فعالیت های فرهنگی

دانلود پایان نامه

در این فصل شباهتها و عموما تفاوت های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و معیشتی تالش ها در دو سوی مرز تا حد مقدور برای این پایان نامه بررسی گشته است. مسلما دویست سال مرز تحمیلی بر پیکره ی جغرافیای سیاسی تالش موجب قرار گرفتن قوم تالش در دو فضای متفاوت بوده است.برای هر نوع برنامه ریزی ژئوپلتیک و ژئو استراتژیک شناخت هر چه بیشتر این تفاوت ها و شباهتها واجب می نماید. دراین فصل تا جایی که برای این پژوهش مقدور بوده به تفاوت های فرهنگی ایجاد شده در حوزه های زبان،هنر،مطبوعات،تفاوت های سیاسی شامل جریان های سیاسی و احزاب و گرایش ها و جنبش های سیاسی، اجتماعی در دو سوی، تفاوت های مذهبی، زیر ساخت های اقتصادی و صنعتی ،مهاجرت ها ، روابط با اقوام و ملل دیگر و… بررسی گشته است.
4-1-جنبش فرهنگی و هویتی در تالش شمالی
4-1-1-بعد عهدنامه گلستان 1828تا انقلاب اکتبر در 1917
در سال های 1840 تا 1845 یعنی کمی بیشتر از یک دهه پس از عهدنامه گلستان در 1828 در لنکران جمعیتی به وجود می آید به نام فوج الفصحا وجود این جمعیت که گروهی از نویسندگان و شعرای تالش شمالی در آن حضور داشتند حاکی از حضور طبقه روشنفکر و جنبشی ادبی و فرهنگی در تالش آن روزگار است. صدراین جمعیت میرزا اسماعیل قاصر بوده است. دورن نویسنده ی آلمانی که آن زمان در روسیه تزاری شاغل بود در ان سالها برای تحقیقات به تالش آمد و در میان اشعار تالشی ضبط شده توسط او نام ملا اسماعیل را به عنوان راوی و شاعر ثبت کرده که احتمال قریب به یقین همان میرزا اسماعیل است.از افراد شاخص دیگر می توان به سید علی برادگاهی(نویسنده ی کتاب مهم تذکره سیعدیه / جواهرنامه لنکران)،میرزا خداوردی (نویسنده ی کتاب مهم اخبارنامه لنکران)، فتاح(کتاب در زمینه فلسفه نوشته ) و تیمور بیگ بایرامعلی بیگ اشاره کرد. این جمعیت تا انقلاب اکتبر در 1917 یعنی قریب 60 سال وجود داشت.میللر در یادداشت های خود به اسامی برخی از شعرای تالش فوج الفصحا که در تحقیقات او بر روی فولکلور همکاری داشته اند اشاره کرده است. در زمان شوروی میر هاشم تالشلی دیگر بار این جمعیت را احیا کرد.
4-1-2-از انقلاب اکتبر 1917 تا 1336 کنگره حزب کمونیست
دوره ی بعدی ادبی و فرهنگی و هویتی شاخصی که می توان شناسایی کرد مشخصا در میانه 1917 تا 1339 حدود دو دهه است. این دوره دوره ای بسیار مهم، تاریخی و سرنوشت ساز برای زبان و ادبیات تالشی محسوب می شود.پس از انقلاب اکتبر شاهد فعالیت چهره های شاخصی همچون شیرعلی آخوندف، بیوک آقا میر صالایف، زولفقار احمد زاده، مظفر نصیرلی، شمشی زاده در این دوره فعال بوده اند.مهمترین شاخصه های فرهنگی این دوره چاپ صد ها کتاب به زبان تالشی است( که اولی مربوط به سال1929 وآخری مربوط به 1939 است) بازگشایی مکاتب و مدارس به زبان تالشی ، انتشار روزنامه سئه تولش(تالش سرخ) است .مسلما شروع این دوره ی فرهنگی را باید به قبل از 1929 نسبت داد که اولین محصولش چاپ اولین کتاب به نام ایمنجی کتاب(کتاب اول) تالیف مظفر نصیرلی و میرسالف است. آغاز توقف این دوره نیز تغییر سیاست کلان شوروی در 1936 پس از کنگره حذب کمونیست است که البته در یک پروسه چند ساله اعمال می شود و توقف این دوره چند سال بعد در1339 به طور کامل رقم می خورد.سالهای بین 1929 تا 1939 را باید دهه طلایی یا دهه طلوع نامید، چرا که فعالیت های این دوره تاثیری ماندگار در حافظه تاریخی قوم تالش داشت و زبان تالشی در این دوره به سطح یک زبان مکتوب و ملی ارتقاء یافت که پتانسیل ترجمه آثار بزرگ جهان، تدریس فیزیک، شیمی، هندسه، تاریخ و… را داشت و در این دوره کتابهای درسی به تالشی از مقطع ابتدایی تا پیش دانشگاهی تالیف گشته بود.در زمان شوروی یک جمعیت به نام جمعیت تطبیق و تطبع آذربایجان وجود داشت که یکی از کمسیون هایش مربوط به تالش شناسی بود و زولفقار احمد زاده و مظفر نصیرلی در آن فعال بودند.
اگر این دوره را بخواهیم با چهره های شاخصش بشناسیم و تقدم و تاخر سنی را در نظر داشته باشیم؛شیرعلی آخوندف (متولد 1886)کسی بوده که در جمهوری شوروی مغان (1919) حضور فعال داشته است او معاون ریس جمهور بود. در زمان جمهوری شوروی مغان آخوندف و یارانش یک روزنامه نیز منتشر کردند به نام؟ پول نیز چاپ کردند به نام زایون مغانی (زایون معنایش شبیه کریدیت است). در دوره ی امپراطوری تزاری مکتب تاتاری ،روسی در لنکران برپا بود(در آن وقت روس ها ترک ها را تاتار می خواندند)مسلم مقامایف در این مکتب درس می داد به مدت 6 سال. شیر علی آخوندف نیز در این مکتب درس خوانده و شاگرد او بود. آخوندف مردی تالش دوست بود آنگونه که از خاطرات او پیداست با نسل خانها که از زبان و هویت تالش رویگردان گشته بودند بسیار مجادله داشت و چندین بار در راه تالش زندانی گشت. سربازان پان ترک جمال پاشا (ترکیه) سر برادر او را بریدند.به پدرش گلوله زدند و او معلول گشت.
بیوک آقا میرصالایف (متولد 1893)شخصیت مهم دیگر این دوره است. او در بحبوحه جمهوری مغان در دسته باله محمد لیکژ بود و همراه سرخ ها بر علیه مساواتی ها می جنگید. بعد استقرار نظام شوروی بیوک آقا میرصالایف متن ها مهم کمونیستی و اولین قانون اساسی شوروی را به زبان تالشی ترجمه و منتشر کرد. میر صالایو نشریه تالش سرخ را را درسال 1931 منتشر کرد که توسط دیگران ادامه یافت و او بعد ها بیشتر مشغول کار حزب کمونیست یود. در روزنامه سئه تولش رزاق کاظم اف،شمشی زاده میرصالایف کار می کردند. مظفر نصیرلی(متولد 1902) نویسنده و فعال مهم دیگری بود که در روزنامه تالش سرخ، تالیف کتب تالشی مشارکت گسترده داشت در و قوام دادن جنبش فرهنگی تالش بسیار موثر بود.اما بی تردید شاخص ترین چهره ی این دوره زلفقار احمد زاده (متولد 1899) است که او را پدر شعر تالش می دانند و رهبری جریان فرهنگی و هویتی تالش را بر عهده داشت.
عکس4-1- ذوالفقار احمد زاده- رهبر جنبش فرهنگی تالش بعد از سال 1917
ماخذ: سایت تالش پرس
او اشعار بسیاری به زبان تالشی سرود که پر از شور زندگی و کار و تلاش بود همچنین باید او را اولین شاعری دانست که به طور جدی به ادبیات کودکان تالش پرداخت و اشعار بسیاری برای کودکان سرود که این شعرها در کتاب های مدارس تالش تدریس می شد.در زمینه شعر وطنی نیز او بر همه مقدم است و تحت تاثیر روند نو ظهور ملی گرایی مدرن برای تالش اشعار سرود که اکنون نیز ورد زبان تالشان در دو سوی مرز است. او مناسب دولتی بسیاری داشت از جمله در آق دام ،قره باغ ،آستارا،لانکون، نوکی، وری( در ارمنستان) کار کرده است.شاید در آرشیو ارمنستان آثاری از او ممکن است باشد.هنوز پیرانی پیدا می شوند که اشعار زولفقار احمد زاده را که در مکتب های تالشی سالهای بعد1930 آموخته اند به یاد دارند.
4-1-3-سال 1936 تا 1986 پروژه محو قوم تالش
در 1936 بیانیه ی حذب کمونیست مبنی بر اینکه در هر جمهوری تنها یک خلق محور و اساس کشور است صادر شد و این به معنی حذف خلق های همچون تالش بود.فدراسیون جمهوری های قفقاز از هم پاشید و آذربایجان به عنوان یک جمهوری مستقل در ترکیب شوروی قرار گرفت. و با محوریت خلق آذری و مرکزیت باکو فشارهای شدید برای ازبین بردن هویت قوم تالش آغاز است. نکته بسیار مهم این است که شوروی ایدئولوژی پیوند دو آذربایجان را پیگیری می کرد و در این مسیرتالش یک قربانی بود و پایانی سیاه برای دوره ی طلایی رقم خورد.قلع و قمع روشنفکران تالش آغاز گشت.
4-1-3-1-ترویکا
ترویکا نام شورای سه نفره ی مخفی ای بود که دستور اعدام، زندانی، تبعید و مجازات های بدون محاکمه را صادر می کرد و احکام بی رحمانه اجرا می شد.احکام با امضای استالین و دو نفر دیگر موجود است که جزای افرادی که در راه تالش فعال بودند را مشخص کرده اند بیشتر این افراد را در حکم دسامبر1337 محکوم به مرگ و برخی را تبعید کردند ، در اول سال جدید احکام را اجرا کردند. و بسیاری را کشتند. اسم میر صالایو و شمشیر زاده نیز در میان افرادی که حکم مرگ گرفتند بود و سریعا کشته شدند. ذولفقارزاده در 1938 به سیبیری تبعید گشت برای مدت 5 سال که او در سال چهارم در اثر سختی زندگی در سیبیری درگذشت و هنوز مزارش پیدا نشده است.مضفر نصیرلی را به ازبکستان فرستادند دو سال بعد حکم را عوض کردند و گفتند او بی گناه است و او به ماسالون باز گشت بعد از دوسال در اثر مالاریایی که گرفته بود در گذشت، هم اکنون مزارش در ماسالون است.
در 1935 شیرعلی آخوندف را به سیبیری تبعید کرده بودند. به مدت 3 سال که قاعدتا باید او در سال 1938 باز گشته باشد اما در 1939 حکمی جدید برای او صادر کردند به مدت 8 سال که از این تبعید هرگز باز نگشت.پروژه محو قوم تالش در همین جا به اتمام نمی رسد. تمام مدارس و مکاتب تالش زبان تعطیل می گردد.سال 1939 آخرین کتاب آن هم برای آموزش روسی به تالش زبانان به زبان تالشی چاپ می شود. و نام روزنامه تالش سرخ تغییر می کند و مقالات به زبان تالشی در آن دیگر چاپ نمی شود. در همین سال ها تبعید های مرگباری را بر قوم تالش تحمیل می کنند. در اواخر دهه 30 میلادی بسیاری از تالشان مخصوصا باشندگان مرزهای مشترک با ایران را به جنوب قزاقستان کوچاندند. به دلیل اینکه آن ها را ملتی با علایق مشترک با آن سوی مرز ارزیابی می کردند. این کار را با چچن ها و داغستانی ها و اینگوش ها، تاتار های کریمه(بعد جنگ جهانی دوم) و بسیاری از اقوام و ملل در کوچ اجباری به سیبری و دیگر نقاط کردند که انسان های بسیاری در این مهاجرت ها تلف شدند. بسیاری از این ملل مسلمان بودند.نکته بسیار مهم این است که در اسناد اشاره کرده اند که کردها و ایرانی هایی که در آذربایجان می زیستند را کوچ داده اند. یعنی تالش ها را قومی ایرانی و غیرهمگرا با روسیه تشخیص داده اند.
4-1-3-2- نگاهی به سال 50 خفقان و حذف تالشان در آمار های رسمی
چه از 1936 تا 1986 را در نظر بگیریم چه از 1939 تا 1989 با سکوتی مرگبار مواجه ایم که به مدت نیم قرن تالش شمالی را فرا می گیرد.سیاست پرده ی آهنین روسیه ، فضای امنیتی و بسته سیاسی ، جنگ جهانی دوم و پس از آن جنگ سرد همه درمنکوب شدن قوم تالش در این سال ها موثر بوده است.در آمار سال 1939 از وجود 77000 تالش یاد شده است. میللر در یادداشت های خود با نادرست بودن و کم بودن آمارها اشاره کرده و گفته است به طور مثال من در بورادیگاه که ساکنینش را ترک نوشته اند از بچه های 7 ساله اشعار تالشی ثبت و ضبط کرده ام. در آمار سال 1959 تعداد تالشان را صد نفر نوشته اند! در 1979 این تعداد صفر ذکر گشته است!از حدود 1986 کم کم تالش ها نیز آشکار شدند.ظهیر الدین ابراهیمی در این زمان به کمیته های حزب کمونیست نامه نوشت و درخواست کرد که در آمارها اسم ملیت تالش را نیز بگنجانند تا تالش ها بتوانند ملیت خود را قید کنند. او از فعالترین سیاسیون تالش در این سال ها بود.مراد حاجی مقاله ای با نام اسمت را بگو تالش در سال 1989 نوشت که متنی مشهور است. در آمار 1989 تعداد تالشان 21 هزار نفر ذکر شده است. این سیر نزولی اعلام آمار از 77000 به 21 هزار سپس به 100 نفر و به صفر رسیدن و پس از آن طی ده سال از صفر به بیست یک هزار نفر خود موضوعی شگفت انگیز است که عمق تراژدی تلاش برای آسمیلاسیون قوم تالش و ارائه آمارهای دروغین را بر ملا می سازد.
4-1-4-سال 1986 تا امروز
با اینکه در سال های بعد 1339 تا دهه 80 میلادی گه گاه تالش های تالش شمالی با چاپ شعری در یک ستون نشریات آذربایجان یا با ضبط ترانه ای یا چاپ تحقیقات محققان روس مجال ابراز وجود می یافتند اما تغییر محسوس از سال های نیمه دوم دهه هشتاد میلادی به وجود آمد بعد از سال 1985 دیگر بار حرکات فرهنگی و سیاسی تالش ها شروع می شود شعرهای ولیشاه علی اف، خانعلی تالش ،توفیق الهام جمال لَلَ زوئه و دیگران کم کم شروع می شود.شروع حرکت اصلاحی گورباچف در شوروی، پرستورویکا وگلاسنویست موجب آزادی های مدنی و سیاسی گشت که به آشکار شدن آنچه پنهان بود انجامید.در همین سال ها تالش ها جمعیت اوستا به عنوان اولین جمعیت را شکل دادند که از اعضای آن اکتای معلم، ولیشاه علی اف و ظاهرالدین ابراهیمی بود. در سال 1990 تالشهایی که در روسیه تحصیل می کردند دست به انتشار روزنامه با نام تولش زدند که چهره ی شاخص در آن میان هلال محمداف بود. 5 شماره از روزنامه تولش منتشر شد.
سپس شوروی فروپاشی و آذربایجان مستقل می گردد و جنگ قره باغ اوج می گیرد. در سال 1992 تالش ها کنفرانسی بزرگ در باکو تشکیل می دهند. و در این کنفرانس به مدنیت تالش و لزوم احیای هویت تالش تاکید می گردد از جمله تصمیماتی که در این کنفرانس اتخاذ شد این بود که الفبای تالش با حروف کریل نوشته شود. در سال 1992 مرکز مدنیت تالش با پیگیری فامیل جعفراف و گرد آمدن گروهی از فرهیختگان تالش همچون پرفسور سیف الله اسدلله اف و پرفسور نوروز علی ممداف باز می شود و انتشار روزنامه صدای تالش آغاز می گردد. پرفسور اقرارعلی اف هم در این روزنامه در مورد تاریخ تالش مقاله داشته است.برات قاسم اف رییس مرکز مدنیت تالش در لنکران بود که هنوز هم اسما وجود دارد.ترکیب فعالیت های فرهنگی و هویتی تالشان با فعالیت های سیاسی حزب برابری ملل آذربایجان به رهبری دکتر هلال محمداف و اضافه گشتن فعالیت سیاسی و قدرت نظامی ژنرال علی اکرم همت اف در وضعیت متزلل آذربایجان تازه اعلام استقلال کرده ودرگیر جنگ قره باغ منجر به تشکیل جمهوری تالش مغان در 23 ژوئن 93 و تحقق موقتی آرزوی تالش های تالش شمالی 74 سال پس از تشکیل وفروپاشی جمهوری مغان در تالش گشت.
4-2-تشکل های فرهنگی و سیاسی تالش شمالی از 1985 تا امروز
1-جمعیت اوستا: در سالهای آخر دهه 80 این جمعیت در شاغلاسر لنکران تشکیل شد ظهیرالدین ابراهیمی، ولی شاه علی اف و اکتای عسگراف از بانیان آن بودند.گروه موسیقی هم به نام اوستا به وجود آمد که هنوز هم هست.این جمعیت جمعیتی مدنی با هدف احیای فرهنگ تالش است.
2-مرکز مدنیت تالش: سال 1992 مرکز مدنیت تالش به سرپرستی سیف الله اسدالله یف تشکیل شد. و روئسای بعدیش به ترتیب نوروزعلی محمد اف ،علی ناصر و رافیق جلیل اف بوده اند که رافیق جلیل اف هم اکنون رئیس این مرکز است.اگرچه هم اکنون این مرکز فعالیت چندانی ندارد اما در دهه 90 فعالترین تشکل مدنی تالشان درون آذربایجان بود که غیر انتشار منظم روزنامه تولشی صدو(صدای تالش) کتاب های متعددی در حوزه زبان شناسی و ادبیات و تاریخ تالش نشر کرد و جلسات فرهنگی ای نیز برگزار نمود . پس از واقعه تالش مغان به شدت تحت نظر و مورد سوء ظن قرار گرفت فشار ها برای متوقف نمودن فعالیت این مرکز در یک دهه بعد درنهایت منجر به دستگیری و کشته شدن رئیس این مرکز پرفسور نوروزعلی محمداف در زندان گشت.

مطلب مشابه :  تجزیه واریانس