عوامل موثر بر خود کارامدی والدین، نقش خود کارامدی والدینی، خود کارامدی والدینی

دانلود پایان نامه

توانمندی ها: اشاره به آنچه که شخص می تواند تحت شرایط مختلف، و با مهارتی که در اختیار دارد، انجام دهد.
اعمال سازماندهی و اجرا شده جهت ایجاد یک مجموعه تکالیف: به معنای توانایی تلفیق خرده مهارت ها در مسیر مناسب و صحیح کارها و اجرای خوب آنها تحت شرایط سخت و مشکل است.
تکالیف ویژه موقعیت در ارتباط با والدگری کودک: اشاره به تکالیف خاص موقعیتی دارد که در ارتباط با والدگری می باشد و تکالیف عملی همچون غذا دادن و تکالیف عاطفی مانند آرام سازی را در بر می گیرند.
و براین اساس این طور تعریف کرده اند که خود کارامدی والدینی باور ها و قضاوت های یک والد از توانمندی هایش جهت سازماندهی و اجرای یک سری از تکالیف مربوط به والد گری با کودک است.
بر طبق اصول اساسی تئوری خود کارامدی بندورا(1977) باور های خود کارامدی والدینی بایستی هم سطح دانش مربوط به رفتار های پرورش کودک و هم میزان شایستگی در توانایی شخصی را جهت انجام نقش ویژه والدگری، با هم یکی سازد و خود کارامدی والدینی نقش واسطه بین فکر و عمل را با تاثیر گذاری بر مقاومت و پافشاری در رفتار ایفا می کند. به عنوان مثال والدین اگر باور داشته باشند که تلاش هایشان موفقیت آمیز خواهد بودبر شیوه خود اصرار ورزیده و به طور متقابل انتظارات کارامدی با تجربه موفقیت آمیز تقویت می شود(ابارشی،1388).
بر اساس پژوهش ها، خود کارامدی والدینی شیوه انضباطی مادر، باور مادر در مورد روش های والدگری و حتی حساسیت و پاسخگویی او را نیز پیش بینی می کند(کوترونزو،2006).
نقش خود کارامدی والدینی:
کاربرد ها و نقش های متفاوتی برای خود کارامدی والدینی در مطالعات گذشته یافت می شود. گاهی در آنها خود کارامدی به عنوان پیش بین است، گاهی تبادلی، گاهی نتیجه و گاهی واسطه(جونز و پرینز،2005).
خود کارامدی والدینی به عنوان یک پیشایند، اساسا شامل تاثیر بر شایستگی والد گری است. احتمالا والدین با خود کارامدی والدینی بالا در به دست آوردن و به کار گرفتن مهارت های موثر والد گری از خود کفایت بالاتری نشان می دهند و بر عکس والدینی با خود اثر مندی پایین ممکن است در مواجه با موقعیت های چالش انگیز کودک، والد گری موثر را بسیار دشوار ببینند(جونز و پرینز،2005).
خود کارامدی والدینی به عنوان یک واسطه، عمدتا در ارتباط بین متغیر های بوم شناختی و شایستگی والدینی دخیل است. به عنوان مثال، تتی و گلفاند(1991) نشان دادند که خود کارامدی والدینی اثر متغیر های گوناگون روانی – اجتماعی (شامل وضعیت اجتماعی، جمعیت شناختی، مشکلات خلقی کودک، حمایت های اجتماعی- زناشویی و افسردگی)کفایت والدینی را تحت تاثیر قرار می داد. به ویژه زمانی که خود کارامدی والد گری کنترل شده بود. در حقیقت خود کارامدی والدینی رابطه بین متغیر های پیش بینی کننده مختلف و کیفیت والد گری را روشن می سازد.
خود کارامدی والدینی به عنوان یک نتیجه به اشکال متفاوتی به کار گرفته شده است.شایعترین آن این است که بافت اکولوژی بر خود کارامدی والدینی تاثیر دارد. متغیر های مربوط به وضعیت نامساعد اقتصادی – اجتماعی ممکن است خود کارامدی والدینی را تضعیف کند. یک جهت دیگر، ماهیت مشکلات کودک است (مانند اختلال نافرمانی مقابله ای شدید ) که ممکن است بر خود کارامدی والدینی تاثیر بگذراند(جونزو،2006).
در نهایت خود کارامدی والدینی ممکن است به عنوان یک متغیر تبادلی عمل کند. به عنوان مثال والدین با سطوح بالای خود کارامدی ممکن است موفقیت بیشتری در والد گری از خود نشان دهندکه منجر به نتایج بهتری در کودک شود و این امر به نوبه خود باعث افزایش بیشتر خود کارامدی والدینی در یک حلقه باز خوردی می شود. به همین ترتیب والدینی که از سطوح پایین خود کارامدی والدینی برخوردار هستند ممکن است در والد گری دچار نزاع و درگیری شوند و ناکامی و نتایج نا مطلوبی را در کودک تجربه کنند که منجر به کاهش بیشتری در خود کارامدی والدینی شان می شود(جونزو و پرینز،2005).
عوامل موثر بر خود کارامدی والدین
پژوهشگران عوامل گوناگون فردی و محیطی را که معتقدند بر خودکارامدی والدینی تاثیر می گذارد به چند دسته تقسیم کرده اند البته در این مورد اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی عوامل را در بستر نظریه بندورا و بعضی مستقیما آنها را بررسی کردندکه به طور کلی می توان دو دسته ی از خصوصیات مادر و کودک جای داد.
خصوصیات مادر:
از جمله عوامل اثر گذار بر خود کارامدی والد گری خصوصیات فردی مادر که شامل تصویر مادر از روابط اولیه، حمایت اجتماعی، تحصیلات، جنسیت و سن می باشد.
تصور مادر از روابط اولیه
از شواهد اولیه به نظر می رسد که باور های خود کارامدی والد گری تا اندازه ای از تجارب دوران کودکی آنها سرچمه می گیرد. والدین بازنمایی های درونی روابط با والدین شان را وارد تجربه والد گری می کنند.
پژوهشگران معتقدند که الگوهای فعال یا ساختار های شناختی که نمایانگر نظم در الگو های ارتباطی بین شخصی می باشد. در هدایت رفتار در حیطه والد گری دارای نفوذ هستند(بوگنتال،1991).
اغلب نظریه پردازان خواه آنهایی که رویکرد رشد شناختی دارند یا طرفدار نظریه دلبستگی و روانپویایی، همه بر اهمیت محیط و پاسخگو بودن مراقبان و به خصوص مادر در رشد عزت نفس و آگاهی از خود به عنوان یک عامل فعال که می تواند بر روی محیط فیزیکی و اجتماعی تاثیر بگذارد، تاکید دارند. از دیدگاه نظریه های رشدی – شناختی و دلبستگی، تجربه یک مراقبت با ثبات، پاسخگو و وابسته، این امید را در کودک ایجاد می کند که دیگران پیش بینی پذیر بوده و همیشه در دسترس هستند و این وضعیت به نوبه خود بر روی احساس کارامدی کودک موثر است. کودکانی که علائم ارسالی از طرف آنها نادیده گرفته می شود و به طور با ثباتی به آنها پاسخ داده نمی شود، می آموزند که نیاز ها و رفتار های آنها اثری بر رفتار های دیگران ندارد و این انتظار را در خود به وجود می اورند که نیاز هایشان بر آورده نخواهد شد. این انگاره های درونی عمل یا طرحواره های آنها از خود و روابط ، باعث می شودکه خودشان را فاقد شایستگی و ارزش و دیگران را فاقد اعتماد ببینند(کمبل ترجه صیاد لو،1386).
حمایت اجتماعی
خانواده و دوستان حمایت های گوناگونی را مهیا می کنندکه تاثیر عمده ای بر والد گری دارد. آنها ممکن است مساعت های مالی یا کاری، تشویق یا ارزیابی مثبت از عملکرد والد گری و اطلاعاتی همچون راهکار های دستیابی به یک هدف تربیتی را فراهم کنند. از میان تمام منابع حمایتی ممکن، نقش همسر اهمیت اهمیت فوق العاده ای دارد چرا کهد حمایتگری او به طور چشمگیری با خودکارامدی والدینی مادران در ارتباط است(الدر و همکاران،1995 به نقل از طهماسیان).نظریه خودکارامدی بیان می کند که حمایت های زناشویی به گونه ای مثبتی بر خود کارامدی والدگری تاثیر می گذارد. بر طبق این نظریه، زنانی که انتقادات زیاد و حمایت اجتماعی کمی را دریافت می کنند، انتظار می رود که احساس فقدان یا عدم شایستگی را نسبت به خودشان به وجود آورند(بندورا، 1977). حمایت اجتماعی نیز به مثابه سپری در مقابل استرس های مادرانه بر روابط مادر با فرزندشان عمل می کند(ویور و همکاران،2008).
تحصیلات

مطلب مشابه :  اعتماد ، مشارکت ، مطالعات انجام شده