شورای همکاری خلیج فارس

دانلود پایان نامه

4-5- تعارضات سیاسی منطقه
برای تحلیل تعارضات سیاسی منطقه خاورمیانه بعد از تحولات سال 2010 تا کنون میتوان به تعارضاتی که بین دو گروه شیعیان و سنی های این کشورها به وجود آمده اشاره کرد که باعث ایجاد جبهه گیریها و ظهور پروژههایی چون ایران هراسی و مهمتر از همه ظهور گروههای رادیکال در منطقه شده است و روابط سیاسی این کشورها را دستخوش تغییر و دگرگونی نموده. در غالب این تحولات روابط سیاسی ایران با کشورهای خلیج فارس دچار تنش شده زیرا حاکمان سنی این کشورها که پدیدهی بیداری مسلمانان منطقه و ظهور بیداری اسلامی را نشأت گرفته از انقلاب اسلامی ایران می دانند، بسیار نگران فروپاشی قدرت و جایگاه خود می باشند و به همین دلیل در صدد هستند ایران را به عنوان یک نیروی مداخله گر معرفی کنند تا از سوی همهی کشورها و نهادهای بین المللی طرد شود. شاید بتوان گفت گسترش گروه تروریستی چون داعش که این روزها به بحث داغ محافل خبری تبدیل شده و تندرویهای زیادی انجام میدهد در واقع واکنشی است نسبت به تحولات اتفاق افتاده و بیداری مسلمانان. در واقع با گسترش پیروزی های مسلمانان و شیعیان و پیروزی حرکت موسوم به بیداری اسلامی گروههایی چون داعش برای به حاشیه راندن و به نوعی ایجاد سد در مقابل این تحرکات شروع به گسترش فعالیتهایشان کردند.
در سایه این تحولات روابط ایران با کشورهای خلیج فارس دچار تعارضاتی شده که نمود آن را می توان در اظهارات و متونی که بین این کشورها رد وبدل می شود می توان دید. از جمله اینکه: وزیر امور خارجه بحرین ایران را به دخالت در امور کشورهای خلیج فارس محکوم کرده بود.
حتی وزیر امور خارجه عربستان هم در نشستی که با سران شورای همکاری خلیج فارس داشته از ادعاهای امارات در قبال جزایر سه گانه ایرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی جانبداری کرد(دیپلماسی ایرانی،1391). وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هم در یک نشست اضطراری گرد هم آمدند و از آنچه« دخالت ایران در امور داخلی» و « تئوری توطئه چینی علیه امنیت ملی» خود خواندند به شدت انتقاد کردند(کاظمی، 1391: 98-54).
در واقع این نگاه ها و عکس العمل ها نسبت به ایران به دلیل به حاشیه راندن ایران است و ترسی که از دخالت ایران در امور منطقه دارند. در کل روابط ایران با کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه از نظر ارتباطی، تجاری و سیاسی متشنج شده است.
در مورد رقابتها و تعارضات سیاسی میتوان به این نکته نیز اشاره کرد که، در جنبشهای خاورمیانه شاخص مهم رهبری را کمرنگ داریم، در حالی که عنصر رهبری می تواند در ارزیابی حقیقت واقعی در مورد معیار و میزان رقابتها مؤثر باشد. این خیزشهای بهار عربی برای رفتن به سمت نظامهای سیاسی رادیکال و تند از نوع اسلامی بسیار مستعد است. تفکرات پا گرفته در خاورمیانه با شعار احیای حکومت های دینی که نه تنها لیبرالیزم و محافظه کاری ترکیه را نقد می کنند، بلکه نگاه اعتدالی جمهوری اسلامی ایران را هم میخواهند پشت سر بگذارند. در این صورت بیداری اسلامی میتواند به نوعی از افراط گرایی سیاسی ختم شود. دلایل بروز تفکرات افراطی در این خیزشها متأسفانه از حیث گروه مرجع فکری است. در بررسی علل نبود مرجع فکری نیز وضعیت کشورهای عربی و نیز وضعیت جهان معاصر مؤثر است. در واقع بیشترین حساسیت و آسیب پذیری ما اتفاقاً از سوی جریان های افراطی است که بار اعتقادی قوی دارند و به شدت هم پای کار میایستند. اینها ممکن است جریان بیداری اسلامی را حتی به یک افراط گرایی اسلامی هم هدایت کنند(آقادادی، 1392: 46-44).
در واقع ایدهی صدور انقلاب که مخاطبان طرد شدهای( شیعیان) را در بر میگرفت که خود را با صاحبان این دعوت همسو میدیدند و از طرفی خود را تحت حاکمیت« غیرخودی» میدیدند. با این وضعیت حاکمان کشورهای حوزه خلیج فارس سازههای انقلاب اسلامی ایران را ناساز دیدند و در پی عدم اشاعه آن برآمدند و این باعث شکلگیری دو قطب متفاوت بین ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس شد. صدور انقلاب اسلامی در چارچوب دکترین انقلاب مستمر، به صورت تبیین و ترویج افکار و اندیشه های انقلاب اسلامی از آگاهی بخشی و رهایی بخشی ملت های مسلمان و مستضعف جهان تعریف می گردد. مفهوم صدور انقلاب به معنای ترویج گفتمان انقلاب اسلامی است که متضمن رهایی بخشی دیگران است. گفتمانی که میتواند الهام بخش سایر ملتها برای آزادی و رهایی از ساختارهای سلطه و سرکوب در سطوح داخلی و خارجی قرار گیرد(کاظمی،1391: 79-73).
در وضعیتی که اقتدارگرایی در حال افول است، گفتمان های اسلام گرایی و دموکراسی خواهی، در حال رقابت و بازمفصل بندی عناصر گفتمانی خود هستند تا بتوانند با مقاومت اندک و حمایت بازیگران بیشتر، به جایگاه هژمونی دست یابند. به رغم اینکه شعارهای ایجابی معترضین بسیار کم و محدود است، اما اغلب ناظران بر این باورند که در بهارعربی، دو گفتمان اسلام گرایی و دموکراسی خواهی، با گرایشهای مختلف، از گفتمان حاشیهای به گفتمانی تحولساز و تأثیرگذار تبدیل شده و بیشترین نقش را در روند سرنگونی حکومتهای این کشورها ایفا میکنند. آنها به ضدیت با نظامهای استبدادی، فاسد و ناکارآمد حاکم در این جوامع برخاسته و با بهرهگیری از دالهای شناور، اجزاء گفتمان خود را گسترش میدهند تا بتوانند گروهها و افراد بیشتری را به سوی خودجذب کنند و در فرآیند تغییر موقعیت گفتمانی، با مخالفت کمتری روبرو شود(یزدان فام، 1390: 95).
در هر حال تحولات اخیر جهان عرب در ابعاد مختلف تأثیرات خود را گذاشته است، که در ذیل به چند شاخص مهم تحولات اشاره و تأثیراتش نسبت به جامعه شیعیان منطقه توضیح داده می شود:
1.تضعیف نظم سلفی که ضد شیعه بودند
با توجه به روندهای موجود و رقابتها و موازنههای منطقهای ، سه سناریو یا چشم انداز محتمل و ممکن برای نظم نوین منطقهای در روند بیداری اسلامی وجود دارد که در حال رقابت و یا همکاری منطقهای هستند. این سناریوها را که در واقع روایتهای مختلف از بیداری اسلامی مردم منطقه هستند، می توان در سه چشم انداز یا روایت نظم اسلام گرایی انقلابی، نظم اسلام گرایی اخوانی و نظم سلفی خلاصه کرد. نظم انقلابی روایتی است که جمهوری اسلامی ایران با توجه به بنیادهای ایدئولوژیک خود در پی هژمونی آن در سطح منطقه ای است. نظم اخوانی نیز مبین هدف منطقهای جنبش اخوانالمسلمین در کشورهای اسلامی برای ارتقا به سطح قدرت برتر منطقه ای است. نظم سلفی نیز از سوی قدرت های محافظه کار و مرتجع منطقه پی گیری می شود و عربستان، قطر و امارات متحده عربی در تکاپو برای تبدیل آن به گفتمان مسلط منطقه و به حاشیه راندن دیگر گفتمانها و چشم اندازها هستند. این فرضیه، خود مبین مفروضه دیگری است که بر مبنای آن، چشم اندازهای لیبرال دموکرات و سوسیال دموکرات که حامیان و حاملانی در منطقه دارند، از امکان اندکی برای بهره گیری از این تحولات سیاسی و تبدیل شدن به جریان فراگیر منطقهای برخوردارند و در چشم انداز میا ن مدت توان رقابت با گفتمانهای اسلامگرا را ندارند. نتایج انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی در جوامع تونس و مصر و به قدرت رسیدن نخست وزیران اسلامگرا در مراکش و لیبی، مؤید این مفروضه است. در این نظم سه قطبی گرایش یا روایت سلفی در پی آن است تا در این مدت، نظم منطقه ای مطلوب خود را از طریق کاربرد قدرت برای مهار یا موازنه قوا و با بسترسازی برای دخالت بیشتر قدرتهای فرامنطقهای تکوین بخشد. گرایش اخوانی نیز به دنبال تأمین امنیت یا نظم منطق های در قالب شکلدهی به نوعی کنسرت خواهد بود؛ کنسرتی که محتوای آن عبارت از مسئولیت دسته جمعی قدرتمندترین کشورهای منطقه در فراهم آوردن نظم و امنیت می باشد.
در نهایت گرایش انقلابی به پیشگامی جمهوری اسلامی ایران تمایل خواهد داشت تا در فضای جدید نظم و امنیت منطقهای از طریق مدیریت دسته جمعی چندجانبه برقرار شود. در این الگو، برقراری نظم منطقهای صرفاً حق ویژه و امتیاز کشورهای بزرگ و عمده نخواهد بود. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی ایران تلاش خواهد کرد از طریق همیاری مجموعه بازیگران منطقهای، مانع دخالت قدرتهای بزرگ فرامنطقه ای شود و در عین حال رژیم صهیونیستی را از ماتریس قدرت منطقه ای خارج کند.
در واقع چنین میتوان گفت نظم منطقهای مورد نظر عربستان و روایت سلفی، ازجنبه های مختلف با ناکامی مواجه شده است و قابلیتهای لازم را برای هم سویی با خیزش های مردمی ندارد.
2.احیای نظم اخوانی وحدت محور در میان امت اسلامی
در تحولات انقلابی جهان عرب، روایت و نظم اخوانی قدرت بیشتری گرفته است. روایت اخوانی با اینکه سعی می کند موازنه میان نظم انقلابی ایران و نظم سلفی سعودی برقرار نماید، ولی با این حال نسبت به دیدگاههای سلفی زاویه معناداری دارد. این نگرش علاوه بر اینکه از رادیکالیسم دوری می نماید، نسبت به تشیع و انقلاب اسلامی نگرش معتدلی دارد و این میتواند در مقابل روایت سلفی، فرصتی برای شیعیان منطقه به حساب آید.
3.تحولات دموکراتیک و رشد سازمانهای شیعه محور
یکی از محدودیتهایی که جامعه شیعی به طور تاریخی در خاورمیانه عربی با آن مواجه بود، در حاشیه نگه داشتن آنها از قدرت و سیاست بود؛ طوری که اکثر فعالیت شیعیان در خارج از قواعد حاکمه در کشورهای خاورمیانه صورت میگرفت. پیامدهای تحولات انقلابی جهان عرب که بر مکانیزمهای دموکراسی و مردم سالاری تأکید داشت، تأثیر زیادی در زمینه نقش آفرینی فعلی و آینده شیعیان بر جای خواهد گذاشت. ویژگی تحولات انقلابی عرب های خاورمیانه در سال های اخیر بیشتر بر این مبنا بود که قواعد دموکراتیک در مناسبات قدرت و سیاست باید در اولویت قرار گیرد. در چنین شرایطی فضا برای اقلیتهای شیعی مساعدتر میگردد تا بتوانند در چهارچوب قواعد دموکراتیک احزاب سیاسی خود را تشکیل داده و سازماندهی کنند و عمق ژئوپلتیک و گفتمان خود را ترسیم و تبلیغ نمایند. با توجه به اینکه گفتمان شیعیان در کشورهای خاورمیانه بر مبنای شاخصههای حقوق بشر، تساهل و تسامح، رعایت حقوق اقلیت ها، همگرایی و وحدت اسلامی به جای تقابل، طرد هر گونه خشونت ورزی، حمایت از حقوق ملت فلسطین و… قرار گرفته است، مسلماً در فضای دموکراتیک قابلیت ها و جذابیت های بیشتری نسبت به گفتمان خشن و رادیکال سلفی به دست خواهد آورد(فلاح، 1391: 95-89).
جمع بندی
منطقهی خاورمیانه همواره با دو واژهی بحران و منازعه تداعی میشود. در رخدادهای جدید، کشورهای این منطقه سعی میکنند تا در برابر تهدیدات و مداخلههای غرب به سرکردگی آمریکا مقاومت نمایند. در این منطقه اسلامگرایی را باید رستاخیز مقاومت در برابر غرب دانست. در واقع محیط امنیتی خاورمیانه از مشکلات داخلی کشورها میان دولتها و نبود سازو کارهای امنیت سازی رنج میبرد و فضای منطقه یک فضای ناامن، نامطمئن و به طور مزمن کشمکشزاست که دخالت قدرتهای بزرگ خارجی نیز با تأثیرگذاری بر سطوح درون کشوری، بین دولتی و منطقهای بر پیچیدگی آن افزوده است(کرمی، 1384: 42).
از این رو تحولات اخیر در خاورمیانه را میتوان به عنوان محور اصلی تغییر در موازنهی قدرت منطقهای دانست. هر گونه جا به جایی در ساختار قدرت سیاسی کشورهای منطقه، دارای پیامدهای راهبردی برای کشورهای مختلف خواهد بود. به عبارتی دیگر، جا به جایی قدرت و رهبران سیاسی در خاورمیانه نه تنها منجر به ایجاد خلأ قدرت در محیط منطقهای میشود بلکه میتوان آن را زمینه ساز دگرگونی های بنیادی تری در حوزهی امنیت منطقهای دانست. بنابراین تحولات مربوط به بهار خاورمیانه بر معادلهی قدرت و موازنهی منطقهای خاورمیانه و خلیج فارس تأثیرگذار خواهد بود.و هر گونه ابتکار برای سازماندهی صلح، نیازمند شکل گیری «تعادل منطقهای» خواهد بود. لازم به توضیح است که امنیت منطقهای بدون تعادل منطقهای حاصل نخواهد شد. در چنین فرآیندی، ضرورت های امنیت سازی در خلیج فارس ایجاب میکند که جلوههایی از تعادل منطقهای در قدرت، هنجار و الگوی کنش بازیگران ایجاد شود(مصلی نژاد، 1391: 54). در حال حاضر فضای غالب بر منطقه مبتنی بر تهدیدات فزایندهی آمریکا است. به قدرت رسیدن محافظه کاران در آمریکا زمینهای برای ایجاد فضای تعارض علیه کشورهای خاورمیانه فراهم کرد که این روند طی سالهای گذشته بیشتر شده است. حاصل این وضعیت عملاً پیدایش شرایط امنیتی است که حافظ منافع غرب و تقریباً استقلال دولتهای عربی است(منتظری، 1388: 97).
فصل5:
تأثیرتحولاتمنطقهای 2014-2010 بر روابط بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس

مطلب مشابه :  توجیه معرفت