قانون آیین دادرسی کیفری

دانلود پایان نامه

اطلاعاتی را که می توان از قربانی حاصل نمود یا همان ادله و آثاری همچون خون، منی، محتویات جیب، وزن، تعداد ضربان قلب و جراحات بر روی جسد می باشد که مرتبط به وضعیت شخصیتی و سابقه زندگی قربانی است که جهت کسب بهترین و راهگشاترین اطلاعات بایستی آنها را به دو قسمت تقسیم کرد که یکی سابقه کلی زندگی قربانی است و دیگری اطلاعات حاصل از 24 ساعت قبل از قتل. در مورد سابقه کلی زندگی قربانی بایستی تحقیقات جامعی به عمل آید و از خانواده، همکاران، دوستان، اقوام و آشنایان، همسایگان و هر آنکس که می تواند و یا قابلیت آن را دارد که اطلاعاتی ارائه دهد؛ بایستی پرس و جو به عمل آید. این تحقیقات باید هدفمند بوده و به موارد ذیل اشاره شود.
وضعیت اخلاقی: احتمال اینکه اشخاصی به لحاظ مسائل ناموسی کشته شوند زیاد است.
وضعیت خانوادگی: قتل هایی که به لحاظ اختلاف بین همسران رخ می دهد بسیار اتفاق می افتد.
وضعیت اجتماعی: ممکن است مقتول از مقامات سیاسی و یا نظامی بوده مورد ترور قرار گیرد.
وضعیت مالی: یک شخص متموّل می تواند باعث تحریک دیگران قرار گیرد.
وضعیت شغلی: افرادی از نظر شغل با مردم بیشتر درگیر می شوند، احتمال کینهتوزی بیشتری است.
وضعیت روحی و روانی: چه بسیار افرادی که به لحاظ عصبی بودن دست به خودکشی و یا تحریک دیگران به قتل خود زده اند.
اینها مواردی اندک از تحقیقات مبسوطی است که می توان به عمل آورد که با انجام آنها و به صورت خود به خودی وارد شق دوم از تحقیقات که همان کسب اطلاعات حاصل از 24 ساعت قبل از قتل است، می شویم. در این نوع تحقیقات بیشتر خانواده، همکاران، دوستان صمیمی مورد خطاب ما جهت کسب اطلاعات قرار می گیرند. تحقیقات صورت گرفته ما نیز در راستای مشخص شدن نوع لباس ها، قرار ملاقات، میزان پول همراه مقتول، وجود درگیری، بررسی تلفن همراه و مواردی از این دسته اند. اگر این تحقیقات به صورت کامل و دقیق به عمل آید قطعاً شاهد سرنخ های مؤثری خواهیم بود.
کسب اطلاعات از شهود
شاهدان قتل و یا شاهدان یکسری از وضعیت ها از صحنه قتل هر کداام براساس قدرت یکی از حواس پنج گانهشان و علاقه و تنفر به یک موضوع خاص، ممکن است از یک رویداد واحد، برداشت و درک و فهم متفاوتی داشته باشند. اخذ اظهارات شهود هرچند یکی از طرق کسب اطلاعات یک جرم بوده و به عنوان یک دلیل جهت انتساب ارتکاب آن به یک شخص خاص کاربرد دارد ولیکن بایستی دانست که فاصله شاهد از محل وقوع جرم، مدت زمان مشاهده، زمان گذشته از مشاهده تا ارائه مطالب، نور و صدای محیط، شخصیت و روحیه آنان همچون شوخ طبع بودن، جدی بودن و … می تواند بر سخن شاهد تأثیر بسزایی داشته باشد.
بایستی دقت داشت که قبل از اخذ شهادت تمامی عوامل دخیل بر روی شخص شاهد خنثی شود و سعی کنیم که وی را به حالت آرامش سوق دهیم. برای نمونه عواملی که باعث هیجانی شدن، احساساتی شدن و یا ترس بر او غلبه شود را بایستی از بین برد و سپس اصطلاحاً سر صحبت را با وی باز کرده و سعی خود را در شناخت نوع شخصیت وی به کار بریم.
در گام بعد شرایط شاهد بودن سنجیده میشود که این امر در واقع همان اذن قانونی برای ایراد شهادت است و در ماده 209 قانون آیین دادرسی کیفری بدان اشاره شده است.
پس از طی این دو مرحله به صورت کاملاً کلی مسئله مطرح می کنیم و از شاهد خواسته می شود که مطالب خود را بیان نماید واین امر باعث می شود تا وی هر آنچه را که می داند بیان نماید و در این راستا نبایستی سؤالات القایی مطرح شود چون در نحو پاسخ تأثیر می گذارد. در گام بعدی بایتی از لحن گفتار، حالت چهره، رفتار و روحیات شخصی و نحوه مصاحبه، قابل اعتمادبودن اظهارات شاهد مورد سنجش واقع شود که این امر را درواقع اذن قضایی برای ایراد شهادت می نامیم.
کسب اطلاعات از مظنونین
از جمله مواردی که می توان از طریق آن به یک شخص خاص مظنون شد را می توان در سه مورد بیان نمود.
اقرار صریح فرد به ارتکاب قتل و مطابقت آن با اوضاع و احوال حاکم بر موضوع.
کسب اطلاعات از مطلعین و توانایی ربط دادن جرم به یک شخص خاص.
کشف مدارک موجود در صحنه که به شکلی ارتباط آن به یک شخص خاص محرز شود.
پس از آنکه به یک شخص خاص مظنون شدیم، باز هم نباید عجله کرد و بایستی تمام تحقیقات خود را کامل کرده و در نهایت به سراغ شخص مظنون برویم. به عبارت دیگر شخص مقام قضایی پس از مصاحبه با شهود و مطلعین، بررسی کلی مدارک فیزیکی، سابقه زندگی شخصی قربانی و در نهایت کسب اطلاعات لازم و کافی اقدام به بازجویی از مظنون می کند.
نظر به اینکه شناخت هویت متهم و اطلاع از آن برای شروع به تحقیقات ضروری نیست و به تعبیری دیگر قاضی تحقیق باید تحقیقات خود را راجع به موضوع و نه الزاماً به شخصی معین شروع کند، این حق برای قاضی تحقیق کننده وجود دارد که اولاً) دامنه تحقیقات خود را گسترش داده، علاوه بر فرد یا افرادی که در شکوائیه شاکی یا تقاضانامه دادستان از آنان نام برده شده از هر شخص دیگری که دخالت او در ارتکاب جرم متحمل باشد تحقیق و در صورت لزوم او را متهم به ارتکاب جرم نماید. ثانیاً) چنانچه شکوائیه یا درخواست دادستان نامی از فرد معینی به عنوان متهم برده نشده باشد، که آن را اصطلاحاً طرح دعوا علیه شخص ناشناس می نامند باز هم قاضی تحقیق مکلف به انجام دادن تحقیق پیرامون بزه ارتکابی و چگونگی وقوع آن به منظور دستیابی به بزهکار واقعی است.
روشی که مقام قضایی در حین انجام بازجویی در برخورد با اشخاص مختلف از خود بروز میدهد تا حد زیادی بر کیفیت و کمیّت اطلاعات به دست آمده تأثیر خواهد گذاشت.
این نکته را باید مقام قضایی مدنظر داشته باشد که به تعداد افراد جامعه روش بازجویی وجود دارد و افراد را بایستی براساس سن، جنسیت، تأهل و بر مبنای تعلقاتشان به مادیات همچون علاقمندی به پول، شغل، موقعیت اجتماعی، آبرو، عفت و حیا، اعتقادات دینی و ضعف آنها، نسبت به این امر مورد بازجویی قرار داد. به عبارت دیگر مقام قضایی بایستی بر مبنای شخصیت مظنون از وی بازجویی کند.
صدور دستورات و قرارهای مقتضی
در این قسمت برآنیم تا به بررسی وظایف تخصصی مقام قضایی که به لحاظ سمت قضایی دارد، بپردازیم؛ اما پیش از ورود به این مقوله بهتر است تا دید قضایی را هم در مقام قضایی تقویت بخشیم به عبارتی دیگر شخص مقام قضایی علاوه بر وظایف قضایی و نظارتی که بر عهده دارد بایستی دید قضایی هم نسبت به صحنه قتل داشته باشد. منظور نگارنده از دید قضایی درواقع یک دید موشکافانه و تجسسی است. دیدی که به راحتی از هر موضوع نگذرد و هر چیز عجیب را بعید نپندارد چرا که احتمال وقوع هر امری در صحنه قتل متصور است که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می کنیم.

مطلب مشابه :  دانش ضمنی و دانش صریح