سندرم رودهی تحریکپذیر

دانلود پایان نامه

بررسیها اثر بخشی لمسدرمانی را در کاهش فشارروانی(اولسن و همکاران، 1992)، تسهیل عملکرد سیستم ایمنی (کوئین و همکاران، 1989)، تسهیل احساس بهزیستی روانی (سامارل، 1992) (به نقل از میهن، 1998)، بهبود اختلالات عفونی و پوستی (میلر، 1996)، کاهش درد عضوخیالی (لسکوویتز ، 2000)، استئوآرتریتزانو (گوردون و همکاران، 1998)، علایم رفتاری بیماران مبتلا به آلزایمر (وود و همکاران، 2002؛ وود و همکاران، 2005)، ارتقای آرامش و خواب بیماران (کوکس و هایس، 1999)، کاهش درد (ترنر و کلارک، 1998؛ مونرو ، 2007؛ مککورمک، 2009)، استرس و ناآرامی کودکان بستری در بیمارستان (کرامر، 1990)، زخمهای پوستی حاد (ورث و همکاران، 1993)، سلولهای سرطانی استخوان (گرانوویس و جاوری ، 2009) و رشد و وزنگیری کودکان زودرس (روسالس و همکاران، 2008؛ هانلی، 2008) گزارش نمودهاند.
میهن (1990)، بارینگتن (1994) و کلر و بزدک (1996) نیز در پژوهشهای خود به این نتیجه رسیدند که لمسدرمانی در زمینهی کاهش درد مؤثر است. بررسیهای فوق بیانگر این موضوع بودند که لمسدرمانی از طریق کاهش اضطراب باعث کاهش درد آزمودنیها میشود (به نقل از میهن، 1998). مککورمک (2009) نیز در پژوهشی که با هدف بررسی تأثیر لمسدرمانی روی درد پس از عمل جراحی انجام داد به این نتیجه رسید که لمسدرمانی تأثیر مثبتی روی کاهش درد و ایجاد آرامش در بیماران دارد. در پژوهش دیگری حضرتی و همکاران (2008) تأثیر دو روش لمسدرمانی و فیزیوتراپی را در بیماران مبتلا به کمردرد مورد مقایسه قرار دادند، نتایج نشان داد که هر دو روش درد بیماران را کاهش داده است، اما تفاوت معناداری بین گروهها (از نظر میزان کاهش درد) بلافاصله بعد از جلسه درمان وجود نداشت. ولی دادههای حاصل از پیگیری (بعد از یک ماه) نشان داد که لمسدرمانی از فیزیوتراپی در کاهشدادن درد مؤثرتر بوده است. بنابراین لمسدرمانی یک مداخله مؤثر برای کاهشدادن درد است (حضرتی و همکاران، 2008).
مروستی (1372) در پژوهشی تأثیر لمسدرمانی و فیزیوتراپی را در کاهش کمردرد زنان مورد بررسی و مقایسه قرار داد. یافتههای این پژوهش نشان داد که لمسدرمانی اثری مشابه فیزیوتراپی در کاهش درد بیماران بلافاصله پس از درمان داشته است. در پژوهش دیگری الوندی (1374) به بررسی تأثیر لمسدرمانی در تسکین درد کولیکی شیرخواران پرداخت. یافتههای این پژوهش نیز بیانگر تأثیر مثبت لمسدرمانی در تسکین درد کولیکی شیرخواران بود، به گونهای که لمسدرمانی توانسته بود دفعات وقوع گریه، مدت گریه و دفعات مصرف دارو را کاهش و ساعات خواب شیرخواران را در طی شبانهروز افزایش دهد. عاقبتی، محمدی و پوراسمعیل (1386) نیز در پژوهشی به بررسی تأثیر لمسدرمانی بر میزان درد زنان مبتلا به سرطان پرداختند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که لمسدرمانی تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش درد این بیماران داشته است.
کمپر، کلی و اریکا (2004) به بررسی تأثیر لمسدرمانی در کاهش اضطراب و فشارروانی کودکان بستری در بیمارستان پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد که لمسدرمانی موجب کاهش فشارروانی، اضطراب و درد و افزایش بهزیستی در حین و بعد از درمان میشود. همچنین، لین، تیلور و فان (1998) تأثیر لمسدرمانی را بر کاهش درد و اضطراب، در گروهی از سالمندان مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که لمسدرمانی در کاهش درد و اضطراب سالمندان مؤثر است. در مطالعهی دیگری سیمنتون و لاینگ (1993) تأثیر لمسدرمانی را بر اضطراب سالمندان آسایشگاهی مورد بررسی قرار دادند، نتایج این پژوهش بیانگر این مطلب بود که این روش در کاهش دادن اضطراب این افراد مؤثر است.
ذولفقاری، حضرتی و سامه (2007) با بررسی تأثیر لمسدرمانی بر اضطراب و دیسریتمی ضربان قلب بیماران مبتلا به ناراحتیهای قلبی به این نتیجه رسیدند که لمسدرمانی؛ بر کاهش سطح اضطراب، فشارخون سیستولیک، ضربان نبض و تعداد تنفس بیماران تأثیر مثبتی دارد و تا حدودی موجب تنظیم ضربان قلب آنها میشود. همچنین، ذولفقاری و احمدی (1382) در پژوهشی به بررسی دو روش آرامسازی پیشرونده عضلانی و لمسدرمانی بر اضطراب، علایم حیاتی و بروز دیسریتمی قلبی بیماران تحت کاتتریسم قلبی پرداختند. نتایج این پژوهش نشان داد که، لمس درمانی روشی است که میتواند همانند آرامسازی اضطراب بیمار را در اتاق کاتتریسم و موقعیتهای تنشزا کاهش دهد و با کاهش اضطراب منجر به کاهش فشار خون و ضربان نبض بیمار شود و از عوارض کاتتریسم در نتیجه اسپاسم عروقی و تاکیاریتمیهای قلبی بکاهد. روانیپور (1387) نیز در پژوهشی به بررسی تأثیر لمسدرمانی قبل از تزریق وریدی بر میزان اضطراب کودکان سن مدرسه پرداخت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که لمسدرمانی میزان اضطراب کودکان را کاهش داده و بر تعداد ضربان نبض، تنفس و میزان فشار خون سیستولیک و دیاستولیک آنها اثر کاهنده داشته، ولی بر میزان درجه حرارت دهان تأثیر معناداری نداشته است.
جین و تای (1994) در پژوهشی به بررسی تأثیر دو روش لمسدرمانی و آرامسازی بر کاهش اضطراب گروهی از بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی پرداختند، نتایج پژوهش آنها نشان داد که هر دو روش در کاهش اضطراب و ایجاد آرامش مؤثر بودهاند. در پژوهش دیگری کوکس و هایس (1997) تأثیر لمسدرمانی را در زمینه کاهش اضطراب بیماران بستری در بیمارستان مورد بررسی قرار دادند، نتایج مطالعه آنها نشان داد که لمسدرمانی روش مؤثری برای ایجاد آرامش و کاهش اضطراب بیماران است. نتایج پژوهش آیرلند (1998) نیز که با هدف بررسی تأثیر لمس درمانی بر اضطراب کودکان مبتلا به ایدز انجام شد، نشان داد که لمسدرمانی در کاهش اضطراب این کودکان مؤثر است.
سلیمی (1373) تأثیر لمسدرمانی را بر میزان تنیدگی کودکان بستری در بیمارستان مورد بررسی قرار داد. یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد که لمسدرمانی بر تعداد ضربان نبض، تنفس، میزان فشار خون سیستولیک و وضعیت رفتاری آزمودنیها تأثیر معناداری داشته است، ولی تأثیر آن بر میزان درجه حرارت زیر بغل، معنادار نبوده است. ظفرنیا (1383) نیز در پژوهشی به بررسی اثر لمسدرمانی بر اضطراب قبل از عمل جراحی ( در 46 نفر از بیماران بستری شده در بخش جراحی بیمارستان شهید محمدی بندرعباس که منتظر درمان بودند) پرداخت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که لمسدرمانی بر کاهش اضطراب قبل از عمل جراحی این بیماران تأثیرمعناداری داشته است.
صولتی دهکردی و همکاران (1388) در پژوهشی به بررسی اثربخشی آرامشتدریجی توأم با دارودرمانی روی علایم روانشناختی بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر پرداختند. نتایج این پژوهش نشان داد که میانگین نمرات علایم روانشناختی در مرحلهی پسآزمون و پیگیری نسبت به مرحلهی پیشآزمون در هر دو گروه ( گروه درمان با آرامسازی تدریجی عضلانی همراه با دارودرمانی و گروه دارودرمانی ) کاهش داشته، اما این کاهش در گروه آرامش تدریجی توأم با دارودرمانی نسبت به گروه دارودرمانی بیشتر بودهاست. در پژوهش دیگری حقایق و همکاران (1387) به بررسی تأثیر درمان شناختی- رفتاری در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر پرداختند. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی این درمان بر اضطراب سلامت و افسردگی بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر بود. نتایج بیانگر کاهش معنادار نمرههای اضطراب سلامت و افسردگی گروه آزمایش، در مرحله پسآزمون بود.
همان گونه که در قسمتهای قبلی و بخش مربوط به ادبیات نظری تحقیق نیز ذکر شد، درد از علایم کلیدی و همراه همیشگی سندرم رودهی تحریکپذیر است (هاریسون، 2008)، در زمینهی علایم غیرگوارشی و روانشناختی نیز اضطراب بیشترین شیوع را در این بیماران دارد، به گونهای که اغلب منابع و پژوهشها رابطهی مستقیمی را بین افزایش اضطراب و تشدید علایم این سندرم ذکر کردهاند، از دیگر مسائلی که در این بیماران شایع است، انقباض عضلانی و اختلال در حرکات روده است، که از شواهد مربوط به آن، این است که داروهای ضداسپاسم شایعترین داروهای تجویزی در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر است. بنابراین، با توجه به اینکه در حال حاضر درمانی که بر روی همه علایم این سندرم مؤثر باشد وجود ندارد، باید درمانی را انتخاب کرد که تأثیر مثبت و قابل توجهی بر روی این سه علامت کلیدی (درد، اضطراب و اسپاسم عضلانی) سندرم رودهی تحریکپذیر داشته باشد تا بتوان از طریق کاهش این علایم به کاهش شدت کلیهی علایم این سندرم کمک کرد. همانگونه که در پیشینهی پژوهش و مطالعات صورت گرفته در این زمینه بیان شد، لمسدرمانی روشی است که تحقیقات زیادی اثربخشی آن را در زمینهی درد، اضطراب و ایجاد آرمیدگی و انبساط عضلانی تأیید کردهاند (هانلی، 2008)، از سوی دیگر تحقیقات مختلفی نیز در زمینهی اثر این درمان روی انواع سردردها، اختلالات عضلانی- اسکلتی وکمردرد انجام شده، که در اغلب موارد اثربخشی این درمان در این زمینهها مورد تأیید قرارگرفته است یا در بدترین شرایط اثر منفی نداشته و در حد دارونما مؤثر بوده است. از آنجایی که تمام این اختلالات نیز از اختلالات همراه سندرم رودهی تحریکپذیر هستند در پژوهش حاضر سعی بر بررسی تأثیر لمسدرمانی روی سه مؤلفه اصلی این سندرم یعنی درد، اضطراب و اسپاسم عضلانی و اختلالات همراه با این سندرم (سردرد، اختلالات عضلانی- اسکلتی، کمردرد، و غیره)، و اثر کاهش این مؤلفهها بر روی اضطراب و شدت علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیراست.
فصل سوم
روش شناسی پژوهش
3-1 مقدمه
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر لمس درمانی بر میزان اضطراب و شدت علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر انجام شد. در این فصل طرح پژوهش، جامعهآماری، نمونه و روش نمونهگیری، ابزار پژوهش و شیوهی تجزیه و تحلیل دادهها آورده میشود.
3-3 طرح پژوهش
در این پژوهش از طرح نیمهآزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد، که نحوهی قرار گیری گروهها و اعمال متغیر مستقل در آن در جدول 3-1 قابل مشاهده است. در این طرح پس از انتخاب نمونه آزمودنیها به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین می شوند، سپس از هر دو گروه به طور همزمان پیشآزمون گرفته می شود، پس از آن متغیر مستقل بر روی گروه آزمایش اعمال می شود، در حالی که گروه کنترل در انتظار درمان است و در مرحله ی آخر از هر دو گروه در یک زمان پس آزمون گرفته میشود.
جدول 3-1 طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل
گروهها پیش آزمون متغیر مستقل پس آزمون
گروه آزمایش T1 X T2
گروه کنترل T1 – T2
طرحهای نیمهآزمایشی ، طرحهای نیمهکاملی از آزمایش واقعی هستند و توانایی کنترل برخی از ملاکهای اعتبار درونی را دارند. اگر چه کارایی آنها به اندازه کارایی طرحهای آزمایشی نیست، ولی میزان توانایی آنها در کنترل متغیرها بیشر از طرحهای شبهآزمایشی است. این طرحها در شرایطی به کار میروند که امکان استفاده از طرحهای آزمایشی وجود نداشتهباشد. در طرحهای نیمهآزمایشی محقق توانایی کنترل کامل همهی شرایط و جوانب را ندارد، ولی میتواند یکی از دو عامل زیر یا هر دوی آنها را کنترل کند:
الف- مشاهده یا اندازهگیری چه هنگام صورت پذیرد.

مطلب مشابه :  ه عوامل خانوادگی، عوامل آموزشگاهی، روش های آموزشی