سیستم حمل و نقل عمومی

دانلود پایان نامه

در مقیاس مجموعه ها، روش بوجود آوردن کنترل بر خلوت زندگی، فراهم آوردن سلسله مراتبی تعریف شده از فضاهای باز عمومی، نیمه خصوصی و خصوصی است که مانع ایجاد مزاحمت از سوی غیر ساکنین می شود. و فضاهای واسطه مابین واحدهای مسکونی و فضاهای مشترک دسترسی را تأمین کند هر چه امکان کنترل بیشتر برای ایجاد قلمرو خصوصی به ساکنین داده شود احتمال دست یا فتن به خلوتی بهینه بیشتر می شود. در مقیاس همجواری واحدهای مسکونی، برای تعریف فضاهای باز خصوصی علاوه بر استفاده از مصالح غیر منعطف و دیوارهای خشک بنایی، استفاده از مصالح و فرم های سبک تر و اقتصادی تر و کاشت گیاهان مناسب نیز امکان پذیر است(عینی فر، 1386 ).
موانع متحرک مثل سایبان های عمودی قابل نصب و دیوارهای حایل، زمینه انتخاب های بیشتری را فراهم می آورند. در مجموعه های مسکونی با تراکم بیشتر که با ارتفاع بیش از دو طبقه ساخته می شوند ا شراف به فضاهای خصوصی بار مجاور از طبقات بالاتر از مشکلات رایج است. این مشکل می تواند از طریق دقت در جایابی و طراحی پنجره ها استفاده از شیشه مات، دیوارهای مشبک جدا کننده، ایوان و بالکن یا موانع دیگری که زاویه دید را بدون مانع شدن در مقابل نور و تهویه محدد کند قابل حل باشد(همان، 1386 ).
واحدهای مسکونی مجموعه های با تراکم بالا نه تنها ارتباط کالبدی نزدیکتری با یک دیگر دارند بلکه احتمال بیشتری وجود دارد که در مجاورت ایستگاه های حمل ونقل شهری قرار گیرند. در این صورت آ لودگی حاصل از انتقال سرو صدا بین واحدها می تواند از طریق ایجاد عایق صوتی و دویار های جداکننده با طراحی مناسب فضاها صورت گیرد. جایگیری درست عملکردهای داخلی مسکن مانند حمام و دستشویی، آشپزخانه و محل قرارگیری ماشین لباسشویی، اتاق نشیمن خانواده به فضاهای آرام خانه مثل اتاق پذیرایی، اتاق خواب و اتاق مطالعه یا کار جلوگیری کند(همان، 1386 ).
در حالی که ایجاد فاصله بهترین راه حل جلوگیری از صداهای مزاحم به نظر می رسد، ولی با توجه به اینکه در تراکم های بالا فضاهای واسطه به حداقل می رسند، موانع مصنوع و طبیعی مثل دیوارها، شکستگی های زمین و استفاده از شیشه های دو جداره موثر هستند. همچنین فضاهای آرام خانه مانند اتاق خواب باید تا حد امکان از فضاهای خارجی دور باشند(همان، 1386 ).
2-11-4- امنیت در مجموعه های مسکونی:
افزایش جرائم و چگونگی توزیع آن در محیط های شهری ساکنین شهرها را به طور فزایندهای نسبت به امنیت ساکنین در شهرهای بزرگ و پر جمعیت نگران کرده است . افزایش در تراکم مسکونی می توادند بر امنیت ساکنین اثرات مثبت و منفی داشته باشد. تمرکز ساکنین و مراجعه کنندگان از یک سو می تواند مزاحمت های بالقوه ای را ایجاد کند و از سوی دیگر می تواند امکان مراقبت و کنترل ساکنین بر رفتارهای ناهنجار اجتماعی را میسر سازد(Newman, 1972).
جنبه های روانشناختی احساس امنیت در محیط های مسکونی باید در هر فرهنگی به درستی مطالعه و شناخته شود. این جنبه ها تحت تأثیر شماری از عوامل از قبیل ویژگی های اجتماعی ـ فرهنگی ساکنین، میزان دسترسی فیزیکی برای مزاحمین بالقوه، تعریف و کنترل حریم و قلمرو مسکن، میزان مراقبت از مسیرهای دسترسی و دیگر مکان هایی که از طریق آنها امکان مزاحمت وجود دارد می باشند. در حالی که دو نقش طراحی در اصلاح و مسائل اجتماعی نباید اغراق کرد، ولی به هر حال طراحی به همراه مدیریت و مشارکت اجتماعی ساکنین مراقبت و حفظ امنیت مناطق مسکونی را با موفقیت بیشتری همراه خواهد کرد. تعریف حریم و قلمرو یکی از مهمترین نکات طراحی مسکن است و در جهت فراهم آوردن خلوت و امنیت نقش مهمی را ایفا می کند. کنترل قلمرو در اختیار گرفتن فضا از طریق تعریف محدوده ای خاص است. قلمرو می تواند خصوصی ( مثل فضاهای باز خصوصی واحدهای مسکونی)، نیمه خصوصی ( مثل محوطه های مشاع داخلی و خارجی در مجموعه های چند واحدی)، وعمومی (مثل فضاهای باز خیابان ها و پیاده روها) باشد. در حالی که قلمرو خصوصی مسکن معمولاً تعریف شده و کنترل شده است و نگهداری آن خوب ا نجام می شود، قلمرو نیمه خصوصی اغلب مبهم بوده و به شکل ضعیفی کنترل و نگهداری می شود(عینی فر، 1386).
با افزایش تراکم مسکونی معمولاً فضاهای باز خصوصی هر واحد تقلیل پیادا کرده و زندگی مردم از جهت همجواری کالبدی فشرده تر می شود. در نتیجه تعریف روشنی ا زحریم و قلمرو در طراحی فضاهای مسکونی اهمیت فزاینده ای می یابد. تقابل های ناخواسته اجتماعی بین ساکنین می تواند در اثر ابهامی که از تعریف ضعیف قلمروهای خصوصی و نیمه خصوصی ایجاد می شود افزایش یابد. از طرف دیگر، تعریف روشن قلمرو و حریم می تواند به افزایش شناسه، خلوت و امنیت کمک کرده و تقابل های اجتماعی و مشکلات همسایگی را تقلیل دهد(همان، 1386 ).
ضوابط طراحی برای فضای قابل دفاع توسط اسکار نیومن در کتای به همین نام تدوین شده، ضوابطی است برای طراحی محیط های مسکونی امن با تراکم متوسط و بالا. در این ضوابط «…سلسله ای از مکانیزیم ها شامل ایجاد موانع فیزیکی یا نمادین، محوطه های باز تعریف شده و امکان مراقبت ، پیش بینی شده که در ترکیب با هم یک محیط مسکونی را به کنترل ساکنین در می آوردند. بر اساس این دیدگاه یک فضای مسکونی برای عده مشخصی از ساکنین، با تعریف دقیقی از حریم و سلسله مراتب فضاها، و با استفاده از موانع فیزیکی و نمادین طراحی می شود. در این مجموعه ها جایگزینی پنجره ها به گونه ای ا ست که مراقبت از فضاهای عمومی و نیمه خصوصی را تشویق می کند و قرارگیری واحدهای مسکونی و نحوه همجواری آنها خیابان های عمومی را به کنترل ساکنین در می آورد (Newman, 1972).
در بسیاری از مجموعه های مسکونی در کشورهای غربی بخصوص آنهایی که با مهاجرت بوجود آمده اند، استفاده از دروازه های با کنترل از راه دور، سیستم های مداربسته کامپیوتری، و نگهبان تمام وقت رایج شده است. تا چه حد این اقدامات نمایانگر نگرانی واقعی از جرم و جنایت است قابل تردید است. بکارگیری این نوع مراقبت ها و ایجاد موانع فیزیکی سخت، اگرچه ممکن است در عمل موثر باشد، ولی تصویری روانشناختی از نا امنی را در فضا عمومی شهر و مناطق مسکونی به نمایش می گذارد. نهادهای محلی و مشارکت مردم می تواند نقش مؤثری در برقراری امنیت مجموعه های مسکونی داشته باشند(عینی فر، 1386 ).
محافظت از وسایل نقلیه شخصی نیز در شهرهای بزرگ برای عموم مردم اهمیت پیدا کرد است . در بسیاری از کشورها در توقفگاه های زیر زمینی که میزان مراقبت طبیعی از واحدهای مسکونی کم است، استفاده از درهای ایمنی کنترل از راه دور و استفاده از کلید و کارت معمول شده است. در مجموعه های مسکونی همچنین قفل روی درها و پنجره ها، عدسی های ایمنی روی درهای ورودی، سیستم های هشدار دهنده نیز متداول است. نورپردازی کافی که بتواند مراقبت از نقاط ورودی، مسیرهای دسترسی و محوطه های توقفگاه های جمعی را در شب تسهیل کند ضرورت دارد. فرم محوطه سازی و فضای سبز هم می تواند از سهولت دسترسی مزاحمین جلوگیری کند به هر حال حداقل مراقبت از وسایل نقلیه، در نظر گرفتن محل توقف مناسب به تعداد واحدهای مسکونی در هر مجموعه است(همان، 1386).
2-11-5- دسترسی پیاده:
با افزایش ساخت مجموعه های بزرگ و متراکم مسکونی، طراحی دسترسی مناسب پیاده برای ساکنین و میهمانان اهمیت روز افزونی یافته است. در مجموعه ها، نقشه مناسب محوطه، علامت گذاری ها و نام گذاری های درست، جهت یابی را تسهیل می کند برای بوجود آوردن خوانایی بیشتر، احساس ورود جهت یابی وسلسله مراتب دسترسی در مجموعه ها باید تمهیداتی در زمینه برنامه ریزی محوطه، طراحی منظر فرم واحدهای مسکونی، قرارگیری بناهای عمومی محلی، جزئیات ساختمانی و نورپردازی محوطه انجام پذیرد. یکی از نیازهای اولیه برای جهت یابی مناسب اجتناب از ابهام برای مراجعین و ساکنین با فراهم آوردن مجموعه هایی با ورودی کاملاً مشخص است. یک ورودی قوی با نشانه ای روشن بین محدوده مجموعه ها و محیط اطراف تمایز ایجاد می کند در عین حال به عنوان یک مانع نمادین در مقابل افراد ناخواسته به حفظ امنیت کمک می کند. قابل رویت بودن و سادگی مسیرهای دسترسی پیاده با تلفیقی از فرم ساختمانی، طراحی منظر و علامت گذاری ساده و خوانا که مراجعه کنندگان را برای پیدا کردن واحدهای مسکونی به جهت یابی اصلی هدایت کند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. باید از ایجاد مسیرهای پیاده با نقاط تصمیم گیری گنگ اجتناب کرد. مگر این که علائم جهت دهنده روشنی مسیرها را معرفی کنند(لینچ، 1376).
در مجموعه های بزرگتر، جهت یابی با فراهم آوردن زیر گروه های کوچکتر مسکونی و سلسله مراتب مسیرهای پیاده قابل تشخیص می تواند تسهیل شود. از ایجاد ابهام بین ورودی اصلی و فرعی و جلو پشت ساختمان باید اجتناب کرد. فرمی از ساختمان که واحدهای مسکونی را از هم قابل تشخیص کند، و طراحی ورودی های متنوع با ایجاد هویتی واحد برای هر واحد مسکونی راهنمایی ساکنین و مراجعین می باشد. سیستم شماره گذاری واحدهای مسکونی که باید با فرم ساختمان ها و فرایند جهت یابی در مجموعه تطابق داشته باشد. نورهای محوطه در تمامی مجموعه یکی از نیازهای ارتباطی مردم که درایران در طراحی ها به آن توجه کافی نشده، فراهم آوردن جعبه های پستی برای واحدهای مسکونی را امکان پذیر سازد. نوع نورهایی که در محوطه یک مجموعه مسکونی طراحی می شود، به خوانایی فضا، هویت دادن به نقاط مختلف مجموعه و جهت یابی، در ساعات شب کمک می کند(لینچ، 1376).
2-11-6- دسترسی سواره:
در حالی که تقلیل وابستگی به وسایل حمل و نقل شخصی می تواند یکی از اهداف توسعه شهرها باشد، به نظر می رسد که در آینده نزدیک استفاده از این وسایل به دلیل فراهم آوردن استقلال فردی و انعطاف پذیری در استفاده کماکان بخش مهمی از حمل و نقل سواره را به خود اختصاص می دهند. تقلل استفاده از وسایل نقلیه خصوصی و وابستگی به آن در صورتی عملی می شود که در قبال افزایش قیمت سوخت و تراکم شهرها، سرمایه گذاری اساسی در پیشرفت کیفیت و کارای سیستم حمل و نقل عمومی صورت پذیرد (همان، 1376).
در کوتاه مدت باید استفاده از وسایل نقلیه شخصی کماکان عامل مهمی در قبول زندگی در مجموعه های مسکونی موجود و نوساز است . طراحی برای دسترسی سواره، توقفگاه و انبار با مکان یابی مناسب و دارای نمای ساختمانی دلپذیر و با سطح با بالایی از ایمنی و ا منیت از مهمترین مسائل طراحی مسکن با تراکم نسبی است. طراحی نامناسب محوطه و د سترسی پیچیده و مبهم در کارآیی مجموعه ها اثر می گذارد(عینی فر، 1386).
در جاهایی که دسترسی سواره و پارکینگ در سطح زمین است طراحی دقیق مسیرهای عبور ماشین و انتخاب درست مصالح ساختمانی برای اجتناب از ایجاد سطوح وسیع اشغال شده بوسیله ماشین اهمیت بیشتری پیدا می کن. طراحی سطوح توقف ماشین و استفاده از اختلاف مصالح و رنگ شخصیت لازم را به مسیرهای پیاده می دهد . و همچنین مسیرهای اولیه و ثا نویه را از هم تفکیک کرده و مکان های با استفاده مشترک پیاده و سواره را مشخص می سازد. استفاده از مسیرهای مشترک سواره و پیاده در مجموعه هایی موفق است که تعداد واحدهای مسکونی محدود باشد، خوانایی کافی در مسیرها وجود داشته باشد، ترافیک عبوری وجود داشته بادش و سرعت سواره محدود شده باشد(عینی فر، 1386).
2-11-7- ترکیب داخلی واحدهای مسکونی:
در مجموعه های مسکونی تعیین اندازه، تعداد و ترکیب اتاق ها بیش از خانه های تک واحدی نیازمند دقت است با افزایش تراکم، شکل گیری محوطه مجموعه ها ( اندازه قطعات زمین، شکل آن ها، توپوگرافی و جهت گیری ساختمان ها) و کنترل های برنامه ریزی محوطه ( تعیین بر و کف، محدودیت های ارتفاع ساختمان فضای باز، استانداردهای خابان و محل های توقف ماشین ) محدودیت های بیشتری در طراحی ایجاد کرده اند. در نتیجه این محدودیت ها و تراکم بیشتر واحدهای مسکونی، دسترسی به نور و تهویه ها مشکل تر می شود(عینی فر، 1386 ).
در ساختمان های چند طبقه مسکونی مکان قرارگیری پله و توزیع عملکردها در طبقات مختلف از محدودیت های دیگر است و ویژگیهای جمعیتی و اقتصادی و اجتماعی ساکنین نیز عوامل تعیین کننده ای در زمینه دسترسی به طبقات، مالکیت ماشین، خلوت، امنیت و چگونگی و مقدار فضای انبار و استفاده از امکانات جمعی مجموعه ها هستند. تنوع و گوناگونی ا ین عوامل نتیجه گیری در مورد اندازه و ترکیب مناسب فضاها را مشکل می سازد، ولی اصول مشترکی در طراحی وجود دارد که می تواند مورد توجه طراحان قرار گیرد(همان، 1386 ).
اصول عمومی ترکیب درونی واحدهای مسکونی شامل وضوح و تعریف درست ورودی، سادگی، روابط عملکردی منطقی، فضاهای ارتباطی کارا، انعطاف پذیری در استفاده از اتاق و چیدمان فضا ، تجمیع افقی و عمودی سرویس ها، جهت مناسب نور در اتاق های اصلی، و رابطه اتاق ها با فضاهای بیرونی می باشد.به همین ترتیب، ترکیب فضاها بر اساس تفکیک هایی چون استفاده بیرونی-اندرونی، خصوصی-عمومی، روز- شب، و ترکیب اتاق های خواب براساس تقسیماتی چون والدین- بچه ها، صاحبخانه – مهمان و خواب- کار انجام می شود(همان، 1386 ).
در طراحی مجموعه ها تعیین اینکه تا چه حد فضاهای زندگی در واحدهای مسکونی تفکیک شده یا به صورت پلان آزاد باشند موضوع مهمی است. در پلان آزاد حتی اگر فضاها حداقل باشند، بوجود آوردن احساس گشودگی فضا مزیت بزرگی است. در مقابل این مزایا، مشکلات ناشی از کنترل مزاحمت های صوتی، خلوت بصری، ایمنی و مخارج گرمایشی و سرمایشی در اقلیم های مختلف باید در نظر گرفته شود.به علاوه عادت های فرهنگی نیز باید در نظر گرفته شود(همان، 1386 ).
به علاوه عادتهای فرهنگی و سنت سکونت، ترکیب خانوار و امکان زندگی افراد مسن و خردسال در شکل گیری فضاهای داخلی واحدهای مسکونی مؤثر هستند. تعداد و مکان سرویس ها در واحدهای مسکونی و ارتباط آنها در مجموعه ها نیز نکته مهمی است تعداد اندازه و دسته بندی سرویس ها و حمام ها به وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانوار بستگی دارد. در واحدهای مسکونی واقع در مجموعه های با تراکم متوسط و زیاد البته تعداد کمتری سرویس و حمام در نظر گرفته می شود، زیرا به دلیل احتمال پایین تر بودن بعد خانوار، به سرویس های ثانویه کمتری نیاز است. بنابراین بهتر است از مساحت های به شکل مفیدتری و برای فضاهای چندمنظوره همچون کار، مطالعه و تجمع خانواده که ممکن است فضاهای بزرگتر و انعطاف پذیری تری را نیاز داشته باشند ا ستفاده شود (عینی فر، 1386).
2-11-8-اقلیم و صرفه جویی در مصرف انرژی:
شرایط اقلیمی در مناطق شهری ایران از هوای سرد در غرب و شمال غربی، تا گرم و مرطوب در جنوب و گرم و خشک در مرکز کشور متغیر است . هر کدام از پهنه های اقلیمی نوعی از طراحی مسکن را نیاز دارد، و بهتر است که سطوح قابل قبولی از راحتی و صرفه جویی انرژی را فراهم آورد. در حاصل حاضر تحقیقات و نوشته های زیادی راجع به طراحی اقلیمی و ساختمان ها یکارا در مقابل مصرف انرژی وجود دارد. هر چند اغلب این مطالعات راجع به مجموعه های مسکونی با تراکم کم بوده ، ولی اصول آن برای مجموعه های با تراکم متوسط به بالا نیز قابل استفاده است. این اصول شامل دقت در تفکیک زمین و برنامه ریزی محوطه برای استفاده بهینه از نور خورشید و کنترل بادهای مزاحم و استفاده از بادهای مفید، پهنه بندی و تهویه فضاهای داخلی واحدها اندازه و گونه سایبان پنجره ها انتخاب مصالح ساختمانی برای استفاده مفید از انرژی ،گرمایش،سرمایش نگهداری و عایق بندی حرارتی و انتخاب آگاهانه سیسیم گرمایش و سرمایش است(همان، 1386 ).

مطلب مشابه :  قوانین و مقررات، موازین اسلامی، جمهوری اسلامی