سیستم مخارج خطی

دانلود پایان نامه

بنابراین تابع مخارج که حداقل مخارج مورد نیاز برای رسیدن به مطلوبیت U در قیمت های P را منعکس می کند از رابطه ی زیر به دست می آید:
3- 6
3-2-2-3-1 تغییرات جبرانی در سیستم مخارج خطی
چنان چه در اثر تغییرات مالیات یا یارانه، قیمت از P0 به P1 برسد تغییرات جبرانی (CV) به صورت زیر تعریف می شود:
3- 7
با لحاظ کردن تابع شماره3-19 به دست می آید:
3- 8
3-2-2-3-2 تغییرات معادل در سیستم مخارج خطی
تغییرات معادل (EV) به صورت زیر تعریف می شود:
3- 9
با لحاظ کردن ، تابع برابر خواهد شد:
3- 10
3-2-3 تعیین حداقل معاش
در این قسمت به بیان مختصری از فقر و اندازه گیری خط فقر با استفاده از روش مخارج خطی پرداخته می شود.
3-2-3-1 مفهوم فقر
به دلیل ماهیت پیچیده و چندبعدی فقر، در منابع موجود و پژوهش های انجام شده، تعاریف متفاوتی برای فقر ارائه شده است. اما همه به نوعی به هنجاری بودن مقوله فقر تأکید دارند و معتقدند تنها با تعاریف از پیش تعیین شده می توان فقیر را از غیر فقیر جدا نمود.
نیازهای مادی و معنوی انسان مانند تغذیه مناسب، آموزش و پرورش، مسکن، داشتن شغل و تضمین امنیت هر یک می تواند در رابطه با فقر قرار گیرد. بنابراین می توان گفت فقر پدیده ای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که از فقدان یا ناتوانی در تأمین حداقل نیازهای انسانی ناشی می شود و فقیر به کسی اطلاق می شود که فاقد قابلیت و توانایی کافی برای تأمین ضروریات و نیازهای زندگی باشد. اما ضروریات زندگی، خود مسئله ایست که توافق کامل در مورد آن وجود ندارد، به طوری که می تواند سطوح مختلفی از نیازها را در بر گیرد. به بیان دیگر، نیاز نیز خود یک مفهوم پویا بوده و با پیشرفت علوم و تکنولوژی و تمدن بشری متحول می شود و شکل ها و اقسام گوناگونی به خود می گیرد. اورشانسکی(1969) معتقد است: “تشخیص فقر، همانند زیبایی بستگی به نگاه بیننده دارد.”
تانسند(1979) در مطالعات خود در خصوص فقر، آن را به صورت فقدان یا نامناسب بودن تغذیه، امکانات زندگی، خدمات و فعالیت های معمول و متداول در یک جامعه تعریف می نماید. سن(1979) اشاره کرده است که فقر را باید به صورت محرومیت از قابلیت های اساسی در نظر گرفت و نه صرفاً پایین بودن درآمدها که ضابطه ی متعارف شناسایی فقر است. البته محرومیت،خود مفهومی نسبی است که ممکن است در زمان و مکان های متفاوت، تعاریف متفاوتی داشته باشد. به این ترتیب ممکن است فقر در یک کشور در حال توسعه با محرومیت از امکاناتی همراه باشد که برای صرف ادامه ی حیات ضروری هستند (مانند غذا، دارو و…) درحالی که فقر در یک کشور پیشرفته ممکن است به محرومیت نسبی از شرایط و امکانات زندگی متوسط جمعیت و یا گروه های اجتماعی دارای درآمدهای بالاتر دلالت کند. آتکینسون (1989) برای فقر دو مفهوم در نظر گرفت، در مفهوم اول، فقر به عنوان عدم دسترسی به امکانات معیشتی معین است که طبق آن هرگاه کل هزینه ها یا میزان مصرف کالاهایی خاص توسط فرد از حد معینی کمتر باشد، وی فقیر تلقی می شود. در مفهوم دوم حق برخورداری از منابع و امکانات اجتماعی- اقتصادی است که اگر درآمد فرد از میزان معینی پایین تر باشد، به آن ها دسترسی نخواهد یافت.
در گزارش توسعه جهانی بانک جهانی (مبارزه با فقر، 2001-2002) مشاهده می شود که فقر چیزی فراتر از توسعه انسانی پایین است. فقر همان آسیب پذیری، فقدان قدرت و ابراز عقیده می باشد (بانک جهانی، 1381) فقیر بودن یعنی گرسنه بودن، نداشتن سرپناه و پوشاک، بیمار بودن و درمان نشدن، بی سواد بودن و مدرسه نرفتن، نداشتن شغل، هراس از آینده، از دست دادن کودک به خاطر دسترسی نداشتن به آب پاکیزه که البته همه این محرومیت ها آنچه را که از نظر سن ” قابلیت های یک فرد محسوب می شود” محدود می کند. فقرا در مقابل وقایع ناسازگار بیرون از اراده خود آسیب پذیرند و اغلب نهادهای حکومتی و جامعه با آنان بدرفتاری دارند. (بانک جهانی، 1381)
توجه به تنوع دیدگاه ها در این زمینه می توان گفت که فقر تعاریف بسیار گسترده ای دارد. اما از آنجا که در یک پژوهش علمی ارائه هر فرضیه مبتنی بر دو اصل تبیین و پیش بینی است و همچنین چون زاویه دید ما صرفاً اقتصادی است، نوع نگرشمان به فقر نیز، باید نیازهایی باشد که کاملاً به شرایط اقتصادی وابسته اند. یعنی نیازهای مادی، که البته تعیین نیازهای مادی هم خود بحث های بسیاری به همراه دارد، چرا که اصولاً نیازهای مادی افراد مختلف با شرایط مختلف باهم متفاوت است. از این رو محقق ناچار به ارائه یک تعریف عملیاتی از فقر است تا بر اساس آن امکان محاسبه میزان فقر فراهم شود.
3-2-3-2 خط فقر
نگاهی به نوشتارها و مطالعات صورت گرفته در زمینه فقر نشان می دهد که توافق عام و کلی روی تعریف خاصی از فقر وجود ندارد، زیرا که نیازها و خواسته های مادی و غیرمادی افراد در زمان و مکان های مختلف متفاوت است. بنابراین ارائه تعریف واحدی از فقر که بتواند در مقطع زمانی خاص برای جوامع مختلف صدق کند دشوار است .لذا برای مشخص کردن فقرا از غیر فقرا از ابزار خط فقر می توان استفاده نمود. خط فقر مطلق به مفهوم سطح ثابتی از درآمد حقیقی است که یک حداقل کافی از استاندارد زندگی را برای یک خانوار تأمین می کند (کازرونی 1375). مطابق تعریف سازمان ملل متحد، خط فقر میزان درآمدی است که علاوه بر تأمین حداقل نیازهای اولیه و ضروری مانند غذا، پوشاک، مسکن، تحصیل، همچنین فرهنگ و تفریح را نیز می پوشاند (پروین و زیدی 1380) به عبارت دیگر خط فقر مقدار درآمدی است که با توجه به زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه مورد بررسی، بر ای تأمین حداقل نیازهای ضروری افراد مانند غذا، پوشاک و مسکن لازم است (ابوالفتحی قمی، 1371). همچنین بانک توسعه آسیا فقر محرومیت از داراییها و فرصتهایی است که هر فرد مستحق آنها می باشد، تعریف می کند(ارضروم چیلر،1384). از دیگر تعاریف فقر می توان به تعریف فقر از نگاه مارتین راولیون (1998)اشاره کرد. راولین خط فقر را به صورت مخارجی که یک فرد در یک زمان و مکان معین برای دسترسی به یک سطح رفاه مرجع متحمل می شود، تعریف می کند و بیان می دارد، افرادی که به این سطح رفاه دسترسی ندارند، فقیر و کسانی که به این سطح دسترسی دارند، غیر فقیر تلقی می شوند.
3-2-3-3 محاسبه خط فقر
در این پژوهش بر اساس روش سیستم مخارج خطی با استفاده از آمار بودجه خانوارهای شهری کل کشور از سال 1386 تا 1391 ، به محاسبه حداقل معیشت خانوارهای کشور در سال های فوق پرداخته می شود. مراحل استخراج خط فقر به صورت زیر می باشد:

مطلب مشابه :  کودکان پیش دبستانی، مهارت های ارتباطی، مهارتهای ارتباطی