قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

برپایه تبصره1 ماده14(تبصره1 ماده742 قانون مجازات اسلامی) محتویات و آثار مبتذل به آثاری اطلاق میگردد که دارای صحنه و صورقبیحه باشد. این تعریف، هرچند بخشِ دومِ تعریف پیشبینی شده در قانون مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیرمجاز مینمایند، برداشته است ولی از تعریف پیشین خطرناکتر است و به راستی که در اینجا قانونگذار در پاسداشت احترام شهروندان، گامی به پس نهادهاست. با این تعریف میتوان گفت که همه ایرانیان، توان بزهکار شدن را دارند؛ قبیحه بودن صور و صحنه تنها راه شناخت محتوای مبتذل است؛ در این میان این دادرس است که میتواند تصویر یا فیلمی را مبتذل بداند و یا نداند و بدین حال هرکس را به دلخواه خویش، بزهکار بداند.(عالیپور، 1390، 304)
از آنجا که در متن لایحه تعبیر «مبتذل» آگاهانه برداشت شده بود، قانونگذار در قانون جرایم رایانهای، به اندازه تعبیر «مستهجن» در گسترش آن نکوشیده و به همین دلیل تنها ناظر به محتوای دیداری(فیلم و پیکره) است و این را میتوان از تعبیر «صحنه و صور قبیحه» دانست. پس بر وارونه مستهجن، صوت و نوشته در محتوای مبتذل راه ندارد. تعبیر «محتویات و آثار» که باهم در تعریف مبتذل آمده بر چیزهای جدایی بار نمیشوند، بلکه قانونگذار خواسته تا این دو را در یک معنا به کار ببرد و در کنار آثار که در قانون پیشین به کار رفته از واژه رایج در فضای سایبر یعنی «محتویات» نیز بهره بگیرد و بنابراین برپایه اصل قانونی بودن، نباید گستره مبتذل را که بودنش در قانون خود چالشزا است، به محتوای غیرتصویری نیز کشاند.(عالیپور، 1390، 305)
به نظر می رسد که هر چند مقنن خواسته است که واژگان “مبتذل” و “مستهجن” را تعریف کند اما شاید می توانست بهتر از این عمل کند و با به کار بردن واژگانی بهتر معیار تمییزی به دست دهد تا این که با ابهام این واژگان بر ابهام حیطه گسترده و بی مرز “جریحه دار شدن عفت و اخلاق عمومی” و یا اصطلاحاتی چون “صور قبیحه” بیفزاید؛ چرا که حیطه ی این واژگان خود در عرف بسیار گسترده است و مثلا آنچه در یک فرهنگ قبیح است در فرهنگ منطقه ای دیگر چنین نیست.
گفتار سوم: عنصر روانی
تردیدی وجود ندارد که صرف انجام عمل مجرمانه، بدون احراز اجزاء عنصر روانی را نمیتوان جرم نامید و برای تحقق جرم علاوه بر عنصر قانونی و عنصر مادی(رفتار فیزیکی، اوضاع و احوال لازمه تحقق جرم و در برخی موارد نتیجه حاصله) احراز عنصر روانی لازم است.
در بنیادگیری رفتارهای موضوع ماده14، رکن روانی برگرفته از پارههای زیر است:
عمد رفتاری که بر پایه آن، انجامدهندهی رفتار باید بخواهد یکی از شش رفتار انتشار، توزیع، معامله، تولید، ذخیره یا نگهداری را انجام دهد. عمدغایی که تنها برای سه رفتار تولید، ذخیره و نگه داری نیازاست. این سه رفتار باید همراه با قصد تجارت یا افساد باشد. اثبات قصد خاص (قصدغایی یا نتیجهای) بر پایه قرینهها و نشانههاست و نمیتوان به طور قطعی از آن پردهبرداشت. در اینجا نیز از رهگذر نشانههایی مانند انبوهی محتویات هرزه، تولید به صورت گروهی یا برنامهریزی شده، بودن پیشینه محکومیت و بهرهگیری از سامانهها و افزارهای گوناگون میتوان به قصدغایی درباره تجارت یا افساد پیبرد. تجارت بر پیشهساختن فروش و عرضه محتویات هرزه و افساد برتباهی ساختن گزارههای اخلاقی و عفت عمومی استواراست.(عالیپور، 1390، 305)
پس عنصر معنوی جرم، عمد در انتشار، توزیع، تولید، معامله و… محتویات مستهجن و مبتذل میباشد. درمورد تولید، نگهداری و ذخیره نمودن علاوه بر عمد در تولید، نگهداری و ذخیرهسازی قصدخاص(سوءنیت خاص) تجارت یا افساد نیز باید وجود داشتهباشد.
آگاهی برجستهترین جزء رکن روانی رفتارهای ششگانه است. برپایه این جزء، مرتکب باید آگاه باشد که آنچه نسبت به آن رفتاری را انجام میدهد، محتویات هرزه(مستهجن یا مبتذل) است. اگر کسی به طور بخردانه به اثبات برساند که نسبت به استهجان و ابتذال محتویات آگاهی نداشته یا اینکه اگر به ظاهر مستهجن و مبتذل هستند، از آنها برای مقاصد علمی یا هر مصلحت عقلایی دیگر تهیه یا تولید یا نگهداری یا ارائه یا توزیع یا انتشار یا معامله کردهاست(درحالی که به راستی از آنها نمیتوان در مقاصد علمی بهرهبرد) به دلیل نبود آگاهی، رکن روانی نیز خدشهدار است.(عالیپور، 1390، 305)
اثبات آگاهی مرتکب به مبتذل یا مستهجن بودن در تعیین کیفر دارای اهمیت است. اگر کسی ادعا کند که میپنداشته، محتویاتی را که پخش کرده مبتذل بودهاند ولی با سنجههای محتویات مستهجن سازگاری داشتهباشند و ادعایش را ثابت کند به دلیل نبود آگاهی به استهجان به کیفری می رسد که برای مبتذل هست، ولی برعکس اگر بپندارد که محتوایی، مستهجن است ولی با سنجههای محتوای مبتذل همخوانی داشتهباشد، باز هم به کیفری میرسد که برای محتوای مبتذل پیشبینی شده است، هرچند آگاهی درباره محتوای مبتذل نیست؛ زیرا مبتذل چهره کمرنگ شده مستهجن است و هر مستهجنی، به یقین ابتذال را نیز به همراه دارد. نکته دیگر اینکه اثبات استهجان و ابتذال در محتوای دیداری به دلیل آنکه دلالت بیرونی بر رخداد دارد بر گردن مرتکب است ولی اثبات این دو نسبت به صوت و نوشته باید از سوی دادستان باشد؛ زیرا ابتذال و استهجان در این دو پنهانی بوده و نیاز به احراز دارد.(عالیپور، 1390، 306)
به طور کلی می توان گفت: در سه فعل مجرمانه انتشار، توزیع و معامله صرف وجود سوء نیت عام کافی است و اگر شرایط و اوضاع و احوال خاص بیان شده در ماده محقق شود از نظر عنصر روانی صرف سوء نیت عام کافی است تا جرم را واقع شده به حساب آورد اما در مورد سه فعل مجرمانه دیگر یعنی تولید، ذخیره و نگه داری علاوه بر سوء نیت عام یعنی عمد در فعل ارتکابی و آگاهی به محتویات سوء نیت خاص یعنی قصد تجارت یا افساد لازم است تا جرم واقع شود.
بخش سوم: جرایم وابسته به هرزهنگاری در فضای سایبر
قانون گذار در مادهای جداگانه به جرمانگاری اعمال خاص وابسته به هرزهنگاری اقدام کردهاست که به نظر میرسد این جرایم از دسته جرایم بازدارنده میباشند که قانونگذار برای جلوگیری از ارتکاب هرزهنگاری اعمالی را ممنوع اعلام کردهاست که عبارتنداز: اول، معاونت در دسترسی به محتویات هرزه. دوم، دستیاری در انجام یا آموزش بزه که در ذیل به بررسی این جرایم میپردازیم.
گفتار اول: معاونت در دسترسی به محتویات هرزه
ماده15 قانون جرایم رایانهای در راستای پشتیبانی از بزه دیدگان و در پیکره بزهی پیشبینی شدهاست که به آن معاونت به عنوان بزهی جدا گفتهمیشود. معاونت به عنوان بزهی جدا به بزهی گفته میشود که رفتارش، رفتار معاونت است ولی پیرو قاعدههای بزه اصلی است. به طور منطقی همه بزههایی که در جایگاه معاونت به عنوان جرم جداگانه رخ میدهند مطلق هستند و بزه بودنشان منوط به این نیست که بزه اصلی رخ دهد. برای نمونه طبق بند ب ماده639 قانون مجازات اسلامی، تشویق مردم به فساد یا فحشا یا فراهم نمودن موجبات آن قابل کیفر است. در اینجا تشویق یا فراهم نمودن موجبات، مصداق رفتاری معاونت هستند ولی در مقام بزهی جداگانه پیشبینی شدهاند بیآنکه بایسته باشد تا این دو رفتار به فساد یا فحشای مردم بیانجامد.(عالیپور، 1390، 307)
در ماده15 قانون جرایم رایانهای، دو بند پیشبینی شده که هر دو از جرایم وابسته به هرزه نگاری هستند. در بند (الف) برخی رفتارهای معاونت را به عنوان بزهی جداگانه پیشبینی کرده است و در بند (ب) به دستیاری در انجام یا آموزش بزه پرداختهاست.
ماده15 مقرر میدارد: «هرکس از طریق سامانههای رایانهای یا مخابراتی یا حاملهای داده مرتکب اعمال زیر شود، به ترتیب زیر مجازات خواهد شد:
الف) چنانچه به منظور دستیابی افراد به محتویات مستهجن، آنها را تحریک، ترغیب، تهدید یا تطمیع کند یا فریب دهد یا شیوه دستیابی به آنها را تسهیل نموده یا آموزش دهد، به حبس از 91روز تا یک سال یا جزای نقدی از پنج میلیون ریال تا بیست میلیون ریال یا هردو مجازات محکوم خواهد شد. ارتکاب این اعمال در خصوص محتویات مبتذل موجب جزای نقدی از دو میلیون ریال تا پنج میلیون ریال است.
ب) … . »
بیشتر رفتارهای پیشبینی شده در بند (الف) ماده15 همان رفتارهایی است که در ماده43 قانون مجازات اسلامی در قالب معاونت در جرم پیشبینی شدهاند. این رفتارها عبارتنداز: تحریک، ترغیب، تهدید، تطمیع، فریب دادن، تسهیل شیوه دستیابی و آموزش دادن. همه این رفتارها میتوانند گفتاری باشند یا کرداری ولی باید از طریق سامانههای رایانهای یا مخابراتی یا حاملهای داده انجام بگیرند و گرنه از گستره رفتارهای این بند بیروناند. رفتارهای پیشگفته مطلقاند و نیاز نیست تا کسان موردنظر مرتکب، به محتویات مستهجن یا مبتذل دست یابند.(عالیپور، 1390، 308)
از آنجا که جهت بزهانگاری ماده15، بزهدیده محوری است، تعدد جرم نیز بر پایه این محور معنا میدهد. پس اگر کسی یک نفر را در آغاز تحریک به دستیابی به محتویات مستهجن کند و سپس وی را تهدید کند، یک بزه را انجام دادهاست؛ زیرا در اینجا هم بزهدیده یکتاست و هم قصد خاص، یکسان. ولی اگر نسبت به یک نفر درآغاز تشویق به دستیابی به محتویات هرزه کند و آن کس دست یابد و سپس باز تحریک به دستیابی نسبت به همان کس نماید، تعدد مادی همسان انجام دادهاست. همچنین است اگر کسی یک نفر را تهدید به دستیابی و دیگری را تحریک به دستیابی به محتویات هرزه نماید. درهرحال انجام رفتارهای چندگانه موضوع بند (الف) ماده15، تعدد مادی همسان خواهدبود. حال اگر کسی نامه الکترونیکی برای دیگری بفرستد و در آن وی را تهدید به دستیابی کند و در دنباله نیز شیوه دستیابی را آموزش دهد، تعدد معنوی نخواهد بود، زیرا هرچند این دو رفتار در یک نامه نوشته شده و به بزهدیده پیشنهاد گردیده است ولی دربردارنده دو رفتار جداگانه است. با این حال چون بزهدیده یکی است و قصد خاص نیز یکسان، از ریشه، تعدد بنیاد نمیگیرد.(عالیپور، 1390، 309-308)

مطلب مشابه :  عوامل اجتماعی و فرهنگی