عزت نفس تحصیلی

عزت نفس تحصیلی

عزت نفس تحصیلی

2-5-1-هدف
یکی از مهمترین عواملی که بر عملکرد تحصیلی دانشجویان تاثیر می گذارد،داشتن هدف است.بدیهی است دانشجویانی که برای تحصیل خود اهدافی در نظر می گیرند از آنهایی که هدف خاصی را دنبال نمی کنند موفقیت بیشتری را تجربه خواهند کرد ؛داشتن هدف موجب می شود که دانشجویان برای آن برنامه ریزی نمایند و با جهت از قبل تعیین شده حرکت کند .هدف ،جهت خاصی به موضوع های درسی می دهد و روش مطالعه و یادگیری را آسان تر می کند.هدف باعث یادگیری بهتر و تلاش بیشتری برای کسب موفقیت می شود.هدف ایجاد انگیزه می کند .بسیاری از مواقع نداشتن هدف مشخص ،روشن ،قابل حصول و متناسب با یادگیرنده و امکانات اجرایی او باعث می شود که یادگیری به خوبی صورت نگیرد.برای آن که تدریس و آموزش معلم اثربخش باشد باید هدف آموختن هر مطلب برای یادگیرنده و یاددهنده کاملا روشن باشد.داشتن هدف به خصوص ،هدفی که با نیازها ،علائق و توانایی های یادگیرنده مطابقت داشته باشد باعث بوجود آمدن انگیزه برای یادگیری می شود.همچنین ،داشتن هدف های بلند مدت و کوتاه مدت باعث می شود که یاددهنده آسان تر و منطقی تر ،عملکرد یادگیرنده و آموزش های خود را ارزشیابی کند ؛لذا در می یابد که یادگیرنده در چه زمینه هایی نیاز به آموزش و تمرین بیشتر دارد. به علاوه،داشتن هدف به یاددهنده کمک می کند تا به جنبه های مثبت و منفی روش آموزش خود پی ببرد و آن را اصلاح نماید.
وقتی که دانشجو هدفی را برای خود انتخاب کند تمایل بیشتری برای درس خواندن و یادگیری خواهد داشت.کمتر احتمال دارد دچار کم کاری و تنبلی شود و سطح نمرات درسی او روز به روز بالاتر خواهد رفت .چنانچه که ذکر شده ،هدف ها باید طوری انتحاب شود که از نظر دانشجو دسترسی به آن امکان پذیر باشد .عده ای از دانشجویان از ترس عدم موفقیت ،هدفی انتخاب نمی کنند .اگر هدف بزرگ و یا دور از دسترس باشد دانشجو به علت ترس از عدم شایستگی آن را انتخاب نمی کند.بنابراین ،هدف های بزرگ بایستی به اهداف کوچکتر تقسیم شود تا دانشجو به انتخاب آنها راغب شود.به طور خلاصه موضوع هدف در دانشجویان ،از چند بعد قابل یحث است ؛اول اینکه دانشجویان باید از مطالعه هر درس هدف یا اهداف خاصی را برای خود در نظر داشته باشند.ثانیا ،هدف یا اهداف خاصی از کل تحصیل در دانشگاه داشته باشند.ثالثا ،خانواده ها و مربیان نیز باید از از تربیت و آموزش دانشجویان اهداف خاصی را داشته باشند.نکته قابل توجه در این زمینه آن است که هر چه اهدافی که دانشجو برای خود در نظر می گیرد با اهدافی که مورد نظر مربیان و اساتید است ؛هماهنگی بیشتر وجود داشته باشد،میزان موفقیت دانشجو در نیل به اهداف بیشتر خواهد بود و برعکس ،هرچه در این زمینه فاصله و اختلاف بیشتر باشد آشفتگی و سردرگمی دانشجو بیشتر خواهد بود.
2-5-2-عزت نفس
عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن .این احساس از مجموع افکار ،احساس ها ،عواطف و تجربه ها در طول زندگی ناشی می شود.فکر می کنیم فردی باهوش یا کودن هستیم ،احساس می کنیم شخصی منفور یا دوست داشتنی هستیم ،خود را دوست داریم یا نداریم.مجموعه هزاران برداشت ،ارزیابی و تجربه ای که از خود داریم که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمندبودن ،و یا برعکس احساس ناخوشایند بی کفایتی ،داشته باشیم.
همه افراد صرف نظر از سن ،جنس،زمینه فرهنگی ،جهت و نوع کاری که در زندگی دارند نیازمند عزت نفس هستند .عزت نفس واقعا بر همه سطوح زندگی اثر می گذارد . در حقیقت بررسی های گوناگون روانشناسی حاکی از آن است که چنان چه نیاز به عزت نفس ارضانشود ،نیازهای سطح بالاتر نظیر نیاز به آفریدن ،پیشرفت ،و خودشکوفایی محدود و ناشکفته باقی می ماند.انسان اگر در زندگی هیچ چیز نداشته باشد اما داری عزت نفس یاشد همه چیز به دست خواهد آورد ،ولی برعکس ،اگر همه چیز داشته باشد ولی دارای عزت نفس نباشد همه چیز را از دست خواهد داد .دانشجویی که دارای عزت نفس است از ویژگی های زیر برخوردار است :مستقل عمل می کند ؛در مورد مسائلی چون استفاده از وقت ،پول ،حرفه ،لباس و مانند این ها دست به انتخاب می زند و تصمیم می گیرد .او دوستان و سرگرمی هایش را عمدتا خودش پیدا می کند؛مسئولیت پذیر است ؛سریع و با اطمینان عمل می کند ؛مسئولیت کارهای روزمره خود از نظر شستن ظروف ،البسه و نظافت خانه و حیاط را به عهده می گیرد؛اغلب به کمک دوستانش می شتابد ؛به پیشرفت- هایش افتخار می کند ؛هنگامی که از پیشرفت هایش حرفی به میان می آید با مسرت تصدیق می کند و حتی به سبب آنها ،گاهگاه از خودش تعریف می کند؛به چالش های جدید مشتاقانه روی می آورد و مشاغل ناآشنا ،آموزش ها وفعالیت های جدید ،توجهش را جلب می منند و او با اطمینان ،خود را درگیر آنها می کند ؛دامنه وسیعی از هیجان و احساسات را نشان می دهد ؛می تواند قهقهه بزند ،بخندد،فریاد بکشد ،گریه کند ،به گونه ای ارتجالی محبتش را بروز دهد ،به طورکلی هیجان های مختلفی را ابراز می کنئ؛ ناکامی را به خوبی تحمل می کند ؛هنگام روبرو شده با ناکامی ها می تواند واکنش های گوناگون نظیر شکیبایی ،خندیدن بی خود ،بلند حرف زدن و غیره از خود نشان دهد ،قادر است از آنچه موجب ناکامی اش شده است ،سخن بگوید ؛احساس می کند که می تواند دیگران را تحت تاثیر قرار دهد ؛از نفوذی که بر افراد خانواده ،دوستان و حتی مربیان و غیره دارد ،مطمئن است.
2-5-2-1-عزت نفس و عملکرد تحصیلی
یکی از مفاهیمی که به مفهوم نگرش به آموزشگاه و یادگیری آموزشگاهی بسیارتزدیک است ،مفهوم نگرش به خود و
عزت نفس تحصیلی در مورد یادگیری آموزشگاهی است.موفقیت و تائید یا شکست و عدم تائید در تعدادی از تکالیف یادگیری و در مدتی نسبتا طولانی به عزت نفس کلی درباره آموزشگاه و یادگیری آموزشگاهی می انجامد.به همین نحو موفقیت و تائید یا شکست و عدم تائید پس از چندسال نحصیل منجر به این خواهد شد که دانش آموز این واقعیت یا شکست را به خودش به عنوان یادگیرنده یا دانش آموز تعمیم دهد.سرانجام دانش آموز یا باید از متهم کردن آموزشگاه یا معلمان به سبب عدم موفقیت دست بردارد و خود را هدف اتهام قراردهد یا باید تائید آموزشگاه و معلمان را به خاطر موفقیتش به تائید خود مبدل سازد . دانش آموزی که مرتبا در آموزشگاه موفقیت کسب می کند باید تائید دانشگاه و معلمان خود تعمیم دهد و یک مفهوم کلی مثبت درباره خودش به عنوان یادگیرنده ایجادکند(بلوم،ترجمه سیف ؛1363).
مطالعات انجام شده بیانگر رابطه بین عزت نفس تحصیلی و پیشرفت تحصیلی است.هر فرد فعالیت هایی را که با موفقیت انجام داده است و یا می تواند انجام دهد ،دوست دارد.تصور دانش آموز درباره موفقیت یا شکست در یک تکلیف یادگیری مبتنی بر تجاربی است که وی در مورد آن تکلیف یا تکالیف مشابه از معلمان ،والدین ،همسالان و اشخاصی که به طریقی با تکلیف مورد نظر رابطه داشته اند ،کسب کرده است.اگر فرد معنقد باشد که در گذشته تکالیف مشابهی را با موفقیت انجام داده است احتمالا با تکالیف بعدی با نوعی عاطفه مثبت برخورد خواهد کرد و اگر اعتقاد داشته باشد که در تکالیف مشابه گذشته با شکست مواجه شده است ،احتمالا با تکلیف بعدی بانوعی عاطفه منفی روبه روخواهد شد. ارسطو(1979)فرمولی برای عزت نفس تهیه نمود که این چنین است:نوزاد پس از تولد به طور فزاینده ای از وابستگی و ناتوانی خود و نیاز به بزرگسالان آگاه می شود.اگر نوزاد در خانواده ای متولد شده باشد که آن خانواده پذیرنده وی باشند و مورد محبت ،نوازش و علاقه قرار گیرد ،به تدریج در طی رشد و تکامل خود احساس ارزشمندی می کند و والدین را به عنوان موضوع های خوب ،درونی می سازد،براثر تکرار تائید و تصدیق های بیرونی ،حس ارزشمندی در خود ؛درونی می شود.حال اگر این نوزاد در خانواده ای به دنیا آمده باشد که مورد پذیرش ،لطف و نوازش قرارنگیرند ،از همان ابتدا دچار احساس فقدان ارزشمندی می گردد و این نقیصه طی فرایند رشد روانی ،به گونه های مختلف ،در رفتار فرد تاثیر می گذارد.
بالبی(1973)عزت نفس را قسمتی از شخصیت می داند و اهمیت کسب امنیت در دوران کودکی را نیز به عنوان اصل کلی و پایه ای برای درونی کردن اعتماد به خود متذکر می شود.
در پی مطالعاتی که الیسون(1983،به نقل از بیابانگرد،1376)انجام داد ،مشخص شد که از دست دادن حس کنترل و ایجاد نارضایتی فردی یکی از جنبه های مشخص عزت نفس پایین بوده است .در بررسی هایی که بر روی افراد دارای عزت نفس پایین صورت گرفته ،علائمی چون :شکایت جسمانی ،افسردگی ،اضطراب ،کاهش سلامت عمومی بدن ،بی تفاوتی و احساس تنهایی ،تمایل به اسناد شکست خود به دیگران ،عدم رضایت شغلی و کاهش عملکرد ،موفقیت آموزشی و داشتن مشکلات بین فردی ،گزارش شده است.
کوپراسمیت(1976)در کتاب پیشینه عزت نفس ،در مورد بررسی گسترده ای که در باب عزت نفس دانش آموزان ابتدایی به عمل آورده چنین گزارش می کند :از معلمان کلاس پنجم خواسته شد دانش آموزان خود را با یک مقیاس که انعاس از اعتماد به خود ،سطح آرزوها و عوامل مربوط به آن بود ،درجه بندی کند مقیاس های دیگری نیز به کار خواهد رفت و دانش آموزانی که در رده ی بالاترین حد عزت نفس قرار داشتند به طور فشرده مورد مطالعه واقع شدند .انواع رویه های پرورش فرزند نیز توسط والدین آنان به کار رفته بود بررسی گردید.جمع بندی مختصر از نتایج فوق از این قرار است:
«والدین کودکان دارای عزت نفس زیاد ،به کودکان خود توجه و دقت دارند.آنها دنیای کودکان خود را طوری تنظیم می کنند که به نظرشان مناسب و مطلوب است .آنان در محدوده ای که به وجود آورده اند ،آزادی نسبتا زیادی به کودکان می دهند .محدودیت های تعیین و اعمال شده بیشتر با عزت نفس زیاد همبسته است تا با عزت نفس پایین .خانواده هایی که محدودیت هایی کاملا مشخصی را تعیین می کنند ،بیشتر به فرزندان خود اجازه می دهند که از رفتار متعارف منحرف شوند و آزادی بیشتری برای آنان قائلند.با مساوی در نظرگرفتن سایر عوامل ،محدودیت ها و قوانین ،احتمالا تاثیرات افزایش دهنده و تسهیل کننده ای دارند.والدینی که ارزش هایی مشخص و دیدگاهی روشن در مورد آنچه رفتار درست می نامند ،دارند و قادرند و می خواهند که عقاید خود را ابراز و اعمال کنند ،احتمالا کودکانی بار خواهند آورد که برای خود ارزش والایی قائلند»(بیلر،به نقل از کدیور،1371،صص236-237)
بهره مندی از عزت نفس علاوه برآن که جزئی از سلامت روانی محسوب می شود ،با پیشرفت تحصیلی نیز مرتبط است.مطالعات متعددی نشان داده است که بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی همبستگی قابل توجهی(4/0تا6/0)وجود دارد(بیابانگرد،1367).براساس یک الگوی منطقی هر فردی ممکن است چند الگوی احتمالی علی را مطرح کند که هرکدامشان را می توان به صورت نظری مورد بحث قرارداد.
1-الف علت ب:
می توان گفت که پیشرفت تحصیلی هر فرد بر عزت نفسش،از طریق ارزیابی های دیگر افراد مهم ،تاثیر می گذارد .شبیه به همین پیش بینی را می توان با توجه به نظریه مقایسه اجتماعی(فسیتنگر،1952)مطرح کرد.طبق این نظریه پیش بینی فرد به عملکردش در گروه اجتماعی مورد مقایسه (به ویژه در میان همسالان و هم کلاس
ان که اهمیت زیادی دارند)بستگی دارد.مارش(1984)نیز نظری مشابه همین را دارد.وی معتقد است که تغییر عزت نفس احتمالا پیامد افزایش موفقیت و پیشرفت است تا این که متغیری ضروری برای وقوع پیشرفت.
2-ب علت الف:
براساس نظریه همسان سازی خویشتن(جونز،1973)فردی ممکن است پیش بینی کند که دانش آموزان دارای عزت نفس تحصیلی پایین ممکن است از موفقیت هایی که در آن ها می توانند عزت نفس خود را تغییر دهند،اجتناب ورزند .از این رو ،سعی و تلاش کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند.همچنین براساس خود ارزشی و زنجیره پیشرفت-توانایی ،دانش آموزان مبتلا به انتظارپیشرفت پایین ممکن است تدابیر اجتناب از شکست ،از جمله طفره رفتن را بیشتر آموخته باشند.البته باید در نظر داشت که آسودگی موقتی که توسط این تدابیر اجتناب از شکست حاصل شده گمراه کننده است ،زیرا سرانجام به شخص آسیب خواهند رساند ،بنابراین در صورتی که فرد انتظارات پایینی از توانایی اش داشته باشد ،پیشرفت تحصیلی کمتری را نیز تجربه خواهد کرد.
3- الف و ب به یک روش تعاملی بر یکدیگر تاثیر می گذارند:
دو فرایند که در فوق شرح داده شد ،لزوما با همدیگر در تناقض نیستند .مارش(1984)یک مدل تعادل سازی پویا را مطرح می کند که مطابق آن پیشرفت تحصیلی،عزت نفس و اسناد به خویشتن در یک شبکه از روابط متقابل درهم تنیده شده اند.همچنین تغییر در یکی از آنها منجر به تغییر در دیگری ،به منظور برقراری مجدد تعادل می شود ،بنابراین ،پیشرفت تحصیلی و عزت نفس به یک روش تعاملی و دو طرفه در یکدیگر تاثیر می گذارند.
4-الف و ب معلوم ج هستند:
ماروگاما و همکاران(1981)بیان می کنند که علت سومی(برای مثال ،توانایی یا حمایت اجتماعی)برپیشرفت تحصیلی و عزت نفس موثر است .ممکن است عزت نفس و پیشرفت تحصیلی (هردو)از طریق تجارب غیر تحصیلی مرتبط با توانایی و یا متغیر سوم دیگری ،تحت تاثیر قرارگرفته باشند.
بنابراین ،به صورت نظری الگوهای مختلف علی را می توان مطرح کرد که واقعا هم وجود دارند.با این حال ،چندین مطالعه آزمایشی انجام شده است که روابط علی میان پیشرفت تحصیلی و عزت نفس مورد آزمون قرارداده است.مطالعات موجود نتایج مختلفی را نشان داده اند.
پتبیوم و همکاران(1986)با تجربه و تحلیل داده های یک نمونه بزرگ از دانش آموزان دبیرستان و اندازه گیری پیشرفت تحصیلی عزت نفس کلی در فاصله 2سال دریافتند که هیچ گونه شواهدی مبنی بر این که عملکرد یک متغیر ،نسبت به متغیرهای دیگر برجسته تر است وجود ندارد.آن ها توضیح احتمالی در این مورد مطرح می کنند:عزت نفس و پیشرفت تحصیلی ممکن است معلول یک متغیر سوم باشند یا این که هر دو متغیر به یک سبک چرخه ای تاثیر یکسانی بریکدیگر دارند.

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~