شورای همکاری خلیج فارس

دانلود پایان نامه

در ادامه به بررسی روابط سیاسی ایران با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به صورت جداگانه و موردی میپردازیم.
5-1-1- روابط سیاسی ایران و عربستان
در حال حاضر روابط ایران با عربستان در کمترین حد ممکن است و شاید در جنگ ایران و عراق هم این مسائل به وجود آمده بود اما امروزه بیشتر متأثر شده، طوری که در حال حاضر عربستان حدود دو سال است که در تهران سفیر ندارد و سفیر ایران هم به تازگی به عربستان سفر کرده است. ایران با عربستان رفت و آمد سیاسی ندارد و آخرین زمانی که یک مسئول از عربستان به ایران آمد حدود چهار سال قبل بود، یعنی در سال 2010 که آقای بندر بن عبدالعزیز بود که در آن زمان رئیس امنیت ملی عربستان بود و این آخرین مسئول عربستان بود که به ایران آمد. از طرف ایران هم آقای صالحی (وزیر امور خارجه) و آقای مصلحی( وزیر اطلاعات) بودند که در زمان آقای احمدی نژاد به عربستان رفتند اما از سوی عربستان کسی به ایران سفر نکرد. دولت آقای احمدی نژاد خیلی مایل به مراودات با عربستان بود اما عربستانیها قبول نکردند. در زمان ریاست جمهوری آقای روحانی هم فقط آقای امیرحسین امیرعبدالهیان (رئیس دایره ی عربی در کشورهای عربی و آفریقایی در وزارت امور خارجه) توانست به عربستان برود. آقای ظریف هم بعد از وارد شدن به وزارت امور خارجه ایران، یک سفر دورهای برای کل کشورهای خلیج فارس داشت البته به جز عربستان و بحرین، در واقع مایل به سفر به عربستان هم بودند اما عربستانیها خیلی مایل نبودند زیرا معتقدند نمیتوانند با ایران که در منطقه قدرت بالاتری دارد و موضعگیری آن در سوریه و عراق و یمن خیلی قویتر از عربستان است رابطه داشته باشند، اما در کل آقای روحانی خیلی مایل بود که یک صفحه جدید از روابط بین ایران و کشورهای عربی خصوصأ کشورهای خلیج فارس باز کند اما تا به حال موفق نبوده است(صدقیان: 1393).
در واقع امروز عراق، یمن و بحرین به عنوان صحنه شطرنج رقابت استراتژیک بین ایران و عربستان تبدیل شده اند و در واقع رقابت ایران و عربستان باعث شده است دو طرف در قالب نظریات رئالیستی بر اساس بازی جمع جبری صفر به نوعی معمای امنیت، خودیاری و مسابقه تسلیحاتی روی آورند و باعث بدبینی دو طرف به هم شده است(دهبنه، 1391: 99).
در ماه های اخیر تنش بین ایران و عربستان بر سر مسألهی بحرین بسیار جدی بوده است. البته تنش بین این دو کشور ریشه در مسایل تاریخی و فرهنگی دارد و مربوط به چندماه و چندسال اخیر نیست، اما این مناسبات در حال حاضر به شکل ویژه ای بر روی منطقه اثر گذاشته است. انقلاب بحرین تا حد زیادی مردم عربستان را تحت تأثیر قرار خواهدداد. عربستان در اقدامی متضاد، با این که بشار اسد در چندسال اخیر به عربستان نزدیک تر شده بود، نه تنها برای این حاکم عربی سوریه دلسوزی نکرده ، بلکه به کمک مالی به مخالفان اسد متهم است. از سوی دیگر کشورمان که در سال ۱۹۷۱ بحرین را از دست داده است نمیخواهد اکثریت شیعه این جزیره تحت حکومت اقلیت باشند. عربستان که توسط خیزشهای عربی محاصره شده و البته بیشتر نگران نفوذ ایران است، مستقیماً در میانجیگری برای انتقال قدرت مشارکت دارد. اما مردم یمن مخصوصاً زیدیهای شمال این کشور اصولاً از سعودیها بیزارند.
تجربه چندسال اخیر عربستان در از دست دادن حاکمان کشورهای منطقه باعث شده است تا با جدیت بیشتری به یارگیری در منطقه بپردازد. شاید هیچ کدام از این انقلابها به اندازهی سقوط سرهنگ قذافی به مذاق سعودی ها خوش نیامد. سرهنگ عرب در جنگ تحمیلی از ایران پشتیبانی میکرد و به همین دلیل دولتهای عربی در نبرد سال گذشته خیلی از او حمایت نکردند. به هر حال تأثیر لیبی بر میزان نفوذ ایران و عربستان در منطقه، خیلی زیاد نیست و در واقع به نسبت دوریاش از این دو کشور کم اثر است(ماهنامه اقتصادی-مالی بین الملل: بی تا).
یکی از ابزارهایی که عربستان از آن برای آمادهسازی سلطه خود بر منطقه استفاده میکند، مطرح کردن تهدید شیعه و دامن زدن به اختلافات مذهبی است. عربستان با تبلیغ گسترده سعی دارد نشان دهد که درگیریهای اخیر در بحرین نتیجه دخالتهای ایران است. البته عدم تمایل عمان و قطر به حضور در اجلاس اخیر ریاض و شاید به نوعی حضور با اکراه این دو کشور، نشان دهندهی عدم همسویی و اختلاف در میان متحدان عرب است. این اختلافات تا حدی به شرایط داخلی خود عربستان باز میگردد. قطر، عمان، کویت و امارات کشورهای مترقیتری هستند و همین عامل باعث میشود اندیشه ذوب در یک عربستان بزرگ را با مشکلات متعدداجتماعی و مدنی از سر بیرون کنند.
در حال حاضر عربستان در شرایط نامساعد داخلی و خارجی گرفتار شده و این بهترین فرصت برای دستگاه دیپلماسی کشورمان است تا از این شرایط، هم برای یارگیری بیشتر و هم برای تنش زدایی با عربستان استفاده کند. عربستان نیز با چنین تحلیلی می تواند دست دوستی به سمت ایران دراز کند. این پیش بینی با توجه به رویکردپادشاه سعودی نسبت به هیأت اعزامی ایرانی به مکه و همچنین اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران، دور از ذهن نیست. در شرایط خاص، حتی اتحاد این دو کشور می تواند قدرت نفوذ و تأثیر گذاری هر دو را با توجه به اهمیت استراتژیک منطقه تا حد زیادی افزایش دهد. از سوی دیگر تخاصم بین دو کشور بزرگ تولیدکننده نفت و ناآرامی در منطقه، امنیت تأمین انرژی در جهان را به مخاطره خواهد انداخت و این موضوع در نهایت به نفع هیچ کس نخواهد بود) ماهنامه اقتصادی و مالی بین الملل،اقتصاد ایران، بی تا).
ایران و عربستان سعودی پس از آغاز بحران در سوریه روز به روز بیشتر از هم فاصله گرفتند ریاض و تهران دو موضع کاملاً متناقض را در مورد بحران سوریه اتخاذ کردند و این رویکرد موجب شد که هر یک به جبهه ای در سوریه کمک کنند که در تضاد با منافع دیگری بود. اقدامات عربستان سعودی در مسلح کردن گروه های تندروی سنی موجب دامن زدن به شکاف شیعه و سنی در منطقه شد و پیامدهای این رویکرد نیز روز به روز در حال افزایش است. البته تنش های ایران و عربستان تنها محدود به سوریه نیست و اخیراً مسأله پاکستان هم به آن اضافه شده است. از سوی دیگر پیشتر مقامات سعودی در مورد افزایش نفوذ ایران در عراق و برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی ایران نیز ابراز نگرانی کرده بودند. با روی کار آمدن دولت روحانی، با وجود ابراز تمایل تهران برای برقراری روابط بهتر با ریاض، مقامات عربستان هنوز پاسخ روشنی ارائه نکرده اند. در دولت جدید هیچ کدام از مقامات ایران به عربستان سفر نکرده اند و دلیل اصلی آن عدم هماهنگی از جانب ریاض است(دیپلماسی ایرانی،1393).
نزاع ایران و عربستان بیشتر در واکنش به تحولات منطقه ای است. یعنی هر موقع منطقه در بحران بوده مثل: بحران عراق از سال 2003 و اخیراً بحران سوریه و تحولات مصر، تنش بین دو کشور بیشتر شده و بر عکس هر موقع منطقه در آرامش نسبی به سر برده، مثل اواخر دهه ی 1990، روابط دو کشور تقویت شده است. حضور بازیگران خارجی مثل آمریکا در تحولات منطقه ای بر این حس تهدید بین ایران و عربستان می افزاید. سیاست های سیاسی- امنیتی آمریکا در منطقه این دو بازیگر را در برابر هم قرار می دهد. ایران حکومت سعودی را تسهیل کننده ی حضور سیاسی- امنیتی آمریکا در منطقه، همکاری فعال آن در اعمال تحریم های اقتصادی علیه ایران به ویژه در زمینه ی جایگزینی نفت ایران در بازارهای بین المللی به طور کلی همکاری برای تضعیف نقش منطقه ای ایران می بیند. عربستان سعودی هم حضور فعال ایران در مسائل منطقه ای به خصوص مسائل غربی را در قالب یک تهدید ایدئولوژیک- امنیتی می بیند که با جنبه هژمونیک و ناسیونالیستی ترکیب شده است. اوج گیری رقابت های شیعه و سنی بعد از تحولات بهار عربی به ضرر هر دو کشور بوده است. برای عربستان این تحول خطر سرایت به مناطق شرقی نشین این کشور را در پی دارد. برای ایران نیز روند ادامه این جریان به سیاست آن برای ایجاد وحدت در جهان اسلام ضربه می زند. سیاست های بازیگرانی مثل ترکیه و قطر در بحران سوریه نیز که تا حدودی تحت تأثیر سیاست های آمریکا و غرب در منطقه است زنگ خطری برای کاهش نقش منطقه ای این دو کشور بوده است(برزگر، دنیای اقتصاد).
5-1-2- روابط سیاسی ایران و عمان
عمان در سالهای گذشته همواره نقش میانجی و مثبت در مسائل و اختلافات میان ایران و آمریکا را ایفا کرده است. همانطور که هیأت مذاکره کننده هستهای کشورمان به سرپرستی محمدجواد ظریف وارد مسقط (پایتخت عمان) شد و این برای اولین بار بود که مذاکرات هستهای بر خلاف تصمیم از پیش اعلام شده دو طرف خارج از مقرهای سازمان ملل و در پایتخت یکی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برگزار میشود( دیپلماسی ایرانی، 1392). روابط ایران و عمان خوب و بدون تنش است و در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، عمان و قطر گرمترین روابط دیپلماتیک با ایران را از زمان انقلاب حفظ کردهاند. هر دو کشور با وجود اینکه از متحدان نزدیک ایالات متحده هستند به دنبال روابط عادی و دوستانه با ایران نیز میباشند(3: 2010، Habibi).
مراودات بین ایران و عمان در سطوح مختلف و روابط بسیار خوب است. کشور عمان در حال حاضر میزبان مذاکرات هستهای است و این برای عمان و روابط ایران و عمان خیلی مهم است، زیرا هر کشوری میزبان این اتفاق مهم بین ایران و ایالات متحده بشود اتفاق بزرگی است و این برای کشور کوچکی چون عمان یک پیروزی دیپلماسی به حساب میآید(صدقیان: 1393). در دولت یازدهم نیز، سلطان قابوس «پادشاه عمان» نخستین مقام خارجی بود که مدت کوتاهی پس از تحلیف روحانی به ایران سفر کرد و رئیس جمهور ایران نیز در اواخر اسفند ماه این سفر را پاسخ گفت. و پس از توافق هسته ای مقدماتی ژنو، گزارش های متعددی در مورد نقش میانجی عمان در روابط ایران و آمریکا منتشر شد. تردیدی وجود ندارد که سلطان قابوس در این زمینه میانجی گری موفقی انجام داد و دستاورد آن این بود که در فاصله ی هشت ماه از رو کار آمدن دولت روحانی، وزرای خارجه ایران و آمریکا بارها با یکدیگر ملاقات کرده اند. عمان الان به دنبال کسب پرستیژ منطقه ای و بین المللی از طریق میانج گری بین ایران و عربستان سعودی است. مسقط با آن اقدام نه تنها تبحر دیپلماتیک خود را در عرصه ی بین المللی به نمایش می گذارد، بلکه در میان کشورهای منطقه نیز اعتبار یشتری کسب می کند(دیپلماسی ایرانی، 1393).
5-1-3- روابط سیاسی ایران و کویت
کویت از قابلیت های گسترده ای برای همکاری دو جانبه برخوردار است و به زبان دیگر در روابط فی ما بین ایران و کویت عوامل همگرا بیش از عوامل واگرا حضور دارند. مسلمان بودن هر دو کشور، جمعیت 20% شیعه در کویت و برخورداری کویت از حداقل استانداردهای مردم سالاری نسبت به دیگر دول عربی حاشیه ی خلیج فارس و همچنین ادبیات همیشه توأم با لطافت مسئولین کویتی در مورد ایران، از جمله مؤلفه هایی است که باید برای تقویت روابط دو کشور مورد استفاده قرار گیرد. در زمان دولت نهم و دهم بنا به برخی دلایل که شاید ناخواسته به دو کشور تحمیل شده بود، سطح روابط کاهش یافت اما امیر کویت در تاریخ 10 /9/92 از محمد جواد ظریف«وزیر خارجه ایران» استقبال کرد که حامل پیام شفاهی «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران را در مورد روابط دو جانبه، شیوه های توسعه و تحکیم آن و جدیدترین تحولات منطقه ای و بین المللی است، بود (خبرگزاری فارس،1392).
بنابراین، روابط سیاسی ایران با کویت در سطح بالا و خیلی خوب است و در واقع خود کویتیها هم نخواستند در یارگیری منطقه ای خیلی طرفدار عربستان سعودی باشند و روابطشان با ایران کمتر و یا قطع شود. علی رغم اینکه عربستان بر کشورهای خلیج فارس بسیار فشار آورد که روابطشان را با ایران کم کنند اما کشوری مثل کویت در نظرش نبود که با ایران قطع رابطه کند یا روابطش با ایران را کم کند(صدقیان،1393).
برای بازگویی روابط مسالمت آمیز ایران و کویت می توان به سفر کمیته دوستی ایران و کویت به تهران اشاره کرد که طبق این خبر: اعضای  کمیته دوستی ایران و کویت  با علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون  سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس شورای اسلامی و حجت الاسلام و المسلمین میثم امرودی معاون شهردار تهران دیدار و گفتگو کردند. در این مراسم بروجردی بر صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای کشورمان تأکید کرد و افزود: روابط مردمی میان دو ملت، چالش هایی را که مانع  پیشرفت همکاری ها و تفاهم میان دو کشور می شوند، از بین می برد. از سوی دیگر عبدالرحمن العوضی رئیس کویتی کمیته دوستی ایران وکویت، سفر شیخ صباح الاحمد الصباح امیر کویت به تهران را تاریخی خواند و گفت: این سفر تمام تردیدها در روابط میان دو کشور را از بین برد و پایه مستحکم اعتماد و تفاهم را بنا نمود. عدنان الراشد دبیر کل کمیته مذکور نیز ضمن ابراز خرسندی از تشکیل کمیته مذکور، بر اهمیت روابط فرهنگی، رسانه ای و مردمی میان دو کشور برای رسیدن به تفاهم مشترک تأکید کرد و افزود: این سفر در راستای دیپلماسی رسمی کشور کویت انجام گرفته است.
همچنین اعضای کمیته دوستی ایران و کویت با دکتر لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و تعدادی از مسئولان جمهوری اسلامی ایران دیدار و پیرامون گسترش روابط مردمی و تاریخی میان دو کشور بحث و گفتگو کردند(سفارت جمهوری اسلامی ایران-کویت،1393).
5-1-4- روابط سیاسی ایران و امارات عربی متحده
امارات متحده یک بندر اقتصادی و یک کشور اقتصادی در منطقه میباشد و اماراتیها مایل هستند که این جایگاه را حفظ کنند و خیلی زیر بار فشارهای عربستان نرفتند اما فشار آمریکا و انگلیس بر امارات باعث میشود آنها دیگر نتوانند مقاومت کنند. حتی در مورد مسأله سه جزیره هم اماراتیها زیاد به دنبال جنگ و تنش با ایران نیستند اما فشار آمریکا و انگلیس و عربستان باعث میشود اماراتیها هر بار بیانیه ای در این مورد صادر کنند و یا موضعگیری کنند اما در اصل قضیه امارات نمیخواهد با ایران تنش داشته باشد. کشور امارات جایگاه ایران و اهمیت ایران برای خود را میداند و الان وضع تحریم ایران برای بندر و بانکهای امارات و به طور کل تمام فعالیتهای اقتصادی امارات بسیار سودآور است. جلسات ایران و امارات و همچنین کمیسیونی در مورد مسائل کنسولگری بین ایران و امارات در تهران و ابوظبی برگزار میشود. در آیندهی نزدیک ارتباطات ایران و امارات خصوصاً در زمینهی سرمایه گذاری مشترک بین دو کشور فعالتر میشود(صدقیان،1393). امارات متحده عربی، رویکرد دو سویه در قبال رابطه ایران و عربستان دارد. راهاندازی مجدد اختلافات در مورد جزایر سه گانه ایرانی و پیشرو بودن در جعل نام خلیج فارس نشان از همسویی این کشور با سیاستهای عربستان – و به تدریج با آمریکا – در مقابل کشورمان دارد.
5-1-5- روابط سیاسی ایران و بحرین
در سال 2011 تناقضات اساسی در حکومت آل خلیفه در بحرین ایجاد شد و باعث ایجاد جنگ لفظی بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و ایران شد، زیرا حکومت آل خلیفه از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و نیروهای عربستان و امارات متحده عربی درخواست کرد برای کمک وارد بحرین شوند. شورای همکاری خلیج فارس نیز از جامعهی بین المللی و شورای امنیت سازمان ملل خواستند در مورد آنچه دخالت ایران در امور داخلی خلیج فارس میدانستند بیانیهای صادر کنند. از طرف دیگر وزارت خارجه ایران نیز اتهامات شورای همکاری خلیج فارس را بی اساس دانست(24: 2011، Cronin and Nurmasalla). هر چند ایران هیچ گونه مداخله ای در بحران بحرین نداشت و فقط بعد از آغاز اعتراضات خودجوش مردمی به حمایت از مخالفین پرداخت، اعضای شورای همکاری خلیج فارس تمام تلاش سیاسی و دیپلماتیک و تبلیغاتی خود را به جمهوری اسلامی ایران معطوف کردند. در بیانیه ی نشست وزرای شورای همکاری خلیج فارس در ریاض، اعضای شورای همکاری از جامعه ی جهانی و شورای امنیت سازمان ملل درخواست کردند تا از مداخلات و تحرکات آشکار ایران در بحرین جلوگیری کنند. تهدید ریاض به فراخوانی دیپلمات های خود از تهران در صورت عدم حفاظت بیشتر، واکنش نمایندگان مجلس عربستان به بیانیه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و تهدیدات سفیر عربستان در مصر علیه ایران، از جمله اقدامات دیگر این شورا علیه ایران است(اسدی، 1390). در حال حاضر که مسأله سوریه مطرح شده و به دلیل موضع ایران نسبت به سوریه و موضع گیری ایران در مورد شیعیان روابط ایران با بحرین در کمترین سطح است(صدقیان،1393).

مطلب مشابه :  نظارت و کنترل، عملکرد مدیران، برنامه ریزی