سیاست خارجی ایران

دانلود پایان نامه

این پایان نامه می تواند مرجعی برای پایان نامه های آتی دانشجویان در زمینه جغرافیای سیاسی تالش باشد . همچنین چنین مطالعاتی می تواند به افزایش ادراک و تصمیم گیری مناسب وزارت امور خارجه درسیاست خارجی ایران در قفقاز وهمچنین تقسیمات سیاسی درون مرزی در وزارت کشور کمک کند.
1-12- جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق
این پایان نامه با رویکرد تطبیقی به تغییرات قوم و ناحیه تالش در دو سوی مرز می تواند از معدود منابعی باشد که با تحلیل جغرافیای سیاسی اختصاصا به این منطقه در حاشیه ی مرز ایران پرداخته است.
1-13-تعریف مفاهیم و واژگان کلیدی
1-13-1-قومیت:
گروهی با سنت فرهنگی مشترک و احساس هویتی که آن را یه عنوان یک گروه فرعی از یک جامعه بزرگتر مشخص می کند. اعضای هر گروه قومی از لحاظ ویژگی خاص فرهنگی از سایر اعضای جامعه خود متمایز هستند (تئودورسن-فرهنگ جدید جامعه شناسی،135).
1-13-2-ملت:
ملت یک واحد بزرگ انسانی است که عامل پیوند آن یک فرهنگ و آگاهی مشترک است. از این پیوند است که احساس تعلق به یکدیگر و احساس وحدت میان افراد متعلق به آن واحد پدید می آید، از جمله ویژگی های هر ملت اشغال یک قلمرو جغرافیایی مشترک است و احساس دلبستگی و وابستگی به سرزمین معین، علاوه بر آن نیروی حیاتی پیوند دهنده ملت احساس قوی به تاریخ خویش، دین خویش، فرهنگ ویژه ی خویش و نیز زبان خویش بر می خیزد، ملت ممکن است به عنوان یک جماعت تاریخی و دارای بافت فرهنگی خاص اما بدون خودمختاری سیاسی یا داشتن دولت وجود داشته باشد (آشوری،دانشنامه سیاسی،ص306).
1-13-3-جغرافیای سیاسی:
جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی یا ژئو پلیتیک دو مبحث مکمل هم از یک دانش است که به مطالعه ی «نقش آفرینی قدرت سیاسی در محیط جغرافیایی می پردازد در جغرافیای سیاسی تاثیر انسان بر محیط در مواردی چون ترسیم مرزها ، تقسیم سرزمین ها ، تبیین ملتها و هویت ها در قیاس منطقه ها مطالعه می شود به این ترتیب در برخوردی کلی می توان جغرافیای سیاسی را عبارت از مطالعه اثر گذاری تصمیمات سیاسی انسان برفضای جغرافیایی دانست»(مجتهدزاده،جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی ،ص22).
1-13-4-ناسیونالیزم:
نوعی آگاهی جمعی است،یعنی آگاهی تعلق به ملت ،این آگاهی را آگاهی ملی می خوانند.آگاهی ملی اغلب پدید آورنده ی حس وفاداری و شور و دل بستگی افراد به عناصر تشکیل دهنده ی ملت(نژاد، زبان، سنتها، و عادتها ، ارزش های اجتماعی و اخلاقی و به طور کلی فرهنگ) و گاه موجب بزرگداشت مبالغه آمیز از آن ها و اعتقاد به برتری این مظاهر بر مظاهر ملی دیگر ملتها می شود.از آنجا که هر ملت دارای سرزمین خاص است وفاداری به خاک و فداکاری برای پاسداری از آن و بزرگ داشت آن از پایه های ملت باوری است.
1-13-5-مرز تحمیلی:
به خطوط مرزی که بدون توجه یه سیمای فرهنگی ناحیه و تنها بر اثر سیاست بین المللی به وجود آمده اند مرزهای تحمیلی به وجود آمده اند مرز تحمیلی گفته می شود در نتیجه ترسیم این خطوط مرزی ،مردمی که از یک قوم و نژاد بوده، زبان و فرهنگ مشترک دارند، از یکدیگر جدا شده ، تحت لوای حکومت های جداگانه به سر می برند (دره میر حیدر،مبانی جغرافیای سیاسی،166).
1-13-6-همگرایی:
همگرایی یعنی مجموعه نیروها و عواملی که بر تشکیل و بقای دولت مستقل یا کشور تاثیر مثبت می گذارند که این عوامل و نیروها عبارتند از:تاریخ مشترک،وحدت سرزمینی، فرهنگ مشترک، دین و مذهب ، زبان و قومیت، ساختار سیاسی فضا، ایدئولوژی سیاسی ،نماد ملی و ساختارارتباطی و مجموعه عواملی که نیروها را جذب مرکز واحد سیاسی می سازد.به طور مثال عواملی که یک قوم را متمایل به هموندی با مرکز سیاسی یک کشور می سازد در راستای همگرایی ارزیابی می گردد.
1-13-7-واگرایی:
از لحاظ لغوی یعنی دور شدن عضوهای یک مجموعه یا اجزای یک کل از همدیگر، از نظر سیاسی واگرایی یعنی عدم هماهنگی و همسویی افراد یک ملت با اندیشه سیاسی و آرمان های دولت و میل به مخالفت با آن و عدم موفقیت دولت در جهت تابعیت مردم نواحی مختلف کشور و ناکامی در جهت تشکیل هویت ملی
1-13-8-آسمیلاسیون:
محو شدن عناصر هویتی یک قوم و دگردیسی تلقی هویتی.این کار غالبا عامدانه توسط قوم حاکم یا قدرتمندتر در مورد قوم یا اقوام دیگر انجام می شود به طور مثال در جمهوری آذربایجان با ممنوع ساختن تبلیغ و ترویج فرهنگ و زبان تالشی و هجمه دستگاههای تبلیغی سعی در زدودن هویت تالشی و جایگزینی هویت ترکی وجود دارد.
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
مقدمه
در جهان امروز در مقابل الگوهای قومی که الگوهای محلی و منطقه ای به شمار می روند و دارای ارزش تاریخی و ریشه های عمیقی در حیات اجتماعی هستند با دو الگوی دیگر و مهم روبرو هستیم. یکی الگوی جهانی که امروز بحث جهانی شدن بیش از پیش آن را مطرح کرده است دومین الگو الگوهای ملی می باشد که امروز غالبا در خلال سیاسیت گذاری های دولت ملی اعمال می شود.الگوهای ملی امروزه در بسیاری موارد بیشترین فشار را بر الگوهای قومی یا منطقه ای وارد می کنند که بهانه ی آن ها طبعا استقرار دولت ملی و اقتدار آن است.اما تجربه تاریخی نشان داده است که تضعیف و از میان رفتن اقوام لزوما به انسجام و اقتدار ملی منجر نمی شود.

مطلب مشابه :  تجزیه واریانس