فرهنگ و تمدن ایرانی

دانلود پایان نامه

پرداختن به این مقوله از آن روی مهم است که رابطه قوم تالش را نیز از منظر هویتی با ملیت ایرانی تبیین می کند. پدیده ی ملت ار یک رویکرد قومی _نمادی استفاده کرده است.زیرا این رویکرد تکوین ملت را قدیمی تر از دوران مدرن می داند و ملت را دارای ریشه های پیش مدرن می داند. بنابراین ملت ها زائیده ی دوران مدرن نیستند . در واقع ملت های جدید حاصل باز سازی هویت های سرزمینی قدیمی ترند که این بازسازی ها از طریق اسطوره ها و نمادها و خاطرات جمعی مردم صورت گرفته است. از این رو شناخت ماهیت هویت های قدیمی یا ملی بدون در نظر گرفتن میراث نمادین آن جوامع ممکن نخواهد بود.
نویسندگانی که برای ملت اصالت قائلند و جنبه نیاکانی ، خویشاوندی ، سرزمینی و اسطوره ای ملت را مهم تلقی می کنند معمولا نیاز فرد به دارا بودن هویت، انسانیت و پایگاه اخلاقی را درک می کنند و بر این موضوع تاکید می کنند که از طریق این ارزش ها می توان پیچیدگی ها و بی اطمینانی های دوره معاصر را چاره کرد.در این زمینه دو موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است یکی جنبه قومی_فرهنگی قضیه و این که ملت بر مبنای ادعای ریشه که اعضای ملت الزامات و تعهدات مشترک نیاکانی اعضای آن تداوم پیدا می کند. دوم جنبه ی مدنی قضیه که بر این ایده استوار است که اعضای ملت الزامات و تعهدات مشترک دارند.جنبه ی قومی _فرهنگی بیانگر آن است که ملت فقط موضوعی طبیعی نیست بلکه از لحاظ فرهنگی در طول یک دوره ی طولانی گسترش پیدا می کند اما بعد از مدنی، حق مشارکت و برابری حقوق را در نظر دارد.رویدادهای برجسته تاریخی که به خصوص در مقاطع حساس تاریخی واقع می شوند می توانند این دو بعد را تقویت کنند برعکس آن ها را متلاشی کنند(احمدی 1384،30) حمله مغول به سرزمین ایران و به بار آمدن آن همه ویرانی یا حمله روسیه به ایران و تحمیل پذیرش دو عهد نامه ننگین گلستان و ترکمنچای(که بخش از تالش هم در همین عهدنامه ها تجزیه و از ایران جدا شد) خاطرات تلخی است که همه اقوام و گروه های ایرانی با یاد آوری آن متاثر و ناراحت می شوند، برعکس مقاومت دلیرانه ایرانیان در مقابل حمله سلطان سلیم در جنگ چالدران و یا رشادت های ایرانیان در مقابل تجاوزات رژیم بعث عراق ، همچنین مقاومت ایرانیان جهت ملی سازی صنعت نفت و اکنون انرژی هسته ای با تمام مشکلات و مصیبت های آن باعث غرور و افتخار تمام اقوام ایرانی است.تمام این موارد سبب به وجود آمدن هویت جمعی یا هویت نوع دوم و غیر شخصی شده است که ریشه و بستر آن روایت تاریخی است.بنابراین هویت ملی و قومی در کشاکش تصور ما از دیگران شکل می گیرد.قوم تالش در این مای جمعی با آحاد ملت ایران شریک است و تالش های ایران از این منظر دچار بحران نیستند در حالی که تالش های جدا مانده از ایران دچار بحران هستند که در فصول بعد به آن پرداخته خواهد شد.
و.ب. فیشر در فصل نهایی جلد نخستین تاریخ کمبریج زیر عنوان شخصیت ایرانی می گوید:برخی از مناطق جهان به سبب دارا بودن خصایل متمایز و پر توان چنان موجودیت خاصی پیدا می کنند که می توانند در طی قرون متمادی به حیات خود ادامه دهند. ایران یکی از کشورهایی است که به سبب دارا بودن خصایل فرهنگی،تاریخی و جغرافیایی خاص در زمره ملل یاد شده قرار دارند.
ایران همواره دارای فرهنگ و سنن تاریخی مشخص بوده است که در سرزمین معینی به نام ایران زمین در قرون متمادی به موجودیت متمایز خود ادامه داده است(احمدی 1383،136)
2-9- نظریه پردازی در مورد قومیت تالش
تا کنون تحقیقات مستقل و مدونی در مورد جغرافیای سیاسی تالش و بررسی قومیت تالش از منظر سیاسی انجام نگرفته اما در مورد جغرافیای انسانی و طبیعی و بررسی تاریخی ،باستان شناسی و مردم شناسی تالش آثار مهمی نشر گشته است.در حوزه جغرافیا یکی از مهمترین تحقیقات ، تحقیقات مارسل بازن است.
2-9-1- دیدگاه پرفسور مارسل بازن
همانطور که از نام کتاب بسیار مهم «تالش منطقه قومی در شمال ایران پیداست. مارسال بازن تالش را یک منطقه مشخص قومی می داند. او در این کتاب که رساله ی دکتری وی است. با دقتی مثال زدنی به بررسی جوانب مختلف جغرافیا و زندگی قوم تالش پرداخته است.و در حوزه های طبیعی،کار و معیشت، جمعیت،معماری،زبان به دقت منطقه تالش را مورد بررسی قرار داده است.وی در مورد تضعیف شخصیت قومی و زدوده شدن مناطق قومی عامل اقتصاد و تقسیمات اداری سیاسی را بسیار مهم ارزیابی می کند«در مورد تالش ایران عوامل زیادی در صدد تضعیف شخصیت قومی و جانشینی آن با معیار های دیگر تفاوتهای منطقه ای هستند ولی هنوز عوامل رقیب دیگری جهت حفظ شخصیت قومی وجود دارند»(بازن،1367،642) از زمانی که صفویان در قرن هفدهم میلادی قدرت خود را بر استان های خزری حاکم کردند طالش اغلب به واحدهای کوچکی تقسیم شده است که به گیلان و یا آذربایجان وابسته بودند، البته تا اوایل قرن بیستم این واحدهای بنیادی یعنی خانات یا بخش ها از خود مختاری وسیعی برخوردار بودند بنابر این حالت ظاهری آنها اهمیت زیادی داشت و خانات جنوبی گسکر و فومن و شفت بین تالش و گیلان تقسیم شده بودندو در نتیجه چنان که قبلا دیدیم وابستگی شدیدتری میان طالش جنوبی و گیلان وجود دارد.اما همه آنچه گفته شد ویژگی چندانی ندارد ولی باید به آن ها یک عامل دیگر فرهنگ زدایی مخصوص تالش ها را نیز افزود که نمی توان آن را به آسانی بقیه شرح داد. این عامل عبارت است از تسلط غیر طالشهای گیلک و به خصوص آذربایجانی بر مبادلات تجاری تالش(بازن،1367،644)
بازن در جملات پایانی رساله خود وضعیت تالش را اینچنین تبیین می کند«به هر حال مثال تالش با وجود اینکه گروهی با تعداد اندک و تحت تاثیر عوامل گوناگون می باشد به خوبی تداوم عامل قومی را به عنوان یکی از پایه های اصلی جغرافیای انسانی ایران نشان می دهد و هیچ نوع تفکر و یا عمل سیاسی نخواهد توانست بر آن سرپوش بگذارد. هر چند نام تالش در هیچ کدام از طبقه بندی های رسمی وجود ندارد، ولی این منطقه مدتهای مدید به عنوان منطقه ای قومی کاملا زنده باقی خواهد ماند»(بازن،1367،464)
2-9-2-دیدگاه دکتر محمدرضا خلعتبری رییس هیات باستان شناسی تالش
کاوش های باستان شناسی به ریاست محمد رضا خلعتبری در ناحیه تول تالش آثار تمدنی کهنی را از عصر آهن در تالش کشف کرد که نشان از وجود دوره درخشان تمدنی در تالش بودوی در کتاب کاوش های باستان شناسی در تول تالش تقسم گشتن تالش به دو قسمت و عدم تسلط تالش ها به منابع استانی و اداری مرکز را عامل استحاله این قوم و نفوذ فرهنگ و زبان ترکی و گیلکی می داند در این کتاب پس از تبیین اهمیت فوق العاده تالش به دلیل انتقال تمدن عصر آهن به درون فلات ایران وی می نویسد«هویت بخشیدن و تدوین ساختارهای فرهنگی منطقه تالش از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و نیاز به کار همه جانبه و هدفمند دارد»
2-9-3-دیدگاه دکترحسین احمدی تاریخ نگار
حسین احمدی مولف کتاب های تاریخی تالش همچون تالشان از صفویه تا پایان جنگ دوم ایران و روس ، اخبارنامه میرزا خداوردی(تصحیح) و تالش شمالی با دید انتقادی به آثار تالیفی توسط محققین روس نگاه می کندو می نویسد«یکی از مشخصات تاریخ نویسی روسی که در روسیه تزاری شکل گرفت و در دوره ی استالین مدون شد مقابله با نفوذ فرهنگ ایرانی در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی بود در نتیجه با برنامه ای دقیق به حذف یا استحاله هر چیزی پرداختند که به نوعی به فرهنگ و تمدن ایرانی مرتبط بود.حسین احمدی قوم ایرانی تالش را یکی از مظاهر نفوذ فرهنگی ایران و یکی از اهداف این استحاله ارزیابی می کند و در مورد پیوند تالشان با فرهنگ کهنشان می نویسد«بعد از گذشت 179 سال از جدایی تالش شمالی از ایران و با کمترین ارتباط در بخش شمالی و جنوبی، زبان،فرهنگ،لباس،آداب و رسوم مردم آن بسیار نزدیک به هم است»(احمدی1390،3)
2-9-4-دیدگاه ژاک دو مرگان باستان شناس در مورد تالش ها
ژاک دومرگان باستان شناس فرانسوی که در سال 1890 در منطقه تحقیقات میدانی می کرده می نویسد: تالش ها فرمانروایان قدیم منطقه هنوز هن بخش اعظمی از این سرزمین را در تصرف خود دارند. با اینکه توسط ایل های قبچاق جذب شده اند آثار اختلاط چندانی ندارند و صریحا و به طور واضح ایرانی هستند.(امیر احمدیان،1382،378)
2-9-5-دیدگاه دکتر بهرام امیر احمدیان قفقاز شناس
دکتر بهرام امیر احمدیان در مورد تبار تالشان می نویسد: تالش ها از نسل قبایل بومی ساکن زاویه جنوب شرقی جمهوری آذربایجان و نواحی مجاور استان اردبیل می باشند . این قوم نمایانگر اختلاط عناصر قفقازی و ایرانی است. صدها سال منطقه آنها صحنه پیکار امپراطوری های رقیب بوده است. تالش ها اغلب شیعه و زبانشان تالشی است. از نظر ترکیب قومی اگرچه اکثریت جمعیت تالشی اند اما در اسناد رسمی و دولتی آذربایجان آذری قلمداد می شوند. (امیر احمدیان،1382،378 ، 379 )
2-10-پیشینه ی تحقیق
در حوزه فرهنگی و تاریخی مربوط به منطقه تالش پیش از این تحقیقات بایسته ای انجام شده مانند تحقیقات زبان شناسی پرفسور اقرار علی اف، دوره های نشریه تولشی صدو و لغت نامه منتشره پرفسور نوروز علی محمداف، تحقیقات پرفسور مارسل بازن (تالش منطقه قومی در شمال ایران) ،تحقیقات پرفسور کریستیان برمبرژه در حوزه مساکن و معیشت تالشان و تحقیقات مردم شناسی میللر،باستان شناسی دمرگان و تحقیقات محققان ایرانی، دکتر علی عبدلی(جنبه تاریخی و مردم شناسی)،دکتر علی رفیعی و دکتر محرم رضایتی(زبان شناسی)، ، دکتر محمد تقی رهنمایی(دوره نشریه تحقیقات تالش که بیشتر رویکرد جغرافیایی دارد) همچنین تحقیقات و کتب مهم روسها و مستشرقین در مورد تالش شمالی منابع مهمی است که نمی توان از نظر دور داشت.بعد عهدنامه ترکمنچای روسها در منطقه تالش بسیار تحقیق کردند، محققانی همچون ریس(1855 درمورد زندگی و زبان تالشان) دیمنیک(1899سفرنامه به کوههای تالش و لنکران)، بریزین(سفرقفقاز و شمال ایران 1850) زابلوتسکی(1837 در مورد خانات تالش) کیستینوو (در مورد کار و زندگی روستاییان و کارگران در قضای لنکران 1889) لپگابودف( در مورد خانات تالش 1836) دورن در مورد فولکلور تالش ، ساتونین کتاب و مقاله در مورد جنگل و طبیعت و حیوانات (کتاب بزرگ حیوانات تالش و مغان 1905) و رومین کتاب کرای تالش(قضای لنکران) را در …. نوشتند.
اواخر قرن 19 و اوائل قرن 20 مرگان و هیئات باستان شناسی همراهش به تالش شمالی و جنوبی آمدند که حاصل تحقیقاتشان درکتابی به زبان فرانسوی منتشر شده است. از تحقیقات متاخر می توان به تحقیقات جان کلیفتن و همراهان زبان شناسش(در مورد زبان های رایون های آذربایجان) اشاره کرد که پرفسور نوروزعلی محمداف همراهشان بود آن ها پس از تحقیقات دقیق نوشتند تنها در 5 رایون 500 هزار نفرتالش هست که با آمار رسمی منافات داشت. دکتر شولتز زبان شناس آلمانی نیز به کمک پرفسورنوروزعلی محمد اف درمورد زبان تالشی مقاله نوشت.پرفسور گارنیک آساطوریان از ارمنستان نیز دو کتاب ( مقالات اولین کنفرانس و مقدمه ای بر تاریخ و مدنیت تالشان) درمورد تالشان نوشت که دومی به عنوان کتاب برگزیده سال در ایران مورد تجلیل قرار گرفت.
اما در زمینه تحلیل سیاسی کتاب مستقلی تا کنون به بررسی منطقه تالش نپرداخته و جستارهایی در تحقیقات در مورد آذربایجان و ایران به تالش پرداخته اند از جمله افرادی که در این زمینه مطالعات و مقاله دارد دکتر بهرام امیر احمدیان قفقاز شناس است.همچنین در کتابهای همچون هویت قومی در جمهموری آذربایجان نشر موسسه ابرار معاصر بخشی به تالش اختصاص یافته و تحلیلی در مورد وضعیت تالش در جمهوری آذربایجان ارانه شده است.نباید از نظر دور داشت که سایت های اینترنتی همچون تالش پرس در بلاروس هر از چند گاهی تحلیل های سیاسی به قلم نویسندگانی همچون پرفسور فخرالدین عباس زاده و دیگران ارائه می دهد. اما بیشتر باید منابع مربوط به تحلیل سیاسی را در مقالات، کتب و پایان نامه هایی یافت که به آذربایجان و قفقاز پرداخته اند. در این رهگذر تحلیل ها و تحقیقات ارامنه را نباید از نظر دور داشت که وضعیت تالش را برای امنیت ملی خود مهم ارزیابی می کنند.به طور کلی این منابع قوم تالش را قومی ایرانی ارزیابی می کنندکه با وجود قریب دو قرن جدایی با حفظ فرهنگ و دین(خصوصا مذهب تشیع) گرایشات همگرا با ایران دارند.
فصل سوم
معرفی قوم و سرزمین تالش
بخش اول: معرفی قوم تالش و جغرافیای طبیعی تالش

مطلب مشابه :  توسعه اقتصادی و اجتماعی