شورای همکاری خلیج فارس

دانلود پایان نامه

در دسامبر 2008، پنج عضو دائم شورای امنیت به علاوهی آلمان با هفت کشور عربی؛ بحرین، مصر، عراق، اردن، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در مورد اینکه سازمان ملل چگونه میتواند برای به تعلیق در آوردن غنی سازی هستهای بر ایران اعمال فشار کند، جلسهای برگزار کردند. و این برنامه در دولت اوباما نیز پیگیری شد. در نهایت با توجه به ناسازگاری ایران در موضوع هستهای و عدم شور و شوق کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای رویارویی مستقیم با ایران چند روش دیگر اتخاذ شد؛ در فوریه سال 2010 وزیر امور خارجه آمریکا( هیلاری کلینتون) برای اینکه اقدامات تاز ه ای را انجام دهد و حمایت عربها را برای تحریمهای بیشتر علیه ایران به دست آورد به خلیج فارس آمد. یکی از تاکتیک هایی که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای مخالفت با برنامه هستهای ایران به کار بردند، ترس از خطر و آسیب شدید زیست محیطی بود که برنامه هسته ای ایران در خلیج فارس ایجاد میکرد(14: 2011، Cronin and Nurmasalla). از طرف دیگر روابط اقتصادی شورای همکاری خلیج فارس و ایران به علت تحریمهای اقتصادی و مالی تحت تأثیر قرار گرفته است زیرا، این تحریمها اثرات متمایزی در تجارت خارجی ایران داشتهاند و ایران را مجبور کردهاند که شرکای تجاری خود را تغییر دهد (2: 2010، Habibi).
جمع بندی
در پایان باید گفت به دلیل نزدیکی کشورهای منطقه ی خاورمیانه به همدیگر و همچنین اشتراکاتی که آن کشورها از لحاظ مذهبی، زبانی، هنجاری و حتی اقتصادی با یکدیگر دارند، همانطور که در نظریه ی سازه انگاری هم به آن اشاره شده، زمانی که در یکی از این کشورها تحولی رخ دهد دامنهی آن به سایر کشورها نیز کشیده می شود. همانطور که اعتراض توسط یک جوان دستفروش تونسی منجر به باز شدن صحنه ی اعتراضات در سایر کشورهای عربی شد و بر روی روابط کشورهای منطقه با یکدیگر تأثیر گذاشت. از طرف دیگر مسأله ی برنامه ی هسته ای ایران بود که موجب تحمیل فشارها و تحریمهایی از سوی غرب بر ایران شده و باعث واگرایی بین ایران و برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شده است.
فصل4:
امنیتی شدن منطقه خاورمیانه
مقدمه
در این فصل به اوضاع کلی منطقهی خاورمیانه از زمان شروع حرکت بیداری اسلامی یا بهار عربی از سال 2010 تا به امروز پرداخته شده و مسائلی چون امنیتی شدن بیشتر منطقه، تشدید ایرانهراسی، تشدید شیعههراسی، تشدید تعارضات شیعه و سنی و تعارضات سیاسی منطقه مورد بررسی قرار میگیرد.
4-1- امنیتی شدن بیشتر منطقه خاورمیانه
امنیتسازی در خاورمیانه را میتوان یکی از دغدغههای دائمی نظریهپردازان روابط بینالملل دانست. این اندیشه طی سالهای دههی 1960 به بعد، رشد قابل توجهی داشته است. در اواخر دههی 1960، شاهد شکلگیری« امنیت نیابتی» در حوزههای منطقهای مختلفی از جمله خلیج فارس بودهایم. این رویکرد بر مبنای «رهیافت رئالیستی» سازماندهی شده بود. در چنین روندی، زمینه برای ظهور الگوهای« موازنه گرایی منطقهای» فراهم شد. این روند نه تنها به ثبات منطقهای در طولانی مدت هیچ کمکی نکرد، بلکه زمینه لازم برای افزایش تضادهای منطقهای و بینالمللی را به وجود آورد. تئوریهای سنتی «امنیت منطقهای» تحت تاثیر دگرگونیهای فراگیر در نظام بینالملل قرار گرفت. در شرایط جدید، نه تنها«روندهای سیاست بینالملل» با تغییراتی همراه شد، بلکه میتوان نشانههایی را دید که در راستای آن شاهد نقش آفرینی« بازیگران جدید» در سیاست بینالملل باشیم. در این رابطه، «ساختار و چگونگی توزیع قدرت» در سیاست جهانی نیز با تغییراتی همراه میشود. ساختار موازنه قوا کارکرد خود را از دست داده و نیروهای جدیدی، معادله امنیت بینالملل و رویکردهای امنیت منطقهای خلیج فارس را تحت تأثیر قرار میدهند. بنابراین قدرت کشورهای اروپایی در ساختار امنیت منطقهای نیز افول مییابد(پوستین چی، 89: 137-132).
مجموعه امنیتی منطقهای خاورمیانه با نوعی وابستگی متقابل امنیتی تعریف و مشخص میشود که میان کشورهای منطقه، از مراکش تا ایران وجود داشته و گسترش یافته و شامل دولتهای عرب به اضافه ایران و اسرائیل میشود. در مجموع، تنوع منازعات امنیتی در مجموعه امنیتی خاورمیانه، سبب شده است بوزان آن را همواره مجموعهای منازعه ساز و کشمکشزا بنامد به همین دلیل است که الگوهای نظم منطقهای در این مجموعه امنیتی، همواره در وضعیتی مبهم، سیال و متغیر قرار داشتهاند و هیچ الگوی مستمری به گونهای پایدار، تا کنون شکل نگرفته است. این منازعات را میتوان در قالب اختلافهای مذهبی ایدئولوژیک، منازعات قومی – قبیلهای، اختلاف وکشمکش بر سر منابع آب و اختلاف بر سر منابع نفت و گاز و قیمت آنها، بازشناسی و خلاصه نمود همچنانکه، اختلاف بر سر دخالت قدرتهای فرامنطقهای در مناسبات مجموعه امنیتی و حدود آن، همواره وجود داشته و موجب شکلگیری چشماندازهای مختلف در خصوص الگوی نظم منطقهای شده است(صالحی، 1391: 88-87).
در این فصل قبل از پرداختن بیشتر به موضوع امنیتی شدن منطقه خاورمیانه در پی تحولات اخیر ابتدا متغیرهای تأثیر گذار بر شکلگیری رژیم کنترل تسلیحات در خاورمیانه را مورد شناسایی قرار میدهیم تا به فهم بیشتر موضوع کمک کند.
در مورد خاورمیانه بررسی متغیرهای تئوریک مندرج در مدل شکلگیری رژیمهای امنیتی ضروری خواهد بود. مهمترین متغیرهای مربوطه عبارتند از:
الف- ثبات ساختی محیط استراتژیک خاورمیانه
ب- سیکل قدرت جهانی و ثبات استراتژیک منطقه خاورمیانه
ج- مداخلهگری و ساختار معمای امنیت در خاورمیانه
د- توازن تواناییهای منطقهای و ثبات استراتژیک
ه- الگوی روابط و توازن تهدیدات(قاسمی،1390: 23).
یکی از مهمترین بیثباتیهای ساختی خاورمیانه قرار گرفتن در برابر امواج نظم سیستمی قدرت محور است. از این منظر و از بعد تعامل نظم منطقه و نظم سا ختاری جهانی، معادلهای شکل میگیرد که در یک سوی آن منطقه خاورمیانه به عنوان کمربند آشوب قرار گرفته و دارای عدم تعادل ساختاری است و در آن سوی معادله سیستم جهانی و چرخهی جهانی قدرت قرار دارد. در این چرخه نقاط عطف سیستمی با پیامدهایی خاص در حال شکلگیری است(قاسمی، 1390: 28). با ورود مداخلهگر، معمای امنیت در خاورمیانه در قالب مدل معمای زندانی شکل میگیرد. در نظریه معمای زندانی به رغم مفید بودن همکاری و ضرورت آن، به دو دلیل امکان همکاری بین آنها وجود ندارد. نخست، نبودن ساماندهی خاص بین آنها و دوم، وجود بازیگر یا طرف سوم که مانع همکاری بین آنهاست و نفوذ آن بر فرآیندها و پویشهای زندان مانع همکاری بین زندانیان خواهد شد. سیستم خاورمیانه عملاً با این دو مشکل دست به گریبان است: از یک سو به دلایل ساختی، شکل گیری رژیم بینالمللی منسجمی که هماهنگ سازی بین آنها را امکان پذیر سازد تحقق نمییابد و از سوی دیگر نفوذ امریکا به عنوان مداخلهگر سیستمی در فرآیندهای خاورمیانه و ناموزون بودن اعمال نفوذ آن، مانع رسیدن به ثبات استراتژیک منطقهای می شود. در این راستا بی ثباتی استراتژیک زمینهی مداخله خارجی را فراهم میکند و از سوی دیگر ورود مداخلهگر به نظم منطقهای، عملاً بی ثباتیهای جدیدی را ایجاد میکند(قاسمی، 1390: 31-30).
در کل می توان گفت: الزامات ناشی از توازن قدرت جدید، تحولات خاورمیانه و واقعیاتی که مطالبات منطقی مردم بر منطقه تحمیل مینماید، منجر به ایجاد ائتلافهای جدید امنیتی در منطقه خواهد شد. بدیهی است هرگونه تغییر معادلات امنیتی در سه سطح ملی، منطقهای و فرامنطقهای تأثیرگذار در ناکامی طرح خاورمیانه بزرگ و خیزش بیداری خواهد بود. خیزشهای مردم خاورمیانه باعث ناکامی مدل هژمونیک شده و از این رو، آمریکا تلاش میکند هزینه توازن قدرت در منطقه را میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای تقسیم نماید. همچنین، آمریکا برای ایجاد ائتلافهای جدید مبتنی بر موازنه قدرت و تحقق الگوی امنیت واردات فرامنطقهای تلاش مینماید (امیرعبدالهیان، 1390: 154).
حال تأثیری که بیداری اسلامی بر الگوی امنیت منطقهای خلیج فارس گذاشته این است که در پی آن گرایش اخوانی، با توجه به داشتههای خود در جوامع عربی، تلاش وافری کرد بر موج این بیداری سوار شود و نتایج انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری در تونس، مصر و مراکش، نشان دهندهی موفقیت نسبی این تلاش است. در پی این تلاش، به نظر میرسد چشم اندازها یا الگوی نظم منطقهای در مجموعه امنیتی خاورمیانه از حالت دوقطبی به سه قطبی تبدیل و نیز به این مجموعه افزوده شده و در حال رقابت با دیگر چشم اندازها« نظم اخوانی» برای تبدیل شدن به هژمونی منطقهای است. در واقع، این نخستین پیامد کوتاه مدت بیداری اسلامی مردم خاورمیانه در ابعاد منطقهای است که استعداد آن را دارد تا در چشم انداز میان مدت و بلندمدت، حتی به هژمونی چشم انداز نظم انقلابی بیانجامد. از همین روست که هریک از این چشم اندازهای سه گانه در صددند روایت خود را از موج بیداری اسلامی مردم منطقه، به روایت مسلط و هژمون تبدیل کرده و از این طریق به هژمونی الگوی نظم منطقهای مطلوب خود کمک کنند. ماتریس قدرت و امنیت در منطقه خاورمیانه، در چشم اندازکوتاه مدت، شامل رقابت میان جریان های اسلامگرا و روایتهای برخاسته از آنها اعم ازانقلابی، سلفی و اخوانی خواهد بود. در این مدت، مسائل و معضلات منطقهای در چارچوب نظم سه قطبی و روابط میان این قطبها مدیریت خواهد شد(صالحی، 1391: 100-90).
با توجه به روندهای موجود و رقابتها و موازنههای منطقهای، به نظر میرسد سه سناریو یا چشم انداز محتمل و ممکن برای نظم نوین منطقهای در روند بیداری اسلامی وجود دارد که در حال رقابت و یارگیری منطقهای هستند. این سناریوها را که در واقع، روایتهای مختلف از بیداری اسلامی مردم منطقه هستند، می توان در سه چشم انداز یا روایت خلاصه کرد که عبارتند از:
– نظم اسلام گرایی انقلابی که روایتی است که جمهوری اسلامی ایران با توجه به بنیادهای ایدئولوژیک خود در پی هژمونی آن در سطح منطقهای است.

مطلب مشابه :  قانون مجازات اسلامی