فرایند خودکنترلی

دانلود پایان نامه

تعهد کاری: عام ترین، دیرپاترین و بالقوه ترین شکل تعهد کار است. تعهد کاری نوعی تمایل عاطفی مثبت به رعایت حقوق” دگر تعمیم یافته انتشاری” ( اجتماع جامعه ای) درزمینه کار است. (علمی و همکاران ، 1386)
تعهد حرفه ای:
ناظر به احساس مسئولیت و علاقه نسبت به حرفه ای خاص و اجتماع حرفه ای است. اجتماع حرفه ای نوعی” دگر تعمیم یافته ویژه ای” است. مظهر بیرونی اجتماع حرفه ای را در اصناف و انجمن های شغلی، اتحادیه های کارگری، شغلی و نظایر آن باید جستجو کرد. این نوع تعهد تابعی از وجود اجتماعات حرفه ای و میزان بشاشیت و سرزندگی آن هاست(علمی و همکاران ، 1386)
تعهد سازمانی:
هم ذات پنداری با سازمان کار و وفاداری به ارزش ها، انتظارات و هدف های آن است. تعهد سازمانی، به فرهنگ سازمانی و وفاق فرهنگی در سازمان کار وابسته است و انسجام سازمانی و وفاق سازمانی، هر دو در تقویت تعهد سازمانی نقش و مؤثری دارند. ازنظر پورتر، استیر، مودی و بولین( 1974) تعهد سازمانی مشتمل است بر:
اعتقاد فرد به پذیرش اهداف و ارزش های سازمانی
تمایل وی به اعمال تلاش در جهت تحقق اهداف سازمانی و شغلی
گرایش شدید او به حفظ عضویت سازمانی(علمی و همکاران ، 1386)
به دنبال این تعریف صاحب نظرانی جون بکر(1192) با ساده تر کردن تعریف مزبور چنین ابراز داشتند که تعهد سازمانی عبارت است از پیوستن به سازمان و انجام شغل برحسب اجزاء زیر:
اطاعت و پیروی یا سازگاری و هم نوایی با سازمان از طریق مکانیز های پاداش و تنبیه
احساس هویت و شناسایی یا تمایل به تعلق خاطر و وابستگی
درونی کردن یا تجانس ارزش های فرد با اهداف و ارزش های سازمان( مشبکی،1376)
مؤلفه های تعهد کاری
خودکنترلی: در اسلام زمینه های اعتقادی به گونه ای است که بهترین رشد برای خودکنترلی و خود بازرس ساختن افراد فراهم است و اعتقادات فرد مسلمان بهترین کنترل و بازرس او به شمار می آید ( رضوی،جعفری،1376). خودکنترلی مبتنی بر خودآگاهی و اختیار است که در فرهنگ اسلامی ، می توان آن را به “وجدان کاری” تعبیر نمود ( خاکی، 1374) درهرحال فرایند خودکنترلی شامل چهار مرحله است که ضمن بیان هر مرحله، به مفاهیم متناسب با هر یک در فرهنگ اسلامی اشاره می گردد: (امیری ، 1383)
الف) تعیین استانداردها و اهداف فرد: هر شخص برای خود اهداف خاصی دارد و در تعقیب آن ها استانداردهای ویژه ای به کار می برد. کسی که می خواهد اقدام به کنترل خود بنماید، بر مبنای فرایند کلی کنترل، قبل از هر چیز باید بداند که به چه سمتی می خواهد حرکت کند و از وضع موجود خود، به سوی چه وضع مطلوبی درحرکت است. اصطلاحی که در فرهنگ اسلامی مبین این مرحله است” مشارطه” می باشد. ازنظر منابع دینی مشارطه آن است که فرد در روز اول، مثلاً با خود شرط کند که امروز برخلاف فرموده خداوند تبارک وتعالی رفتار نکند و این مطلب را تصمیم بگیرد. مشارطه یعنی اینکه اول انسان با خودش قرارداد امضاء کند . آنگاه که بحث از خودکنترلی است و طرف مشارطه هم خود فرد است، درواقع آنچه مایه کمال و رفتار مطلوب و ایده آل است و یا آنچه فرد را از رشد دور می کند، می تواند به معنی مشارطه قرار بگیرد( امام خمینی،1372). یعنی فرد با خود تعهد نماید که از برخی رفتارها پرهیز نماید و یا خود را به انجام دادن پاره ای از کردارها مقید نماید که آن ها را مطلوب می داند.( مطهری،1373)
ب)رفتار: دومین مرحله در فرایند خودکنترلی عبارت است از برداشتن قدم برای تحقق هدفی که فرد برای خود تعیین کرده است. این مرحله درواقع همان رفتار و عمل او می باشد. در مقایسه با فرایند کلی کنترل، رفتار درواقع همان عملکرد فرد در جهت تحقق اهداف از پیش تعیین شده است.اصطلاحی که در فرهنگ اسلامی مبین این مرحله است” مراقبه ” می باشد یعنی” پس از مشارطه باید وارد مراقبه شوی و آن چنان که در تمام مدت شرط، متوجه عمل به آن باشی و خود را ملزم بدانی به عمل کردن به آن. به عبارت دیگر: ” فردی با خودش پیمان می بندد که بر طبق این برنامه ها عمل بکند و بعد مدام از خودش مراقبت کند که همین طوری که پیمان بسته رفتار بکند” (امیری ، 1383)
ج) خودارزیابی: سومین قدم در فرایند خودکنترلی عبارت است از انطباق اهداف فرد با عملکرد خود بر اساس استانداردهای موردنظر. به عبارت دیگر، در این مرحله فرد اقدام به ارزیابی عملکرد خود می نماید که تا چه حدی می توانسته است در تحقق اهداف و آرزوهای خود موفق باشد. اصطلاحی که در فرهنگ اسلامی مبین این مرحله است” محاسبه” می باشد. محاسبه عبارت است از اینکه حساب نفس را بکشی. ” که آیا مطابق آنچه پیمان بستم عمل کردم؟” . محاسبه یعنی ارزشیابی عملکرد و تعیین قوت و ضعف بر اساس استانداردها، ضوابط و معیارهایی که در زمان مشارطه جهت اجرای صحیح و دقیق برنامه ها، تعیین گردیده است. (امیری ، 1383)
د) خود مدیریتی: در آخرین قدم از فرایند خودکنترلی، فرد بر اساس مقایسه عملکرد و رفتار با اهداف و استانداردها (آرزوها و آمال)، تلاش می نماید که به اصلاح خود بپردازد و ضعف های احتمالی موجود در رفتار خود را برطرف نماید. قطعاً در این مرحله پاداش و تنبیه خود می تواند در اصلاح رفتار در پروسه خودکنترلی نقشی بسزا داشته باشد. اصطلاحاتی که در فرهنگ اسلامی مبین این مرحله هستند، عبارت اند از: ” معاتبه” و ” معاقبه”. معاتبه به معنای ” خود را ملامت کردن” است. و معاقبه یعنی” خود را عقوبت کردن”. بدین معنا که فرد پس از ” محاسبه” نسبت به عملکرد خود راضی است که نتیجه اش نوعی آرامش و احساس رضایت از خویش است و یا از خود ناراضی است که درصدد خود و جبران مافات برمی آید و در این مسیر معاتبه و معاقبه دو نوع تنبیه می باشد اولی ملامت کردن خود در مورد تخلفات جزئی است و دومی عقوبت کردن خویش در مورد تخلفات بزرگ است. (امیری ، 1383)
2- مسئولیت پذیری: بر اساس نظریه چلبی تمایل به احساس مسئولیت به شخص اجازه می دهد که هم زمان فعال باشد، برای کسب موفقیت کوشش نماید، محیط درونی و بیرونی خود را کنترل کند، خودتنظیم باشد، خردورز باشد و درعین حال نسبت به دیگران تعلق عاطفی داشته باشد در بحث مسئولیت پذیری دو نکته را باید موردتوجه داشت: اول؛ توجه به انگیزه فرد برای مسئولانه عمل کردن و دوم، فرصت ها یا شرایط محیطی که زمینه رشد این انگیزه را در افراد تسهیل می کند. (خرم دل، 1390)
خودمختاری و مسئولیت پذیری: بی تردید یکی از مهم ترین عوامل در بحث مسئولیت پذیری، توانایی کنترل است، بر اساس نظریه جبرگرایی( نظریه ای که در آنجایی برای آزادی و اختیار نیست) هیچ کس برای هیچ چیز مسئول نیست. در قوانین جزایی از این ایده بسیار استفاده می شود و زمانی که فرد در شرایطی است که توانایی کنترل بر خود را ندارد ازنظر قانون مجرم شناخته نمی شود. ازنظر کول و زیمرمن افرادی که احساس می کنند، توانایی کنترل دارند، بیشتر تمایل دارند تا اینکه مسئولیت اعمالشان را بپذیرند. مدل های مدیریت کلاس و رابطه آن ها با مسئولیت پذیری نیز این مطلب را تأیید می کنند. ( خرم دل، 1390)
عزت نفس و مسئولیت پذیری: اکثر صاحب نظران برخورداری از عزت نفس را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی- اجتماعی افراد می دانند. عزت نفس باعث می شود که افراد خودشان را به عنوان کسانی توانا به عمل مستقل می بینند و بنابراین حسی از خود ارزشی همساز با این تصویر ایجاد می کنند و به تدریج از روی تجربه های شخصی و تأثیر دنیای خارج نگرشی ثابت و پایدار از محیط و از خود و از ارتباط این دو با یکدیگر به دست می آورند و بر اساس آن مسائل زندگی را ارزیابی و برای مقابله با کاستی ها به کوشش می پردازند(خرم دل، 1390)

مطلب مشابه :  فرضیاتی در تبیین تأثیرات ورزش، عوامل روان شناختی، عزت نفس و شادکامی