سوء استفاده از موقعیت

دانلود پایان نامه

کارکنان نیروهای انتظامی باید در تشکیلات به گونه ای پرورش یابند که در صحنه های مختلف ایثار ، کرامت انسانی و گوهرهای نفسانی خود را بروز داده و به پاسداری و سربازی خویش ، ارزش واقعی ببخشند .
4-11-پرهیز از تملق پذیری وتملق گویی:
قدرت، این آمادگی و توقع را در فرمانده و مدیر به وجود می آورد که در قبال هر عملی، او را مدح و ثنا گویند، در حالی که چه بسا عمل انجام شده، چیزی به جز انجام وظیفه محول شده به وی نباشد. ثناگویی و چاپلوسی از یک سو انجام هر عمل کوچک را نزد فرمانده و مدیر بزرگ جلوه می دهد و بر دیده او نسبت به واقعیات تأثیر غلط می گذارد و از سوی دیگر، زیردستان که به میزان کارهای انجام شده واقف هستند، به علت وجود جو مدح و ثنا و چاپلوسی، مجبور به اتخاذ روشی محتاطانه و ریاکارانه می شوند.
بنابراین، به ظاهر فرمانده و مدیر را ثنا می گویند، اما در باطن زوال مدیریت و فرماندهیش را خواستارند (نادری و کریمی خویگانی،1390 صص 266-262). حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) می فرماید: «فَلا تُثنُوا عَلیَّ بِجَمیلَ ثناءٍ لإخر اجِی نَفسی اِلی وَ اِلیکُم مِنَ التَّقیَّۀِ فی حُقوقَ لَم اَفرُع مِن اَدائِها وَ فِرائضَ لابدَّ مِن اِمضائِها … وَ لا تُخالِطوُنِی بالمُصَائِعَۀِ وَلا تَظُنُّوا بی اِستِثقالاً فی حَقَّ قیلَ لی وَ لا اِلتماسَ اِعظامٍ لِنَفسی فَاِنَّه مَنِ استثقلَ الحَقَّ ان یُقالَ لَه اَو العَدلَ اَن یُعرَضَ عَلیه کانَ العَمَلُ بَهِمَا اَثقَلَ عَلیه»،« مرا به نیکی مستایید تا از عهدۀ حقوقی که مانده است، برآیم و واجب ها که برگردنم باقی است، ادا نمایم. با ظاهر آرایی، آمیزش مدارید و شنیدن سخن حق را بر من سنگین نپندارید و نخواهم مرا بزرگ انگارید؛ چه آن کسی که شنیدن سخن حق بر او گران افتد و نمودن عدالت بر وی دشوار بود، کار به عدالت کردن بر او دشوارتر است» (جعفری، 1379، خطبه 216).
یکی از جدی ترین آسیب ها و تهدیدات فرمانده و مدیر در حوزۀ مدیریتی، تملق پذیری و تملق گویی است. تملق یا چاپلوسی در فرهنگ اسلامی به شدت مذموم است،و کسی که صفت تملق و چاپلوسی در او است مؤمن، واقعی به شمار نمی رود.
تمام انسان ها به جز کسانی که مدارج عالی معنویت و عرفان را پیموده اند، از ستایش شدن خوششان می آید یا حداقل بدشان نمی آید. چاپلوسان از همین نقطه ضعف انسان استفاده می کنند و چیزهایی را می گویند که فرمانده یا مدیر خوشش بیاید. متملق با شناخت بهتر مدیر، اقداماتی را انجام می دهد تا بدی های فرمانده را خوب و خوبی های او را عالی جلوه دهد و منکر مشکلات موجود و اشتباهات احتمالی وی شود. فرد چاپلوس ویژگی هایی را به فرمانده یا مدیر نسبت می دهد که در او نیست و ضعف هایی را منکر می شود که وجود آن برای فرمانده و مدیر سازمان، زیانبار است.
پس هر فرمانده و مدیری باید هوشیار باشد که تملق پذیری خطر جدی است که از بهترین موفقیت هایی به شمار می رود که شیطان برای خودش بدست می آورد تا همۀ اعمال نیک شایستگان را به تباهی بکشاند.
حضرت علی (علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر چنین اشاره می فرماید: «اِیّاکَ … وَحُبَّ الاِطرَاءِ، فَاِنَّ ذلکَ مِن أوثِقِ فرَصِ الشّیطانّ فِی نَفسِهِ لِیَمحَقَ ما یُکونٌ مِن اِحسان المُحسِنین»، بپرهیز از اینکه چاپلوسی و تملق و تعریف بیش از حد را دوست بداری. پس، همانا آن از بهترین موقعیت هایی است که شیطان برای خودش به دست می آورد تا همه اعمال نیک شایستگان را به تباهی بکشاند. (جعفری، 1379، نامه 53).
تملق و ستایش در دل انسان، خودبینی می آورد و آدمی را به تکبر و غرور مبتلا می سازد. پس، این به عهدۀ فرمانده و مدیر است که نیروهای تحت امر خود را به گونه ای تربیت کند که هرگز جرأت ستایش و چاپلوسی نداشته باشند. حضرت علی (علیه السلام) در عهدنامه می فرماید: «ثُمَّ رُضهُم عَلی ألّا یُطرُوک وَ لا یَبجَحُوکَ بباطلٍ ثم تَفعَلهُ، فَاِنَّ کَثرَۀَ الاِطراءِ تُحدِثُ الزَّهوَ و تُدنِی مِنَ العِزَّۀ»، «آنگاه آنان را چنان بپرور که در ستایش تو از اندازه نگذرند و به باطل ترا به خاطر کار بزرگی که اساساً آن را انجام نداده ای، دلشاد نسازند؛ چه زیاده روی در ستایش، در دل خودبینی می پرورد و آدمی را به تکبر مبتلا می سازد.» (همان).
هدف چاپلوس، سوء استفاده از موقعیت فرمانده و مدیر است. و هر زمانی که مطلوبش واقع شد و به خواسته اش دست یافت، یا از ناحیۀ فرمانده و مدیر ناامید شد و متوجه شد این کارش سودی در بر ندارد، به عیب جویی می پردازد.
1) اقدامات فرمانده در مقابله با چاپلوسی:
هر فرمانده و مدیری در حوزۀ مدیریتی و نیروهای تحت امر خود باید به این نکات توجهی جدی کند:
الف) تقویت ایمان، اعتقاد و اخلاق اسلامی؛
ب) مبارزه با نفس و تسلط بر آن؛
پ) برقراری ارتباط نزدیک با انسان های شایسته؛
ت) تربیت افراد و جلوگیری از چاپلوسی کردن آنان؛
ث) تعیین مجازات برای چاپلوس ها؛
ج) معرفی چاپلوسان به نیروهای تحت امر.
(نادری وکریمی خویگانی،1390،ص266)
برای نمونه ، امام علی (علیه السلام) هنگام لشکرکشی به شام با کشاورزان آزاد شده ایرانی شهر «انبار» مشاهده می کنیم؛ هنگامی که امام به سوی شام حرکت کرد، دهقانان شهر انبار، براساس آیین ایران باستان، صف بسته بودند تا موکب همایون امیرمؤمنان را همچون شاهنشاه ایران استقبال کنند و بر آستان او سر بر خاک نهند و ملازم رکابش باشند. چون علی (علیه السلام) نزدیک شد، دویدند و با هلهله و شادباش به استقبالش شتافتند. آن پیشوای آزاده از رسم تعظیم و تکریم ایرانیان نسبت به رهبر خویش انتقاد فرمود و سجده و کرنش را ویژه خداوند آسمان و زمین برشمرد و فرمود: «این چه کاری بود که کردید؟» گفتید: این عادت ما است که شهر یاران خود را به آن احترام می نماییم. امام فرمود: «وَ الله ما یَنتَفِعُ بُهذا امَراؤُکم وَ اِنَّکم لتشُقونَ عَلی اَنفُسِکم فِی دُنیاکُم وَ تشقونِ به فِی آخِرَتِکم وَ ما اَخسَرَ المَشقَۀَ وَراءَها العِقابُ»، «به خدا سوگند شهر یاران شما در این کار سود نمی برند و شما خود را در دنیا به زحمت و مشقت می اندازید و در آن جهان هم به کیفر الهی و عذاب ابدی گرفتار می گردید، زیرا ز خداوند، احدی شایسته پرستش در دنیا نیست. چه بسیار زیان آور است رنجی که در پی آن کیفر و عذاب الهی باشد.» (جعفری، 1379، حکمت 37).
4-12-پرهیز ازتجمل گرایی واسراف وتبذیر:

مطلب مشابه :  فضای عمومی