شفیعی کدکنی

دانلود پایان نامه

وزن شعر عبارت است از تقسیم هجاهای مختلف به دسته هایی که یا متساوی و متشابه باشند و یا در عدم تساوی و تشابه آن ها نظم و قرینه ای وجود داشته باشد و تکیه کردن روی یکی از هجاهای هر دسته این دسته ها را از هم جدا می کند و مراد از این که در عدم تساوی و تشابه نظم و قرینه ای باشد این است که فی المثل شعر از دو جزء مختلف مانند مستفعلن و فعلن ترکیب شده باشد که به تناسب در پی یکدیگر قرار گرفته باشند..(ناتل خانلری، 1327: 110*11)
در این فصل به بررسی اشتراکات موسیقیایی بین غزل های سعدی و کمال خجندی پرداخته می شود و عوامل موسیقیایی مشترک بین غزل دو شاعر مشخص می شود. دکتر شفیعی کدکنی عوامل موسیقیایی را شامل عناصری چون وزن، قافیه، ردیف، جناس و… می داند. وی در کتاب موسیقی شعر در مورد گروه موسیقایی این گونه بیان می کند که:
مجموعه عواملی که زبان شعر را از زبان روزمره، به اعتبار بخشیدن آهنگ و توازن امتیاز می بخشند و در حقیقت از رهگذر نظام موسیقایی سبب رستخیز کلمه ها و تشخیص واژه ها در زبان می شوند، می توان گروه موسیقایی نامید و این گروه موسیقایی خود عوامل شناخته شده و قابل تحلیل و تعلیلی دارد از قبیل انواع وزن، قافیه، ردیف، جناس و… (شفیعی کدکنی، 1358: 15)
در این فصل عوامل موسیقیایی مشترک بین غزل های سعدی و کمال در سه بخش 1- وزن، قافیه و ردیف مشترک 2- قافیه های مشترک 3- ردیف مشترک مورد بررسی قرار داده می شود. برای نشان دادن شباهت های وزنی غزل های هر دو شاعر، ابتدا جدول استفاده از اوزان مختلف به وسیله ی هر دو شاعر رسم می شود:
نام بحر سعدی کمال الدین خجندی
تعداد غزل درصد استفاده تعداد غزل درصد استفاده
رمل 215 31 364 5/34
هزج 149 4/21 255 5/24
مجتث 128 4/18 113 11
مضارع 95 6/13 170 5/16
خفیف 39 6/5 57 5/5
دیگر وزن های کم کاربردتر 71 10 94 8
جمع 707 100 1053 100
پرکاربردترین وز ن ها در غزل های هر دو شاعر وزن های بحر رمل است که حدود یک سوم از غزل های هر دو شاعر را در بر می گیرد. و بعد از آن وزن های بحر هزج است که توجه هر دو شاعر را به خود جلب نموده است. و هر دو از وزن های گوش نواز در سرودن اشعار خود استفاده کرده اند و این نزدیک بودن استعمال اوزان در اشعار هر دو شاعر قابل توجه است. در دیوان کمال خجندی 86 غزل وجود دارد که به اقتفای غزل های سعدی سروده شده است. و گاهی به اقتفای از یک غزل سعدی دو غزل یا بیشتر می آورد که نشان دهنده ی توانایی و ذوق سرشار و هنرمندی و هنرنمایی های کمال است. از این تعداد غزل 26 غزل در بحر رمل، 21 غزل در بحر هزج، 14 غزل در بحر مضارع، 11 غزل در بحر مجتث، 7 غزل در بحر رجز، 4 غزل در بحر خفیف و 3 غزل در بحر منسرح سروده شده است. باید گفت از زیباترین غزل هایی که در دیوان کمال خجندی به چشم می خورد و خواننده را به وجد می آورد، همین غزل هایی است که کمال به استقبال از سعدی گفته است خواننده با مطالعه ی این غزل ها حس می کند در فضای طرب ناک و لطیف غزل سعدی سیر می کند. هر اندازه زبان غزل کمال به شعر سعدی نزدیک تر می شود شور و لطافت شعرش بیشتر می شود. بیشتر غزل های هر دو شاعر در وزن های ملایم و جویباری سروده شده است. قبل از ورود به بحث وزن، قافیه و ردیف مشترک ابتدا در مورد استقبال توضیحاتی آورده می شود تا مشخّص شود، که شاعر در چه شرایطی از شاعر دیگر استقبال می کند و به کدام دسته از اشعار استقبالی می گویند؟ «استقبال آن است که یکی از اساتید سخن را سر مشق قرار دهند و به همان وزن و قافیه شعر بسازند» (همایی،403:1373) منوچهر اکبری در مقاله ای با عنوان«استقبال درشعر فارسی و اهمیت شعر بابافغانی از نظر استقبال» استقبال را به دو نوع خاص و عام تقسیم کرده است:
1- استقبال عام: «بیشتر معنایی و محتوایی است شامل مباحثی از قبیل: اقتباس، تضمین و مسمط تضمینی، ترجمه،درج، تلمیح، ارسال مثل،حل وعقد است.2-استقبال خاص :در یک نگاه کلّی پیروی شاعر بعدی از اشعار قبلی است با رعایت وزن و قافیه و ردیف یکسان در قصیده یا غزل یا دیگر از اقسام شعر (اکبری،1379: 127و129)
البته نباید تصوّر کرد که استقبال تقلید صرف است و از هر گونه مهارت و استادی و نوآوری خالی است، بلکه نشان دهنده ی آگاهی و مهارت و قدرت شاعر استقبال کننده است. ناتل خانلری در مورد فواید مقایسه ی اشعار شاعرانی که به پیروی از هم رفته اند می گوید: «مقایسه ی اشعاری که سخنوران بزرگ به یک روال و به استقبال (یعنی پیروی ) از یکدیگر سروده اند هم سوابق ذهنی و منابع هنر ایشان را به ما می شناساند و هم از روی مقایسه می توان به خصوصیات ذوقی و هنری هر یک پی برد. »(ناتل خانلری ،1369: 242)
برای آشکارکردن این شباهت ها ابتدا چند نمونه ازغزل های سعدی که کمال از آن ها استقبال کرده آورده می شود.،در این غزل ها اگر چه روح غزل سعدی موج می زند و فضاها بسیار شبیه به یکدیگر است امّا، مهارت و قدرت سخنوری کمال را نیز نشان می دهد که با استادی تمام توانسته است به فضای غزل سعدی نزدیک شود و سعدیانه غزل بگوید.
صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست
بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست
دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم
ور نسازد می بباید ساختن با خوی دوست
گر قبولم می کند مملوک خود می پرورد
ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست
هرکه را خاطر به روی دوست رغبت می کند
بس پریشانی بباید بودنش چون موی دوست

مطلب مشابه :  امیر مبارزالدین