فقر و تنگدستی

دانلود پایان نامه

در مناطق فقیر نشین بسیار مشاهده می شود که برخی با استفاده از حداقل شرایط، می توانند خود را از فقر نجات دهند. انگیزه فرار از دام فقر را باید عامل مهمی در این مورد دانست. امیال، آرزوها و انگیزه های افراد، نقش مهمی در وضعیت حال و آینده او دارند. گفته می شود که ” فردا همانی خواهی شد که امروز به آن می اندیشی” و یا ” خواستن توانستن است” . ثروتمند بودن شاید آرزوی همه افراد باشد ولی ثروتمند شدن نیازمند انگیزه ای است که در وجود همه کس نیست.این در حالی است که اکثر فقرا توانسته اند یک سازگاری و تطابقی با فقر خود ایجاد کنند که به آن عادت کرده اند. فقر برای بسیاری از آنها یک امر عادی است و بخصوص وقتی برخی نهادهای جامعه به تشویق فقر بپردازند، تداوم فقر اجتناب ناپذیر است. گالبرایت بزرگترین عامل فقر را، سازگاری و تطابق فقرا با فقر خود می داند. او نشان می دهد که وقتی که در یک جامعه فقیر، اوضاع کمی به طور موقت بهبود می یابد، نیروهایی وجود دارند که تعادل فقر را نگه می دارند و باعث می شوند فقر بتواند به دوام خود ادامه دهد و سطح قبلی محرومیت را بازگرداند. گالبرایت بیان می کند: ” …اما هیچ چیز بیشتر از فقدان و غیبت امید و آرزو برای گریز از فقر و همچنین فقدان کوشش و تلاش در جهت آن به این تعادل کمک نمی کند. در جوامع روستایی فقیر، وجود چنین آرزوها و امیدهایی با یکی از عمیق ترین و مشخص ترین عناصر رفتار بشری در تعارض قرار می گیرد. این عناصر عبارت است از خودداری از مبارزه علیه ناممکن ها، تمایل و ترجیح به تسلیم و واماندگی و ثبات در زندگی.
3-1-2-2- عوامل اجتماعی:
3-1-2-2-1- ظلم :
فقر در بسیاری از موارد معلول ظلم اجتماعی است و ظلم به صورت عام دربیشتر موارد اقتصادی است و در روابط مالی و نظام تولید و توزیع و مصرف صورت می گیرد و در اکثریت مردم موجب محرومیت از دستیابی به کالاها و مواد لازم زندگی می گردد و بصورت خاص از طریق سرقت، گرانفروشی، احتکار، کم فروشی و استثمار و کم بها دادن به کار و کالای دیگران و دیگر راههای باطل این عمل ظالمانه اقتصادی جریان می یابد.
امام رضا علیه السلام فرمودند: « اِذا اَکَلَ اْلاِنْسانُ مالَ الْیتیمِ ظُلْماً …… فَکَانَّهُ قَدْقَتَلَهُ وَ صَیرَهُ اِلی اللهِ وَ الْفاقَهِ ؛آنگاه که انسان مال یتیم را به ستم بخورد بی تردید چون این است که او را کشته و او را دست به گریبان تهیدستی و بینوایی کرده است. »
ظلم ازشیوه های عمل سرمایه داری است .چرا که سرمایه داران از راههای ظالمانه شروع به گردآوری ثروت کرده و حق و حقوق دیگران را نادیده می گیرند.مسلم است که در چنین حالتی آنان صاحب ثروتی عظیم شده اند و در مقابل عده ای محتاج به داشتن اندکی دارایی.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: آنچه بر سر ناداران و نیازمندان و گرسنگان و برهنگان می آید همه دراثرخیانت اغنیاو توانگران است.
همچنین امام علی ( علیه السلام ) درباره ی علت پذیرش حکومت از جانب خود فرموده است:«أَمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الحَبَّهَ ، وَ بَرَأ النَّسَمَهَ ، لَو لَا حُضُورُ الحَاضِرِ ، وَ قِیامُ الحُجَّهِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ ، وَ مَا أخَذَ اللهُ عَلَی العُلَمَاء ألَّا یقَارُّوا عَلَی کِظَّهِ ظالِم ، وَ لَا سَغَبِ مَظلُومٍ ، لَأَ لقَیتُ حَبلَهَا عَلَی غَارِبِهَا، وَ لَسَقَیتُ آخِرَهَا بِکَأسِ أوَّلِهَا .» آری به حق آن که دانه را شکافت، و جان را آفرید، اگر حضور حاضران و اتمام حجت با اعلام وجود ناصران نبود، و اگر خداوند از عالمان پیمانی سخت نگرفته بود که در برابر شکمبارگی ستمگر و گرسنگی ستمدیده هیچ آرام و قرار نگیرند، بی تأمل رشته ی حکومت را از دست می گذاشتم و پایانش را چون آغازش می انگاشتم، و چون گذشته خود را به کناری می کشیدم.
با چنین دریافتی است که امیر مومنان علی علیه السلام از نخستین روز حکومت خویش مبارزه ای سخت و همه جانبه را بر ضد علل و اسباب به فقر کشاندن مردمان آغاز کرد و همه ی همت خویش را بر فقر زدایی گذاشت تا مانع جدی تحقق دین و دینداری را رفع نماید.
جرج جرداق مسیحی در این باره می نویسد :« البته طبیعی است که علی کار را از اینجا شروع کند، زیرا او می داند که تازیانه های دردناکی که خداوند مردم را به وسیله ی آنها می زند ، زیاد است ، ولی هیچ کدام از آنها مانند این تازیانه وحشت زا، یعنی فقر، آزار و درد نمی رساند. آیا او صاحب این سخن نیست که اعتقاد عمیق وی را به ضرورت رفع نیازمندی می رساند و از درک صحیح و آشنایی کامل او از اوضاع مردم و حقایق اشیا و مقدمات و نتایج امور، پرده بر می دارد. مرادم این است که آیا او صاحب این گفتار نیست : «خداوند بندگان خود را با شلاقی دردناکتر از فقر نزده است.» همین فقری که بعضی از زهاد، آن را نیکو جلوه داده و مردم را به آن دعوت می کنند؛ و البته فهمیده یا نفهمیده اشتباه می کنند و راه بدی می روند. و همین فقری که امام علی مانند پیامبر، در بین مردم با آن جنگید، چنانکه انقلابی بزرگ ، ابوذر غفاری ، پیشرو پیروان و شیعیان علی و قربانی بنی امیه و راه و روش آنان در حکومت و سیاست ، با آن جنگید .علی به خوبی دریافته بود که فقر بر هر گونه فضیلتی غالب می آید تا فردا وسیله ی کفر و الحاد گردد ؛ و از همین جاست که علی همیشه و در هر میدانی با فقر می جنگید و راه را بر آن می بست و هر کسی را که به آن می خواند، می کوبید.
چقدر زیبا و مقدس است این شلاقی که علی آن را بر ضد فقر و منافقانی که آن را نیکو جلوه می دهند ، بلند می کند که همه ی آنان را می خورد و نابود می کند ، آن چنان که لهیب آتش ، کاه آلوده را می خورد و خاکستر می کند و نیرنگها و حیله های آنان را در جلو دیدگانشان ریشه کن می سازد ،آنجا که می گوید : «لو تمثل لی الفقر رجلا لقتلته.» اگر فقر در برابر من به صورت انسانی مجسم گردد، البته او را می کشم.» پس ظلم بر بندگان خداوند از هر نوعی که باشد چه در زمینه مالی یا آبرویی یا ……انسان مورد بازخواست خداوند قرار داده می شود. با توجه به سخنان گهربار ائمه معصومین علیهم السلا به این نتیجه می رسیم که بدترین عامل برای خروج از مسیر انسانیت و قرار گرفتن در جاده گمراهی ظلم به دیگران است .ظلمی که آثار و نتایج آن هم دنیای فرد را خراب کرده و هم آخرتش را از یاد می برد .حضرت علی (علیه السلام) در جای دیگری می فرمایند: «بِئْسَ الزّادِ إِلىَ الْمَعادِ، الْعُدْوانِ عَلَىَ الْعِبادِ.بد توشه‏اى است ستم بر بندگان خدا براى روز جزا.»
آیت الله خویی در شرح این کلام حضرت چنین می گوید:‏ «الظلم على النّفس بارتکاب المعاصی الّتی لا تمسّ حقوق النّاس کشرب المسکر مثلا أسهل توبه و أقرب إلى المغفره، و قد وعد اللَّه المغفره على الظلم بالنفس فقال: «قُلْ یا عِبادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً».(زمر 53)و أمّا إذا کان ظلما و عدوانا على العباد کالغیبه و أکل مال النّاس بغیر حقّ فلا توبه له إلّا بأداء حقّ‏ النّاس‏ و تحصیل البراءه عنهم، و إلّا یبقى فی الذّمه إلى یوم المعاد و یؤاخذ عنه فیکون بئس الزاد. ترجمه: ظلم بر خویشتن با انجام گناهانی است که حقوق مردم را ضایع نمی سازد.مانند شرب خمر. که این گناهان به بخشش نزدیکترندو برای توبه کردن ساده ترو خداوند در این آیه وعده داده است که ظلم بر خویشتن را می بخشد . اما اگر ستم بر بندگان خود باشد مانند غیبت و خوردن مال حرام به ناحق،هیچ توبه ای ندارد مگر اینکه مال مردم داده شود و از آنها حلالیت طلبیده شود. در غیر این صورت تا روز قیامت گناه بر گردن او می ماند و به خاطر آن عذاب می شودکه این امر بدترین توشه است.
وآنچنان ظلم بر بندگان خدا مورد نکوهش قرار گرفته است که باز حضرت در یکی از خطبه های خود چنین می فرمایند: وَ اللهِ لَأَن أبِیتَ عَلَی حَسَکِ السَّعدَانِ مُسَهَّدآً، أَو أُجَرَّ فِی الأغلالِ مُصَفَّداً ، أَحَبُّ إِلَی مِن أَن أَلقَی اللهَ وَ رَسُولَهُ یومَ القیامَهِ ظالِماً لِبَعضِ العِبادِ ،سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روی خارهای سعدان به سر ببرم، و یا با غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم، و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم…… وَ اللهِ لَو أُعطِیتُ الأَقالُیمَ السَبعَهَ بِما تَحتَ أَفلاکها، عَلَی أَن أَعصِی اَلله فِی نَملَهٍ أَشلُبُها جُلبَ شَعیرَهٍ مَا فَعَلتُهُ وَ إِنَّ دُنیا کم عِندِی لَأَهوَنُ مِن وَرَقَهٍ فِی فمِ جَرادَهٍ تَقضَمُها.به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان ها ست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جوی را از مورچه ای ناروا بگیرم ، چنین نخواهم کرد ! و همانا این دنیای آلوده شما نزد من از برگ جویده شده ی دهان ملخ پست تر است !
3-1-2-2-2-فقدان برنامه های اقتصادی سالم و منظم:
در هرجامعه ای که دولت و حکومت آن بر اوضاع محدوده حکومت خویش مسلط باشد و با برنامه های منظم و حساب شده برای نظام اقتصادی خود کار کند پس دارای ثبات اقتصادی بوده و در نتیجه درآمد وهزینه مردم در آن جامعه با یکدیگر هماهنگ شده و باعث پیشرفت اقتصادی می شود. اما اگر دولت درزمینه اقتصادی برنامه منظم و از پیش تعییین شده ای نداشته باشد نتیجه آن می شود که عده ای غرق در ثروت فراوان می شوند و عده ای به علت ناداری در آتش فقر می سوزند. پس حکومتها با برنامه ریزی غلط وآزادی دادن به زراندوزان مال پرست وجانبداری درقانون واجرا ازسرمایه داری می توانند ثروت جامعه را به جیب اقلیتی سرازیرکنند(که با حاکمیت دررابطه هستند) وتوده های مردم را فقیر و تهیدست سازند وسبب کفروبی ایمانی آنان گردد.
از امام صادق (علیه السلام) چنین روایت شده است: آن گاه به فرمان پیامبر صلی الله و علیه و آله فریاد زدند: تا همه مردم گرد آیند و آن حضرت خود به مهاجران و انصار فرمان داد که سلاح بر گیرند . پس مردمان جمع شدند و پیامبر بر بالای منبر رفت و خبر نزدیک شدن رحلت خویش را به ایشان داد و فرمود: « خدا را به یاد هر زمامدار اسلامی پس از خود می آورم ….. درباره عمل به وظائفش، از جمله اینکه مردمان را فقیر نسازد که در نتیجه کافرشان خواهد کرد.
3-1-2-2-3- جنگ:
از دیگر عوامل موثر در بروز فقر و ناداری عامل جنگ می باشد. جنگهای مستمر و پی در پی که تمام هستی فرد راساقط نموده و فرد را از پای در می آورد. آدمی در همه اعصار و روزگاران شاهد چنین صحنه های وحشتناک و رنج آوری بوده است که ثمره آن ظهور افرادی است که دیگر آهی در بساط ندارند.درست است که حصول این امر به صورت مقطعی و زودگذر می باشد و چنانچه از طرف دولت حاکم تدابیری اندیشیده شود این معظل رفع خواهدگردید. اما نهایتا اثر خود را بر افراد خواهد گذاشت وآنها را برای مدتی در فقر و تنگدستی قرار خواهد داد.
3-1-2-2-4- سقوط درآمدها:
آمار تیاسن درکارهای خود براین نکته تاکید می ورزد که سقوط درآمد را بایدیکی از مختصات فقر بدانیم.وی بر اهمیت مجموع دارایی ها یا موهبت های متعلق به فقرا و همچنین برماهیت مطالبات ناشی از آنها تاکید می ورزد واین گونه عوامل را برای تحلیل فقروآسیب پذیری بسیار حیاتی می داند.بیکاری، ازدست دادن بازاروتغییرات ناگهانی تولید وقیمت، دست دردست همدیگربرآسیب پذیری افرادی می افزایند که برای مقاومت در برابر بحرانها وضربه های ناگهانی فقط متکی به داراییها و ظرفیتهای خاص خود هستند. نظام معیشتی موجود ممکن است مانع دستیابی به دارایی ها وملزومات شخصی کارامد باشد وبه همین دلیل موجب چیزی می شود که آمارتیاسن آن را زوال استحقاق می نا مد.
شکاف درامدی بین طبقات جامعه علاوه برفقراقتصادی و تبعات آن موجب احساس تبعیض ونابرابری درطبقات پایین و درنتیجه احساس نفرت وخشم اعتراضهای اجتماعی، بزه کاری ها وتعارضات اجتماعی می شود. از این رو برای جلوگیری ازاین آسیبها باید به نحوی عمل کنیم که فاصله درآمدی کاهش یابد یا ازبین برود.
نویسنده کتاب ظهور و سقوط تمدنها درباره فاصله های هولناک طبقاتی و تبعیضات ناروا چنین مینویسد:جامعه ای که در روند تاریخی اش به جای حاکمیت توازن و تعادل اقتصادی و تامین و تضمین حقوق مردم به هر دلیل و توجیهی به دو گروه و دو قطب برخوردار و محروم تقسیم گشت و دره عمیق و فاصله ژرف و هولناکی بین آنها پدیدار گشت ، جامعه ای که اکثریت آن که طیف گسترده محروم باشد از بام تا شام به بیگاری مرئی و نامرئی اجبار گشت و ثمره کار و نتیجه رنج و زحمت آن به غارت رفت و در همان حال از تامین ضروری ترین و طبیعی ترین نیازهای زندگی خود درمانده و ناتوان گشت، اما اقلیت مرفه و متنعم با تکاثر ثروت و انحصار قدرت و امکانات توده های دربند از سویی به دلیل احساس بی نیازی و جنون سیری به سر حد فساد و طغیان کشانده شده و از دگر سو به آفت رفاه زدگی به اسراف و تبذیر روی آورد و از ناحیه سوم در پی تفریح و تفنن و عیاشی و لذت طلبی به سوی نیازها ی کاذب و کام جویی های بدلی گام سپرد چنین جامعه دو قطبی و چنین تمدن ظالمانه و چنین بنای نامتعادل و نا متوازنی نمی تواند به حیات و بقای خود امید بندد.

مطلب مشابه :  نظریه شناختی اجتماعی، سندرم عمومی سازگاری، اعتقادات خودکارآمدی