فرایندهای سازمانی، تعاریف ارائه شده، تعاریف ارتباطات

دانلود پایان نامه

و به چهار دلیل ارتباطات مرکز کل فرایندهای سازمانی است:
ارتباطات فرایند اتصال مدیریتی است. ارتباطات طریقی است که مدیران کارکردهای برنامه ریزی، مدیریت، سازماندهی، کارگزینی، جهت دهی و کنترل را هدایت می کنند. ارتباطات قلب تمام سازمانهاست.
ارتباطات ابتدائی ترین وسیله ایست که مردم از طریق آن کسب و تبادل اطلاعات می کنند. تصمیمات غالباً براساس کمیت و کیفیت اطلاعات دریافتی است. اگر اطلاعاتی که براساس آن تصمیم گیری می شود، ضعیف یا ناقص باشد، تصمیمات غالباً ناصحیح خواهد بود.
بیشترین فعالیتهای زمان برای مدیران ارتباطات است. مدیران 70 تا 90 درصد زمان خود را صرف ارتباط با کارمندان و دیگر مشتریان داخلی و خارجی می کنند.
اطلاعات و ارتباطات نمایانگر قدرت یک سازمان است. یک کارمند به طور ساختاری نمی تواند در یک واحد کاری، کاری را انجام دهد، مگر اینکه بداند چه چیزی را باید انجام دهد، چه زمان وظیفه باید انجام پذیرد و چه شخص دیگری می بایست دخیل باشد.
ارتباطات امکان برقراری و حفظ روابط درون شخصی و گوش فرادادن به یکدیگر را فراهم می نماید و علاوه بر این، اطلاعات مورد نیاز جهت ایجاد یک محیط کاری الهام بخش را کسب می نماید. هیچ مدیری بدون برقراری ارتباط نمی تواند تعارض را رفع نماید، در داد و ستد موفق باشد و در نهایت یک رهبر موفق باشد (امین شایان جهرمی و همکاران، 1388).

2-2-1-2- تعاریف ارتباطات:
واژه ارتباطات که به معنای عمومی کردن و یا سهیم شدن می باشد(پیترز، 1999، ویلیامز، 1985) ابتدا برای نشان دادن استفاده از ارتباطات فیزیکی مانند جاده ها و راه آهن، صنعت رسانه، (ویلیامز، 1985) و همچنین شرکت در جلسات برنامه ریزی شده میان فراماسونها (مبلغان مسیحی) مانند آئینهای مذهبی(ارتباطات، 2010) استفاده می گردید (پاساتری، 2012). پیشوند com که از زبان لاتین رم قدیم cum گرفته شده است به معنی با می باشد و munus مربوط به خدماتی در جهت فرهنگ است. از ترکیب قسمت اول و دوم کلمه در زبان انگلیسی واژه communication بدست می آید که در مفهوم وسیع به معنی تقسیم تجارب به طور عام به منظور بهبود عمومی است (امین شایان جهرمی و همکاران، 1388).
تعاریف فعلی از ارتباطات در فرهنگ لغت آکسفورد، آن را به سه دسته طبقه بندی می نماید:
معانی مربوط به وابستگی یا اتحاد،
معانی مربوط به سهیم شدن یا انتقال چیزی، و
معانی مربوط به دسترسی داشتن (پاساتری، 2012)
دانس (1970) برای روشن شدن تفاوتهای میان تعاریف ارائه شده از مفهوم ارتباطات، به سه نکته اشاره میکند: وی ابتدا، سطح مشاهده و یا انتزاع را مدنظر قرار داده است. برخی از تعاریف، گسترده (و در نتیجه فراگیر) و برخی دیگر محدود تر می باشند. دوم، تعاریف ارتباطی ابعاد متفاوتی را در برمی گیرند. برخی از تعاریف تنها شامل پیامهای هدفمند هستند، در حالی که دیگر تعاریف قائل به چنین محدودیتی نیستند. و آخرین نکته اینکه، در این تعاریف از معیارهای متفاوتی برای قضاوت استفاده شده است. برخی از تعاریف ارتباطات صحیح یا اثربخش را در برمی گیرند، در حالیکه تعاریف دیگر مفهوم کلی ارتباطات را مدنظر قرار می دهند (پاساتری، 2012).
برخی از تعاریف ارائه شده در مورد ارتباطات عبارتند از:
فرایندی که بوسیله آن، اطلاعات از طریق نظام عمومی نمادها، علائم یا رفتار قابل مشاهده بین افراد مبادله می شود (وبستر،2012).
انتقال یا اشتراک موفقیت آمیز ایده ها و احساسات (آکسفورد، 2012).
هر عملی که از طریق آن فردی درباره نیازها، امیال، انتظارات، دانش یا موضوعات مهم، اطلاعاتی را به فرد دیگری ارائه داده یا از وی دریافت نماید. این فرایند می تواند عمدی یا غیر عمدی باشد، شامل علائم قراردادی یا غیر قراردادی باشد، وابسته به اشکال زبان شناسی باشد یا نباشد و ممکن است از طریق صحبت یا طرق دیگری صورت گیرد(کمیته مشترک نیازهای مؤثر افراد ، 1992).

مطلب مشابه :  مدل معادلات ساختاری