شورای همکاری خلیج فارس

دانلود پایان نامه

مقدمه
همانطور که در فصل پیش ذکر شد، تحولات منطقهای که از 2010 آغاز شد، باعث ایجاد تغییراتی در منطقهی خاورمیانه شد از جمله: امنیتی شدن منطقه، ایرانهراسی و شیعههراسی و شکلگیری گروههای تروریستی افراطی. در این بین علاوه بر فشارهای ناشی از ایران هراسی و شیعه هراسی که بر کشور ایران وارد شد و همچنین اعمال تحریم ها بر روی ایران، روابط سیاسی، اقتصادی ایران با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هم متأثر از این تحولات شده و باعث واگرایی بین ایران و برخی از این کشورها گردید. در این فصل به بررسی روابط سیاسی و اقتصادی ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ابتدا به طور کلی و بعد به صورت روابط ایران با تک تک این کشورها میپردازیم و با ارائه ی نمودار سیر مبادلات تجاری این کشورها، تراز بازرگانی و نمودار تجاری آن ها را از سال 85 (قبل از وقوع تحولات منطقه ای) تا 93 (بعد از وقوع تحولات منطقه ای) مورد ارزیابی قرار می دهیم.
5-1- روابط سیاسی ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از 2010 تا 2014
شورای همکاری خلیج فارس که در برگیرندهی شش کشور عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس است از منظرهای مختلف به ویژه انرژی و موقعیت استراتژیک همواره در عرصه جهانی اهمیت داشته است. این شورا برای ایران نیز به دلیل پوشش دادن تمامی حوزهی جنوبی کشور و مسائل سیاسی، استراتژیک و اقتصادی دارای اهمیت بالایی است. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس علاقهای به رویارویی مستقیم با ایران ندارند و بیشتر تعامل در حد تنشزدایی و کنترل روابط را مد نظر دارند.
این کشورها به دنبال توازنسازی در برابر ایران هستند و خواستار تداوم روابط و تعاملات با ایران ولو به صورت محدود هستند. اینها در واقع خواستار انزوای کامل ایران نیستند هر چند مهار ایران برای این کشورها هدفی اساسی است اما مهار از طریق انزوا دنبال نمیشود بلکه مهار از طریق تعامل محدود و اعمال فشار و محدودیت از طریق نیروها و هنجارهای بینالمللی مد نظر است. در شرایط کنونی نیز روابط ایران با شورا دارای تنش است و فضای همکاری با تک تک کشورهای عضو کمرنگ شده و انتقادات در سطح بسیار بالایی است(نشست شورای همکاری خلیج فارس،1389: 108-95). علیرغم اینکه زمینه های همگرایی زیادی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس میتوان یافت و از این زمینهها می توان به: اقتصاد(نفت)، دین مشترک(اسلام)، جغرافیای مشترک، تهدیدات مشترک(امریکا و اسرائیل) اشاره کرد اما همواره روابط ایران و شورای همکاری با فراز و نشیب فراوانی همراه بوده(دهبنه، 1391: 82-81).
به دلیل ترس کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از صدور انقلاب و ایران، آنها ایران را به عنوان کشوری مداخلهگر خواندند و از ایران به سازمان ملل شکایت کردند. به نقل از خبرگزاری کویت(کونا)، سفرای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در نامهای به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل و «سنیستور اوسوریو» سفیر کلمبیا و رئیس کنونی شورای امنیت از ایران به خاطر آنچه دخالت این کشور در امور داخلی خود خواندند شکایت کردند(دیپلماسی ایرانی،1390).
از نظر سیاسی بین ایران و کشورهای خلیج فارس تعارضاتی وجود دارد. ماهیت انقلابی اسلامی و جهانشمولی جمهوری اسلامی ایران و وجود انگارههایی مانند«صدور انقلاب» و از طرفی ماهیت محافظه کار و پادشاهی کشورهای حوزه خلیج فارس از مؤلفههای سیاسی مؤثر در روابط خارجی این کشورها به شمار میآید. این انگارهها در پرتو غیریتی که بر فضای ذهن این کشورها حاکم است مبنای ظهور معنای ترس نسبت به ایران را در ذهن این دولتها فراهم کرده است. در طول تاریخ شیعیان در درون جهان اهل سنت مطرود و مغضوب بوده و هر گونه فعالیت سیاسی ایشان به شدت رصد و سرکوب میگردید(بهستانی، 1391: 179-178).
مسائلی که امروزه باعث تیره شدن روابط و ایجاد تنش بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس شده، نگرانی از قدرتیابی منطقهای ایران است، زیرا روند تحولات منطقهای بیانگر این واقعیت است که ایران در صدد است به قدرت برتر منطقهای تبدیل شده و ضمن مخالفت با حضور نیروهای فرامنطقهای درصدد ایفای نقش برآید و در این راستا فعالیتهای ایران محور عمدهی نگرانی کشورهای عربی و غیر عربی را فراهم کرده است. این عوامل شامل مسألهی هستهای ایران، افزایش توانمندیهای نظامی و موشکی و نیز مداخلهی ایران در امور داخلی کشورهای منطقه میشود. مسألهی دیگری که باعث تنش بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس شده است، دخالت ایران در امور داخلی کشورها میباشد که در ماههای اخیر و با توجه به روند تحولات و وقوع انقلابات در کشورهای عربی خاورمیانه( به خصوص بحرین) نمود پیدا کرده است. از نظر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به خصوص عربستان هر گونه قدرتگیری شیعیان در بحرین به افزایش نفوذ ایران میانجامد و خطر را به دروازههای این کشور میرساند(ملک محمدی، داوودی، 1391: 234-233).
یکی از راه هایی که می توان از طریق آن به سطح روابط سیاسی کشورها با یکدیگر پی برد، سفرهای دیپلماتیکی هست که بین مقامات این کشورها انجام می شود. در واقع، هر رفت و آمدی دارای دو پیام است؛ یک پیام سمبلیک و یک پیام عملی. پیام سمبلیک سفرهایی که صورت میگیرد این است که فضای روابط دو کشور مناسب و طرفین به خصوص گروهی که سفر میکند آماده ایجاد توسعه همکاریها است. این پیام نشان میدهد روابط طرفین مطلوب است و این اراده را دارند که به سوی همکاریهای جدی حرکت کنند. پیام عملی چنین سفرهایی نیز این است که طرفین وارد امور اجرایی جدی میشوند. این روابط بعضاً فقط در حوزه تجاری است اما حوزههای تکنولوژیک، صنعتی و سرمایه گذاری را هم شامل میشود(آصفی، دنیای اقتصاد).
بنابراین در ابتدا به بررسی و مقایسه ی سفرهای دیپلماتیک بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در قبل از سال 2010 و بعد از آن می پردازیم:
در دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد از سال 84، وی در چهاردهمین سفر بینالمللیاش به کویت سفر کرد و در واقع سفر به کویت از سوی احمدی نژاد اولین سفر رئیس جمهوری ایران به این کشور بود. شانزدهمین سفر بین المللی به قطر، بیست و یکمین سفر خارجی وی به کشور عربستان سعودی صورت گرفته و گفت و گو با پادشاه عربستان، از اهداف سفر احمدی نژاد به عربستان بوده است. بیست و دومین و بیست و سومین سفر ، سفر سه روزه به کشورهای امارات متحده عربی و عمان در 23 اردیبهشت 86 بود، سی و پنجمین و سی و ششمین سفر به بحرین و عربستان بود. سی و هفتمین سفر وی در 12 آذر 86 به قطر صورت گرفت، چهل و نهمین سفر خارجی نیز به قطر بود که احمدی نژاد به منظور حضور در اجلاس «تأمین مالی توسعه» عازم دوحه پایتخت قطر شد. پنجاهمین سفر نیز به قطر بود که در 27 دی ماه 87 برای شرکت در اجلاس فوقالعاده سران اتحادیه عرب بود(مشرق نیوز،1393). به طور کل، قبل از وقوع تحولات اخیر خاورمیانه، ریاست جمهوری ایران 4 بار به قطر، 2 بار به عربستان، 1 بار به بحرین، امارات متحده عربی، عمان و کویت سفر داشته است و حجم مبادلات سیاسی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تقریباً خوب و عادی بوده است اما در دولت دهم و بعد از وقوع تحولات حجم سفرها کم شد طوری که احمدی نژاد در سفر هفتاد و نهم خود در صدر هیأتی بلند پایه عازم دوحه( پایتخت قطر) شد. صد و چهارمین سفر وی در دوشنبه 23 مرداد 1391 به مقصد عربستان و صد و هفتمین سفر بین المللیاش برای شرکت در اولین اجلاس سران گفت و گوی همکاری آسیایی به کویت بود و در مجموع در این دوره فقط یک سفر به قطر و عربستان و کویت داشت(جام نیوز،1391).
در واقع، مسألهی مهمی که بر روابط ایران با کشورهای شورای همکاری تأثیر گذاشت مسألهی سوریه بود. ایران در مسألهی سوریه موضعگیری قوی داشت زیرا سوریه به عنوان دوست استراتژیک ایران است و روابط بخصوصی با ایران دارد. درواقع مسألهی مهم در این زمان موضعگیری متفاوت ایران در برابر سوریه بود، زیرا موضع ایران در اتفاقات لیبی، تونس، مصر و بحرین به نفع مردم و بر ضد حکومت بود اما در بحران سوریه ایران به طرفداری از حکومت سوریه برخاست و این تناقض در مواضع جمهوری اسلامی ایران باعث ایجاد علامت سؤال در ذهن دیگران شد. در اوایل تحولات سوریه و شروع تظاهرات و ناآرامیها ایران موضع تند سیاسی اتخاذ نکرد اما پس از گذشت 5 یا 6 ماه از مسائل سوریه یعنی در اواخر 2010 و اوایل 2011 اوضاع تغییر کرد. حرکتهای مسالمتآمیزی که در سوریه اتفاق میافتاد شکل نظامی به خود گرفت و دخالت کشورهایی چون قطر، عربستان، امارات متحده عربی(به صورت رسمی) و کشورهای دیگر خلیج فارس(به صورت غیر رسمی) خیلی واضح بود. در واقع در اینجا ما شاهد این مسأله بودیم که این کشورها فرصتی پیدا کرده بودند که به منافع ایران در منطقه ضربه بزنند و یکی از منافع ایران در منطقه سوریه بود، در نتیجه به دخالت در امور سوریه پرداختند. در اوایل سال 2011 در دیدار دکتر صالحی(وزیر امور خارجه) و ولید معلم(وزیر امور خارجه سوریه) در تهران، آقای صالحی صراحتاً عنوان داشت که ما با مردم سوریه و خواهان دموکراسی و انتقال قدرت به صورت مسالمتآمیز میباشیم و مردم سوریه را برای کسب دموکراسی تشویق کرد. این به این معناست که در ابتدا ایران با مردم سوریه بود اما وقتی کشورهایی چون قطر و عربستان در صدد ضربه زدن به منافع ایران برآمدند، ایران تغییر موضع داد و این تبدیل شد به یک جنگ تمام عیار بین ایران و عربستان و ترکیه(که بعداً با عربستان هم گروه شده بود). به عبارت بهتر میتوان گفت در این زمان کشورهای قطر، عربستان، ترکیه و مصر جریانی شدند به عنوان محور مقاومت و بر علیه جمهوری اسلامی ایران. از نیمه دوم 2011 به بعد بین ایران و کشورهای خلیج فارس به خصوص قطر و عربستان یک جنگ تمام عیار به وجود آمد، و این بر روابط ایران با عربستان و قطر و مسائل سوریه بسیار تأثیر گذاشت و حتی در داخل کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هم وحدت نظری وجود نداشت. کشورهای بحرین و کویت با عربستان بودند، کشور عمان از آنها فاصله گرفت و قطر هم که با این کشورها هم گروه نبود و در واقع یک حالت شکاف بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و بین دیگر کشورهای عربی ایجاد شد و به طور کلی مسأله بحرین، یمن و.. بر روابط منطقه ای به طور کلی بسیار تأثیر گذار بود (صدقیان: 1393).
از جمله راههای دیگر برای فهم اوضاع سیاسی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، بعد از تحولات اخیر خاورمیانه پرداختن به متونی که توسط سیاستمداران ایران و کشورهای حوزهی خلیج فارس تولید و مصرف شده که در واقع این متون به بازنمایی و شناخت فضای اجتماعی و تصویری که از یکدیگر در ذهن دارند میپردازند. از جمله:
موضع وزیر امور خارجه بحرین که در پایگاه اینترنتی امارات الیوم پس از ناآرامیهای سال 2011 منتشر شده:« وزیر امور خارجه بحرین ایران را به دخالت در امور کشورهای خلیج فارس محکوم کرد و کشورهای عرب را به پشتیبانی از منامه در برابر ایران فراخواند. شیخ خالد بن احمد ایران را به تلاش جهت حاکم نمودن شیعه بر کل عالم جهت برقراری حکومتی دینی به رهبری مقام معظم رهبری متهم نمود». وزیر امور خارجه بحرین خواستار توقف مداخلات ایران در بحرین و کشورهای خلیج فارس شد و سخنان شخصیتهایی که بحرین را استانی ایرانی میدانند و اینکه بحرینیها تقاضای الحاق به ایران را دارند، این متن درصدد تقویت غیریت و تخریب چهره ایران میباشد تا ضعف و چالشهای پیش روی خود را به حاشیه براند. همچنین با فراخواندن کشورهای دیگر به پشتیبانی، تلاش دارد که جبههای علیه ایران ایجاد گردد تا ایران به عنوان یک « خصم و غیر» نشان داده شود. در واقع با این خطابها در صدد هستند که با « مداخلهگر» معرفی کردن ایران این معنا را در ذهنها تثبیت نمایند تا به واسطه آن ابزارهای «طرد» را فراهم آورد. وقتی فرآیند طرد ایجاد گردید « غیریت» تثبیت میگردد. با تثبیت غیریت، امکان سرکوب مخالفان، با زدن« برچسب غیر» بر آنها، مهیا میگردد و شرایط به گونهای تلقی میگردد که در پرتو آن«وضع موجود» با هزینهای کمتر حفظ میگردد(کاظمی، 1391: 97-96).
به گزارش فارس به نقل از روزنامه سعودی « الشرق» سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان در کنفرانس مطبوعاتی خود بعد از نشست مشورتی سران شورای همکاری خلیج فارس: از ادعاهای امارات در قبال جزایرسه گانه ایرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی جانبداری کرد. وزیرامورخارجه عربستان حمایت کشورش از ادعاهای امارات در قبال جزایر سه گانه ایرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی جانبداری کرد. وزیر امور خارجه عربستان در حمایت کشورش از ادعاهای امارات درباره جزایر سه گانه ایرانی گفت: ما راه کار سیاسی مورد درخواست امارات را تأیید میکنیم و نه راه کارهای نظامی را و اگر ایران خواهان روابطی خوب با کشورهای شورای همکاری است لازم است که این امر را با امارات حل و فصل کند(دیپلماسی ایرانی، 1391).
از طرف دیگر وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در یک نشست اضطراری گرد هم آمدند و از آنچه «دخالت ایران در امور داخلی» و «توطئه چینی علیه امنیت ملی» خود خواندند، به شدت انتقاد کردند. در جلسه ریاض که به ریاست شیخ عبدالله بن زیاد آل نهیان، وزیر خارجه امارات متحده عربی برگزار شده است، همچنین دخالت آشکار ایران در کویت از طریق ایجاد شبکههای جاسوسی در خاک این کشور توسط اعضاء محکوم شده است.
این نگاه به ایران که به طور «دخالت در امور داخلی»،« اقدام علیه امنیت ملی»، « جاسوسی»و… است و به صورت دسته جمعی توسط کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس فراهم شده، متأثر از ترسی است که در این کشورها نسبت به ایران وجود دارد و تلاش میکنند با این نگاهها ایران را به حاشیه برانند. ایران نیز در مقابل اقداماتی انجام داده از جمله: روح ا… حسینیان که از اعضای محافظه کار مجلس ایران است به صراحت بر لزوم دخالت نظامی ایران در بحرین و مقابله با خاندان سعودی تأکید کرد. البته اعضای شورای همکاری خلیج فارس در توجیه این دخالت نظامی تأکید کردند که بر مبنای اساسنامه این شورا مصوب سال 1981، هر کدام از اعضا میتوانند برای حمایت از دیگری وارد صحنه(هر چند نظامی) شوند(کاظمی، 1391: 99-98).
از جمله کردارهای کشورهای حوزه خلیج فارس در پی تحولات سال 1389 که گویای طرز تلقی این کشورها از ایران است عبارتند از:
احضار کاردار سفارت ایران توسط بحرین که این احضار در پی اعتراض به اظهارات مقامات ایرانی دربارهی اتحاد میان عربستان و بحرین بود. وزارت خارجه بحرین در یادداشت اعتراض آمیزی که با کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران ارائه داده خواستار عدم طرح چنین مسائلی در آینده شده است(دیپلماسی ایرانی، 1391).
در تمامی بیانیههای سیاسی صادر شده از سوی شورای همکاری، چه در سطح سران و چه در سطح وزرای خارجه مهمترین موضوع ایران بوده است. از بخشی از تاریخ شورا که تنها موضوع ایران مطرح بوده یعنی در دورهی اولیهی شکلگیری شورا و زمان جنگ ایران و عراق تا به امروز که مهمترین موضوع باز هم ایران است(نشست شورای همکاری خلیج فارس،1389: 100-99).
از نظر ارتباطی روابط ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بسیار متشنج شده. میتوان گفت که طی تقریباً یک دههی گذشته روابط دو طرف تا این اندازه متشنج نبوده است. با آغاز تحولات بحرین و ورود نیروهای شورای همکاری خلیج فارس موسوم به سپر جزیره که در رأس آن نیروهای عربستانی قرار داشتند به بحرین، تنش در روابط ایران با شورا باز هم شدیدتر شد تا جایی که به کویت هم رسید. زمانی که اعلام کرده شد سه نفر به دلیل همکاری با یک شبکه جاسوسی با ایران در کویت محکوم به اعدام شدهاند(دیپلماسی ایرانی، 1390).
برای تحلیل روابط ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از لحاظ نظری میتوان گفت: با بررسی سیر روابط خارجی ایران با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و به ویژه عربستان میتوان نشان داد که از میان فرهنگهای سه گانهی ونت، ویژگی رفتار شورای همکاری خلیج فارس با رهبری عربستان این بوده که از زمان پیدایش آن، رفتار آنها در مقابل ایران بر اساس فرهنگ رقابتی بوده است و آنها یک رفتار در حال نوسان بین دوستی و دشمنی متقابل را شکل دادهاند و نوعی فرهنگ رقابتی با هم داشته اند(دهبنه، 1391: 98).

مطلب مشابه :  نظریه‌های عزت نفس، عزت نفس خانوادگی، تعاملات اجتماعی