عوامل روحی و روانی افت تحصیلی

دانلود پایان نامه

بلوم (2011) در مدل یادگیری آموزشگاهی خود گزارش می‏کند که ویژگی‏های عاطفی دانش‏آموزان (یعنی علاقه و انگیزش آنها نسبت به درس) در جریان یادگیری آموزشگاهی هم نقش علت را بازی می‏کند و هم نقش معلول. معینی این سخن آن است که یادگیرندگان علاقمند به یک موضوع، در قیاس با یادگیرندگان کم علاقه، موفقیت بیشتری کسب می‏کنند و این موفقیت بیشتر سطح علاقه و انگیزش آنها را نسبت به آن موضوع و موضوع‏های مشابه آن را افزایش می‏دهد. تجارب یادگیری دانش‏آموزان در درس‏های مختلف وقتی که به صورت موفقیت ها یا شکست‏های پی در پی اندوخته می‏شوند به ایجاد تصوراتی در آنها نسبت به توانایی شان در رابطه با یادگیری موضوع‏های مختلف می‏انجامد و انگیزش آنها در رابطه با یادگیری موضوع‏های مشابه جدید تحت تأثیر قرار می‏دهند.
بلوم (2011) گزارش می‏کند که اگر روند کسب تجربه مثبت یا منفی ادامه میابد، چنین نتیجه خواهد داد که دانش آموز به طور کلی نسبت به توانایی‏های خود در رابطه با پیشرفت آموزشگاهی و فعالیت‏های خارج از آموزشگاه به مفهوم ثابتی از توانیی‏های خود دست می‏یابد، که سبک زندگی آینده و حتی سلامت روانی او را تحت تأثیر قرار می‏دهد.
-خسارت‏های مستقیم پیشرفت تحصیلی ضعیف
اگر بپذیریم هر دانش‏آموزی که یک سال تکرار پایه داشته است دولت و خانواده ناچار است، مجددا هزینه‏های تکراری را صرف آموزش هایوی کند با جمع و ضرب کردن هزینه متوسط سرانه دانش‏آموزی خانواده و دولت، در تعداد مردودین می‏توان میزان خسارت را محاسبه نمود. به این هزینه، تلفن شدن هزینه آموزش کسانی که بدون پایان دوره، ترک تحصیل کرده اند را باید افزود. به هر حال در یک برآورد در سال 65 رقم 208 میلیارد ریال را اعلام کرده است. به دلیل این که هر فرد مردود می‏بایست یک سال را در یک پایه تکرار کند، فرصتی نیز از دست می‏دهد یعنی یک سال دیرتر به بازار کار وارد می‏شود و درآمدی را که ممکن است داشته باشد از دست می‏دهد رقم خسارت ناشی از فرصت‏های از دست رفته مردودین هم به 411 ریال بالغ شده است (مرتضوی زاده، 1391).
-خسارت‏های غیرمستقیم پیشرفت تحصیلی ضعیف
مهم تر از تکرار هزینه و هزینه فرصت‏های از دست رفته، آسیب‏های اجتماعی ناشی از اخراج کودکان و نوجوانان از مدرسه و راندن آنها به کوچه و بازار است. از آنجا که داشتن سیاست‏های گریزناک مدرسه از جمله امتحانات شدید وغلیط و شرایط سخت ارتقاء و مردودی، اندک اندک منجر به تشکیل رفتار گریز از مدرسه می‏شود و کودک علی رغم میل درونی اش به سوئی رانده می‏شود که نبایستی رانده شود! لذا ما با کودکانی روبرو هستیم که مدرسه به لحاظ مقررات و شاید تمایل کارگزاران مدرسه، دیگر نمی توانند در مدرسه بمانند. با اخراج هر کودک از مدرسه و ورود او به اجتماع با توجه به مسایل و آسیب‏های اجتماعی امکان این هزینه‏های پنهان یا غیرمستقیم را افزایش داده ایم. بررسی ها نشان می‏دهد که افزایش سطح آموزش جامعه، هزینه‏های عمومی دولت را در ارتباط با بهداشت عمومی، فقر، جرایم، ترافیک، تصادف ها، آلودگی، مرگ و میر و … کاهش می‏دهد (غیاثوند، 1391).
عکس قضیه فوق نیز صادق است یعنی با کاهش میزان آموزش به شهروندان هزینه‏های دولت در زمینه‏های مذکور افزایش می‏یابد. گر چه این افزایش هزینه و یا خسارت ها دقیقا قابل برآورد نیست اما با اخراج هر کودک امکان بزهکار شدن و احتمال معتاد شدن او را افزایش داده‏ایم. اگر چه آمار دقیقی از آسیب‏های بزهکاری کودکان صحبت می‏شود که وقتی درست اندیشه شود می‏توان احتمال آن را در نظر گرفت. به غیر از آن، یک فرد کم سواد در دنیای امروز قادر نیست به درستی خود را با شرایط جامعه سازگار نماید و همین کم آگاهی، هم برای خود فرد و هم برای جامعه عواقبی به همراه خواهد داشت، مسأله بهداشت، مسأله تصادفات، آلودگی ها و افزایش بی رویه جمعیت و تربیت نادرست فرزندان مسایل مهمی است که افراد کم سواد قاعدتا بیشتر درگیر آن هستند. البته بازتولید این آسیب ها خود مسأله جدی‏تری است. بر رفتار چه این که یک فرد بزهکار آیا فرزندان سالمی تربیت خواهد کرد؟ یک معتاد چه طور؟ او جدای از این کار بر رفتار دیگران اثر می‏گذارد و موجب گسترش رفتار ناهنجار می‏شود. بر شخصیت کودکان خود نیز اثر مخربی بر جای می‏نهد. در عین حال خسارت‏های روحی و روانی ناشی از مردودی و تکرار پایه قابل احصاء نیست. لذا اگر در کنار خسارت‏های فوق در نظر گرفته شود، رقم خسارت بسیار عظیم خواهد بود و اصولا این خسارت در کیفیت سرمایه انسانی یک کشور است که شاید با آمار و ارقام به راحتی قابل برآورد نباشد. بعید است تا به حال مدل ریاضی برای برآورد این خسارت ها تدوین شده باشد! اما با یک حساب سرانگشتی جمع خسارت‏های مستقیم و غیرمستقیم افت تحصیلی، بسیار هشداردهنده خواهد شد، لذا چاره جویی سیاست گذاران جامع را طلب می‏نماید تا تمامی افراد واجب التعلیم از حق خود یعنی آموزش دوره عمومی بهره مند گردند و نظام آموزشی باید قادر باشد در طول این دوره نسبتا بلند شهروندانی با صلاحیت تحویل جامعه دهد (غیاثوند، 1391).
نحوه برخورد با پیشرفت تحصیلی دانش‏آموزان
1- موفقیت تحصیلی او را بهانه‏ای برای محبت کردن قرار ندهید و همین طور عدم موفقیت و قصور در امر تحصیل را بهانه‏ای برای کاهش محبت خود نسبت به او قرار ندهید. دانش‏آموز باید جدای از رفتارش مورد محبت و عشق شما قرار بگیرد. بنابراین در مقابل شکست‏های تحصیلی او فقط عوامل موثر را شناسایی کنید.
2-عملکرد تحصیلی دانش‏آموزان را با هیچ کس مقایسه نکنید.
3-احساس خود را نسبت به موفقیت‏های او هر چند که اندک باشد بسیار واضح و شفاف اعلام کنید.
4-انتظارات خود را خیلی دقیق و شفاف با توجه به توانایی و استعداد و علاقه‏های دانش‏آموزان بیان کنید. به عبارتی اول برای خود معلوم کنید، سپس با دانش‏آموزان در میان بگذارید و در هر مورد که دانش‏آموزان اعلام آمادگی و توانمندی کرد، آن را جمع بندی کرده و در یک دفترچه یادداشت کنید و سپس هر نوع امکاناتی که لازم است برای کمک کردن به دانش‏آموزان که بتواند آن انتظارات را برآورده کند، فراهم نمایید و سپس دانش‏آموزان خود را تشویق کنید که همه توان خود را به کار ببرند و به شوق و تلاش او پاداش بدهید، اما نتیجه عملکردش را بگذارید خودش ارزیابی کند، اگر در ارزیابی اش خود را ناموفق ارزیابی کرد، او را همراهی کنید تا بار دیگر شروع کردن را تجربه کند (خیر، 1391).
عوامل روحی و روانی افت تحصیلی
افت تحصیلی یک کودک موجب بهبود وضعیت پیشرفت تحصیلی وی نمی شود و از این نظر تا حدود زیادی بی فایده است اما در عوض عوارضی برای کودک به دنبال دارد که قابل توجه است. یکی از عوارض جبران ناپذیر مردودی بر روی شخصیت کودکان، کاهش عزت نفس و خودپنداره مثبت است. امروزه نقش خودپنداری مثبت در موفقیت انسان ها مورد تأکید صاحبنظران و پژوهشگران تربیتی است آنان بعد از خانه، مدرسه را مهم‏ترین نیروی شکل دهنده خودپنداری می‏دانند موستکاس معتقد است که ما همه اشتباه می‏کنیم. مرتبک خطا شدن و پایین آوردن اعتبار و حیثیت یک کودک و در عین حال آگاه بودن از این که شخصیت کودک بیمار می‏شود بسیار جدی تر از آن است که کودک کلمات را به هنگام قرائت جا بیندازد (بهرام زاده، 1391).
کاهش اعتماد به نفس کودک که حاصل از شکست هاست، بزرگ‏ترین عامل تعیین کننده روند آتی زندگی وی، خاصه زندگی تحصیلی اوست. این شکست ها نگرش ها و اعتقادات وی را نسبت به مدرسه، معلم و دانش منفی می‏سازد. به گونه‏ای که به مرور از علم و مدرسه روی گردان می‏شود تا جایی که به انتهای خط می‏رسد و بالاخره ترک تحصیل می‏کند شکست‏های متوالی و در انجام خواست‏های مدرسه ظاهرا هسته مرکزی بسیاری از مشکلات روانی را تشکیل می‏دهد (بهرام زاده، 1391).
چه مهارت هایی منجر به پیشرفت تحصیلی می شود؟
از دیدگاه صاحب نظران و کارشناسان آموزشی، مهم ترین مهارت هایی که می تواند منجر به موفقیت تحصیلی دانش آموزان شود، عبارت است از: هدف گذاری، برنامه ریزی درسی، روش صحیح مطالعه، تقویت حافظه، تمرکز و دقت.
-انتخاب هدف و برنامه ریزی
هدف، موضوع یا جایگاهی است که برای رسیدن به آن فکر و تلاش می کنیم.اگر ندانیم به کجا می رویم، رسیدن به مقصد، دشوار و به تعبیری ناممکن است.پس اولین گام برای موفقیت «انتخاب هدف» است.برنامه ریزی حرکتی هوشمندانه، منطقی و مرحله بندی شده برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده است. صاحب نظران علم آموزش معتقدند اگر 20 درصد از زمان مطالعه و تحصیل هر دانش آموز صرف برنامه ریزی شود می تواند در 80 درصد بقیه با اطمینان بیش تری قدم بردارد.
-مطالعه همراه با شناخت
نتیجه ی تحقیقات بیانگر آن است که بیش ترین اطلاعات از طریق مطالعه به دست می آید؛ بنابراین مطالعه مهم ترین شیوه ی یادگیری است که با خواندن، یادداشت برداری، مرور کردن و تمرکز همراه است.مطالعه بدون شناخت و به کارگیری روش صحیح، نه تنها موفقیت تحصیلی به همراه ندارد، بلکه زمینه های بی علاقگی دانش آموز از درس و تحصیل را فراهم می سازد.برای کسب موفقیت تحصیلی علاوه بر داشتن علاقه به مطالعه، آشنایی با روش صحیح مطالعه نیز ضروری است.
روش صحیح مطالعه نیازمند آگاهی از تکنیک ها، شرایط، موقعیت، خطاها و عوامل محیطی است که به نسبت نوع درس متفاوت است.به کار بردن فنون ماهرانه ی مطالعه، آن را آسان تر و لذت بخش تر می سازد و در نتیجه علاقه ی دانش آموز به مطالعه را افزایش می دهد.
-استفاده ی صحیح از حافظه
مغز انسان میلیاردها سلول زنده دارد و دانش آموزی که روش صحیح استفاده از این توانایی نامحدود را بیاموزد، از موفقیت برخوردار خواهد شد.آشنایی با انواع حافظه و رعایت فواصل زمانی مرور درس ها به دانش آموز کمک می کند تا در مطالعه و یادگیری درس ها احساس موفقیت بیش تری داشته باشد.
-تغذیه، استراحت و آرامش

مطلب مشابه :  خواجه عبدالله انصاری