شبکه های اجتماعی

دانلود پایان نامه

9ـ ایجاد سوئیت میهمان که بتواند با حق استفاده مناسب در اختیار ساکنین قرار گیرد و درآمد حاصل به صندوق عمومی واریز شود(زیستا،1390 ).
نتیجه گیری:
دهه های اخیر به دلیل تغییر در ویژگی های جمعیتی – اجتماعی و نگرش های فرهنگی تنوع فزاینده ای را در بازار مسکن شاهد بوده، که تاثیر زیادی در شکل گیری مجموعه های مسکونی داشته است. تجربه نشان داده است که طبقه بندی ساده جمعیتی برای مشخص کردن گونه های مورد نیاز مسکن به ساخت ترکیبی یکنواخت از مجموعه های مسکونی منجر می شود که پاسخگویی نیاز دامنه وسیع استفاده کنندگان از مسکن نمی باشد.
مجموعه های مسکونی جدید باید پاسخگوی دامنه متنوع تری از گروه های با شیوه های متفاوت زندگی در شهرهای مختلف کشور باشند. تنها توجه به تنوع عوامل انسانی مؤثر و تحقیق در سنت سکونت مردم در شهرهای مختلف می توان به روشن شدن یافته ها و تدوین الگوهای مسکن یاری رساند.
تداوم کالبدی و تداوم اجتماعی به همراه هم در گستره شهرها معنا پیدا می کنند.محدوده مجموعه ها به شکلی نمادین در ایجاد شناسه و هویت در سه مقیاس تعریف شده موثر هستند.انعطاف پذیری و تطبیق پذیری و طراحی فضاهای با عملکرد تلفیقی می تواند را ه حلی برای ایجاد تنوع بیشتر و پاسخگویی به نیازهای در مقیاس واحد مسکونی باشد.
بنابراین در سال های آینده حرکتی به سوی دیدی دقیق تر به تقاضای مسکن با اتکا به تحقیق و طراحی مبتنی بر الگوهای تدوین شده مورد نیاز است. در غیر این صورت برنامه ریزی ساخت مسکن بجای در نظر گرفتن نیازهای کیفی و روانی استفاده کنندگان با دیدی محدود و بر اساس طبقه بندی های جمعیتی و صرفه اقتصادی جهت داده خواهد شد. نتیجه چنین برخوردی یکنواختی در طراحی و استفاده از کلیشه های قبلی والگوهای بازار پسند در طراحی فضاهای درونی و محیط های بیرونی مجموعه های مسکونی خواهد بود. در این صورت ، در بهترین شرایط، طراحان معدودی به جای توجه به نیازهای عموم مردم، ابداعاتی را تنها در جهت پاسخگویی به خواست بخشی خاص و جزئی از مشتریان بازار مسکن انجام خواهند داد.
فصل سوم
واحد همسایگی
« در عین حال که خانه، همسایگی و شهر، افراد را برای تعاملات اجتماعی دور
هم جمع می کند، فرهنگ ها ایجاد می شوند و جوامع شکل می گیرند، مردم
به واسطه ی فضاهای جداگانه و اختصاصی برای فعالیت های مختلف جدا
می شوند، این همان پارادوکس طراحی معماری است.» (ویلیلم میچل،2003)
مقدمه

مطلب مشابه :  اعتماد ، سیاهه گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا، انگیزش درونی

با رشد روزافزون شهرنشینی و تشکیل کلان شهرها، جامعه شهری بیش از هر زمانی با مسئله اضمحلال محله یا همسایگی مواجه گردیده است. رشد شتابان شهر همراه با غلبه فضاهای مجازی و توسعه روابط الکترونیک در شهرهای مدرن، علاوه بر ا ینکه گرمی روابط ا جتماعی را در شهرها کاهش و زمینه بیگانگی جمعی را فراهم آورده، اهمیت اجتماعی مکان و هویت های محلی از جمله همسایگی را تضعیف نموده است ( ممتاز، 1381).
با ضعیف شدن پیوندهای سنتی اجتماع محلی، ارتباطات خویشاوندی باورهای دینی مشترک و ارزش های اخلاقی نیز جای خود را به گمنامی، فردگرایی و رقابت داده و سبک های جدید از زندگی در شهر به وجود آورده است. از این رو یکی از موضوعات مهم در مطالعات جامعه شناختی شهر در دوره اخیر، موضوع همسایگی و مفهوم اجتماع از دست رفته است (Talen, 1999).
یکی از نظریات و راهکارهای پشنهادی معماران و طراحان شهری برای تجدید شبکه های اجتماعی (همسایگی)، تئوری«واحد همسایگی » بود که توسط «کلارنس پری » مطرح شد.
به همین جهت این فصل در ابتدا به موضوع همسایگی و مظالعاتی که در رابطه با تاثیر همسایگی بر اجتماعات شهری و واحد های همسایگی انجام شده است، اشاره می کند. در ادامه به تعریف از واحد همسایگی، اصول ومعیارها شکل گیری واحدهای همسایگی و تاثیر گزاری آن در نظام شهر سازی غرب می پردازد. از آنجایی که در سال های اخیر ساختار محله در ایران تغییر کرده است یکی از راهکارهای پیشنهادی در نظام شهر سازی ایران، واحد همسایگی غرب است. به علت شباهت های اصول محله در ایران با واحد همسایگی می توان با اقتباس و نه تقلید صرف از الگوی غربی به راه حل مناسب برای نظام شهر سازی کنونی ایران دست یافت. از این رو یکی دیگر از مباحثی که در این فصل مورد بررسی قرار گرفته است مفهوم محله، اصول و معیارهای محله در ایران، تغییر ساختار محله بعد از انقلاب اسلامی، مقایسه محله در ایران با واحد همسایگی غرب می باشد.
3-1- مروری بر سوابق
همراه با نگرانی و دل مشغولی سیاست گذاران و مدیران شهری از تضعیف شبکه های همسایگی در کلان شهرها، محققان نیز با طرح مفاهیمی همچون عرق همسایگی، احساس همسایگی تعلق همسایگی انسجام همسایگی توجه خود را معطوف به فرسایش پیوندها و انسجام در عرصه همسایگی و به نحو اولی در عرصه عمومی و حیات شهری نموده اند. باید خاطرنشان ساخت که همسایگی و آثار اجتماعی ناشی آن در محله های شهری مدرن، یکی از پرنفوذترین و پراقبال ترین موضوعات پژوهشی در جامعه شناسی شهری و حوزه های مرتبط می باشد.
تنوع و تعدد پژوش های مرتبط با موضوع همسایگی خود گویای مطلب است. رابطه متغیرهایی همچون جسمی
وروانی (Ellaway, Macintrre, & Kearns, 2001) (Gomes & Muntaner, 2005) ) (Kennedy, & Glass, 1995)
(Blkely, Kennedy & Kawachi, 2001 (Cattell, 2001)، جرم و بزهکاری و مشکلات رفتاری
((Browning, Burington, 2008 (Leventhal, & Gunn, 2008) (Caughy, Nettles O cambo , 2008) رفتار و نتایج تحصیلی فرزندان (Emory, Caughy, Harnis, & Franzini 2008) ( Ploybon, Buler, Belgrave, & Allison, 2008)
و مشارکت سیاسی (Hays & Kogl, 2007)، سرمایه اجتماعی (Brisoon & Usher, 2007 )، با مقوله همسایگی نمونه هایی از دل مشغولی های محققان این عرصه می باشد. در بین موضوعات فوق، سرمایه اجتماعی از پرنفوذترین مفاهیم است و دلیل آن سهمی است که همسایگی در ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی دارد و بر این اساس، سیاست گذاری های مرتبط با همسایگی معطوف به حمایت از سرمایه اجتماعی و حفظ و ارتقای آن می باشد (Forrest & Keans, 2001).
از آن جایی که انسجام اجتماعی یکی از مؤلفه های مهم سرمایه اجتماعی است، عموماً محققان به تحلیل و تبیین شبکه ها وپیوندهای اجتماعی در بطن فضای همسایگی پرداخته اند و از این طریق تلاش نموده اند تا اولاً میزان انسجام در شبکه همسایگی را تعیین نمایند و ثانیاً عوامل مؤثر بر میزان انسجام شبک را تعیین نمایند.

مطلب مشابه :  روش های گردآوری اطلاعات، جمع آوری اطلاعات، گردآوری اطلاعات