عدم تقارن اطلاعاتی

دانلود پایان نامه

بطور کلی، بحث نظری در زمینه اهمیت دسترسی زنان به منابع و همزمان شدن این بحث
ها با دهه سازمان ملل برای کاهش فقر در جهان سبب شده که صاحبنظران دو رهیافت کارآفرینی و حمایتی را برای توانمندسازی زنان ارائه دهند. در برخی کشورها، غالباً پیشرفته، رهیافت نخست و در برخی کشورهای دیگر، عمدتاً در حال توسعه، بر رهیافت دوم تاکید شده است.
رهیافت کارآفرینی: در این رهیافت، دسترسی به اعتبار برای زنانی که توان کارآفرینی دارند امکان پذیر می
شود. ایجاد اشتغال برای خود یا فراهم آوردن فرصت
های شغلی برای دیگران و درآمدزایی از اهداف این رهیافت است. زنانی که به این ترتیب به اعتبار دسترسی می
یابند به فعالان اقتصادی در بخش خصوصی اضافه می
شوند، این زنان لزوماً فقیر نیستند. بنابراین دسترسی زنان کارآفرین به اعتبارات در صورتی می
تواند نقشی در توسعه توانمندسازی زنان داشته باشد که توزیع اعتبارات، جزئی از برنامه جامع حمایت از بخش کارآفرینی خرد در اقتصاد تلقی شود.
رهیافت حمایتی: در این رهیافت، دسترسی به اعتبار لزوماً به معنای کار مولد نیست و امکان دسترسی زنان به اعتبار با هدف کاهش فقر و تأمین حداقل
ها در حدی که زنان فقیر توان بازپرداخت آن را داشته باشند فراهم می
شود. (سازمان ملل متحد، 1996، صص 17-1) (به نقل از دیهیم و وهابی، 1382، 68)
3-2-2- پارادایم کاهش فقر زنان
Poverty Alleviation Paradigm
این پارادایم برخلاف پارادایم قبلی که به عنوان راهبردی از سوی آژانسهای بزرگ توسعه (مثل بانک جهانی) اتخاذ می
شده، بیشتر توسط سازمانهای غیردولتی بکار گرفته شده است. در این پارادایم، اعتبارات خرد به عنوان یک برنامه توسعه یکپارچه در نظر گرفته می
شود که کمک اصلی
ای برای کاهش فقر و بطور نهادی توسعه محلی پایدار است. گروههای هدف آن مردان، زنان و کودکان فقیر می
باشند. سهم اعتبارات خرد در توانمندسازی را در افزایش رفاه خانوار و سازماندهی گروهی برای فعالیت در توسعه محلی می
دانند. (Mayoux,1994) (به نقل از ازکیا وایمانی، 1384).
اگرچه در مواردی هردو پارادایم مشترکاتی دارند اما نقاط افتراق میان دو پارادایم عمده است. ابتدا نقاط اشتراک و سپس نقاط افتراق بحث می
شود.
الف. نقاط اشتراک میان دو پارادایم: خودپایداری مالی زنان و پارادایم کاهش فقر زنان
افزایش دسترسی فقرا به خدمات مالی: هردو پارادایم تلاش می
کنند تا دسترسی فقرا (زنان) به خدمات مالی را امکان
پذیر سازند. الیزابت راین به این نکته اشاره دارد که هدف اصلی طرفداران هردو مکتب عرضه خدمات مالی شامل اعتبار و پس
انداز به میلیونها فقیر (زنان سرپرست خانوار) به شکل پایدار است. هردو پارادایم سعی دارند با ارائه وام به فقرا (زنان سرپرست خانوار) امکان خوداشتغالی و درآمدزایی رابرای آنها فراهم کنند.
کارایی: هردو پارادایم سعی می
کنند تا کارایی برنامه
های اعتبار خرد را افزایش دهند. کارایی بطور عام به معنای استفاده از حداقل نهاده
ها برای تولید حداکثر ستانده
ها می
باشد. در این راستا برنامه
های اعتبار خرد از ابداعات و مکانیزمهای جدیدی استفاده می
کنند. به دلیل عدم تقارن اطلاعاتی (information assymetry) میان وام
دهنده و وام
گیرنده یک نهاد مالی باید هزینه
های قابل توجهی برای جمع
آوری اطلاعات بپردازد، وبر مبنای این اطلاعات مشتریانی را انتخاب کند که اعتبار بیشتری دارند. علاوه بر این هزینه
ها، برای اطمینان از بازپرداخت وامها لازم است یک نهاد مالی بر نحوه بازپرداخت وام
ها نظارت و کنترل داشته باشد.
ب. نقاط افتراق میان دو پارادایم: خودپایداری مالی زنان و پارادایم کاهش فقر زنان
پارادایم سیستم مالی/ پایداری: در پارادایم سیستم مالی، به اصول زیر برای پوشش هرچه بیشتر و گسترده
تر فقرا تأکید می
شود:
ـ اهمیت نهادهالی مالی خرد در توسعه:
نهادهای مالی خرد پتانسیل قابل توجهی در توسعه اقتصادی و فقرزدایی دارند و تلاش اصلی باید در جهت ایجاد شرایط کلان اقتصادی و نظارتی مناسب برای رشد این گونه نهادها باشد. نهادهای مالی، سازمانهای خیریه نیستند و لازم است برای افراد بسیار فقیر برنامه
های خاص طراحی شود.
رابینسون (Robinson, 2001) اعتبار را هنگامی که در اختیار فقرایی قرار می
گیرد که به لحاظ اقتصادی فعال هستند، توانایی استفاده از وام
ها را دارند و تمایل دارند که آنها را بازپرداخت کنند ابزار قدرتمندی می
داند. برای افراد بسیار فقیر،نیاز به غذا، مسکن، بهداشت، آموزش
های مهارتی و شغل مهمتر است. نباید فراموش کرد که واژه دیگر ـ برای اعتبار بدهی است و وقتی وام در اختیار افراد بسیار فقیر قرار بگیرد ممکن است آنها فرصتی برای خود اشتغالی سودمند در اختیار نداشته باشند یا ریسک استفاده از وام بالا باشد. فقرایی که ساکن در مناطق دورافتاده که فاقد زیرساختهای مناسب و دور از بازار است نمونه
ای از این گروه هستند و ممکن است نتوانند به نحو مطلوبی از وام
ها استفاده کنند. فقرایی که به لحاظ غذایی در مضیقه هستند و فرصتهای درآمدزایی محدودی در اختیار دارند تنها وام را برای نیازهای مصرفی بکار می
گیرند. بنابراین به جای تمرکز بر فقیرترین فقرا لازم است بر فقرایی تمرکز کرد که به لحاظ اقتصادی فعال هستند و فعالیت
های درآمد زا در سطح خانوار و یا کسب و کارهای خرد را اداره می
کنند. وام
های خرد برای این گروه منجر به اشتغال نیمه وقت و تمام وقت و درنتیجه افزایش درآمد می
شود.
– پرداخت یارانه به اعتبارات:
پرداخت یارانه به اعتبارات در چند دهه گذشته رواج داشته و از اشکال متفاوتی برخوردار بوده که مهمترین شکل آن پرداخت یارانه برای کاهش نرخ بهره می
باشد. در رهیافت سیستم مالی نرخ بهره باید به گونه
ای تأمین شود که توانایی پوشش هزینه
ها را داشته باشد. در تعیین نرخ بهره عوامل زیر باید در نظر گرفته شود: (1) هزینه
های اداری و عملیاتی. (2) هزینه فرصت سرمایه. (3) سود. (4) هزینه سوخت وامها. طرفداران سیستم مالی معتقدند پرداخت یارانه برای کاهش نرخ بهره اثر منفی بر نهادهای مالی خواهد داشت.
ـ نقش نهادهای خصوصی در تأمین منابع مالی مورد نیاز :
توسعه خدمات مالی نیازمند منابع مالی گسترده
ای است که فراتر از توان کمک
کنندگان (donors) و دولت می
باشد. به همین دلیل لازم است نهادهای مالی به جلب منابع از بخش خصوصی اعم از افراد، یا بانکهای تجاری بپردازند و تحت تأثیر نوسانات سیاسی و تغییر تصمیمات سیاست
گذاران قرار نگیرد.
ـ خوداتکایی و پایداری :
پایداری معانی متفاوتی به خصوص در حوزه توسعه کسب و کارهای خرد دارد. یک معنا دلالت بر فراهم آوردن شرایطی دارد که خدمات برای گروه بیشتری از مشتریان در درازمدت در دسترس باشد. نیاز کسب و کارهای خرد به خدمات مالی امری متداوم است و با یک بار استفاده از خدمات مالی پایان نمی
پذیرد.
پارادایم رفاه (کاهش فقر زنان): این پارادایم بر اصول زیر تأکید دارد:

مطلب مشابه :  غلبه، غلبه، نیاز