانی همراه با این سندرم است که در پژوهشهای مختلف به عنوان تشدیدکننده علایم این سندرم ذکر شده است و این موضوع نیز قابل پیشبینی و تبیین است که با کاهش اضطراب توسط لمسدرمانی ( که در پژوهشهای مختلف نیز این اثرگذاری تأیید شده ) نشانههای این سندرم نیز کاهش یابد. لمسدرمانی همچنین از طریق ایجاد آرامش و انبساط عضلانی میتواند بر روی علایم سندرم رودهی تحریکپذیر تأثیر مثبتی داشته باشد.
5-2-2 بررسی فرضیه پژوهشی دوم: لمسدرمانی سطح اضطراب بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر را کاهش میدهد.
5-2-2-1 بخش اول فرضیه دوم: لمسدرمانی اضطراب حالت بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر را کاهش میدهد.
برای بررسی این فرضیه از آزمون ناپارامتریک یومنویتنی استفاده شد. بدین منظور پس از اجرای پیشآزمون و پسآزمون در گروه آزمایش و کنترل، دادههایی که از این دو گروه (گروه آزمایش و گروه کنترل) به دست آمد، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به یافتههای پژوهش که در جدول 4-9 آورده شده، میتوان گفت که لمسدرمانی در کاهش اضطراب حالت بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر مؤثر بوده است. بنابراین بخش اول این فرضیه مبنی بر اینکه لمسدرمانی اضطراب حالت آزمودنیها را کاهش میدهد، تأیید شد.
نتایج این پژوهش با تحقیقاتی همسو بود، از جمله آنها میتوان به؛ کوئین، 1984؛ اولسن و همکاران، 1992؛ جین و تای، 1994؛ اولسن و اسنید، 1995؛ کوکس و هایس، 1997؛ آیرلند، 1998؛ ترنر، کلارک و ویلیامز، 1998؛ گومز، داسیلوا و آراجو، 2007؛ ذولفقاری، حضرتی و سامه، 2007، هانلی، 2008؛ ظفرنیا، 1383؛ روانیپور، 1387، اشاره کرد. این پژوهشگران بر این عقیده هستند که لمسدرمانی با برطرفکردن تنش جسمانی و ایجاد حالت آرامش تأثیر قابل توجهی بر کاهش اضطراب حالت آزمودنیها دارد. همچنین کونز و کریگر (2004) در پژوهشهای خود به این نتیجه رسیدند که بیشترین تأثیر لمسدرمانی ایجاد پاسخ سریع آرامش در 2 تا 4 دقیقه پس از شروع لمسدرمانی است. بنابراین به نظر میرسد که بهترین زمان برای بررسی تأثیر لمسدرمانی بر اضطراب حالت آزمودنیها، در حین مداخله یا بلافاصله پس از اتمام مداخله باشد. در این پژوهش نیز اضطراب حالت آزمودنیها بلافاصله بعد از اجرای این روش اندازهگیری شد و تأثیر مثبت این روش بر روی اضطراب حالت تأیید شد.
نتایج این پژوهش با مطالعهی جین و تای (1994) نیز همسو بوده است. این پژوهشگران در مطالعهی خود به بررسی تأثیر لمسدرمانی و آرمیدگی عضلانی بر کاهش اضطراب پرداختند. نتایج این بررسی نشان داد که هر دو روش باعث کاهش اضطراب آزمودنیها شده است. آنها معتقد بودند که این روشهای درمانی از طریق تأثیرگذاری بر علایم جسمانی فیزیولوژیکی اضطراب و برطرف نمودن تنشهای جسمانی، عملکرد مشابهی در کاهش اضطراب و ایجاد آرامش دارند.
همانگونه که در بخش مربوط به پیشینه و تحقیقات صورت گرفته در این زمینه نیز اشاره شد، یکی از اثرات قابل پیشبینی و تأیید شدهی لمسدرمانی کاهش ضربان نبض و بهبود جریان خونرسانی به عضلات است که همهی این عوامل میتواند به سرعت باعث ایجاد آرامش و کاهش اضطراب در فرد شوند. میهن (1998) نیز در پژوهشهای خود به این نتیجه رسید که لمسدرمانی با ایجاد آرامش، تنفس عمیقتر و کاهش تنش عضلانی باعث کاهش سریع اضطراب بیمار میشود (روت و کراون، 2000؛ به نقل از مستوفی، 1386). از نکات دیگری که در مورد تأثیر لمسدرمانی بر اضطراب حالت آزمودنی باید به آن توجه شود، این است که لمس درمانی در کمترین حالت اثر خود، شامل اجرای مراحل اولیه و ابتدایی آرامسازی است که تأثیر آن در پژوهشهای مختلف بر اضطراب حالت آزمودنیها مورد تأیید قرار گرفته است.
5-2-2-2 بخش دوم فرضیه دوم: لمسدرمانی اضطراب صفت بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر را کاهش میدهد.
برای بررسی و آزمون این فرضیه از آزمون ناپارامتریک یومنویتنی استفاده شد. بدین منظور پس از اجرای پیشآزمون و پسآزمون در گروه آزمایش و کنترل، دادههایی که از این دو گروه (گروه آزمایش و کنترل) به دست آمد، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به یافتههای پژوهش که در جدول 4-10 آورده شده، میتوان گفت که لمسدرمانی در کاهش اضطراب صفت بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیرمؤثر نبوده است. بنابراین بخش دوم فرضیه دوم، مبنی بر اینکه لمسدرمانی اضطراب صفت آزمودنیها را کاهش میدهد، تأیید نشد.
نتایج این پژوهش با تحقیقات؛ سیمینگتون و لاینگ، 1993؛ کوکس و هایس، 1997؛ آیرلند (1998)، لین، تیلور و فان، 1998 وکمپر، کلی و اریکا، 2004؛ همسو نبوده است. در تحقیق حاضر با توجه به رابطهی مثبت بین اضطراب آزمودنیها و علایم بیماری و اینکه در نظریهها و متون مختلف اضطراب در مواردی به عنوان عامل ایجاد کننده این سندرم و گاهی به صورت حاصل و نتیجهی این سندرم مطرح شده، میتوان از دلایل عدم تأثیر لمسدرمانی بر اضطراب صفت بیمارن مبتلا به سندرم روده ی تحریکپذیر به این مورد اشاره کرد که اضطراب در این بیمارن زمینه جسمی و پایهای دارد و به راحتی در یک زمان کوتاه قابل تغییر نیست. از جمله پژوهشهای همخوان با نتایج این پژوهش میتوان به مطالعهی ذولفقاری و احمدی (1383) اشاره کرد. نتایج این پژوهش نشان داد که لمسدرمانی اضطراب حالت را در آزمودنیها به طور معناداری کاهشداده، اما با وجود کاهش اضطراب صفت، این کاهش معنادار نبوده است. از دلایل اینکه در این پژوهشو پژوهش حاضر لمسدرمانی بر اضطراب صفتی افراد تأثیر معناداری نداشته است، میتوان به فواصل زیاد بین جلسات لمسدرمانی و تعداد کم این جلسات اشاره کرد که در آنها چهار بار لمسدرمانی در فاصلهی هر یک هفته یک بار اجرا شد. از سوی دیگر به دلیل مدت زمان طولانی ابتلای این بیماران به سندرم رودهی تحریکپذیر، اضطراب در این افراد به صورت بخشی جداییناپذیر از زندگی آنها درآمده و قابل پیشبینی است که با کاهش علایم در این بیماران اضطراب حالت آنها نیز کاهش پیدا کند، ولی از آنجا که اضطراب صفتی تقریباً جزء ویژگیهای همیشگی همراه با این بیماران است به راحتی قابل تغییر نیست. از جمله دلایل مهم دیگری که میتوان برای عدم تأثیر لمسدرمانی بر اضطراب صفت بیمارن مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر اشاره کرد این است که زمان پیشآزمون و پسآزمون در این پژوهش کم بوده و این موضوع تا حدودی قابل پیشبینی است که در این فاصلهی زمانی امکان تغییر زیادی در اضطراب صفت به عنوان یک عامل زمینهای و نسبتاً ثابت در افراد وجود ندارد.
5-3 محدودیتها و موانع پژوهش
– این احتمال وجود دارد که آزمودنیهایی که در شرایط درمان قرار داشتند، نکاتی را که به هر دو گروه آزمایش و کنترل در مورد رژیم غذایی و دیگر عوامل مؤثر بر افزایش علایم سندرم رودهی تحریکپذیر گفته شده بود، بیشتر رعایت کرده باشند.
– انجام پژوهش حاضر، مستلزم حضور آزمودنیها در چندین جلسه متوالی برای انجام مصاحبه اولیه، پیشآزمون، چند جلسه لمسدرمانی برای گروهآزمایش و گرفتن پسآزمون بود، که این باعث شد تعدادی از آزمودنیها به علت لزوم حضور متوالی و صرف وقت زیاد از ادامه درمان منصرف شوند.
– یکی از محدودیتهای این پژوهش که مربوط به ماهیت ذاتی لمسدرمانی میشود، این مسأله است که این درمان قائم به درمانگر است و حالات روانی، سطح انرژی بدن، شرایط جسمانی و تسلط درمانگر به هنگام درمان بر میزان اثربخشی درمان تأثیرگذار است، بنابراین با وجود تلاش پژوهشگران به منظور کاهش این محدودیت، کیفیت درمان تابع شرایط درمانگر است و این امکان وجود دارد که این شرایط برای تمامی آزمودنیها و حتی در جلسات مختلف برای یک آزمودنی یکسان نباشد.
5-4 پیشنهادها
5-4-1 پیشنهادهای کاربردی
– استفاده از لمسدرمانی برای درمان بیمارن مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر و اختلالات دیگری که نشانههایی مشابه به این سندرم دارند، مورد توجه قرار گیرد.

مطلب مشابه :  پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، فعالیت های یادگیری، استان خراسان جنوبی