عناصر مهارت های اجتماعی

دانلود پایان نامه

با توجه به مطالب ذکر شده در این قسمت می توان گفت عواملی مثل اختلافات در خانواده می تواند تاثیر منفی بر تربیت فرزندان بگذارد یعنی در خانواده هایی که اختلاف بین ذوجین و دیگر اعضای خانواده زیاد است، معمولاً فرزندان خوبی تربیت نمی شود، از طرف دیگر روابط بین فرزندان خانواده یعنی خواهران برادران هم در تربیت فرزندان نقش موثری دارد و هرچقدر روابط عاطفی و دوستانه بین فرزندان خوب باشد، دیگر فرزندان آن خانواده هم از تربیت خوبی برخوردار خواهد شد. سن والدین و اختلاف سنی والدین و فرزندان هم عامل مهمی در تربیت فرزندان می باشد و هرچقدر فاصله سنی بین فرزندان و والدین کمتر باشد، اختلافات آن ها کمتر خواهد بود، و نوع مدیریت والدین بر فرزندان موثر تر می شود، از عوامل دیگر مطرح شده در این قسمت اشتغال مادر می باشد، بدین صورت که اشتغال مادر می تواند او را در رسیدگی به امور فرزندان و تربیت آن ها محدود کند.
مبانی نظری مهارت های اجتماعی
جریان اجتماعیشدن
اجتماعی شدن جریانی است که در آن هنجارها، مهارت ها، انگیزه ها، طرز تلقی ها، رفتارهای فرد شکل میگیرد تا ایفای نقش کنونی یا آتی او در جامعه مناسب و مطلوب شناخته شود. این جریان از همان لحظۀ اوّل توّلد کودک که وی را لباس میپوشند و به گهواره میگذارند و یا در مقابل گریۀ او واکنش معینی را نشان میدهند، آغاز میشود و در آن برخی از افراد و گروه ها و سازمان های اجتماعی نقش کلیدی را دارند. پدر و مادر، برادر و خواهر، مربیان و معلمان بخش بزرگی از وقت خود را برای ارائه ارزش ها و جهت دادن و تغییر رفتار کودکان صرف میکنند. سازمان مدرسه، مسجد، و نهادهای گوناگون دولتی و غیردولتی که وظیفه انتقال فرهنگی را بر عهده دارند، و هم چنین وسائل ارتباط جمعی (خاصه تلویزیون) نیروهای قدرتمند در شکل دادن به طرز تلقی ها و خواسته ها و رفتارهای کودکان هستند (کارتلج و میلبرن، ترجمه محمد حسین نظری نژاد، 1385).
اجتماعی شدن، یک سیستم دو جانبۀ ارتباطی میان فرد و جامعه است. به همین جهت هم تأثیرات فرهنگی و هم الگوهای رشد فرد باید بطور همزمان مدّ نظر قرار داده شود. پژوهش های مربوط به رشد شناختی حاکی از آن است که کودک در حال رشد جهان اطراف در سنین مختلف به انحاء متفاوتی تجربه و تفسیر میکند. بنابراین، توضیح اجتماعی شدن مستلزم بیان الگوهای رشد فرد و هم چنین الگوها و ارزش هایی است که توسط جامعه و گروه های اجتماعی انتقال مییابد. ضمناً باید توجه داشت که تأثیرات فرهنگی نیز، که عامل مهمی در اجتماعی شدن است، حالت ایستا ندارد بلکه باید با توجه به زمینه های پویای آن در نظر گرفته شود. به این ترتیب، متغیرهای اجتماعیشدن را در تفاوت های فردی، منابع انتقال، روش های انتقال، و الگوها و ارزش هایی که بر اجتماعیشدن اثر میگذارند میتوان ملاحظه کرد. متغیرهای مربوط به تفاوت های فردی شامل سن، جنسیت، ترتیب در میان سایر فرزندان، سطح رشد، شخصیت، هوش و امثال آن است. متغیرهای مربوط به منابع انتقال ارزش ها در برگیرندۀ فرهنگ، ملیّت، خانواده، سازمان های رسمی، تکنولوژی (وسایل ارتباطی، تلویزیون، کامپیوتر ….) ادبیات، دستگاه رهبری جامعه و مانند آن ها است(کارتلج و میلبرن، ترجمه محمد حسین نظری نژاد، 1385).
متغیرهای مربوط به روش های انتقال مجموعهای از مکانیسم های کنترل، طبقه اجتماعی، مراسم مذهبی، حقوق، هویّت، نظام ها، دینامیسم روانی- اجتماعی، و تجارب ناشی از چگونگی پرورش فرزندو غیره است. و بالاخره، متغیرهای مربوط به الگوها و ارزش ها شامل نقش جنسی، پرخاشگری، اخلاقیات، پیشرفت، دیگر دوستی، تعلق، رفتار شغلی، و اعتقاد سیاسی و امثال آن است ( امیری، 1386).
از میان عوامل مذکور، شاید مهمترین عوامل اجتماعی شدن را فرهنگ، خانواده، و نهادهای اجتماعی دانست که هر مورد را میتوان با توجه به پارامترهای مختلفی نظیر نقش جنسی، پرخاشگری، اخلاقیات، و انگیزۀ پیشرفت بررسی کرد تا پیچیدگی مسألۀ اجتماعی شدن و چگونگی آن آشکارتر شود. آدمی اصولاً «موجودی فرهنگی» است و شخصیت کودکان بوسیلۀ نیروهای قدرتمند فرهنگی و اجتماعی (جریآن های سیاسی، زندگی عملی اقتصادی، و شرایط و الزامات پیچیدۀ اعتقادی) شکل میگیرد. این نیروهای فرهنگی و اجتماعی در جوامع گوناگون از جهاتی متفاوت و از جهاتی مشابه یکدیگر است. حتی سادهترین عملکردها نظیر چگونگی پاداش و تنبیه کودکان، آموزش توالت، اندیشه بازگرفتن، و گذشت یا مقاومت در مقابل پرخاشگری در شکلگیری شخصیت کودک اهمیت بسیار دارد. ترکیب خانواده و سلسله مراتب قدرت در خانواده نیز الگوهای معیّنی در کودکان ایجاد میکند. در برخی خانواده ها رفتار افراد نسبت به یکدیگر مهربانانهتر است، در برخی از خانواده ها جوانان به راحتی جدا میشوند و زندگی مستقل خود را دنبال میکنند و … که همگی تحت تأثیر الگوهای فرهنگی و خرده فرهنگی است (ترابی، 1385).
نهادهای اجتماعی و عملکرد آن ها نیز عامل مؤثری در چگونگی اجتماعیشدن کودکان و نحوۀ برعهده گرفتن نقش های حال و آینده آنان است. طبعاً نهادهای اجتماعی به تدریج در سنین بالاتر تأثیر مستقیم خود را بر افراد بجای میگذارند. این نهادهای اجتماعی انواع گوناگونی دارند: از تشکیلات آموزش و پرورش ومدارس و بیمارستان ها گرفته تا رسانه های گروهی و انجمن ها و مؤسسات مذهبی و حتی سربازخانه ها و زندان ها طبیعی است که شدّت و طولانی بودن ارتباط شخص با این نهادها باعث تأثیرپذیری بیشتر او از آن ها است و ارزشها و هنجارها و انتظارات و صلاحیت های معیّنی را به عنوان ملاحظات مورد قبول در شخص به وجود میآورد. همین نهادهای اجتماعی در مورد چگونگی ایفای نقشهای مختلف، پرخاشگری، نقش جنسی، و اخلاقیات نیز نقش اجتماعی کننده برفرد میگذارند ( تابش، 1386).
2-2-2- مهارت های اجتماعی
مهارت اجتماعی استعدادی است که باعث بروز رفتارهایی میشود که بصورت مثبت یا منفی تقویت میشوند و نه رفتارهایی که مورد تنبیه واقع میشوند یا توسط دیگران خاموش میشوند. این مهارت ها می توانند در روابط آدمی با دیگران نتایج مثبت و موفقیتآمیزی به وجود آورند..(قدبیگی، 1389)
اگر چه کسب مهارت های اجتماعی یکی از عناصر اساسی اجتماعی شدن آدمی در کلیۀفرهنگ ها بوده است لیکن در دو سه دهۀ اخیر است که مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. از میان تئوری های روانشناسی، نظریه یادگیری اجتماعی بیشتر به این مسأله پرداخته است. مهارت های اجتماعی شامل مهارت در تشخیص خصوصیات گروه، مهارت در ارتباطگیری با گروه، مهارت گوش دادن، مهارت همدردی، مهارت در ارتباط غیر کلامی، مهارت در تشخیص احساس های خویش، و مهارت کنترل خویش است. این مهارت ها که در برخی از ویژگی های خود با یکدیگر وجوه مشترک دارند از جهات دیگر دارای عناصر مخصوص به خود هستند.(ریچ، 2001؛ ترجمه قیطاسی، 1386).
شخصی که دارای مهارت اجتماعی است میتواند به انتخاب و ارائۀ رفتارهای مناسب در زمان و وضعیت معیّن دست بزند. به همین جهت آموزش مهارت های اجتماعی را نمیتوان از زمینه هایی که رفتار در آن واقع میشود جدا کرد. همین واقعیت اخیر است که ما را وا میدارد در آموزش این مهارت ها بر توانایی های فرد برای توجه به زمینه های اجتماعی تأکید کنیم یعنی این توانایی را در فرد رشد دهیم که نشانه هایی را که مبیّن حالت و وضعیت افراد گروه است به درستی تشخیص دهد و هر یک را در جای خود قرار دهد. چنین توانایی های است که دستیابی به اطلاعات اساسی زمینهای برای انتخاب رفتار مناسب را امکانپذیر میسازد.
عوامل تعیین کنندۀ مهارت های اجتماعی را میتوان اساساً شامل دو دستۀ شناختی و رفتاری دانست.منظور از عوامل شناختی، مهارت های مربوط به حل مسأله و قدرت استنباط است. آنچه که به حل مسأله مربوط میشود مستلزم برخورد با مسأله تشخیص مسأله، توجه به راهحل های متفاوت، انتخاب یکی از راهحلها، و ارزیابی از نتیجۀ کار است. هر چه آدمی بهتر بتواند به این مقتضیّات پاسخ بدهد قدرت سازگاری و بهداشت اجتماعی او بهتر خواهد بود. امّا آنچه که به قدرت استنباط اجتماعی مربوط است به حوزه های دریافت شخصی و چگونگی رشد فرد در هر حوزه بستگی دارد. این حوزه ها عبارتند از: دریافت از افراد، دوستی، دوستان همسال، و روابط والدین و فرزند. وضعیت رشد فرد در رابطه با هر یک از حوزه ها از مراحل زیر میگذرد: دریافت از افراد بصورت اشیاء، آگاهی از خصوصیّات ثابت و قابل پیشبینی شخصیت، و وقوف برانگیزه های ناآگاهانه. با چنین دریافتی از وضعیت مهارت های اجتماعی میتوان چهارچوب برنامهریزی برای رشد این مهارت ها در فرد را تعیین نمود. علاوه برمهارت های فوق، توانایی مقابله در برخورد با دیگران نیز، علیرغم ضرورت انعطافپذیری و تطبیق خود با وضعیّت، حائز اهمیت است و وجود آن در میان مهارت های اجتماعی لازم است و فرد باید به آن مجهز شود (شهیم، 1381).
2-2-3- عناصر مهارت های اجتماعی
والتال (2005). در ارزیابی نشانه های مهارت اجتماعی به شش عنصر اصلی اشاره میکنند:
1. مهارت های اجتماعی بطور معمول آموخته میشوند؛
2. شامل مجموعهای از رفتارهای کلامی و غیر کلامی گوناگون و ویژهاند؛
3. مستلزم داوطلب شدن و ارایۀ پاسخ های مناسب و مؤثرند؛
4. تقویت های اجتماعی دیگران را به حداکثر میرسانند؛
5. ماهیتی تعاملی دارند و به زمان بندی مناسب و تأثیر متقابل برخی از رفتارها احتیاج دارند؛
6. تحت تأثیر عوامل محیطی همچون سن، جنس، و پایگاه طرف مقابل میباشند.

مطلب مشابه :  اعتماد ، مشارکت ، خدمت