طرحوارههای ناسازگار اولیه، طرحوارههای ناسازگار، تجارب اولیه زندگی

دانلود پایان نامه

«طرح‏واره» درحوزه های پژوهشی مختلف به کار برده شده است و به عنوان ساختار، قالب یا چهارچوب تعریف می‎شود. در فلسفه کانت به معنی آنچه که در تمام اعضای یک طبقه عمومی باشد، آمده است. روانشناسان رشد شناختی، روانشناسان بالینی و اجتماعی و روانشناسان شناختی این مفهوم را به گستردگی مورد توجه قرار دادهاند (یانگ،1384).
این مفهوم در حوزه روانشناسی ریشه در کارهای روانشناسان رشد شناختی و بویژه پیاژه دارد.از دیدگاه این گروه طرحواره، الگوی شناختی انتزاعی است که تعبیر و تفسیر اطلاعات و حل مسائل را هدایت می کند.در جایی دیگر طرحواره را بعنوان الگوی شناختی ثابتی از توجه انتخابی به محرک ها، ترکیب محرکها برای ایجاد یک شکل قابل شناسایی و آشنا و مفهومبندی کلی موقعیت تعریف کردهاند(ر سیک و ویور ،2002؛ به نقل از محمدی، 1382). در این چارچوب طرحواره اساساً به عنوان بازنمایی شناختی جوانب خاصی از زندگی در نظر گرفته میشوند. (تورن دیک،1974؛ به نقل از جکوین 1997،ص14).
این مفهوم همچنین یکی از مفاهیم اساسی در حوزه روانشناسی شناختی است که بیش از همه با نام بک تداعی میشود. بک طرحواره را، ساختاری شناختی برای گزینش ، رمزگردانی و ارزیابی محرکهایی که بر ارگانیسم تأثیر میگذارند تعریف میکند(بک،1967؛به نقل از ریزو و همکاران ،2006). وی معتقد است “بر پایه مجموعهای از طرحواره ها افراد قادر میگردند تا موقعیت خویش را در رابطه با زمان و فضا تعیین نموده و تجارب را به گونهای معنیدار طبقهبندی و تفسیر نمایند.”(بک،1964به نقل از پلتز و همکاران،2002). به اعتقاد بک و فریمن(1990) این ساختارهای شناختی اطلاعات مختلف در مورد افراد، موضوعات، رویدادها و موقعیتها را ترکیب کرده و به آنها معنی میدهند(بک وفریمن،1990به نقل از جکوین،1997 ص14). طرحوارهها را همچنین به عنوان “عناصر سازمان یافته واکنشهای گذشته و تجاربی که بدنه نسبتاً پیوسته و دائمی شناخت را تشکیل میدهند و قابلیت هدایت ادراکها و ارزشیابیهای پسایند را دارند” تعریف کردهاند (سگال،1988؛به نقل از سیموس، 1384،ص257).
از دیدگاه یانگ “طرحوارهها باورهای عمیق و مستحکم فرد در مورد خود و جهان و حاصل آموزههای سالهای نخستین زندگیاند. آنها دانش ما در مورد خودمان و جهان هستند و به ما میگویند چگونهایم و جهان چگونه است(یانگ و همکاران،2003).
روانشناسان اجتماعی انواع مختلفی از طرحوارهها را مطرح میکنند، مانند طرحوارههای خود یا طرحوارههای ارتباطی. طرحوارههای خود عبارتند از توصیفات شناختی سازمان یافتهای از خود. یا به عبارتی آنها ساختارهای معنایی شامل دانش فرد در مورد خودش و دیگران هستند (هوروویتز و بارتولومو، 1991؛به نقل از جکوین،1997). طرحوارههای ارتباطی نیز از دیدگاه بالدوین(1992) ساختارهای شناختی هستند که قواعد موجود در الگوهای روابط بین فردی را تبیین میکندآنها شامل یک طرحواره در مورد خود، یک طرحواره در مورد دیگری و متن نمایش نامه می شوند (بالدوین 1992؛به نقل از برازنده ،1384).
یانگ (1999و1990) معتقد است برخی از این طرحواره‎ها به ویژه آن‎ها که عمدتاً در نتیجه تجارب ناگوار دوران کودکی شکل می‎گیرند ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیت، مشکلات منش‏شناختی خفیف‎تر و بسیاری از اختلالات مزمن محور یک قرار بگیرند. یانگ برای بررسی دقیق این ایده، مجموعه‎ای از طرح‏واره‎ها را مشخص کرد که به آنها طرح‎واره‎‎های ناسازگار اولیه می‎گویند، که خصوصیات زیر را دارند. (یانگ، 1384).
الگوها و درون مایه‎های عمیق و فراگیری هستند.
از خاطرات، هیجان‏ها، شناخت‎واره‏ها و احساسات بدنی تشکیل شده‎اند.
در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته‎اند.
در مسیر زندگی تداوم دارند
در رابطه خود و رابطه با دیگران هستند
به شدت ناکار آمدند
2-1-3- ریشه های شکلگیری طرحواره
امکان شکلگیری طرحوارهها در هر مقطعی از زندگی وجود دارد، اما غالباً رشد و شکلگیری این ساختارهای بنیادین از دوران کودکی آغاز میشود و از عوامل گوناگونی چون ژنتیک، عوامل زیستی، خلق وخوی ذاتی ، خانواده و فرهنگ تأثیر میپذیرند.
تجربه مکرر انواع خاصی از موقعیتها منجر به رشد طرحواره هایی در ارتباط با آن موقعیت خاص میشود لذا طرحوارهها میتوانند در خصوص فرایندهای عمومی، اشیا، رویدادها و پیامدهای آنها و یا موقعیتهای اجتماعی شکل گرفته باشند(جولا،1986؛به نقل از همان منبع)طرحوارهها دارای ساختار شناختی پیچیدهای هستند که هم طرحوارههای سطح بالا و هم طرحواره های سطح پائین و هم ارتباط این سطوح را با یکدیگر شامل میشود(اینگلن و کندال،1986؛ به نقل از حقیقت منش، 1386) در این سلسله مراتب هر چه به سمت طرحواره های مراتب بالاتر برویم معانی پیچیدهتر و بطور بیش روندهای گستردهتر میشوند. آنها در مواجهه با محرکهای جدید اطلاعات بدست آمده را غربال، رمزگردانی و ارزیابی میکنند(بک،1967به نقل از همان منبع)
این ساختارها همچنین امکان یک صرفهجویی شناختی را فراهم میکنند. آنها از طریق توجه انتخابی به جوانب خاصی از محیط پردازش اطلاعات را تحت تأثیر قرار می دهند و از این طریق به عنوان فیلتری برای محرکهای محیطی عمل میکنند.محرک ها، مجموع اطلاعات سازمان یافته و مرتبط قبلاً ذخیره شده را در بر میگیرند و این باعث میشود تا طرح وارهها برای تمامی موقعیتهای مربوط به هم معانی همسانی داشته باشند حتی اگر واقعیت یک موقعیت خاص چیزی غیر از آن باشد. این مسئله باعث میشود پردازشهایی که افراد در موقعیتهای مشابه دارند و شیوه عملکردشان در آن موقعیت تکرار شود. شناختوارهها، برانگیختگیهای عاطفی و انگیزشی، حاصل تعامل محرکهای محیطی با طرحوارههایند که منجر به انتخاب و راهاندازی استراتژیهای مرتبط با خودشان میشوند(بک و پرتزر،1381؛جکویین،1997)این مسئله ویژگی متمایز کننده طرحوارههای مطرح شده توسط بک و یانگ است.
در نگاهی کلی طرحوارهها، ساختارهای شناختی بازتابنده جوانب مختلف زندگیاند. آنها تمایل به ثبات و خود تداومبخشی در طی زمان دارند و به ادراک محرکها و پاسخ دادن به آنها کمک میکند. در مواجه با محرکها و رویدادهای مختلف طرحوارههای مرتبط با آن موقعیت فعال شده و توجه نسبت به محیط را به شیوهای همخوان با خود جهت میدهند. طرحوارهها به عنوان فیلترهایی برای اطلاعات ورودی عمل میکنند. انسانها دنیا را از پشت عینکهای طرحواره رنگ خود میبینند بر این اساس آنها ممکن است باعث خطاهای ادراکی شوند (جکویین،1997)
یانگ و کالسکو(2003) سه عامل را بعنوان ریشههای شکلگیری طرحوارههای ناسازگار اولیه بیان میکنند: تجارب اولیه زندگی، نیازهای عاطفی اساسی و خلق وخوی عاطفی

مطلب مشابه :  اعتماد ، انتظارات، همدلی