طرحواره های ناسازگار اولیه، طرحوارههای ناسازگار اولیه، طرحواره های ناسازگار

دانلود پایان نامه

بدین ترتیب میتوان گفت خلق و خوی عاطفی ذاتی کودک در ارتباط با رویدادهای ناخوشایند سالهای نخستین زندگی، منجر به عدم ارضاء نیازهای عاطفی اساسی کودک و در نتیجه شکلگیری طرحوارههای ناسازگار اولیه میشود(یانگ و همکاران،2003).
2-1-4- طرحواره های ناسازگار اولیه
طرحواره های ناسازگار اولیه، الگوهای هیجانی و شناختی خود – آسیب رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته و در سیر زندگی تکرار می شوند. ریشه تحولی طرحوارههای ناسازگار اولیه در تجارب ناگوار دوران کودکی نهفته است. طرحوارههایی که زودتر به وجود میآیند و معمولاً قویترین هستند، از خانوادههای هستهای نشأت میگیرند. تا حد زیادی پویایی خانواده بازتاب دقیق پویاییهای ذهنی کودک هستند. وقتی افراد در موقعیتهایی از زندگی بزرگسالی، طرحوارههای ناسازگار اولیهشان فعال میشوند، معمولاً خاطرهای هیجانانگیز از دوران کودکی خود تجربه میکنند. همزمان با تحول کودک، سایر عوامل تأثیرگذار مانند همسالان، مدرسه، انجمنهای گروهی و فرهنگ به طور روزافزونی اهمیت مییابند و در شکلگیری طرحوارهها نقش بازی میکنند. با این حال طرحواره هایی که بعداً در سیر تحول شکل میگیرند، زیاد عمیق و نیرومند نیستند (یانگ و همکاران،1386).
یانگ آن دسته از طرح واره ها را که منجر به شکلگیری مشکلات میشوند، طرحوارههای ناسازگار اولیه مینامند(یانگ ،1384). این طرحوارهها “باورهای زیر بنایی ناکارآمد و مطلقی در مورد خود و در ارتباط با باورهایی در مورد محیط هستند که در طول دوران کودکی رشد یافته و عمدتاً توسط موقعیتها یا محرکهایی در محیط فرد فعال میشوند(پتروسلی و همکاران ،2001). در واقع این طرحوارهها که از دیدگاه یانگ عمیقترین ساختارهای شناختی هستند “الگوهایی نافذ و گسترده، متشکل از خاطرات هیجانات، شناخت طرحوارهها و احساسات بدنی در ارتباط با روابط فرد با خودش و دیگران میباشند که درطی کودکی و نوجوانی رشد کرده و در سراسر زندگی فرد تداوم مییابند و تا حد زیادی نیز ناکارآمدند.یا بعبارتی دیگر الگوهای شناختی و عاطفی خود آسیبرسانی هستند که از جریان اولیه رشد آغاز شده و در طول زندگی تداوم مییابند(نورداهل و همکاران ،2005).
طرحواره ناسازگار اولیه ساختارهایی غیرشرطی و انعطاف ناپذیرند که به تدریج و به صورت الگوهایی از تفکرات تحریف شده و رفتارهای ناکارآمدی تثبیت شدهاند. این ساختارها توسط افراد حفظ و اغلب قطعی و مسلم انگاشته میشوند. طرحوارهها به عنوان الگویی برای پردازش تجربیات افراد مورد استفاده قرار میگیرند و به این ترتیب افکار و روابط فرد با دیگران را مشخص میکنند ونوع ادراکی را که هر فرد از خود و جهان پیرامونش دارد تحت تأثیر قرار میدهند. ادراکی که به دلیل ماهیت خود تداوم بخشطرحوارهها در سراسر زندگی ادامه مییابد. (سیموس ،1384؛یانگ و همکاران،2003)
2-1-5- حوزه های طرحواره و طرحواره ناسازگار اولیه:
یانگ وهمکارانش در ابتدا هجده طرحواره اولیه را معرفی کرد (یانگ،1384؛یانگ وهمکاران ،2003)اما در مطالعات اخیر سه طرحواره در دیگر طرحوارهها ادغام گردیدهاند.این پانزده طرحواره در قالب پنج مقوله گسترده نیازهای عاطفی مرکزی ارضاء نشده که “حوزه های طرحواره” نامیده می شوند سازمان می یابند.طرحوارههایی که در هر حوزه قرار دارند حاصل عدم ارضاء مطلوب نیاز مرتبط با آن حوزه هستند.
2-1-5-1- حوزه اول؛ بریدگی/طرد
طرحواره های ناسازگار اولیه زیر مجموعه این حوزه حاصل عدم ارضای نیاز به دلبستگی امن به دیگران اند. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آیدکه بی عاطفه ، سرد ، مضایقه گر، منزوی ، تندخو ، غیر قابل پیش بینی یا بدرفتار هستند.
رها شدگی و بی ثباتی(AB) ؛ تزلزل و بی اعتمادی برای دریافت حمایت و برقراری پیوند،شامل این احساس که افراد مهم زندگی قادر به تأمین و یا ادامه حمایت عاطفی مورد نیاز فرد نیستند؛زیرا آنها از لحاظ هیجانی متزلزل و غیر قابل پیشبینی هستند .فردی که چنین طرحواره ای در ذهنش شکل گرفته باشد،معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگی اش بمیرند یا این که او را رها کنند و به فرد دیگری علاقمند شوند.
بی اعتمادی و بدرفتاری(MA)؛ افراد دارای این طرحواره دیگران را انسانهایی سودجو ، دغل کار، دروغگو و بدرفتار می دانند وممکن است دارای این حس باشند که آسیب های وارد آمده به آنها عمدی بوده و یا حقوقشان همواره از سوی دیگران نادیده گرفته می شود.
محرومیت هیجانی (ED) ؛ این طرحواره اغلب با باور فرد در مورد اینکه تمایلات و نیازهای شخصی اش برای حد متعارفی از حمایت عاطفی به اندازه کافی از جانب دیگران ارضاء نمی شود ،مشخص می گردد. محرومیت هیجانی دارای سه نوع عمده است :
محرومیت از محبت: شامل فقدان توجه ،گرمی یا همراهی
محرومیت از همدلی: فقدان فهم ، گوش دادن و احساسات مشترک از جانب دیگران
محرومیت از حمایت: نداشتن منبع قدرت ، جهت دهی یا راهنمایی از سوی دیگران
نقص وشرم(DS): افراد دارای این طرحواره اعتقاد به وجود یک یا چند نقص و ضعف عمده در مهمترین جوانب شخصیت شان دارند.این نقص ممکن است شخصی(تکانه های خشم،تمایلات جنسی غیر قابل پذیرش یا خودخواهی)یا عمومی باشند(ظاهر جسمی نامطلوب و مشکلات اجتماعی).
انزوای اجتماعی /بیگانگی(SI): در برگیرنده این احساس است که شخص از جهان کناره گیری کرده،با افراد دیگر متفاوت است و یا اینکه بیش از حد به انتقاد ،سرزنش ، طرد و…باشد.
2-1-5-2- حوزه دوم ؛ خودگردانی و عملکرد مختل

مطلب مشابه :  عوامل تأثیرگذار بر رفتار شهروندی سازمانی، انتظارات، همدلی