فرزند پروری مستبدانه، فرزند پروری مقتدرانه، شیوه های فرزند پروری

دانلود پایان نامه

فعال بودن
اتکا به خو
توانایی محبت کردن به همبازی ها
کودکان بر اساس نمره های به دست آمده از این پنج ملاک به سه گروه تقسیم شدند
کودکان رشد یافته و شایسته، که در تمام ملاک ها نمره بالایی داشتند
کودکان خویشتن دار و متکی به خود، که از موقعیت های تازه ترس داشتند و علاقه چندانی برای ارتباط برقرار کردن با کودکان دیگر نداشتند.
کودکان رشد نایافته، که در تمام ملاک ها نمره پایینی کسب کردند. این گروه متکی به کمک دیگران بودند از موقعیت های جدید دوری کردند و خویشتن داری پایینی داشتند
پژوهشگران بعد ازاین مرحله با استفاده از مصاحبه و روش مشاهده چهار جنبه از رفتار های والدین را بررسی کردند.
کنترل : میزان دخالت والدین در فعالیت های کودکان
توقع رشد یافتگی : فشار بر کودک برای هماهنگ کردن توانایی کودک با انتظارات والدین
وضوح ارتباط بین مادر و کودک: میزان توانایی در استدلال برای فرمان برداری، میزان توجه آنها به عقاید و احساسات کودکان
مراقبت: میزان محبت و عاطفه والدین نسبت به کودکان(مقیمی رودی، 1390؛ احدی،1390).
بدین طریق بامریند از طریق این مشاهدات و اطلاعاتی را که جمع آوری نمود؛ شیوه های فرزند
پروری را بر اساس دو ویژگی اقتدار و پاسخگویی یا دو بعد توقع داشتن کنترل و پذیرندگی پاسخدهی طبقه بندی کرد. منظور از اقتدار ، میزان کنترل والدین بر فرزندان، انتظارات از آنها و رفتار مسئولانه است.
پژوهش های اخیر نشان می دهند که بعد اقتدار را می توان به دو نوع از کنترل تقسیم کرد: کنترل رفتاری و کنترل روانشناختی. کنترل رفتاری اشاره به تلاش های والدین برای کنترل رفتار کودک از طریق شرایط محدود و مطالبات رو به رشددارد؛ در عوض کنترل روانشناختی اشاره به تلاش برای کنترل فکر و هیجانات کودکان به وسیله سرکوب عشق و القای احساس گناه دارد؛ و منظور از پاسخگویی ، گرمای عاطفی، پذیرش و همکاری با فرزندان است بامریند بر اساس این دو ویژگی سه سبک مقتدرانه، استبدادی(آمرانه) سهل گیر اشاره کرد، بعد از وی مک کوبی و مارتین با تقسیم سبک سهل گیر سبک چهارمی با عنوان بی توجه(بی اعتنا) را معرفی کردند.
سبک های فرزند پروری:
سبک های فرزند پروری ترکیباتی از رفتارهای والدین هستند که در موقعیت های گسترده ای روی می دهند و جو فرزند پروری با دوامی را به وجود می آورند. دایانا بامریند در یک رشته تحقیقات، با زیر نظر گرفتن والدینی که فرزندان پیش دبستانی خود تعامل می کردند، اطلاعاتی را درباره فرزند پروری گرد آوری می کرد(بامریند،1971). یافته های او و یافته های کسانی که کار او را ادامه دادند، سه ویژگی را آشکار می سازندکه روش های موثر را از روش های نه چندان موثر متمایز می کنند:1) پذیرش و روابط نزدیک، 2) کنترل و 3) استقلال دادن
فرزند پروری مقتدرانه
روش فرزند پروری مقتدرانه موفق ترین روش فرزند پروری پذیرش و روابط نزدیک، روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب را شامل می شود. والدین مقتدر، صمیمی و دلسوز و نسبت به نیاز های کودکان حساس هستند. آنها رابطه والد- فرزند لذت بخشی و از لحاظ هیجانی خشنود کننده ای را برقرار می کنند که کودک را به سمت ارتباط نزدیک می کشاند. والدین مقتدر درعین حال، کنترل قاطع و معقولی را اعمال می کنند؛ آنها روی رفتار پخته تاکید دارند و برای انتظارات خود دلیل می آورند. و بالاخره، والدین مقتدر به تدریج استقلال مناسب به کودک داده و به او اجازه می دهند در زمینه هایی که آمادگی دارد تصمیماتی بگیرد(کوچینسکی و لوئیز، 2002؛راسل، میز و بیساکر،2004به نقل از سید محمدی،1390).
تربیت مقتدرانه در طول دوره کودکی و نوجوانی با چند جنبه از شایستگی ارتباط دارد- خلق خوش بینانه، خویشتنداری، استقامت در تکلیف، همکاری، عزت نفس بالا، پختگی اجتماعی و اخلاقی، و عملکرد تحصیلی مطلوب( آماتو و فولر،2002؛ آنولا، استاتین و نورمی،2000؛مکی،آرنولد و پرات،2001).
فرزند پروری مستبدانه:
روش فرزند پروری مستبدانه از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظر کنترل اجباری بالا، و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین مستبد سرد و طرد کننده هستند. آنها برای اعمال کنترل فریاد می کشند، دستور می دهند، عیب جویی و تهدید می کنند. نگرش آنها این است: این کار را انجام بده چون من از تو خواستم که تو انجام دهی” آنها برای فرزند خود تصمیم می گیرند و این انتظار را دارند که کودک تصمیم آنها را بی چون و چرا قبول کند. اگر کودک مقاومت نشان دهد، والدین مستبد به فشار و تنبیه متوسل می شوند.
فرزندان والدین مستبد مضطرب و نا خشنود هستند، عزت نفس و اتکا به نفس پایینی دارند و وقتی ناکام می شوند به خصومت واکنش نشان می دهند. پسر ها به خصوصو میزان بالای خشم و سرپیچی نشان می دهند. گرچه دختر ها نیز به رفتار های برون ریزی می پردازند، ولی آنها به احتمال بیشتری وابسته هستند، به کاوش علاقه ندارند، و تکالیف دشوار آنها را از توان می اندازد( هارت، نیوول و اولسن،2003؛ تامسون، هالیس و ریچاردز،2003).

مطلب مشابه :  ، ،